نوشته‌ها

رعایت اصول فن بیان با مشتری تأثیر زیادی روی برند شما می‌گذارد و هیچ‌ چیز مانند ایجاد ارتباطی خوشایند موجب رضایت مشتری نمی‌شود.

ارتباط درست، از هرگونه تخفیف و تبلیغی مؤثرتر عمل خواهد کرد. شما باید به روش انتقال پیام خود به مشتری و چگونگی بازخورد او توجه کنید.ولی داشتن فن بیانی «متفکرانه» با مشتری دقیقا به چه معناست؟ برای داشتن ارتباطاتی مؤثر باید چه کرد و چگونه اندیشید؟ استراتژی موفق در پس‌زمینه‌ی کلام شما چیست؟

در درجه‌ ی اول برای رسیدن به ارتباطی مطلوب و در سطح جهانی با مشتری باید بدانید که ما همگی انسان هستیم و این ارتباط نیز رابطه‌ ی دو انسان با یکدیگر است و با چیزی عجیب و غریب و پیچیده روبه ‌رو نیستیم. پس با ما همراه باشید چرا که به شما اطمینان میدهیم که با فراگیری این نکات در مسیر درستی قرار بگیرید!

به روزرسانی:1398/01/29

?۱. رعایت اصول فن بیان در مواقع برخورد با مشتری، با حفظ لحنی هماهنگ

درست مانند نواختن قطعه‌ای در موسیقی، درهنگام صحبت کردن با مشتری هم باید به لحن و ریتم کلام خود دقت کنید. اگر لحن شما مناسب نباشد، برقراری ارتباط سخت و دشوار خوهد بود. برای مثال: «دیگه چی؟» و «دیگه چه کمکی ازم ساخته است؟» را با یکدیگر مقایسه کنید. این ۲ سؤال مفهوم مشابهی دارند اما اثرشان برروی مشتری زمین تا آسمان تفاوت دارد.

بعد از بررسی تیم کارکنان خود، استانداردهایی برای مکالمه و رعایت فن بیان با مشتری را فراهم کنید. همه‌ی کارکنان باید از معیار مشخصی در صحبت کردن با مشتری استفاده کنند، اما به‌خاطر اینکه هر یک صدای منحصر به ‌فرد خود را دارند، لازم نیست تا نگران تکراری شدن قضیه باشید.

?۲. درنظر گرفتن لحن در ارتباط با اصول فن بیان

مثال بالا را دوباره به خاطر بیاورید: «دیگه چی؟» و « دیگه چه کمکی ازم ساخته است؟» اولین جمله،به طور واضح لحنی غیردوستانه و تلخی را تداعی می‌کند و جمله‌ی دوم کاملا دوستانه و حرفه‌ ای است و در تعاملات مشتری بسیار مفید ،حرفه ای و خوشایند جلوه می‌کند.

اصول فن بیان

اصول فن بیان

?۳. استفاده از زبان قوی و مثبت

در اصول فن بیان ،زبان خوش و قوی و به کار گرفتن عبارات و جملات مثبت باعث می‌شود تا مکالمه ادامه پیدا کند و از سوء تفاهم‌های احتمالی جلوگیری شود. کلمات منفی مانند: نمی‌توانید، نباید و… به شدت منفی هستند. سعی کنید تا مشکل مشتری را حل کنید و چیزی نگویید که واکنش او را برانگیزید.

مثلا دربرابر یکی از خواسته‌‌های مشتری که مقدور به انجام آن نیستید، خیلی قاطع نگویید «خیر، ما چنین محصولی را نداریم یا کاری ازطرف ما ساخته نیست.» درعوض بگویید «فعلا امکان رسیدگی به این خواسته‌ی شما برای ما ممکن نیست ولی از این که نظر و خواسته‌ ی خود را با ما مطرح کردید کمال تشکر را داریم و از آن به عنوان پیشنهادی مفید برای رسیدگی در آینده استفاده خواهیم کرد.»

تغییرلحن و مکالمات، از مسیری منفی به مثبت، راه ‌حل و کلید حل مشکلات ارتباطی است.باید اینگونه گفت که دانستن فن بیان با مشتری موجب خواهد شد که احساس بهتری در او شکل بگیرد. یادتان باشد که مشتری به کارهایی که از شما ساخته است و توانایی‌های شما، توجه دارد.

زمانی که مشتری باید از قانون های شما پیروی کند، از لحنی نرم و مثبت استفاده کنید و به شکلی حرف بزنید که مشتری متوجه بشود که این قانون بخشی از یک تصمیم گروهی است و مورد اجبار و ظلم واقع نشده است. زبان خوش و لحن مثبت چراغ‌های رابطه را برای تعاملات بعدی روشن نگاه می‌دارند؛ و مشتری احساس نخواهد کرد که زمان خود را در تعامل با شما تلف کرده است.

?۴. مختصر باشید ، نه خشن

مهم نیست که نامه‌ ی طولانی یا ایمیلی که برای مشتری فرستاده‌اید چقدر خوب و جالب یا مؤدبانه نوشته شده است، در هر حال بیشتر مشتریان، حوصله‌ ،برای خواندن متونی با بیش از ۱۰۰۰ کلمه را ندارند. پس جملات خود را کوتاه کنید.

در اصول فن بیان ، برای ارتباط با مشتری از ویدیوها، مقالات و پیوند به صفحات اینترنتی مناسب استفاده کنید و مطمئن باشید که مشتری توجه بیشتری به شما و مقاصدتان نشان خواهد داد. هدف از فرستادن ایمیل و نامه و… به مشتریان پاسخ دادن به سؤالات آنها و برطرف کردن مشکل و ابهاماتی است که در خرید از شما یا تعامل با شرکت‌ تان داشته‌اند، پس باید ضمن به کارگیری مقالات و ویدیوها و سایر راهکارهای کمک به مشتری، چند خط نیز خودتان برای او بنویسید و ارتباطی زنده و پویا را با او شکل بدهید.

?۵.حفظ ارتباطات به‌موقع با مشتری

پاسخگویی بیش‌‌ازحد سریع به مشکل مشتری نیز برای او قابل ‌قبول نخواهد بود. مثلا فرض کنید ۳۰ ثانیه پس از دریافت ایمیل مشتری سریعا به او پاسخ بدهید. چنین رفتاری باعث می‌شود که مشتری به شما شک کند و احساس کند که به مشکل خاص او رسیدگی نشده و تنها جوابی بی اهمیت و تکراری برای او ارسال شده است.

اصول فن بیان

اصول فن بیان

در زمینه ‌ی پاسخگویی به مشتری هم باید تعادل را رعایت کنید. نه آ‌ن ‌قدر دیر پاسخ بدهید که مشتری خسته و دلزده بشود و نه آن‌قدر زود که به شنیده و دیده شدن مشکلش از سوی شما شک کند. با رعایت پرهیز از افراط ، پاسخگویی را وظیفه ‌ی اصلی و اولویت خود بدانید.

(برای مطالعه مقالات بیشتر ایـــــنــــــجـــــا کلیک کنید.)

?۶. صدا زدن نام مشتری

اگر در تعامل با مشتری، او را با نام خودش صدا نزنید، فرصت عالی را برای مدیریت روان‌شناسی رفتار مشتری از دست خواهید داد. براساس مطالعات روان‌شناسی، شیرین ‌ترین و دلپذیرترین نامی که افراد دوست دارند بشنوند، نام خودشان است.

فقط باید حواستان باشد که اسم مشتری را درست تلفظ کنید و اگر به هر دلیل اسم او را نمیدانید، قبل از شروع مکالمه نامش را بپرسید یا او را با عناوینی مثبت مانند دوست من و… خطاب کنید.

?۷. شناخت ادبیات مشتری

با همان ادبیاتی با مشتری صحبت کنید که خود او استفاده می‌کند.در اصول بیان ، اگر لحن مشتری شما رسمی و جدی است، شما هم باید به همان روش صحبت کنید و اگر از ادبیاتی غیررسمی و خودمانی استفاده می‌کند، سعی کنید با او همراه بشوید.

سعی کنید در ارتباطات نوشتاری در ایمیل‌ها و… نیز لحن و ادبیات مشتری را پیدا کنید و با آن همراه باشید. اگر عصبانی است، تلاش کنید تا از خشم او را کم کنید و اگر شاد و هیجان ‌زده است، به احساسش اهمیت بدهید.

در بیشتر تعاملات، شبیه به مشتری بودن لذت‌بخش و توأم با خاطره و تجربه‌ای مثبت خواهد بود اما یادتان باشد که ادای مشتری را در نیاورید و در همراهی با ادبیات کلامی و نوشتاری او مسخره و غیرقابل‌قبول نشوید. تشابه باعث ایجاد رابطه با مشتری و آسایش او می‌شود و از توقف‌هایی که ممکن است برای ایجاد ارتباط با مشتری پیش بیاید، جلوگیری می‌کند.

?۷. رعایت حد شوخی

قبل از اینکه سر شوخی را با مشتری باز کنید، حواس‌تان باشد که به شناخت درستی از تعامل و رابطه‌ی خود با او برسید. یادتان نرود که استفاده از شوخی یا کنایه و… در نوشتار سخت‌ تر فهمیده می‌شود و امکان اینکه در فهم پیام‌تان سوءتفاهم پیش بیاید، زیاد است.

شکلک‌ها یا همان ایموجی‌ها و گیف‌ها به‌خوبی منظور و پیام را می‌رسانند، اما هنوز علامتی برای انتقال مفهوم شوخی‌های نوشتاری ایجاد نشده است. پس باید در این زمینه دقت و توجه زیادی به خرج بدهید.اگر مشتری اهل شوخی است، مشکلی وجود ندارد و شما هم با حفظ مرزهای اخلاقی می‌توانید او را همراهی کنید.

اصول فن بیان

اصول فن بیان

?۸. تعریف معیارهای مشخص

سعی کنید تا با تعیین استانداردها و معیارهای مشخص، آموزش‌های لازم را به کارکنان و تمام اعضای تیم ارتباط با مشتری منتقل کنید.

باید تمام جزئیات لازم را برای برقراری ارتباطات و پاسخگویی به سؤالات و مشکلات مشتریان، مشخص کنید و به آنها الگویی مشخص نشان بدهید یا نمونه‌های مورد‌پسند خود را برای ارتباط و فن بیان با مشتری اعلام کنید. اما حواس ‌تان باشد که خلاقیت کارکنان را از بین نبرید.

درواقع وظیفه‌ی شما تعیین استانداردها و معیارها و به‌ عبارت دیگر الگویی برای برقراری ارتباط و تعامل با مشتری است. سعی کنید که ادبیات و رفتار کلامی خاص خود را برای شرکت انتخاب کنید و آن را به تمام اعضای تیم خود یادآوری کنید. در کلام نیروهای شما، باید عقاید و ارزش‌های شرکت متجلی شود.

?۹. پایگاه داده‌ی پرسش‌های متداول

برای صرفه‌جویی در وقت و کاهش تعداد پرسش‌های مشابه، بهتر است که پایگاه داده‌ای از این پرسش‌ها تهیه کنید. مثلا مشتری تازه‌ واردی را درنظر بگیرید که نمی‌داند چگونه رمز عبور خود را در سیستم تغییر بدهد. خب این مشکل بسیار ساده و متداول است اما به این معنا نیست که رسیدگی به آن فاقد ارزش است،بلکه با ایجاد منبعی کلی برای پاسخگویی، مشکلات این‌چنینی نیز رفع خواهند شد و زمان ذخیره‌ شده برای حل مسائل مهم‌ تراستفاده خواهد شد.

از اضافه کردن گزینه‌های جدید به پایگاه پرسش‌های متداول نهراسید و به‌ خاطر داشته باشد که هرچه این پایگاه عریض و طویل‌تر باشد، اهمیتی ندارد و نکته مهم این است که مشتری خوشحال و راضی به پاسخ‌های موردنیازش برسد.

?۱۰. راهنمایی مشتری با اصول مشخص

هر کاری که در توان شما است، برای رفع مشکل مشتری انجام بدهید. هرچه این مشکل بهتر و راحت تر حل شود، او در نظرسنجی به شما نمره ی بالاتری خواهد داد. مثلا هنگامی که لازم است که مشتری برای رفع مشکل کاری را قدم به ‌قدم انجام بدهد، او را به کمک اعداد و ایجاد ترتیب برای کارها، به ‌شکل واضح و باحوصله ‌ای راهنمایی کنید.

عملیات لازم را به ‌صورت مرحله به مرحله به او بگویید و او را همراهی کنید تا مشکلش حل شود. عجله ای نکنید و با به هم زدن ترتیب زمانی کارهایی که لازم است انجام بدهد، او را گیج نکنید.

?۱۱. حمایت از تیم ارتباط با مشتری

وجود پاسخ‌های عمومی که اعضای تیم مشتریان قادر به رفع مشکلات از روی آنها باشند بسیار خوب است، اما نباید اجازه دهید تا افرادی که مهارت کافی ندارند با تکیه بر این سیستم، کارشان را اشتباه انجام دهند. علاوه ‌بر این باید نهایت توجه و حمایت را از تیم ارتباط با مشتری به عمل بیاورید و اجازه ندهید که در پاسخگویی دچار سردرگمی یا سرهم‌بندی شوند.

بهتر است که سیستمی درنظر بگیرید که به موجب آن اعضای تیم‌تان بتوانند برای پرسش سؤال خاص خود از فردی خاص در شرکت سریعا از طریق شبکه داخلی همکاران با او ارتباط برقرار کنند و اطلاعات لازم برای مشتری را به دست بیاورند.

اصول فن و بیان

اصول فن و بیان

?۱۲. پیشنهاد کمک بیشتر

بعد ازتمام شدن مکالمه تان با مشتری سریعا با او خداحافظی نکنید. به پایان رساندن سریع بخش خداحافظی باعث می‌شود تا مشتری احساس کند که می‌خواهید او را از سر خود باز کنید. درعوض سعی کنید که مکالمه را ادامه بدهید.

باید طوری صحبت کنید که مشتری با وجود پرسش‌های نه چندان مهم و گاهی خیلی خیلی ساده احساس ناخوشایندی نداشته باشد و احساس نکند که مسخره و احمق به نظر رسیده است. باید به او نشان بدهید که از کمک کردن به حل مشکلش راضی و خرسند هستید.

?۱۳. فقط حرف نزنید، بلکه نشان دهید

گاهی اوقات نوشتن دستورالعمل‌های مختلف برای مشتری برای رفع مشکل چندان کاربردی نیست. به جای نوشتن پیام‌های طولانی برای رفع مشکل، بهتر است که از تصویر یا امکاناتی نظیر الحاق پیام صوتی استفاده کنید.

به جای نوشتن ، از ضبط صدا و تصویر و فرستادن فایل آن کمک بگیرید.هدف از این کار،راحت ترین راه برای حل مشکل مشتری است.

۱۴. شفافیت داشته باشید

در صحبت با مشتری از ادبیاتی مفهومی، ساده و روان استفاده کنید. سعی کنید تا زبان گفتگوی شما تهاجمی و امری نباشد. از اصطلاحات کوچه‌ بازاری نیز دوری کنید.

۱۵. پرهیز از کلیشه‌ها

به نظر شما کدام‌یک از عبارت‌های زیر مناسب‌تر است؟

  • سفارش شما در حال بررسی میباشد. از تماس شما سپاسگزاریم.
  • سلام دوست عزیز، من شما را به همکارم خانم «الف» ارجاع داده‌ام. ایشان متخصص امور مشتریان هستند و بهتر شما را راهنمایی خواهند کرد.

پیام اول را معمولا زیاد دیده اید و تکراری است.معمولا روزی چند بار چنین پیام‌هایی را از این‌ طرف و آن‌ طرف می‌شنویم. اما پیام دوم شخصی‌سازی شده است و اهمیت رسیدگی به مشکل مشتری را به او نشان می‌دهد. همان‌طور که می‌بینید کلمات و جملات بسیار مهم هستند و در ارتباط با مشتری تاثیر زیادی می گذارند.

ادامه دارد…

 مشاهده مقالات بیشتر 

۱۰ استراتژی برای افزایش فروش موفق

برسی خدمت عارضه یابی بازاریابی و فروش

۲۱نکته برای تبدیل شدن به فروشنده حرفه ای

 

 

خوشحال هستیم که در فصل دوم اصول وفنون مذاکره در بازاریابی با شما همراه هستیم. امیدوارم که از فصل اول اطلاعات خوبی بدست آورده باشید و بتوانید در کسب و کار خود از آن به خوبی استفاده کرده باشید، همانطور که به شما گفته بودیم در ابتدا یک مقدمه ای در مورد قدرت در مذاکره خدمت شما میگوییم وبعد جمع بندی می کنیم.

قدرت در مذاکره شامل چند مورد خاص است .مواردی چون اطلاعات و منحصر به فرد بودن را توضیح دادیم. قدرت در مذاکره شامل داشتن دانش و اطلاعات خاصی است که در دستان شماست ،همچنین وجود داشتن نیازی برای فرد و توانایی منحصر بفردی در شما در جهت رفع آن نیازو توانایی شما برای خروج از مذاکره . تمام این موادر تعیین کننده قدرت شما در یک مذاکره میباشد .

تکنیک های مذاکره در بحث اصول وفنون مذاکره در بازاریابی

ما باید چگونه در شرایط مختلف توانایی بدست آوردن منافع خود را داشته باشیم ؟  تکنیک های متفاوتی در مذاکره وجود دارند که سعی میکنیم به پرکاربرد ترین آنها اشاره کنیم و نحوه استفاده از آنها را برای شما توضیح دهیم.

اولین بحث تکنیک در اصول وفنون مذاکره در بازاریابی، بحث سفارش بزرگ است. یکی ازمسایلی که درمذاکره وجود دارد در بسیاری از موارد ما سفارش های بزرگی را برای کسب و کارمان داریم یا مشتری که قصد گرفتن سفارش های بزرگی را دارد .

در تکنیک سفارش بزرگ به این گونه است که ما باید مقیاس های خرید را از گروههای مختلف تهیه کنیم .یعنی چه ؟

مثال بزنیم راجع به شکلات ،زمانی که ما به یک مغازه مراجعه میکنیم و میخواهیم شکلات تهیه کنیم احتمالا یکی، دوتا ، سه تا یعنی مقیاس در یک مغازه عدد هست. یک عدد ، دوعدد ، سه عدد.حالا زمانی که به یک کلی فروش مراجعه میکنید قاعدتا مقیاس ها متفاوت می شود یک جعبه ، دوجعبه ، یک کارتن.

اصول وفنون مذاکره در بازاریابی

اصول وفنون مذاکره در بازاریابی

مقیاس وسفارش در اصول وفنون مذاکره در بازاریابی

دیگر اینجا سخنی ازعدد نیست. وقتی ما در اصول وفنون مذاکره در بازاریابی صحبتی از سفارش بزرگ می کنیم درمقابل یک کلی فروش یا یک بنکدار، زمانی که میگوییم ده تا ، بیست تا، برای یک بنکدار این یک سفارش بزگ محسوب نمیشود.

اگر بخواهیم 100تا کارتن ، 200تا کارتن بگیریم اینجاست که به آن سفارش بزرگ میگوییم. همینطور بروید عقب ، حالا تصور کنید که همین سفارش را شما میخواهید از یک کارخانه بگیرید دیگر 10 تا کارتن ، 20 تا کارتن درآنجا مقیاس بزرگ نیست ، مقیاس در آنجا یک نیسان ، دو نیسان ، یک خاور … یعنی ماشین ها تعیین میکند.

اطلاعات و سفارش بزرگ در اصول وفنون مذاکره در بازاریابی

پس در بحث اصول وفنون مذاکره در بازاریابی هنگامی که میگوییم سفارش بزرگ از یک کارخانه دیگر معیار یک کارتن دو کارتن نیست بلکه یک نیسان، دو خاور است .پس اینکه میگویم به چه گروهی میخواهید سفارش بدهید آنجاست که مقیاس، تعیین کننده برای آن گروه است. مغازه دار ؟ بنکدار ؟ کارخانه دار یا وارد کننده. حالا شما باتوجه به اینکه گروهی که میخواهید از آن سفارش بگیرید را مشخص کردید، مقیاس های مد نظر آن گروه هم مشخص می شود .

شما تصور بفرمایید که از یکی ازاین گروه ها میخواهید سفارش بزرگی دریافت کنید .

در مذاکره این چنین است که شما قبل ازاینکه بخواهید سفارش بدهید، کل حجم مورد نیازتان را مشخص نمی کنید .

برگردیم به حوزه اطلاعات ، اطلاعات کافی از قیمتهای موجود در بازار را بایستی بدست آورید. تصور بفرمایید که شما میخواهید از یک کارخانه خرید کنید مقیاس آنها یک نیسان یک خاور و چیزهایی ازاین قبیل است.

شما سفارشی دارید بالغ بر 100 خاور یعنی شما 100 خاور شکلات میخواهید تهیه کنید، قیمتهای موجود در بازار اینگونه است که مثلا هر خاور 10 میلیون هزینه دارد. قیمتهای موجود در بازار را بدست آوردید و متوجه شدید قیمت آن در بازار در وضعیت مناسبی قرار دارد .

زمانی که شما 100 خاور میخواهید سفارش بدهید،

اگر شما مراجعه کنید به آن ها و به آنها بگویید من 100 خاور ازاین جنس میخواهم، به احتمال خیلی زیاد شما با مبلغ 100 ضربدر مبلغ یک خاور روبه رو میشوید .

یعنی 100تا 10 میلیون تومان بخاطر اینکه آنها بابت هر خاور 10 میلیون تومان میگیرند و وقتی که شما مراجعه میکنید و میگویید که من صدخاور میخواهم کل نیاز خودتان را به طرف مقابل منتقل کردید و دراین وقت طرف مقابل هم حداکثر قیمت را به شما ارا‌یه خواهد کرد چرا ؟

چون آن فرد اکنون انگیزه ای برای افزایش خرید شما ندارد و شما کل نیاز خودتان را مطرح کردید .ولی تصور بفرمایید شما درشرایط  اصول وفنون مذاکره در بازاریابی  با مقیاس های کوچکتر شروع کنید و آن فرد با شما وارد مذاکره شود تا شما بتوانید خرید خودتان را افزایش دهید، در این حالت، دراین مذاکره چون طرف مقابل دنبال کسب امتیاز از شماست، ناچار به ارایه امتیازی به شما خواهد بود .

اصول وفنون مذاکره در بازاریابی

ایجاد انگیزه وافزایش خرید در اصول وفنون مذاکره در بازاریابی

شما با یک خاور شروع می کنید و میگویید قیمت ما به این گونه است.در ارتباط با آینده به این فرد انگیزه دهید که برای افزایش خرید شما با شما ورود کند .حال اگر قرار باشد که ما ارتباطمان ادامه دار باشد و در آینده هم بخواهیم خرید بیشتری از شما انجام بدهیم، کلا پاسخی که شما دریافت می کنید این هست که اگر شما خرید بیشتری از ما انجام دهید قطعا ما به شما تخفیف میدهیم. با دو روال متفاوت، منافع متفاوتی بدست می آورید ،به همین راحتی .

این همان موضوع در اصول وفنون مذاکره در بازاریابی است که میگوید ذهن انسانها دارای برنامه ریزی است. شما زمانی که به یک فرد کل نیاز خودتان را مطرح می کنید، جایی برای چانه زدن و کاهش مبلغ برای خودتان باقی نمیگذارید، در صورتی که که اگر نیاز خودتان را به شکل کوچکتری مطرح کنید و آن فرد بخواهد که شما را متقاعد کند که میزان بیشتری خرید انجام بدهید،

قاعدتا مجبور است در برابر خدمت و تلاشی که میکند و متقاعد کردن شما امتیازاتی را برایتان بگذارد و اینگونه می توانید میزان امتیازات خود را در یک معامله تجاری افزایش دهید.

برمی گردیم به همان نکته قدرت در مذاکره که یکی از مواردی که گفتم این بود: وجود داشتن نیازی در فردی و توانایی به رفع آن در فرد دیگری .

بیان نیاز و توانایی رفع نیاز در اصول وفنون مذاکره در بازاریابی

شما اینجا نیاز خودتان را فقط یک خاور بیان کردید حالا آن فرد میخواهد به شما بیشتر بفروشد با اینکه نیازی که در شما وجود دارد به علت عدم مطرح کردن آن، شما در قدرت قرار میگیرید و آن فرد نیاز دارد که به شما بیشتر بفروشد .خوب دقت کنید، اگر شما در اصول وفنون مذاکره در بازاریابی  ابتدا کل نیازتان را بیان کنید، شما فردی هستید که نیاز دارد و او فردی است که توانایی رفع نیاز شما را دارد، حالا تصور بفرمایید که این بازی میتواند به راحتی تغییر نماید .

به این طریق که شما نیازتان را کمتر بیان کنید و طرف مقابل را در شرایطی قرار دهید که بخواهد به شما بیشتر بفروشد در این حالت طرف مقابل نیاز به فروش دارد و شما فردی هستید که توانایی رفع آن نیاز را دارید . میبینید چقدر ساده ؟ به راحتی میتوان بازی را تغییر داد .معادلات مذاکرات قابل تغییر هستند. شما از فردی که نیاز داشتید تبدیل شدید به کسی که توانایی رفع نیاز دارد و قطعا امتیازاتی بابت توانایی خود دریافت خواهید کرد .

مقدمه ای بر تکنیک ساز شکسته در اصول وفنون مذاکره در بازاریابی

در بحث اصول وفنون مذاکره در بازاریابی  که به تکنیک سفارش بزرگ  پرداختیم، این بارتاکتیکی که میخواهیم ارایه دهیم تکنیک ساز شکسته است .حتما می دانید ساز شکسته  صدای خوبی ندارد و اگر کسی بخواهد برایتان سازی بزند و آن ساز شکسته باشد، آنقدر صدای آن آزار دهنده و گوش خراش است که قاعدتا شما بعد از مدتی از شنیدن صدای آن ساز خسته خواهید شد. در مذاکره چگونه بتوانیم ساز شکسته باشیم ؟

اصول وفنون مذاکره در بازاریابی

تکنیک ساز شکسته در اصول وفنون مذاکره در بازاریابی

خوب دقت کنید ما در هر مذاکره ای به دنبال کسب امتیازات و منافع میگردیم . به دنبال این هستیم که در این مذاکره امتیازاتی را بدست بیاوریم و این امتیازات باید دسته بندی بشوند . شما باید برای امتیازات خود اولویت بندی کنید .

بسیاری ازاین امتیازات، درجه اهمیت بالا و برخی دارای درجه اهمیت متوسط و بعضی از آنها اهمیت کمی دارند . تاکتیک ساز شکسته در اصول وفنون مذاکره در بازاریابی ،برای امتیازات دارای اولویت متوسط استفاده میشوند اگر امتیاز دارای درجه اهمیت زیادی باشد تاکتیک ساز شکسته به شما پاسخگو نخواهد بود.

تکنیک ساز شکسته به چه معناست ؟

یعنی ما آن امتیاز را ، آن خواسته را در روندهای متناوب مذاکره بصورت تکراری مطرح میکنیم .یعنی چه ؟ ما از ابتدای مذاکره ورود کردیم و یکی از آن امتیازات با درجه اولویت متوسط را اعلام کردیم و به هر دلیلی طرف مقابل از پذیرفتن آن امتیاز امتناع کرده است.همچنین در کلیه مراحل مذاکره در اصول وفنون مذاکره در بازاریابی شما با تکرار متناوب باید طرف مقابل را خسته کنید و آنقدر بگویید که در انتها بگوید باشد قبول است. خوب دقت کنید آنقدر ما تکرار میکنیم که طرف مقابل بپذیرد که باشد فلان چیز از آنه شما.

مثالی بر تکنیک ساز شکسته:

برای شما دارای درجه اهمیت متوسط است که هزینه حمل و نقل به عهده طرف مقابل باشد و اگر به هرعلتی طرف مقابل از آن امتناع کرده است شما در روند مذاکره رو به جلو میروید وامتیازات در حال جابه جایی هستند .هر امتیازی که به طرف مقابل ارایه می دهید، پشت آن این جمله می آید که هزینه حمل و نقل با شما باشد دیگر، ببینید این موضوع را ما قبول کردیم هزینه حمل و نقل با شما باشد. همچنان مقاوت وجود دارد ،تکرار میشود ، تکرار میشود این تکرار باعث شکسته شدن طرف مقابل میشود .

میزان درجه اهمیت در اصول وفنون مذاکره در بازاریابی

حال چرا دراصول وفنون مذاکره در بازاریابی میگوییم  این موضوع با درجه اهمیت متوسط باشد ؟ اگر با درجه اهمیت زیاد باشد اینجا طرف مقابل را خسته نمی کنید ،بلکه کلافه می کنید. چون دارای درجه اهمیت زیادی است و از آن نخواهد گذشت و این کلافه شدن احتمال خروج از مذاکره را به همراه دارد .

یعنی طرف مقابل نمی پذیرد و با تکراری که شما می کنید خسته میشود و از مذاکره خارج میشود.اگر دارای درجه اهمیت کم باشد ما یکی از مهم ترین تکنیکهای مذاکراتی خود را سوزاندیم .پس حتما یکی از موارد وامتیازات با درجه اهمیت متوسط را می شود به کمک تکنیک ساز شکسته بدست آورد .

اصول وفنون مذاکره در بازاریابی

قرار دادن پیش شرط ها در آموزش اصول و فنون مذاکره

موضوع بعدی قرار دادن پیش شرط ها است.  یکی از مهمترین و ظریف ترین تکنیک هادر اصول وفنون مذاکره در بازاریابی پیش شرطها هستند .

پیش شرطها آن مواردی هستند که برای شما  دارای درجه اهمیت بالاییست که این اهمیت آنقدر زیاد شده است که شما در ارتباط با آن موضوع حاضر به مذاکره نیستید . این ها در قالب پیش شرط ها مطرح می شوند قاعدتا چگونگی مطرح کردن این پیش شرطها بسیار مهم است .

پیش شرطها را شما در ظریف ترین و زیرکانه ترین حالت میتوانید در قالب ساختار استخوان بندی معامله تان بیاوردید.

جذب سرمایه در اصول وفنون مذاکره در بازاریابی

مثال میزنم ،شما تصور بفرمایید که مسٔول واحد مالی هستید و میخواهید جذب سرمایه انجام بدهید.یکی از پیش شرط های شما در اصول وفنون مذاکره در بازاریابی این است که شریکتان در سود و زیان طرف مقابل شما باشد و قاعدتا منطقی هم همین گونه هست چون درغیراینصورت تبدیل به ربا میشود.

اگر ما بخواهیم طرف مقابل را در سود و زیان شریک خود کنیم چند انتخاب مختلف داریم . ولی جمله ای که احتمالا خیلی زود پذیرفته میشود و بدون اینکه باعث ایجاد حالت تدفعی در طرف مقابل بشود، مورد پذیرش قرار گیرد این است که ما بندی در قرارداد جذب سرمایه ی خود مطرح کرده باشیم با این عنوان که این قرارداد در احکام مضاربه خواهد بود ،قاعدتا این جمله هم بار معنوی ایجاد میکند و به علاوه به راحتی از سوی افراد مورد پذیرش قرار میگیرد .

از راه دیگری هم میتوان استفاده کرد که طرفین مذاکره در سودها و زیان های معامله شریک خواهند بود قاعدتا یک معنی و مفهوم ازاین جمله بدست می آید ولی میزان پذیرش متفاوت است .

اصول وفنون مذاکره در بازاریابی

پیش شرط ها در اصول وفنون مذاکره در بازاریابی چیست؟

توصیه میکنم حتما برای جلب امتیازات مهم در ساختار قراردادتان از مشاوریین حقوقی کمک بگیرید آنها به شما راهکارهای مناسبی میدهند که در قرار داد خودتان، مطالبی را مطرح کنید که هم قابل وصول و هم تدافع را در طرف مقابل ایجاد نکند و احتمال پذیرش پیش شرط های شما بصورت جدی افزایش یابد.جمع بندی میکنم: پیش شرطها در اصول وفنون مذاکره در بازاریابی ، همانهایی هستند که برای نشستن به شخصی بگوییم بشین ، بفرما و آن چیز دیگر، زیرکانه ترین قالب مذاکره این است که در ساختار قالب پیش نویس های قراردادی ما آن کلمه ای که طرف مقابل را امر به نشستن میکند را با جمله خواهش میکنم بفرمایید، مطرح شده باشد .

تاکتیک سکوت در بحث اصول وفنون مذاکره در بازاریابی

تاکتیک بعدی که در اصول وفنون مذاکره در بازاریابی وجود دارد ،تاکتیکی است بنام سکوت، یکی از پرکاربردترین و مهمترین تاکتیک ها در علم مذاکره، تاکتیک سکوت است .سکوت حتما باید معنی دار باشد .سکوت اعلام نارضایتی در روند پیش آمده در مذاکره است .مذاکره درحال پیش روی است و شما از این روند به هر دلیلی رضایت ندارید .

در این حالت یکی از نشانه های اعلام نارضایتی ایجاد سکوت های معنی دار است .قاعدتا شما در این حالت باید بتوانید همراه با زبان بدن این موضوع را منتقل کنید .

 

نویسنده و مدرس:استاد امیر اردلان ابوالفتحی

ما در مذاکره بحثی داریم که پشتی صندلی را دقیقا همین قسمت که به آن تکیه میدهیم که به آن خط جلسه می گوییم. کسی که سکوت میکند دست به سینه از خط جلسه خارج میشود.

در فصل سوم با ما همراه باشید .

 مشاهده مقالات بیشتر 

آشنایی و آموزش اصول و فنون مذاکره (فصل اول)

ثبت نام در دوره مدیریت DBA و MBA

کارگاه اصول و فنون مذاکرات

اصول و فنون مذاکره راهی برای بهتر انجام دادن مباحث روزمره و تخصصی کسب و کارها می باشد،که دراین مقاله به شما خواهیم آموخت که درروابط خود به صورت حرفه ای عمل کرده وبهترین نتیجه را ازمذاکرات خود داشته باشید.

بسیاری از ما درشبانه روز مشغول مذاکرات مختلفی هستیم ولی هیچوقت به این موضوع بصورت علمی نگاه نمی کنیم همه ی ما درگیرمذاکره هستیم،چه در محیط شخصی خود و چه در محیط کار،ولی هیچوقت دراین رابطه با آن آموزش ندیده ایم، تحقیق نکردیم ، مطالعه نکردیم و درمورد آن بصورت یک بحث علمی نپرداختیم .

ببینید عزیزان ما هر مذاکره ای را که دنبال میکنیم به دنبال ایجاد منافعی برای خود یا اطرافیانمان هستیم ، برای کسب و کارهایمان ، برای محیط شخصی خودمان و فقط صرفا براساس تجربیاتمان به مذاکرات ورود میکنیم . آشنایی و آموزش اصول و فنون مذاکره راهی برای بهتر وارد شدن به مذاکرات خود.

در صورتیکه انسانها دارای تیپهای مختلف شخصیتی هستند این تیپهای مختلف شخصیتی ویژگیهای مختلفی دارند و نوع ارتباط با انها قاعدتا متفاوت خواهدبود.

مذاکره امریست که باید با تکنیک های علمی به آن پرداخت و قاعدتا ذهن انسانها برنامه ریزی دارد و میشود با استفاده ازهمین تکنیک هایی که براساس همین برنامه ریزی ذهنی انجام شده است نتیجه گرفت .

آشنایی و آموزش اصول و فنون مذاکره

آموزش اصول و فنون مذاکره

آموزش اصول وفنون مذاکره در رابطه با ایجاد منافع ، مذاکره دیالوگی است بین یک فرد با فرد ، فرد با گروه یا دو گروه جهت ایجاد منافع انجام میشود .

در سازمانهای دولتی ، سازمانهای غیرانتفاعی ، محیط کسب و کار، در امور شخصی ، امور سیاسی،امور فرهنگی و بین الملل و در جنگها،مذاکرات کاربرد فراوانی دارند . دقت کنید ما به هر فردی مذاکره کننده نمیگوییم .

مذاکره کننده فردی است که بصورت حرفه ای درامرمذاکره شرکت میکندوبصورت جدی در این امرآموزش دیده است ، تخصص دارد و میتواند شرایط مختلف مذاکره را مدیریت کند وبا آشنایی و تسلطی که برتکنیک ها اصول و فنون مذاکره پیدا کرده است میتواند در روند مذاکره تاثیرگذارباشد و نتایج را تا سرحدممکن جا به جا کند .

عناصر پایه در اصول وفنون مذاکره چه مواردی هستند؟

اولین عنصرپایه در آموزش اصول و فنون مذاکره فرآیند است ، فرآیند مذاکره ، زمینه مذاکره ، گروهای مذاکره کننده و تمامی مراحلی که باید انجام شود.

در چه زمینه ای میخواهیم مذاکره کنیم؟این مذاکره شامل چه گروه هایی است ؟

 آموزش اصول و فنون مذاکره

آموزش اصول و فنون مذاکره

این گروه ها چه ویژگی هایی دارند ؟ ترکیب این گروه ها از چه افرادی تشکیل میشود ؟

یا آن فردی که درمذاکره میخواهد شرکت کند چه کسی است ؟

براساس این ها باید تاکتیک های مورد استفاده را مشخص کنیم .بعد ازآن،رفتاردرمذاکره ، دومین عنصرپایه ای درمذاکره است.

مذاکرات به دو صورت اساسی است:

اصول و فنون مذاکره دو شکل اساسی سخت و نرم دارد.
مذاکرات سخت ، مذاکراتی است که هر دوطرف برای ایجاد حداکثر منافع برای خودشان ورود میکنند . مذاکرات نرم مذاکراتی است که افراد علاوه بر منافع خودشان به منافع شخص دیگر هم توجه دارند.

ولی این امر چگونه بدست می آید ؟ قاعدتا یکی از مسایلی که ما باید تلاش بکنیم که به سمت آن حرکت کنیم ایجاد مذاکرات نرم و ایجاد مذاکرات برد و برد است.

حداکثرمنافع درمذاکرات نرم و مذاکرات برد برد به وجود می اید که تابع دوعامل اساسی است
 1) اعتماد ۲ ) ادامه دار بودن رابطه.درادامه به این دو مورد خواهیم پرداخت.

یکی ازاساسی ترین موضوعات مربوط به آموزش اصول و فنون مذاکره ایجاداعتماد بین طرفین مذاکره است.قاعدتا برای ایجاد اعتماد راه کارهای مختلفی وجود دارد.یکی ازاساسی ترین و مهمترین راهکارهای ایجاداعتماداین است که شما خدمات و کالاهایی که ارایه میکنید و رفتار شما درمذاکره به منافع طرف مقابل اندیشیده شده باشد.

زمانی که فردی به شما اعتماد پیدا میکند،آن فرد راحت تر با شما مذاکره میکند و احتمال حصول نتایج بیشترمیشود.

برای اعتماد باید بسترسازی کرد،یکی ازاساسی ترین راهکارهای ایجاد اعتماد برندینگ است.

کسب و زمینه اعتماد به نام سازمان خود:

شرایطی را فراهم آورید تا در سازمانی که ازطرف آن مذاکره میکنید به نام آن افراد اعتماد داشته باشند.

شما حتما می دانید که مذاکره کردن،صحبت کردن با شرکت های بزرگ ، با شرکت هایی که نام مطمئنی دارند بسیار راحت تر است و به راحتی میتوان به آنها اعتماد کرد.

خیلی راحت ترمیتوان برای دریافت خودرو با کیفیت به یک کارخانه ی خودرو سازی بزرگ اعتماد کرد.خیلی راحت تر اعتماد میکنیم ، خیلی راحت ترمیپردازیم ومیدانیم خودرو با کیفیتی دریافت میکنیم.

برعکس کارخانه ی X نامی که به سختی میتوان به آن اعتماد کرد.این اعتماد برمبنای رفتار گذشته آن سازمان و رفتار گذشته آن فرد ایجاد میشود.

 آموزش اصول و فنون مذاکره

آموزش اصول و فنون مذاکره

شرکتی که سال ها مطمئن فعالیت کرده است ،اعتماد سازی کرده است،

برند سازی کرده است و باعث ایجاد وضعیتی میشود که افراد به شما راحت تر به شما اعتماد کنند و زمینه های مذاکراتی ساده تری خواهید داشت

وحداکثر منافع برای شما بدست خواهد آمد،چرا؟چون زمینه وجود اعتماد را قبل از ورود به مذاکره فراهم کرده اید .

دومین موضوع از بحث اصول مذاکره،ادامه دار بودن رابطه است که :

دومین موضوع دربحث ارتباط ازعناصر پایه آموزش اصول و فنون مذاکره ، ادامه دار بودن رابطه است .

اگر ما شرایطی را فراهم کنیم که افراد مجددا به ما مراجعه کنند ومجددا از کالا وخدمات ما استفاده کنند،در ارتباط مجددشان افراد خیلی راحت تر با ما مذاکره میکنند.

فردی که کالا و خدمات ما را استفاده کرده است اعتمادش جلب شده است و در ارتباط بعدی راحت تر با ما فعالیت میکند ، راحت تر از ما خرید میکند ، راحت تر به ما پرداخت میکند .

مثال میزنم:تصور کنید کسی که یک فرد میخواهد به فرد دیگری یک قطعه زمین بفروشد،این دو فرد درچه وضعیتی با هم قرار دارند؟

احتمالا این دو فرد همدیگر را نمیشناسند، پس شرایط اعتماد در آنها بصورت جدی درسطح پایینی قرار دارد واحتمال اینکه یک فرد از فرد دیگری بخواهد که در طول زندگی باردیگر،یک قطعه زمین بخرد احتمال بسیار پایینی است. پس این دو نفر،شناخت کافی نسبت به یکدیگر ندارند.خوب چه باید کرد ؟

 آموزش اصول و فنون مذاکره

آموزش اصول و فنون مذاکره

دقیقا دلیل ایجاد کسب و کاری به اسم بنگاه معاملات املاک این است .که افراد باهم شناخت پیدا کنند وبتوانند راحت تر به هم اعتماد کنند.پس افرادی که دراین زمینه فعالیت دارند،مهمترین وظیفه آن ها ایجاد اعتماد وپایدارکردن روابط بین دونفراست.

اعتماد و حفظ رابطه در اصول وفنون مذاکره :

تصورکنید که در بازار،عرف است که مبلغ مواد اولیه درکسب وکارخاص شما 6 ماه بعد از تحویل تسفیه میشود.

شما میخواهید تماس بگیرید با تامین کننده مواد اولیه تان وبه شما میگوید اگرامکان دارد این بار بعد از 3 ماه با من تسفیه حساب کن.

قاعدتا شما این شرایط را دارید که از این تامین کننده مواداولیه ، به تامین کننده مواداولیه دیگری سوییچ بکنید ولی این کار را انجام نمیدهید چرا ؟

چون اعتماد بوجود آمده و میدانید که این فرد مواد اولیه را با کیفیت مورد نیاز شما به شما تحویل میدهد پس حاضراید که این بار 3 ماه زودتر با او تسفیه کنید چرا ؟

 آموزش اصول و فنون مذاکره

به دنبال حفظ رابطه به وجود آمده هستید،این همان کاری است که شما باید درکسب و کارتان انجام دهید .

شرایطی را به وجودبیاوریدکه باشناخت،اعتماد وامید به تکراراین رابطه، افراد به راحتی با شما ارتباط برقرار کنند .

شما وظیفه بسیار مهمی برعهده دارید که بتوانید اصول و فنون مذاکره را بر اساس مذاکرات نرم ایجاد کنید.در مذاکرات نرم منافع بسیار زیادی وجود دارد چه به لحاظ زمانی یا چه به لحاظ ریالی. درهر دو صورت منافع شما را بصورت جدی افزایش میدهد.

سومین بحث ازعناصر پایه ای آموزش اصول و فنون مذاکره :

قسمت بعدی مطلب،در بحث آموزش اصول وفنون مذاکره،قدرت در مذاکره است و یا به قول مذاکره کنندگان حرفه ای که میگویند کت تن کیست ؟

انگشتر دست کیست ؟ درهرمذاکره ای یکی ازطرفین مذاکره احتمالا دارای جایگاه بالاتری است. جایگاه بالاتر در مذاکره یعنی اینکه شما راحت تر در آن جایگاه میتوانید منافع بدست بیاورید .

منافع شما راحت ترتضمین میشود و راحت تر تامین میشود قاعدتا مسایل مختلفی در قدرت برای مذاکره وجود دارد ولی یک بحث اساسی زمینه ی سایر موضوعات قدرت درمذاکره است که یک کلمه هم بیشتر نیست.آن کلمه ” اطلاعات ” است.

اطلاعات ، تکتنیک های مذاکره ، روش های مذاکره ، وضعیت بازار ، وضعیت خود شما ، وضعیت رقبای شما ، دانش فنی ، دانش مربوط به تحلیل روند های بازار تمام اینها را که در کنارهم قرار بدهیم، فردی دارای قدرت است که بیشترین تسلط ، اطلاعات و دانش را نسبت به وضعیت اصول وفنون مذاکره دارد.

عامل موفقیت در بحث آموزش اصول و فنون مذاکره چیست؟

اطلاعات تعیین کننده موفقیت و قدرت در مذاکره است ، یک فرمول سه خطی بگویم ببینید دوستان، یکی از مهمترین مسایل موفقیت تجاری این هست که شما بتوانید درکسب وکارخودتان نسبت به مشتریان وهمکاران در قدرت قرارگرفته باشید .

قاعدتا وقتی میگوییم قدرت منظورمان زور و بازو نیست .قدرت یعنی اینکه شما تعیین کننده باشید،به چه قیمتی ؟ چه شرایطی؟ موفقیت در آنجایی نهفته است که ما بتوانیم نیاز را به درستی شناسایی کنیم و نیازهایی که در بازار به خوبی به آنها پاسخ داده نشده و یا اصلا دیده نشده است را بتوانیم برای آن ها پاسخی فراهم کنیم.

اگر میخواهید موفق بشوید  بایدازدید یک مشتری نگاه کنید :

باید پاسخ های صادقانه بدهید به خودتان. پاسخ صادقانه بدهید چرا باید شما انتخاب بشوید ؟

در بازاری که فعالیت میکنید ویژگی منحصر به فرد بودن شما چیست؟ چرا مشتری باید از بین رقبایی که رنگ به رنگ دراین خیابان صف کشیدند چرا باید شما را انتخاب کنند؟

کدام مزیت رقابتی را جهت قدرت بخشیدن به توانایی مذاکراتی و فروش خودتان انتخاب کردید؟قیمت؟پس هیچ کسی نباید ارزان ترازشما بدهد با آن میزان کیفیت شما.

کیفیت و بحث رقابتی آن:

اگر شما مزیت رقابتی را کیفیت انتخاب کردید، کیفیت شما باید بالاترین کیفیت ممکن باشد.هرکدام ازاین ها را که میگوییم بستگی دارد کدام گروه اجتماعی را ما نشانه گرفتیم .

شما تصورکنید دهک اول اجتماع را انتخاب کردید که شاید قیمت برایشان زیاد مهم نیست و صرفا به کیفیت میپردازند.

ولی هنگامیکه می آییم سراغ دهک های 5 و 6، اگر شما مزیت رقابتی مد نظرتان،کیفیت است نمیتوانید به قیمت بی تفاوت باشید چون انتخاب نخواهید شد.

چون توان مالی آن گروه محدود است ،پس در این مرحله ،مزیت رقابتی بسته ی متعادلی از قیمت وکیفیت است که منحصر به فرد است.

 

مدرس و نویسنده:استاد امیراردلان ابوالفتحی

ادامه این بحث در فصل دوم مقدمه ای از قدرت در اصول وفنون مذاکره راخواهیم گفت و وارد به تکنیکهای مذاکراتی  میشویم.

در فصل دوم با ما همراه باشید .

 مشاهده مقالات بیشتر 

آموزش اصول وفنون مذاکره در بازاریابی (فصل دوم)

توصیه‌های وارن بافت برای موفقیت مالی

زبان بدن چیست؟