نوشته‌ها

ترفند های فروش

دنیای امروزه ، دنیای تحولات سریع و گسترده در تمام ابعاد است. حال وهوای امروز تجارت نشان از جهانی شدن آن دارد. فرایندی که منجر به حضور و رقابت تنگاتنگ ظرفیت های مختلف تجاری شده است. آنچه به یقین می توان گفت این است که چنانچه کشوری به هر علت نتواند به این موج شتابان فراگیر بپیوندد در آینده ای نچندان دور، در صحنه ی رقابت های بین المللی به حاشیه کشیده می شود و بسیاری از فرصت های کسب و کار را به سود دیگران از دست می دهد.

در بخش مقالات سایت موسسه آموزش عالی امین، سلسله مقالاتی در خصوص ترفند های فروش در بازاریابی را گرد آوری کردیم تا شما عزیزان با فراگیری این ترفند ها بتوانید بهتر، راحت تر و بیشتر فروش داشته باشید.

تکنیک جایگزینی

در مواقعی که مشتری، بیشتر از یک گزینه برای انتخاب دارد و شک دارد که کدام را بردارد، باید از مشتری سوال کنید کدام یکی را دوست داری؟ ما آدم ها همگی خوشمان می آید از اینکه چند گزینه خوب برای انتخاب داشته باشیم. اما اگر فقط یک گزینه برای انتخاب وجود دارد، باید گزینه های جدید ایجاد کنید:

گران است؟ ما تخفیف می دهیم، چقدر نقد دارید؟ قسط می بندیم.

تکنیک مراقبت

مشتری باید این را احساس کند که اگر در انتخاب او اشتباهی صورت میگیرد، شما مراقب اوضاع هستید و او را تنها نمی گذارید. این حس، حس بسیار خوبی برای مشتری است. اینکه در هنگام فروش،به چه نحوی می توانید از این تکنیک استفاده کنید، به خودتان بستگی دارد. مشتریان، حتی در آخرین لحظات خرید هم شک دارند.در این مواقع، اگر شما به آنها اطمینان بدهید که هیچ دلیلی برای نگرانی وجود ندارد و شما مراقب همه چیز هستید، خیالشان راحت می شود و  به سمت یک خرید بزرگ نزدیک می شوند.

ترفند های فروش

ترفند های فروش

 تکنیک ثانویه

یکی دیگر از ترفند های فروش در بازاریابی ، تکنیک ثانویه است. اگر مشتری شما خریدار ماشین است، روی یک بحث ثانویه در خرید ماشین تمرکز کنید، نه روی بحث اصلی خرید. مثلاً بگویید رنگش چطور است، این رنگ را دوست دارید؟ رنگ، یک عامل ثانویه است. اصل قضیه، خود ماشین است، و شما با این سوال، فروش را به سمت نهایی شدن می برید.

تکنیک زاویه تند

در این تکنیک از مجموعه ترفند های فروش در بازاریابی ، شما باید براساس مخالفت ها پیش بروید. مثلاً مشتری می گوید: این هزینه اش خیلی بالا است، شما باید در پاسخ بگویید که: اگر قسطی کنیم، می توانید همین را بردارید؟ می گوید: آخر من این را فردا احتیاج دارم، شما می گویید: خوب، اگر بتوانم تا غروب برایتان آماده اش کنم، چطور؟ یعنی تا مشتری مخالفت کرد، شما از همان زاویه، راه را می بندید.

ادامه دارد…

 مشاهده مقالات بیشتر 

هفت قانون فروش موفق

۲۱نکته برای تبدیل شدن به فروشنده حرفه ای

کتاب”قانون طلایی فروش”

ترفند های فروش در بازاریابی

 

دنیای امروزه ، دنیای تحولات سریع و گسترده در تمام ابعاد است. حال وهوای امروز تجارت نشان از جهانی شدن آن دارد. فرایندی که منجر به حضور و رقابت تنگاتنگ ظرفیت های مختلف تجاری شده است. آنچه به یقین می توان گفت این است که چنانچه کشوری به هر علت نتواند به این موج شتابان فراگیر بپیوندد در آینده ای نچندان دور، در صحنه ی رقابت های بین المللی به حاشیه کشیده می شود و بسیاری از فرصت های کسب و کار را به سود دیگران از دست می دهد.

در بخش مقالات سایت موسسه آموزش عالی امین، سلسله مقالاتی در خصوص ترفند های فروش در بازاریابی را گرد آوری کردیم تا شما عزیزان با فراگیری این تکنیک ها بتوانید بهتر، راحت تر و بیشتر فروش داشته باشید.

🔱اصول بازاریابی در سازمان شبکه ای

در این شرایط حاظر، تجارت عرصه ی فروشندگی نیز به عنوان زیر مجموعه ی تجارت (چه به صورت کلی در نظر گرفته شود یا جزئی) دستخوش تغییر است. هر فروشنده ای باید تصمیم بگیرد که در ارتباط با این تغییر کجا قرار بگیرد.

از گذشته تا به حال، فروشنده های قلابی در کمین هستند تا با کلاهبرداری، مشتری هارا مجبور به خرید محصول یا خدمات کنند .و  این گونه به نظر میرسد که وظیفه ی یک فروشنده این است که آنقدر باهوش و سمج باشد که مردم را وادار به آنچه نمی خواهند (یعنی خریدن )کنند. فروشنده ی امروزی باید در تماس نزدیک با مشتری بوده و نقش راهنما و مشاور او را داشته باشد .

🔱تعریف فروش

فروش یکی از عوامل زیرمجموعه بازاریابی است،در واقع فروش ،آخرین عملیات بازاریابی در یک معامله است ولی در عین حال آغاز یک رابطه طولانی مدت با مشتریان است

ترفند های فروش

ترفند های فروش

🔱تعریف فروش از نظر تام هاپکینز

فروشندگی، حرفه ای است پیچیده و قابل تامل.برای موفقیت در این حرفه باید از مهارت فنی و تخصصی و مهارت برقراری ارتباط و تعامل با دیگران برخوردار باشید. برخلاف تصورات عموم، فروشندگی، مجبور کردن مشتری برای خرید نیست. فروشنده، حلقه ارتباط دهنده زنجیره سازمان با مشتری است. فروشنده کسی است که نیاز مشتری را درک کرده و به منظور انتخاب صحیح، مشتری را صادقانه راهنمایی میکند و درآخر، قادر باشد توافق و اعتماد مشتری را برای خرید، جلب نماید.

🔱فروش شخصی

یکی دیگر از ترفند های فروش در بازاریابی و سیاست های تشویقی، فروش شخصی است. درواقع فروش یک ارتباط دوطرفه است. یک راه، ارتباط شخصی بین نماینده شرکت و مشتری بالقوه و ارتباط دوم، برگشت مشتری به شرکت است.اصلی ترین وظیفه فروشنده را باید این گونه بیان کرد که با فهم و شناخت درستی از نیاز مشتری، آن نیاز را با محصول شرکت مطابقت دهد و سپس مشتری را برای خرید وسوسه کند.

 🔱مراحل فرایند فروش معمولا به چند دسته تقسیم میشوند:

مشتری یابی

مرحله قبل از نزدیک شدن یا تماس با مشتری

مرحله تماس با مشتری

نمایش

حل مشکل

برطرف کردن اعتراضات

بستن قرارداد

پیگیری های پس از فروش

البته اهمیت هر مرحله در هر کشور متفاوت است.

🔱مشتری یابی، فرآیند شناسایی خریداران بالقوه و تخمین سودآوری خرید آنهاست.

اگر شرکتی قصد داشته باشد محصول خود را در کشور دیگری بفروشد، باید بداند که در کشور،از آن محصول چه مصرفی خواهد کرد، چه شرکتی آن را خواهد خرید و کدام شرکت توان مالی خرید را دارد. هر شرکتی که بهتر پاسخ دهد، موفقتر خواهد بود.

مشتری یابی موثر مستلزم تکنیک های حل مساله است که شامل شناخت و تطبیق نیاز مشتری با محصولات شرکت، هنگام ارائه نمایش فروش است. دو قدم بعدی، تماس با مشتری و نمایش است که شامل جلسات بین فروشنده و خریدار هستند. در فروش نهایی، شناخت فرهنگ و هنجارها کاملا لازم است. در بعضی از کشورها، خریدار منتظر معیارهایی است که فروشنده به وی ارایه می دهد. در طول نمایش، فروشنده باید به اعتراضات و سوال های خریدار پاسخ دهد. اعتراضات ممکن است ناشی از ماهیت تجارت یا خود شخص باشد. یک نکته معمول در آموزش فروش این است که شنونده خوبی باشیم. طبیعی است که در فروش جهانی، موانع ارتباطات بیانی و غیربیانی، تلاش فروشنده را دوچندان می کنند.

وقتی که نتیجه با موفقیت فروشنده پایان یابد، فروشنده به پایان وظیفه خود یعنی مرحله گرفتن درخواست سفارش میرسد. ولی مرحله آخر یک فروش موفق به اینجا ختم نمی شود، بلکه قدم آخر در فرآیند فروش ،به پیگیری های بعد از فروش می رسد تا از رضایت مشتری جهت خرید، اطمینان کامل حاصل شود.

ترفند های فروش

ترفند های فروش

🔱فروش سنتی در ترفند های فروش در بازاریابی

فروش یکی از قدیمی‌ترین حرفه‌هاست و شاید یکی از ارکان شکل دهنده اجتماع و برآورده‌سازی نیازهای انسان‌ها بوده و هست.اما آنچه بیشتر از ظواهر فروش دچار تغییر شده است، پارادایم‌ها و مفاهیم اساسی آن است که معلول حوادث و تحولات بنیادی صنعت و زنجیره عرضه می‌باشد. در فضای سنتی فروش، به دلیل عرضه اندک و رقابتی نبودن فضای فروش، بسیاری از فعالیت‌های فروشندگی، حول سفارش‌گیری و تشکیل صف‌های انتظار توسط مشتریان انجام میشد. همچنین تصور ذهنی از فروشندگی در نظام سنتی مبتنی بر شخصیتی پرحرف و چرب زبان چاپلوس و تا حدی دروغ‌پرداز شکل گرفته،در حالی که بسیاری از این مفاهیم در طی دهه‌های گذشته دچار تغییرات اساسی محتوایی شده‌اند.

شاید اکنون بتوان گفت که دیگر انگاره‌های گذشته فروش در فرمول‌ها و محاسبات چند مجهولی دنیای امروز نمی‌تواند پاسخ‌گوی نیازهای مشتریان و فروشندگان باشد زیرا که قواعد و پارادایم‌های غالب و احتیاجات حاکم بر بازارهای جدید (قرن بیست‌ویک) تفاوت‌های بسیاری با گذشته خود داشته است.

در مقاله بعدی ترفند های فروش کاربردی را خواهید آموخت که با به کارگیری این تکنیک ها ، فروش کسب و کار شما متحول خواهد شد.

 مشاهده مقالات بیشتر 

۷ ایده برای بازاریابی اینترنتی موفق

آشنایی و آموزش اصول و فنون مذاکره در بازاریابی (فصل اول)

۱۰ استراتژی برای افزایش فروش موفق

 

 

فروش موفق

فروش موفق همچون آشپزی ترکیبی از علم و هنر است. هیچ گاه بدون این هفت ماده اولیه،به آشپز خانه نروید. اگر برای اماده کردن غذای خود،یکی از آن هارا نداشته باشید و یا آن‌ها را با نسبت اشتباهی ترکیب کنید،هیچ فروشی آغاز نمی شود.

از مثال دیگری استفاده می کنیم. فروش مثل شماره‌ گرفتن یک شماره تلفن هفت‌رقمی است. اگر می‌خواهید با فرد،ارتباط برقرار کنید، باید این اعداد را به طور صحیحی وارد کنید. در فروش نیز باید از این مراحل مشخص شده هفت ‌مرحله‌ای پیروی کنید تا بیشترین مقدار فروش، فروش مجدد و مشتریان معرفی‌شده را برای خود تضمین کنید.

به روزرسانی:۱۳۹۸/۰۱/۲۲

🔱قانون اول: شناخت مشتریان واقعی

ممکن است مشتریان احتمالی زیادی برای محصولات و خدمات شما وجود داشته باشند، اما همه آن‌ها مشتریان احتمالی مناسب شما نیستند. اغلب مشتریان احتمالی برای شرکت شما و محصولات و خدمات شما مناسب نخواهد بود.

خریداران اصلی محصولات و خدمات شما چه کسانی می باشند؟برای فروش موفق در بیشترکسب ‌و ‌کارها، ۲۰ درصد مشتریان، ۸۰ درصد محصولات و خدمات را می‌خرند.تنها کار مهم شما، پیدا کردن آن قسمت ۲۰ درصدی مشتریان است. اگر در کار معامله سهام هستید، باید به دنبال مشتریانی باشید که بیش از همه معامله می‌کنند. اگر در کار فروش تبلیغات هستید، باید مشتریانی را پیدا کنید که بیشترین تبلیغات را می‌خرند.

این قضیه کاملا آشکار است، اما بسیاری از صاحبان کسب ‌و ‌کارها، هیچ گونه شناختی از بهترین مشتریان خود ندارند. افراد تیم خدمات مشتری، بازاریابی و نیروی فروش خود را گرد‌هم آورید تا درباره بهترین خریداران بازار صحبت کنند.

اولین کار شما تشخیص مشتریان واقعی از افراد عادی است. وقت کافی اختصاص بدهید و سوالاتی را بپرسید. انرژی و منابع فروش شما محدود هستند. نمی‌توانید آن‌ها را برای اشخاصی هدر دهید که نمی‌توانند یا نمی‌خواهند از شما خرید کنند.

مشتری احتمالی مناسب ،یک سری ویژگی‌هایی دارد که می‌توان آن‌ها را به این گونه طبقه‌بندی کرد:

  • مشکل: مشتری احتمالی مشکلی شفاف و مشخص دارد که محصول و خدمت شما آن‌را حل می‌کند.
  • زمان‌بندی: مشتری احتمالی نیازی واقعی دارد که توسط محصولات و خدمات شما برآورده می‌شود و هم‌اکنون این نیاز وجود دارد.
  • درد: مشتری ناراضی است و یا ناخرسندی‌هایی‌ دارد که برطرف کردن آن‌ها از عهده محصولات و خدمات شما ساخته است.
  • ارزش: مشتری احتمالی هدف مشخصی دارد که با کمک محصولات و خدمات شما با هزینه‌ای بسیار کمتر از ارزش خود هدف، می‌تواند به آن دست یابد.
  • نتیجه: مشتری احتمالی نیازی دارد و یا می‌خواهد به نتایج مشخصی دست یابد و محصولات و خدمات شما باعث می‌شود که سریع‌تر،راحت تر و ارزان ‌تر به آن نتیجه دست یابد و بدون استفاده از این محصولات و خدمات چنین امکانی برایش میسر نمی‌شد.

شفافیت از مهم ترین نکات در هر شرایطی و فروش موفق است. شما و مشتری احتمالی باید به‌ طور آشکاری بدانید که چه نیاز، مشکل، هدف، نتیجه یا دردی وجود دارد و چرا محصول یا خدمت شما روشی مقرون‌ به ‌صرفه برای مواجهه با آن‌هاست.

فروش موفق

فروش موفق

🔱قانون دوم: ایجاد حس اعتماد و صمیمیت

با‌ وجود همه تخصص‌هایی که در فرایند فروش مورد استفاده قرار می‌گیرد، اکثریت قریب ‌به ‌اتفاق تصمیمات خرید بر پایه احساسات، مخصوصا احساس خریداران (یا اطرافیان آن‌ها) نسبت به محصول و فروشنده اتخاذ می‌شود. نوع احساس خریدار به فروشنده، نوع احساس او نسبت به کل شرکت را شکل می‌دهد.

بهترین فرایند فروش فرایندی است که طی آن، مشکلات مصرف‌کننده را ( با جزئیات واقعی ) به او گوشزد کرده و سپس مزایای حاصل از راه‌حل‌های خود را به او نشان می‌دهید. البته، بزرگ‌ترین بخش فروش تا بعد از فروش ادامه پیدا می‌کند.

وقتی فروشی را انجام می‌دهید، باید خدمت یا محصول را تحویل دهید و مطمئن شوید که به‌طور رضایت‌ بخشی نصب شده و مورد استفاده قرار می‌گیرد و تا زمان مشخصی بعد از فروش، پاسخگوی شکایات و نگرانی‌های مشتریان باشید. به همین دلیل، مشتری در ابتدا به‌دنبال ارتباط است. تا زمانی که مشتری نگران است، ارتباط با فروشنده بسیار مهم‌تر از خود محصول یا خدمت است.

قانونی با عنوان «قانون تلاش غیر‌مستقیم» در فروش وجود دارد

بر اساس این قانون هرچه بر ارتباطات (رویکرد غیرمستقیم) تمرکز کنید، فروش بهتری خواهید داشت. اما هرچه بیشتر بر فروش تمرکز کنید و ارتباطات را نادیده بگیرید، احتمال فروش یا برقراری ارتباط خوب با مشتری ضعیف‌تر خواهد شد.

اعتماد و اعتباراز مهم‌ترین عوامل در ارتباطات فروش هستند. مشتری باید کاملا به شما (فروشنده) اعتماد کند و اطمینان قطعی داشته باشد که به تعهدات خود عمل خواهید کرد. مشتری باید معتقد باشد که کارایی محصول و خدمت شما همان است که در ابتدا گفته‌‌ بودید و به همان ترتیب هم باقی خواهد ماند.

صحبت به فروش منجر نمی‌شود. بین تعداد سوالاتی که درباره نیازها و خواسته‌های مشتری می‌پرسید و قدرت ارتباطی که شکل می‌دهید، رابطه ای مستقیم وجود دارد. صحبت به فروش منجر نمی‌شود، پرسیدن به فروش منجر می‌شود.

علاوه بر این 

بین گوش ‌دادن دقیق به پاسخ‌های مشتریان و میزان علاقه و اعتماد مشتری به شما رابطه مستقیمی وجود دارد.حقیقت این است که گوش دادن رابطه اعتماد را به وجود می می آورد. برای ایجاد ارتباطی قابل ‌اعتماد بین فروشنده و مشتری، هیچ راهی سریع‌تر و موثرتر از پرسیدن سوالات بسیار از مشتری و گوش سپردن دقیق به پاسخ‌ها نیست.

هر‌چه دقیق‌تر به سخنان مشتری گوش بدهید ، علاقه و اعتماد او به شما به تدریج بیشتر شده و پذیرای محصولات و خدمات شما خواهد بود. سوالات، کلید کار و اعتماد، عامل حیاتی در این فرایند هستند.

🔱قانون ۳:شناخت دقیق نیازها

بسیاری از مشتریان هنگامی که با شما صحبت می‌کنند،درجریان نیستند نیازی دارند که برآوردن آن از عهده محصول یا خدمت شما ساخته است. آن‌ها افرادی مردد هستند و صرفا به جمع‌آوری اطلاعات می‌پردازند.

وقتی با مشتری صحبت می‌کنید، ممکن است نیازی داشته باشد که مشخص، نا‌مشخص یا غیرواقعی باشد. اگر نیاز مشخص باشد، ممکن است

مشتری روش دقیق برآورده کردن آن‌را بداند و یا نداند. ممکن است نیاز واقعی او با آنچه فکر می‌کند نیاز دارد،تفاوت داشته باشد.

اگر نیاز نامشخص و مبهم باشد، شما و مشتری تنها از طریق معاینه و تشخیص می‌توانید نیازهای موجود را به‌دقت بشناسید و روش برآورده کردن آن‌ها به‌وسیله محصولات و خدمات خود را مشخص کنید.

 مشاهده مقالات بیشتر 

تاثیر هدایای تبلیغاتی قبل از فروش

۱۰ استراتژی برای افزایش فروش موفق

کتاب”قانون طلایی فروش”

افزایش فروش

قیمت گذاری می‌تواند کاری سخت و چالش‌ برانگیز باشد، هیچ راه فراری هم از آن نیست. در انتها همه ما مجبوریم برای محصولات و خدمات خود قیمت بگذاریم.حال سوال این است که چگونه می‌توانیم اینکار را به بهترین نحو انجام دهیم؟

جواب احتمالاً برای شما هم مشخص است: ما باید وضعیت بازار، مشتریان و رقبا را به درستی ارزیابی کنیم، هزینه های خود را بشناسیم و بر اساس این اطلاعات تصمیم خود را بگیریم.

هیچ فرمول خاصی هم وجود ندارد که بخواهیم بر اساس آن بر روی افزایش فروش عمل کنیم. پس تنها راه برای رسیدن به قیمت های ایده آل این است که کمی زمان بگذارید و با قیمت گذاری خود بازی کنید. ما هم برای کمک به شما قصد داریم در این مقاله، ۱۰ استراتژی افزایش فروش ، قیمت گذاری کالا و خدمات، بر طبق تحقیقات علمی را با شما به اشتراک بگذاریم. توجه داشته باشید که این راهکارها بارها و بارها تاثیر خود را اثبات کرده‌اند و بدون شک می‌توانند در فروش شما تاثیر بگذارند.

به روزرسانی:۱۳۹۷/۱۲/۱۳

🔱قیمت‌های یکسان در افزایش فروش تاثیر منفی دارند!

گزینه‌های زیاد می‌تواند برای مشتری گیج کننده باشد و برای افزایش فروش با محدود کردن انتخاب‌ ها می‌توان از فشار تصمیم ‌گیری برای آنها کاست.اما باید به یک مساله دیگر نیز توجه کنیم که تفاوت میان انتخاب‌ها هم باید تقریبا محسوس باشد. طبق تحقیقی از دانشگاه Yale، اگر دو محصول شبیه به هم قیمت گذاری یکسانی داشته باشند، نسبت به زمانی که قیمت گذاری آنها حداقل کمی فرق داشته باشد، شانس خرید آنها کمترخواهد بود.در راستای این تحقیق، دو بسته آدامس از یک برند به فروش گذاشته شد.

جالب اینجا بود که وقتی این آدامس‌ ها هر دو به قیمت ۶۲ سنت قیمت گذاری شدند، تنها ۴۶% از افراد خرید کردند.اما وقتی که قیمت آنها تغییر کرد، یکی ۶۲ سنت و دیگری ۶۴ سنت، ۷۷% از مشتریان تصمیم به خرید یک آدامس گرفتند. آن هم وقتی که این دو بسته آدامس تنها ۲ سنت اختلاف داشتند، اختلافی که هر چند جزئی بود اما باعث افزایش قابل توجهی در فروش شد.البته قرار هم نیست که مثلاً تی‌شرت‌های یکسان خود را به قیمت‌های مختلفی بفروشید.

پس سعی کنید دلیل این شک مشتریان را بفهمید، وقتی که چیزهای مشابه به قیمت‌های یکسان فروخته می‌شوند، عموم مشتریان به جای آنکه تصمیم‌گیری کنند، وارد عمل شدن را به تعویق می‌اندازند. پس بهتر است تفاوت محصولات و خدمات در قیمت گذاری شما کاملاٌ مشخص باشد.

افزایش فروش

🔱لنگرهای قیمت خود را بیندازید!

می‌گویند بهترین راه برای فروش یک ساعت ۲ میلیون تومانی این است که این ساعت را کنار یک ساعت ۱۰ میلیون تومانی بگذارید. اما چرا؟ دلیل این موضوع یک تعصب ذهنی خیلی عادی است که نام آن را لنگراندازی گذاشته‌اند (که البته اسم کاملاً با مسمایی هم هست).

لنگراندازی یعنی ما معمولاً در زمان تصمیم ‌گیری بیش از حد به اطلاعات اولیه ‌ای که دریافت کرده‌ ایم، اتکا می‌کنیم.در تحقیقی برای ارزیابی میزان تاثیر لنگرهای قیمت، محققان از سوژه‌های مورد نظر خود خواستند که قیمت یک ماشین را تخمین بزنند. آنها بروشورهایی در اختیار مخاطبان گذاشتند که در آنها اطلاعات دیگر ماشین ها نوشته شده بود.

در برخی از این بروشورها، قیمت‌ها قابل قبول و در برخی دیگر به صورت فضایی افزایش یافته بود. قسمت جالب اینجاست که نه تنها دانشجویان، بلکه متخصصان ملک خرید و فروش خودرو هم توسط بروشورهای دروغی گمراه شدند. یعنی لنگراندازی حتی بروی متخصصان یک زمینۀ کاری نیز تاثیر می ‌گذارد.

پس در مسئله افزایش فروش ، قرار دادن محصولات و خدمات ویژه در کنار گزینۀ استاندارد می‌تواند باعث ارزشمندتر شدن آنها در نزد مشتریان بالقوه شود و کاری کند که گزینۀ ارزان همچون یک فرصت استثنایی به نظر برسد.

🔱قیمت‌ها را با توجه به قبل افزایش دهید!

طبق یک قانون که به نام قانون وبر شناخته می‌شود، تقاوت محسوس میان دو محرک، در نسبت مستقیم با شدت این محرک‌هاست. به بیان دیگر، تغییری که ما در یک چیز حس می‌کنیم، بسته به اندازۀ قبلی آن خواهد بود.

قانون وبر در بازاریابی و افزایش فروش کاربرد بسیاری دارد، به خصوص وقتی که یک فروشنده قصد افزایش قیمت برای محصولات و خدمات خود را داشته باشد. البته مشخصاً وقتی که بحث افزایش قیمت در کار است، خبری از یک درصد جادویی نیست، اما بر طبق قانون وبر، به طور متوسط یک افزایش قیمت ۱۰درصدی، آن مقداری است که مشتریان نسبت به آن حالت تدافعی نخواهند گرفت.

البته همانطور که می‌دانید و ما هم قبل از این گفتیم، متغیرهای بسیاری هستند که بر روی قیمت گذاری تاثیر می‌گذارند.پس قانون وبر بیشتر به عنوان چارچوبی برای مشخص کردن محدودۀ افزایش قیمت کاربرد دارد تا یک قانون مشکل و سخت.

🔱فشار روانی کمتری را به مشتری وارد کنید!

ذهن انسان طوری طراحی شده که تا وقتی تحت فشار قرار بگیرد به خرج کردن ادامه بدهد. بر طبق مباحث اقتصاد عصبی، سر حد پیشروی انسان آن جایی است که درد قابل درک بیشتر از گنج قابل درک باشد.

در همین راستا، محققان دانشگاه کارنجی ملون اقدام به بررسی راه‌های مختلف برای کاهش نقاط درد مشتریان و افزایش رضایت آنها پس از خرید و شانس وفادار ماندن آنها کردند.در ادامه برخی از این تکنیک ها را عنوان می‌کنیم.

افزایش فروش

🔱ارزش محصول را در یک قالب مناسب بیان کنید.

برای مشتری شما، حساب کردن سودمندی یک اشتراک ماهیانه به قیمت ۵۰ هزار تومان، راحت ‌تر از حساب کردن سودمندی یک اشتراک سالیانه به قیمت ۶۰۰ هزار تومان است. پس لازم است که شما در قالب درستی بر روی ارزش محصول یا خدمات خود تاکید کنید.

(برای مطالعه مقالات دیگر در مورد افزایش فروش و مشتری ایــــنـــــجـــا کلیک کنید)

🔱محصولات را در یک بستۀ کامل ارائه دهید.

بسته‌های تجهیزات سفر برای خودرو یک نمونۀ عالی از این تکنیک است.

این بسته‌ها فروش بالایی دارند. دلیلش این است که توجیه خرید یک بسته کامل راحت ‌تر است تا خرید جداگانۀ سیستم گرمایش صندلی، سیستم مسیریابی و خدمات امداد در جاده.

🔱برای افزایش فروش یا کارایی را مورد هدف قرار دهید یا جذابیت را.

برای کسانی که با حسابگری پول خرج می‌کنند، تاکید بروی کاربرد یک محصول تاثیر بیشتری دارد.

مثلاً پیامی که می‌گوید: “این دستگاه ماساژ کمر می‌تواند درد شما را تسکین دهد.” این در حالی است که افراد ولخرج‌ بیشتر با تاکید بروی لذت عایده قانع می‌شوند: “این دستگاه ماساژ کمر می‌تواند شما را آرام کند.”

🔱یک محصول یا مجانی است یا مجانی نیست، تمام!

دان آریِلی در کتاب خود به نام “بی‌منطقیِ قابل پیش‌بینی” به ما نشان می‌دهد که “ارزان”در مسئله افزایش فروش چقدر کلمۀ قدرتمندی است.

مثالی که او در کتاب می‌آورد مربوط به فروشگاه آمازون است. زمانی فروش سایت آمازون در فرانسه به شدت پایین ‌تر از سایر کشورهای اروپایی بود. وقتی این شرکت به دنبال دلیل این موضوع گشت، متوجه چیز جالبی شد.

مشکل اینجا بود که سفارش‌ های فرانسه شامل ۲۰ سنت هزینۀ ارسال می‌شدند (در حالی که ارسال به تمامی کشورهای دیگر رایگان بود). پس شاید بد نباشد گاهی از خیر چند سکه گذشت و در عوض مشتریان بیشتری داشت.

 🔱در انتخاب کلمه های پیام تبلیغاتی خود دقت کنید.

این نکته نیز توسط محققان دانشگاه کارنجی ملون به اثبات رسیده است. در طی یک آزمایش، مخاطبان شانس این را داشتند که با قیمتی پایین به اشتراک یک کلوپ فیلم در آیند. قسمت جالب اینجا بود که با تغییر دادن پیام فروش از “یک هزینه ۵ دلاری” به “یک هزینۀ کوچک ۵ دلاری” تعداد مشترکان این کلوب ۲۰درصد افزایش یافت.

این به خوبی نشان می‌دهد که جزئیات متن پیام شما تا چه حد بر روی فروش تاثیر می‌گذارند.بیایید یک سنّت دیرینه را به چالش بکشیم:استفاده از عدد جادویی ۹!گذاشتن عدد ۹ در آخر قیمت‌ها به عنوان یکی از روش‌های دیرینه برای فروش شناخته می‌شود. اما آیا این تکنیک واقعاً موثر است؟ بر طبق تحقیقات یک مجلۀ بازاریابی، جواب این سوال، بلۀ است.

محصولاتی که قیمت‌ آن ها  با عدد ۹ تمام میشوند ، حتی از قیمت‌های ارزان ‌تر نیز بیشتر فروش را افزایش می‌دهند.طی این تحقیق، لباس‌های زنانه با دو قیمت‌‌ ۳۶ دلار و ۳۹ دلار به فروش رسیدند. آمار نهایی این آزمایش حاکی از آن بود که میانگین فروش قیمتی که به عدد ۹ ختم می ‌شد، ۲۴% از قیمت ارزان ‌تر بیشتر بوده است.البته باید بدانید که قیمت‌های حراجی با شعار قبلاً ۶۰$، اکنون فقط ۴۵$” توانستند فروش بیشتری از این قیمت ۹ نشان داشته باشند.

اما وقتی که عدد ۹ جادویی همراه با یک تخفیف ارائه شد، باز هم توانست از قیمت‌های ارزان‌تر هم تاثیر بیشتری باشد.در واقع به مصرف ‌کنندگان این دو گزینه ارائه شد:قبلاً ۶۰$، اکنون فقط ۴۵$!.قبلا ۶۰$، اکنون فقط ۴۹$!

نتیجه،این بود که: آن قیمتی که به عدد ۹ ختم می‌شد، با وجود آنکه گران‌تر از قیمت رقیب خود بود، بیشتر فروخت. پس ظاهراً استفاده از عدد ۹ در قیمت گذاری، هر چند تکنیکی قدیمی است، اما هنوز هم تاثیر خود را دارد.

افزایش فروش

افزایش فروش

🔱 برای افزایش فروش کدام یک برای ما اهمیت بیشتری دارد: پول یا زمان؟

میلر لایت یکی از شرکت های عرضه کننده نوشیدنی است که نسبت به رقبای خود قیمت‌های پایین‌تری دارد. اما با وجود داشتن یک قیمت ارزان، شعار آنها این است: “وقت میلر رسیده”. این شعار باعث ایجاد سوالی برای ما می‌شود: آیا بهتر نیست که این شرکت به جای زمان، بروی قیمت های پایین‌تر خود تاکید کند؟

جنیفر آکر، یکی از محققان دانشگاه استنفرد، توضیح جالبی در این مورد ارائه داده است. طبق صبحت‌های به چاپ رسیدۀ وی، وقتی که از یک مشتری بخواهید نظر خود را دربارۀ محصولی بدهد، او بیشتر تجربۀ خود با آن محصول را به خاطر خواهد آورد و اینکه با خرید آن محصول چقدر در پول خود صرفه‌جویی کرده برایش آنقدری اهمیّت ندارد.

آکر اینطور توضیح داده است: “از آنجایی که تجربۀ فرد از یک محصول اغلب باعث به وجود آمدن احساسات شخصی نسبت به آن محصول می‌شود، اشاره به زمان معمولاً یک رویکرد بهتر را نسبت به محصول ایجاد می‌کند و نتیجۀ این رویکرد بهتر هم فروش بیشتر خواهد بود.”

او همچنین به این نکته اشاره کرد که خریدهای ما شامل دو دستۀ “تجربی” و “مادی” می‌شوند. پس هنگام فروش بلیط یک کنسرت (از آنجایی که کنسرت یک تجربه را ارائه می‌دهد) بهتر است روی “زمان گذرانده” تاکید شود، در حالی که برای فروش شلوار جین باید بر روی با کلاس بودن آن و قیمتش تاکید کرد.

🔱 آیا مقایسه کردن قیمت‌های خود با دیگران موثر است؟

وقتی که برای افزایش فروش بدون یک استراتژی درست بر روی قیمت گذاری ارزان خود نسبت به رقبا تاکید کنید، نتیجه بی‌شک فروش کمتر خواهد بود. بر اساس یک تحقیق در دانشگاه استنفرد، در صورتی که دلیل قانع ‌کننده‌ای برای مقایسه کردن قیمت گذاری‌ها به مشتری ارائه نشود، اینکار می‌تواند تاثیر بسیار بدی بروی فروش داشته باشد. به زبان ساده، اگر مستقیماً از مشتری بخواهید که قیمت‌های شما را با یک رقیب مقایسه کند، او اعتماد خود را نسبت به شما از دست می‌دهد.

سرپرست تحقیق مذکور در صحبت‌های خود به این نکته اشاره کرده است که “وقتی از مشتریان می‌خواستیم که قیمت‌های ما را با دیگران مقایسه کنند، این ترس در آنها ایجاد می‌ شد که ما داریم به نحوی آنها را گول می‌زنیم.”

حالا شاید پیش خود بپرسید که پس چه وقت مقایسه قیمت موثر است؟ شاید بد نباشد به یک نمونۀ خوب از مقایسۀ قیمت رجوع کنیم. اشورانس یک شرکت بیمه است که یک نمونه عالی از بکارگیری درست مقایسۀ قیمت‌ها را در ابتدای کار خود به نمایش گذاشت. این شرکت در تبلیغات خود ابتدا توضیح می‌داد که چرا بیمه‌های ارزان همیشه انتخاب‌های خوبی نیستند.

سپس مشخص می‌کرد که خودش چطور هزینه‌ها را به روش درست کاهش می‌دهد.روش او از بین بردن مخارج اضافه توسط فناوری آنلاین بود، شعار این شرکت هم جالب است: “آنلاین به دنیا آمدیم تا در پول صرفه‌جویی کنیم”). این یعنی تمرکز شما باید بر روی این باشد که چرا قیمت‌هایتان ارزان‌تر است و فقط یک مقایسۀ سادۀ قیمت را انجام ندهید.

🔱داستان پیرامون یک محصول برای افزایش فروش بسیار تاثیرگذار است!

آیا زمانی می‌رسد که یک بطری آب معدنی را گران‌تر از قیمت واقعی خریداری کنیم؟منطق به ما می‌گوید که این اتفاق هیچوقت نباید بیافتد. اما ما می‌دانیم که بسته به مکانی که خرید انجام می‌شود، قیمت می‌تواند تفاوت کند و ما هم با این مساله مشکلی نداریم.

یک اقتصاددان به نام ریچارد تالر، سال‌ها پیش این موضوع را مورد بررسی قرار داد و متوجه شد که مشتری یک هتل لوکس حاضر است برای بطری آب معدنی پول بیشتری بدهد تا آن مشتری که از یک فروشگاه معمولی خرید می‌کند. نتیجه‌گیری او این بود (و غیر این هم نمی‌توانست باشد) که محیط و داستان پیرامون یک محصول می‌تواند تاثیر بسیار زیادی بروی ما داشته باشد.

یعنی تشکیلات و  کلاس یک هتل مجلل به تنهایی کافی است تا قیمت های بالاتربرای آن توجیه شود.این آزمایش به ما توضیح می‌دهد که چرا آدم‌ها حاضرند بابت یک “کورس درسی چند رسانه‌ ای” بیشتر از یک کتاب الکترونیک پول بدهند. حتی وقتی که اطلاعات ارائه شده در هر دو یکسان باشد و دلیل آن ساده است: درک ما از مسائل در توجیه قیمت گذاری یک محصول تاثیر بسیار زیادی دارد. با وجود این، به نفع شماست که یک داستان قانع‌کننده را برای محصول خود خلق کنید و این داستان را به درستی منتقل کنید.

🔱 تاثیر تفاوت میان قیمت‌ها بروی مشتری شما چیست؟

پرفسور ویلیام پانداستون در کتاب خود، “گرانبها، افسانۀ قیمت منصفانه”، این حقیقت را نشان داده است که بسیاری از ما درک درستی از مفهوم “ارزش” نداریم و به همین دلیل است که می‌توانیم به روش‌هایی باورنکردنی فریب بخوریم. پانداستون برای روشن شدن این موضوع، به بررسی یک تحقیق در مورد الگوهای مختلف خرید نوشیدنی پرداخته است (بله، باز هم یک تحقیق دیگر دربارۀ نوشیدنی!).

در آزمایش اول، تنها دو انتخاب وجود دارند، یک گزینۀ معمولی و یک گزینۀ ویژه.

آزمایش اول

در این حالت، از هر پنج نفر، چهار تای آنها به سراغ گزینۀ بهتر می‎‌روند.  حال سوال اینجاست که اضافه کردن یک گزینۀ سوم با قیمت کمتر چه تاثیری خواهد داشت؟ آیا می‌توان به این طریق افرادی که به دنبال یک گزینۀ ارزان‌تر هستند را هدف قرار داد و سود را بالا برد؟محققان با اضافه کردن یک نوشیدنی ۱/۶۰$ به منو این موضوع را بررسی کردند.

آزمایش دوم

عجیب است! هیچ‌کس به سراغ نوشیدنی ارزان نرفته، اما میزان فروش نوشیدنی استاندارد و ویژه برعکس شده است. مشخصاً تصمیم اشتباهی گرفته شده و پدیدۀ لنگراندازی تاثیری منفی گذاشته است. اما حالا که مشتریان به دنبال یک نوشیدنی ارزان‌تر نیستند، شاید یک نوشیدنی گران‌تر بتواند تاثیر مطلوبی داشته باشد.

آزمایش سوم

بله، با اینکار اوضاع خیلی بهتر شد! نه تنها فروش نوشیدنی ویژه با یک افزایش ۵درصدی روبرو شد، نوشیدنی جدید هم توانست ۱۰درصد از سهم فروش را از آن خود کند و سهم نوشیدنی معمولی از فروش را به تنها ۵% برساند.

این مثال‌ها به ما نشان می‌دهند که امتحان کردن قیمت‌های مختلف چقدر اهمیت دارد، مخصوصاً اگر فکر می‌کنید که قیمت محصولات شما پایین است و ارزش آنها بیشتر است. فراموش نکنید که برخی از مشتریان همیشه به دنبال گران‌ترین انتخاب هستند. هر چند این موضوع هر تصمیمی را توجیه نمی‌کند، اما نشان می‌دهد که شما همیشه حق دارید با داشتن دلیل درست روش قیمت گذاری خود را تغییر داده و قیمت‌های خود را افزایش دهید.

 

  ”مشاهده مقالات بیشتر….. ”  

۱۰ تکنیک روانشناسی برای مدیریت بازاریابی،افزایش فروش و مشتری

کتاب”قانون طلایی فروش”

چند نکته طلایی و مهم در مشتری مداری