با تقسیم نمودن مشتریان به  سه گروه مشتریان فعلی، مشتریان از دست رفته و مشتریان بالقوه ، می توان چهار نوع راهبرد متفاوت را برای افزایش فروش بیشتر مطرح کرد.

۱. ثبات مشتریان فعلی (حفظ و نگهداری مشتریان وفادار)

در شرایط رکود و رونق بازار، شرکت ها باید از مشتریانی که با آن ها دارای روابط تجاری کوچک و بزرگ می باشند حفاظت و نگهداری نمایند. از دست دادن چیزی کە داریم بسیار رنج آور تر از چیزی است کە تاکنون آن را نداشته ایم. سبب دیگر برائ حفظ مشتریان فعلی این است کە با توجه به آمارهای جهانی احتمال آن کە مشتریان فعلی خرید خود را تکرار کنند ۲۵ برابر بیشتر از مشتریانی است کە تاکنون هیچ گونه خریدی از شما انجام نداده اند. در کل فروشنده باید بداند کە ایجاد ارتباط با مشتری فعلی بسیار آسانتر از سایرین است.

?بررسی دوره ای مشتری:

یکی از نکات کلیدی و مهم در حفظ مشتریان، برقراری جلسات مستمر با مدیران، تاثیرگذاران و اشخاص کلیدی در سازمان خرید است. اگر به عنوان یک نیروی فروش، بیشتر از شش ماه با مشتریان ارتباط نداشته باشید دیگر نباید به آن ها به عنوان مشتری بالفعل نگاه کنید. به عنوان بخشی از راهکار حفظ و نگهداری باید با هریک از مشتریان خود حداقل سالی دوبار در تماس باشید. برائ مشتریان مهم تر، چهار بار در سال و برائ مشتریان رتبه A(مشتریانی که به صورت بالفعل و بالقوه حجم بالایی از فروش را تشکیل می دهند) حداقل ماهی یک بار و گاهی اوقات بیشتر در تماس باشید.

?استفاده از راهکار مدیریت

استفاده از ابزارهایی مانند: ملاقات رو در رو، برنامه های تفریحی،برگزاری سمینار، تماس های تلفنی،ارسال ایمیل و پیامک، نامه ها و کارت های تبریک و غیره راهکار مدیریت تاثیر را تشکیل می دهند. فروشندگان حرفه ای تماس های بیشتری را از طریق کانال های مختلف با مشتریان برقرار می کنند. هم چنین آن ها برنامه فصلی را برای خود تنظیم می کنند که در آن تماس هایی باید گرفته شود و اهداف این تماس ها مشخص شده است.

۲. توسعه بازار فروش تازه و افزایش فروش

در اینجور مواقع فروشندگان باید به دنبال شناسایی و سوژه یابی مشتریان تازه جهت افزایش فروش باشند. یکی از راه های توسعه فروش، پیشنهاد ها و معرفی هایی است که از سوی مشتریان صورت می گیرد. تحقیقات نشان داده است اگر بدون معرفی و روابط با سوژه ها تماس بگیرید تنها ۲ درصد امکان صحبت کردن با آن ها وجود خواهد داشت.

اگر ارجاع داده شوید شانس تان تا ۲۰ درصد افزایش می یابد و درصورتی که پیشنهاد شوید احتمال موفقیت تا ۶۰ درصد افزایش پیدا می کند. بنابراین از مشتریان قدیمی بخواهید که شما را به همکاران یا سازمان های دیگر جهت فروش معرفی کنند. هنگامی که مشتری از نتیجه کالا یا خدماتتان رضایت داشته باشد و یا کاری را برائ مشتری انجام می دهید که منجر به خشنودی او می شود، بهترین زمان برائ ارائه درخواست پیشنهاد است.

افزایش فروش

افزایش فروش

۳. بهبود روابط اولیه

به دنبال مشتریان اولیه باشید و با آن ها ارتباط برقرار کنید. این مشتریان با شرکت، محصولات و فرایندهای سفارش دهی آشنا می باشند، بنابراین نسبت به مشتریان تازه، زمان کمتری برائ پیگیری و سازماندهی امور از سوی شما می طلبند. اگر ایشان ارتباط خود را با شما قطع کرده اند سبب آن می تواند نارضایتی ها و رنجشی باشد کە شرکت مسبب آن بوده است. البته عدم رضایت تنها عامل قطع ارتباط مشتریان با شرکت نیست گاهی سبب آن ارائه پیشنهادات قیمتی پایین تر از سوی رقیب و یا ارائه محصولی است کە در موقعیت زمانی خاص به نیازهای مشتری نزدیک تر است.

۴. گسترش روابط با مشتریان

آخرین راهبرد جهت افزایش  درآمد، علی الخصوص در شرایط رکود، توسعه روابط با مشتریان فعلی است. نزدیک شدن به مشتریان فعلی با وسواس و دقت بسیار به منظور شناسایی و بهره برداری از فرصت ها از اهمیت بسیاری برخوردار است. اگر به اهداف فروش دست پیدا نکردید، این موضوع می تواند نشان دهنده آن باشد که نتوانستید از یکی از سه روش توسعه روابط استفاده نمایید. این سه روش عبارتند از:

فروش بیشتری از محصولات به خریدار فعلی

فروش هم زمان محصولات اضافی و مرتبط با محصول اصلی(تجهیزات جانبی) به مرکز خرید فعلی.

فروش محصولات به مراکز خرید گوناگون در یک شرکت(بخش ها و زیرمجموعه های دیگر شرکت).

هم چنین پیشنهاد هایی کە داخل همان شرکت به بخش های دیگر صورت می گیرد کە به مراتب آسان تر و کم هزینه تر از حضور در سایر شرکت هاست کە رقبا نیز وجود دارند.

 مشاهده مقالات بیشتر 

ترفند های فروش در بازاریابی

۱۰ استراتژی برای افزایش فروش موفق

ده نوع مشتری که هر کاسبی باید آن هارا بشناسد

 

در مراجع حقوقی برای دفاع و اثبات حق، دلایلی مورد استناد قرار می‌گیرند؛ به این صورت که اگر شخصی اعم از حقیقی و حقوقی، قائل به این باشد که حقی از او زایل شده است و اظهارات او، خلاف اصول حقوقی و اموری باشد که قاضی آنها را مفروض انگاشته است یا برای او ثابت شده باشد، «مدعی» شناخته می‌شود و خود شخص باید با آوردن دلایلی متقن آن را اثبات کند.

• نحوه تنظیم دادخواست چگونه است؟

اقرار، اسناد کتبی، شهادت،سوگند و علم قاضی از جمله ادله‌ی اثبات دعاوی و جرایم به شمار میروند.اقرار عبارت است از اینکه شخصی به حقی برای دیگری خبر دهد که به ضرر خودش تمام شود. به شخصی که به ضرر خود خبر می‌دهد «مُقِر» و به شخصی که به نفعش خبری داده شده است «مقرلَه» میگویند. غالبا اقرار با لفظ انجام میشود اما میتواند با اشاره کردن، نوشتن و حتی عمل کردن هم صورت گیرد.

شرایط اقرارکننده

اقرارکننده باید بالغ و عاقل و قاصد و مختار باشد.بنابراین اقـرار صغیر و مجنون در حال دیوانگی و غیر قاصد و مکره موثر نیست. بلوغ برای پسران ۱۵ سال تمام قمری و برای دختران ۹ سال تمام قمری است. اقرار شخص مجنون، در حالتی که جنون (دیوانگی) بر او مستولی شود، شخص مجبور که از روی اکراه یا زور و شکنجه، اقرار میکند و شخص هازل (شوخی‌کننده) که به خبر دادن موضوعی قصد نداشته باشد و تنها بر مزاح چیزی بگوید، باطل است و اثری نخواهد داشت.

درمقابل لازم نیست تا مقرله (شخصی که به نفع او خبری داده می‌شود) بالغ، عاقل، مختار و قاصد باشد؛ ایشان تنها باید بتواند آنچه را که به نفعش اقرار شده است، دارا شود. برای مثال جنین تا زمانی که زنده متولد نشود، نمی‌تواند ملکی را تملک کند. حال اگر شخصی اقرار کند که منزلی که در تصرف اوست، ملک جنین میباشد، چون جنین در این حالت نمی‌تواند مالک شود، بنابراین این اقرار هم نمی‌تواند صحیح باشد.
هنگامی که اقرار در حین مذاکره در دادگاه به عمل آید،اقرار شفاهی است و کتبی است در صورتی که در یکی از اسناد یا لوایحی که به دادگاه تقدیم گردیده اظهار شده باشد.


گاهی نیز اقرار، خبر دادن به ارتکاب جرمی از جانب خود شخص مقر است.

در اصطلاح عوام گفته می‌شود که متهم به جرمش اعتراف کرد. اقرار یا اعتراف باید به‌ صورت روشن و بدون هیچگونه ابهامی صورت پذیرد و قابل ذکر است که اقرار نمی‌تواند مشروط، وابسته یا معلق به امری باشد؛ مانند آنکه شخص بگوید «من فلان ماشین را به سرقت برده‌ام به‌شرطی که فلانی به این جلسه احضار شود.» این نشان می‌دهد که می‌توان به اقـرار در همان حین استناد کرد.
در کلیه‌ی جرایم، قانونگذار یک بار اقرار را کافی می‌داند. اما در برخی از جرایم شخص اقرارکننده باید چند دفعه به‌صورت متوالی یا متناوب (در یک جلسه‌ی دادگاه یا چند جلسه) اقرار به ارتکاب جرم کند. مثلا برای اثبات زنا و لواط، چهار بار اقرار لازم است یا در جرایمی مانند شرب خمر (نوشیدن مشروبات الکلی) و قذف (نسبت دادن زنا یا لواط به یک شخص، مانند اینکه به فردی بگوید تو زنازاده ای) و نوعی از سرقت، مقر باید دوبار به جرم خود اقـرار کند. هدف قانونگذار از لازم دانستن تعدد اقرار برای برخی از جرایم حساسیت حیثیتی و حق الهی بودن آن جرایم است و با این کار احتمال دارد که متهم شرم و توبه کند و از اقرارهای بعدی پرهیز نماید.

مانند ماجرای اقرار کردن زن زناکار در پیشگاه حضرت علی(ع) که آن حضرت ۳ بار به بهانه های مختلف، زن را از اقرار کردن برحذر میداشت تا شاید آن زن پشیمان شود و توبه کند و از اقرارهای بعدی دست بردارد لیکن باز هم زن اقرار کرد و در دفعه‌ی چهارم برای حضرت راهی جز اجرای مجازات وجود نداشت.
اگر اقـرار در دادخواست یا حین مذاکره در دادگاه یا در یکی از لوایحی که به دادگاه تقدیم شده است به عمل آید،اقرار در دادگاه محسوب می شود، در غیر این صورت اقرار در خارج از دادگاه تلقی می شود.

نکته‌ی قابل توجه این است که

هرچند که در امور حقوقی، شخصی که اقـرار میکند باید به آن ملزم باشد و نمی تواند از آن عدول کند یا بگوید من آنچه را گفتم، قبول ندارم اما اگر نادرست بودن اقرار برای قاضی ثابت شود یا مقر ادعا کند که اقرار او فاسد بوده است، مثلا از روی اکراه و شکنجه صورت گرفته است یا اینکه اشتباها اقرار کرده است و عذری بیاورد، درصورت اثبات فساد یا اشتباه، اقـرار او باطل و بی‌اثر می‌شود.

اما در امور کیفری انکار کردن بعد از اقـرار، از بین رفتن مجازات را باعث نمیشود؛ به‌ جز در اقـرار به جرمی که مجازات آن سنگسار (برای مثال زنای زن شوهردار که شوهر او سالم و در دسترس باشد) یا حد قتل (برخی جرایم حق الهی است که به آنها حدود و به مجازات آنها حد گفته می‌شود. درمورد جرم زنایی که از روی اجبار صورت گرفته باشد یا همان زنای به عنف، مجرم به قتل میرسد) باشد؛ در هر مرحله از دادرسی ولو درحین اجرا، مجازات تعیین‌شده ساقط شده و به جای آن صد ضربه شلاق و در مواردی حبس اجرا میشود.

 مشاهده مقالات بیشتر 

ویژگی های یک کارشناس یا مشاور حقوقی و وظایف آن

شناخت سند رسمی و ویژگی های آن

برگزاری دوره مشاوره حقوقی در مشهد

 

در هر سازمان، سطوح مختلفی از موقعیت‌های مدیریتی به صورت سلسله‌ مراتبی وجود دارد. هر چه سازمان گسترده تر و پیچیده‌ تر باشد، لایه‌های مدیریتی آن نیز بیشتر خواهد بود.در واقع ، در هر سازمان سه سطح مدیریت وجود دارد که با یکدیگر هرم مدیریت را تشکیل می‌دهند.

تعداد کل کارکنان و پرسنل در هر سطح از هرم مدیریت نسبت به سطح بالایی آن بیشتر است. یعنی هر چه از قاعده‌ی هرم به سوی رأس آن پیش می‌رویم، تعداد افراد کم تر می شود. در پایین‌ترین سطح هرم،بیشترین تعداد کارکنان را تشکیل میدهند که فعالیت‌های غیرمدیریتی انجام می‌دهند. این دسته از افراد، کارکنان و کارمندان ساده می باشند و با نظارت و راهنمایی ناظران و سرپرستان رده بالایی خود فعالیت می‌کنند. در این مقاله،قصد داریم به بررسی سطوح مختلف مدیریتی در هرم مدیریت بپردازیم.با ما همراه باشید.

مدیران ارشد

مدیران سطح بالا، مسئول کل سازمان هستند. مدیریت سطح بالا که به‌عنوان «مدیریت مرکزی» نامبرده میشود، شامل تمام مدیران سازمان مانند مدیرعامل، رئیس هیئت‌مدیره، معاونان اجرایی و معاونان دیگر هستند.

این مدیران در اصل مسئول بخش گسترده‌ای از کارهای سازمان مانند تدوین سیاست‌ها ، برنامه‌ریزی راهبردی بلندمدت، تنظیم اهداف و توسعه‌ی استراتژی های سازمانی هستند. به طور کلی، مدیریت ارشد به طور مؤثر با همه‌ی عناصر و نیروهایی که بر بقا، ثبات و رشد سازمان تأثیر می‌گذارند، در تعامل است.

وظایف مدیران ارشد

  • نظارت، تفسیر و بهره‌برداری از فعالیت‌های مربوط به سازمان؛
  • اعمال نفوذ بر تصمیمات و طرح‌های مناسب برای پیشبرد اهداف سازمان؛
  • انجام اصلاحات مناسب در قدرت اجرایی مدیران سازمان؛
  • حمایت از سازمان به‌ منظور بقای آن در راستای منافع کارمندان، سهام‌ داران، تأمین‌کنندگان منابع و مشتریان؛
  • تلاش برای رسیدن به اهداف کلی نظام اقتصادی و اجتماعی که سازمان برای آن فعالیت می‌کند.

مدیران سطح متوسط

به طور کلی، سطح متوسط مدیریت شامل سرپرستان بخش‌ها و ادارات مانند مدیر کارخانه، مدیر تولید، مدیر بازاریابی، هدایت کارکنان و نظایر آن است. مسئولیت این مدیران، تفسیر دستورالعمل‌هایی است که مدیران ارشد به صورت برنامه‌های خاص و دستورالعمل‌های عملی برای فعالیت‌های سازمان تنظیم کرده‌اند.

وظایف مدیران سطح متوسط

  • هماهنگ کردن کارهای مربوط به بخش خودشان به‌ منظور دست‌یابی به اهداف تعیین‌شده؛
  • رسیدگی به اهداف کوتاه‌مدت و نتایج خاص؛
  • برنامه‌ریزی عملیاتی، پردازش اطلاعات و نظارت هر روزه بر فعالیت‌های کارمندان؛
  • برقراری ارتباط بین فعالیت‌های راهبردی مدیران ارشد و فعالیت‌های عملیاتی مدیران سطح اول.

سازمان‌ها اغلب سطوح مختلفی از مدیران متوسط دارند و این موضوع به‌ویژه در سازمان‌های بسیار بزرگ متداول‌تر است. شرکت جنرال موتورز در سال‌های توسعه‌اش، حدود ۱۴یا ۱۵ سطح مدیریت داشت. اما این شرکت در حال حاضر، تعداد لایه‌های مدیریتی را کمتر کرده است و در عوض به همان تعداد اختیارات و مسئولیت‌های بیشتری داده است که بخشی از آن به مدیران سطح پایین‌تر منتقل (تفویض اختیار) می‌شود.

هرم مدیریت

مدیران سطح اول

این سطح از مدیریت شامل سرپرستان، ناظران، مدیران واحدها، سرکارگر، کارکنان ارشد و نظایر آن است. دغدغه‌ی اصلی این مدیران سازوکار فعالیت‌های سازمان است و مسئول هماهنگی کار کارمندان زیردست خود هستند.

این مدیران،  مهارت‌های فنی داشته باشند تا بتوانند در صورت لزوم به کارگران و کارمندان زیردست خود کمک کنند. سایر وظایف این افراد به شرح زیر است:

  • عملیات روزانه را برنامه‌ریزی می‌کنند؛
  • هر فرد را به کار یا فعالیت خاصی اختصاص می‌دهند؛
  • نظارت بر فعالیت های کارمندان دارند؛
  • به ارزیابی عملکرد کارکنان می‌پردازند؛
  • رابط بین کارکنان و مدیران سطح متوسط هستند.

از آنجا که این افراد نماینده‌ی هر دو سطح مدیریت متوسط و کارکنان هستند، به‌ سادگی در میانه‌ی تقاضاها و درخواست‌های متناقض قرار می‌گیرند. به دلیل گرایشی که امروزه به نیروی کار آموزش‌دیده وجود دارد، این مدیران بیشتر از فعالیت‌های عملیاتی، روی روابط انسانی تمرکز دارند. در حال حاضر، تأکید آنها روی کار گروهی، همبستگی‌های گروهی و همچنین استفاده از کامپیوتر در نظارت و پیگیری فعالیت‌هایی است که مدیران سطح اول در گذشته انجام می‌دادند.

مقایسه‌ی مدیران کل و مدیران اجرایی

به جز سطح عمودی سلسله‌ مراتبی مدیریت که هرم مدیریت را تشکیل می‌دهد، دسته‌ بندی دیگری نیز برای مدیریت وجود دارد. بر اساس این مدل، دو نوع مدیریت با مسئولیت‌های متفاوت وجود دارد: مدیران اجرایی و مدیران کل.

مدیران اجرایی فقط برای یک نوع فعالیت خاص مسئولیت دارند و بر کارمندانی که در همان فعالیت اشتغال دارند، نظارت می‌کنند. از جمله این مدیران می‌توان به مدیر بخش بازاریابی، مدیر بخش مالی، حسابداری، کنترل کیفیت، تولید و مانند آن اشاره کرد.

مدیران کل، مسئول فعالیت‌های چند گروه مختلف هستند که کارهای مختلفی را انجام می‌دهند. مدیر کل علاوه‌ بر فعالیت‌های خاص، بر فعالیت‌های عمومی نیز اجازه‌ی نظارت دارد.

برای مثال، مدیر کل کارخانه در یک شرکت تولیدی مسئول نظارت بر تمام بخش های کارخانه مانند تولید، مهندسی، کنترل کیفیت، روابط کارگران، خرید، موجودی و مانند آن است.

مدیران کل در سازمان‌های غیرانتفاعی مانند بیمارستان‌ها، دانشگاه‌ها یا سازمان‌های دولتی به‌عنوان مدیر (administrator) نامیده می‌شوند. برای مثال رئیس بیمارستان، رئیس دانشگاه یا سرپرست مدرسه که به‌عنوان مدیر شناخته می‌شوند.

 مشاهده مقالات بیشتر 

انگیزش و روش های ایجاد انگیزه در کارکنان

۲۱ نکته برای رهبری و مدیریت تیم

راه های اندازه گیری رضایت مشتری با روش نظرسنجی

در بازار کسب و کار انواع مشتریان پیدا می‌شوند. بعضی خوشحالند و بعضی ناراضی، بعضی وفادارند، بعضی جدا افتاده.

مشاور، اندی هانسلمن می‌گوید: در واقع ۱۰ نوع دسته ‌بندی وجود دارد که می‌توان مشتری‌ها را در آن‌ها قرار داد، و بسیار حیاتی است که بدانیم کدام مشتری کجا قرار می‌گیرد.در این مقاله قصد داریم انواع مشتری را به شما معرفی می‌کنیم. با ما همراه باشید.

۱ -مشتریان بی‌علاقه

آنها چیزی که شما فراهم می‌کنید را نمی‌خواهند و این لزوما چیز بدی نیست. شرکت‌های موفق بر روی مشتریانی تمرکز دارند که خواهان محصول‌شان هستند، در حالی‌که شرکت‌های بی‌تمرکز به همه توجه می‌کنند. داشتن انواع مشتریان و تعدادی مشتری بی‌علاقه اشکالی ندارد. با تلاش برای تغییر آن‌ها وقت‌تان را تلف نکنید.

به روزرسانی:۱۳۹۸/۰۴/۲۰

۲ – مشتریان جدا افتاده

با این گونه مشتری ها زیاد برخورد کرده اید، اما آنها فاقد وفاداری هستند. شما را صرفا یک تامین ‌کننده‌ی دیگر می‌بینند که گاهی می‌توانید کمک‌شان کنید. در واقع منطقا خوشحال هستند، اما قصد هیچ گونه خریدی را ندارند. کسب ‌و کارهایی که به مشتری اهمیت میدهند، مشتری‌ واقعی را شناسایی کرده و سخت تلاش می‌کنند روابطی را که ایجاد کرده‌اند، تقویت کنند .“

۳ – مشتریان خوشحال

از انتظارات این مشتریان فراتر رفته‌اید، و این امر معمولا از طریق تماس شخصی صورت می‌گیرد، گرچه در برخی بخش‌ها ممکن است فقط به معنی فراهم کردن به موقع چیزها همراه با یک لبخند باشد. اما شادی می‌تواند محو شود، حتی زمانی‌که تلاش بسیاری را صرف توجه به مشتری‌ها می‌کنید. انتظارات رشد می‌کنند و ممکن است نتوانید آن‌ها را برآورده سازید.

۴ –  مشتریان وفادار

این دوستان انتظارات بالایی دارند و دائما تجربه‌ای عالی کسب می‌کنند، بنابراین دلیلی ندارد که جای دیگری بروند. آن‌ها به شرکت شما برمی‌گردند، بیش‌تر خرج می‌کنند و راجع به شما با دیگران صحبت می‌کنند. نکته‌ی کلیدی در این‌جا تداوم است. باید یک فرهنگ خدمت به مشتری خلق کنید، همان‌طور که زاپوس، آمازون و اپل این کار را کرده‌اند.

۵ – مشتریان ناامید

وقتی کارها درست پیش نرود، ممکن است با یک مشتری ناراضی برخورد داشته باشید . شاید در گذشته خدماتی عالی فراهم می‌کرده‌اید اما آن را خراب کرده‌اید، یا شاید محصو‌ل‌تان با شرکت‌های دیگری که با مشتریان‌ تان کار می‌کنند، هم‌تراز نباشد. باید فرایندی را ایجاد کنید تا در صورت ظهور ناامیدی‌شان با آن‌ها مقابله کنید.

همان‌طور که هتل‌های ریتزکارلتون به کارکنان حرفه‌ای اجازه می‌دهد با صرف ۲۰۰۰ دلار یک مشکل را حل کنند. او پیشنهاد می‌کند برای پیدا کردن این ناامیدی در مشتری‌ها، این سوال را بپرسید:‌ ” آیا کاملا از آن‌چه انجام می‌دهیم رضایت دارید؟ “ در صورت راضی نبودن دلیل‌اش را جویا شوید.

انواع مشتریان

انواع مشتریان

۶ – مشتریان سرخورده

ممکن است مشتریان ناامیدی که به آن ها توجه نمی کنید آزرده شوند و تجربه‌شان را به دیگران بگویند، همان‌طورکه وقتی خطوط هوایی ایالات متحده، گیتار دیو کارول موسیقیدان کانادایی را شکستند، او از طریق یک ترانه‌ی پربازدید در یوتیوب، همین کار را کرد. به هر قیمتی از به وجود آوردن مشتریان سرخورده پرهیز کنید

گاهی چنین مشتریانی آن‌چنان سرخورده خواهند بود که وقتی برای برگرداندن‌شان تلاش می‌کنید، توجهی نمی‌کنند.

۷ – خاموش

این دسته از مشتریان در گذشته مشتریان خوبی بودند اما به آرامی کنار رفته‌اند.اگر بتوانید به جای فرستادن ابزارهای بازاریابی معینی که احتمالا نادیده خواهند گرفت، گفتمانی با آن‌ها ایجاد کنید، نمایان‌گر یک فرصت هستند.ممکن است این گروه یک چالش باشد، اما معمولا بهتر است به جای کسب یک مشتری کاملا تازه، آنها را به بازگشت ترغیب کنید.

۸ – تخلیه‌کننده

این مشتریان سودآور نیستند، پول و هم‌چنین زمان و انرژی‌تان را تخلیه می‌کنند.همین امر آن‌ها را به گروه مهمی تبدیل می‌کند که باید تشخیص دهید.

اما آقای هانسلمن می‌گوید تحقیقات انجام شده از سویکی.ام.پی.جی نشان می‌دهد که نصف کسب‌ و کارها قادر به شناسایی سود آورترین مشتریان، محصولات یا خدمات‌شان نیستند.قبل از کنار گذاشتن این گروه، سعی کنید آن‌ها را سودآور کنید.

آیا کاری هست که برای آنها انجام می‌دهید و لزومی به انجامش نیست؟می‌توانید قیمت‌ها را بالا ببرید؟ در غیر این صورت، باید آن‌ها را رها کنید.

ادامه دارد…

 مشاهده مقالات بیشتر 

ترفند های فروش در بازاریابی

چند نکته طلایی و مهم در مشتری مداری

هفت قانون فروش موفق

⭐️به این مقاله چه امتیازی میدهید؟⭐️

منظور از ایمنی ساختمان یک سری از امکاناتی است که در داخل ساختمان وجود دارند و جزو ساختمان محسوب می‌شوند. مانند نردبان‌ها، پلکان، کف، سقف، آسانسورها و … البته در ایمنی ساختمان‌یک موضوع دیگر هم وجود دارد و آن ایمنی در هنگام ساختمان سازی یا تخریب ساختمان می‌باشد که معمولاً به صورت موردی می‌باشد و در صنایع به ندرت این عملیات انجام می‌گیرند.

سقوط کارگران از پله، نردبان، پرتگاه‌ها و همچنین سقوط در چاه و چاله از معروفترین حوادثی هستند که در صنایع اتفاقی می‌افتد. طی 4 ماهه اول سال 1380، 4 هزار و 236 نفر از بیمه شدگان تأمین اجتماعی دچار حوادث ناشی از کار شده‌اند که از این تعداد حادثه سقوط کردن و لغزیدن با 777 مورد، ضرب دیدگی با 549 و شکستگی اعضاء‌با 463 مورد بیشترین نوع حوادث ناشی از کار را تشکیل داده‌اند (هفته نامه آتیه، 22 آبان سال 1380)

با همین آمار می توان قضاوت کرد که مسائل ایمنی ساختمان تا چه حدی باید جدی گرفته شود و در کارگاه‌ها و کارخانه‌های سطح کشور اجرا شود. با اجرای قوانین و مقررات مربوط به ایمنی ساختمان میزان حوادث صنایع را می‌توان تا حد زیادی کاهش داد.

در راستای همین برنامه و به خاطر نظام بخشیدن به مسائل مربوط به ایمنی ساختمان آئین‌نامه‌ای مشتمل بر 6 فصل و 290 ماده به اسثتناد مواد 85 و 86 قانون کار جمهوری اسلامی ایران در جلسه مورخ 19/5/1372 شورای عالی حفاظت فنی مورد بررسی و تأیید و در تاریخ 27/6/1372 به تصویب نهایی وزیر کار و امور اجتماعی رسیده است که در آن مسایل مختلف مربوط به ایمنی ساختمان مورد تجزبه و تحلیل قرار گرفته است.

مسئولیت ایمنی در کارگاه ساختمانی:

در هر کارگاه ساختمانی کارفرما، موظف است اقدامات لازم را به منظور حفظ و تأمین ایمنی عمومی بعمل آورد. کارفرما مسئول تدارک و فراهم آوردن روشنایی کافی در فضاهای عمومی، تهیه نرده و حفاظ و نصب آنها در اطراف سقف‌ها و دیوارهای خالی و فضاهای باز، فراهم آوردن و نصب نرده و حفاظ در اطراف پله‌ها و پاگردها، ایجاد ورودی ایمن برای کارگاه ساختمانی و محل کار، فراهم آوردن وسایل اطفاء‌حریق، تأمین آب آشامیدنی و سالم و ایجاد سرویس‌های بهداشتی، تهیه وسایل حفاظت فردی و کمک‌های اولیه و به طور کلی فراهم آوردن و تأمین شرایط ایمنی عمومی در داخل و خارج ساختمان کارگاه ساختمانی است.

هر کار فرما باید ابزار و وسایل و تجهیزات لازم برای انجام عملیات ساختمانی توسط کارگران را با رعایت مواد این محبث تهیه و نگهداری نماید تا در موقع لازم در اختیارکارگران قرار دهد و ضمن دادن آموزش‌های لازم به آنها مراقبت نماید که از آن وسایل به طور صحیح استفاده کنند.

عملیات ساختمانی باید طوری برنامه ریزی و اجرا شود که خطرهای احتمال ناشی از آن در داخل یا خارج از محل کار، در اسرع وقت قابل پیشگیری باشد. در صورت احتمال وقوع خطر جانی، کارفرما موظف است فوراً کار را متوقف نماید و کارگران را از محل احتمال وقوع حادثه دور کند. کارفرما باید وقوع هر گونه حادثه ناشی از کار در ساعت کار عادی یا غیر ساعت کار عادی روزانه در محل کارگاه را در اسرع وقت و قبل از آنکه علایم و آثار مرتبط با آن از بین رفته باشد، به واحدهای مربوط در وزارت و امور اجتماعی محل اطلاع دهد.

ایمنی و سلامت مردم و کارگران (ایمنی عمومی)

مسدود و محدود نمودن پیاده‌روها و معابر عمومی و سایر فضاهای عمومی، برای انبار کردن مصالح یا انجام عملیات ساختمانی با رعایت موادر زیر امکان پذیر می‌باشد:

الف) وسایل، تجهیزات و مصالح ساختمانی باید در جایی قرار داده شوند که حوادثی برای عابرین و وسایط نقلیه بوجود نیاورند. مصالح و وسایل ساختمانی شبها نیز باید بوسیله علایم درخشان و چراغ‌های قرمز احتیاط شوند.

ب) در مواردی که نیاز به تخلیه مصالح ساختمانی در معابر عمومی یا مجاور آن باشد، باید مراقبت کافی به منظور جلوگیری از لغزش، فرو ریختن یا ریزش احتمالی آنها به عمل آید.

پ) در مواردی که باید داربست در معابر عمومی قرار گیرد باید با استفاده از وسایل موثر از جابجا شدن و حرکت پایه‌های آن جلوگیری شود.

ایمنی ساختمان

ایمنی ساختمان

هنگامی که بر اثر انجام عملیات ساختمانی خطری متوجه رفت و آمد عابرین یا اتومبیل‌ها باشد با کسب نظر از مراجع زیربط یک یا چند مورد از موارد زیر به کار گرفته شود:

الف) گماردن یک یا چند نگهبان با پرچم اعلام خطر.

ب) نصب چراغ‌های چشمک‌ زن با علایم درخشان در فاصله مناسب از محوطه خطر.

پ) نصب علایم آگاهی دهنده و وسایل کنترل مسیر.

ت) ایجاد سازه‌های حفاظتی.

در صورتیکه عملیات ساختمانی در فاصله کمتر از 3 متر یا مساوی با آن از راه عبور عمومی صورت گیرد، کارگاه ساختمانی باید بوسیله حفاظ محصور گردد. در صورتیکه عملیات ساختمانی در فاصله بیش از 3 متر از راه عبور عمومی انجام شود، کارگاه ساختمانی باید بوسیله حفاظ یا سایر جداکننده‌ها، به تشخیص مقام رسمی ساختمان محصور گردد.

در صورتیکه عملیات ساختمانی برای بناهای:

الف) دو طبقه یا 8 متر ارتفاع در فاصله کمتر از 3 متر از راه عبور عمومی.

ب) چهار طبقه یا 15 متر ارتفاع در فاصله 6 متر از راه عبور عمومی.

پ) بیش از چهار طبقه یا 15 متر ارتفاع.

صورت می‌گیرد باید یک راهرو سرپوشیده موقتی در راه عبور عمومی در طول ساختمان ایجاد شود، مگر اینکه نسبت فاصله ساختمان تا راه عبور عمومی به ارتفاع ساختمان بیش از 2/1 باشد.

کف سازی

کف اطاق‌ها و قسمت‌هایی که محل عبور کارگران بوده و یا برای حمل و نقل مواد تشخیص داده شده بایستی صاف و هموار بوده و عاری از حفره و سوراخ، تراشه‌های چوب، برآمدگی ناشی از پوشش بی‌تناسب مجاری، میخ و پیچ مهره و لوله، دریچه‌ها یا برآمدگی و برجستگی و هر گونه موانعی باشد که ممکن است موجب گیر کردن و یا لغزیدن اشخاص گردد.

کف اتاق‌ها و راهروها وپیاده‌ورها نباید در شرایط عادی هیچگونه لغزندگی داشته و یا از مصالحی ساخته و یا از موادی اندود شده باشد که در نتیجه رفت و آمد ایجاد ناراحتی و گرد و خاک و ساییدگی و در نتیجه لغزندگی ایجاد شود.

ایمنی ساختمان

ایمنی ساختمان

در محل کار و مکان‌هایی که دستگاه‌های متعددی قرار دارد بایستی به وسیله خط‌کش با رنگ مشخص در دو طرف راه اصلی و راه‌های فرعی را مشخص نموده و حتی محل قرار دادن مواد خام و مواد تولیدی به وسیله این خطوط معین گردد تا محل‌های رفت و آمد، حمل و نقل مواد همچنین جهت حرکت اصلی با علامت گذاری روی زمین معلوم و روشن باشد.

کف کارگاه بایستی قابل شستشو بوده و در مواردی که نوع کار موجب ریخته شدن آب و کف گردد بایستی شیب کافی داشته باشد که آبها را به سمت مجاری فاضلاب هدایت نماید.

ادامه دارد…

 مشاهده مقالات بیشتر 

دوره HSE در مشهد(ایمنی، بهداشت و محیط زیست،HSE)

برگزاری دوره های اچ اس ای (HSE) در مشهد

دنیای امروزه ، دنیای تحولات سریع و گسترده در تمام ابعاد است. حال و هوای امروز تجارت نشان از جهانی شدن آن دارد. فرایندی که منجر به حضور و رقابت تنگاتنگ ظرفیت های مختلف تجاری شده است. آنچه به یقین می توان گفت این است که چنانچه کشوری به هر علت نتواند به این موج شتابان فراگیر بپیوندد در آینده ای نچندان دور، در صحنه ی رقابت های بین المللی به حاشیه کشیده می شود و بسیاری از فرصت های کسب و کار را به سود دیگران از دست می دهد.

در بخش مقالات سایت موسسه آموزش عالی امین، سلسله مقالاتی در خصوص ترفند های فروش در بازاریابی را گرد آوری کردیم تا شما عزیزان با فراگیری این ترفند ها بتوانید بهتر، راحت تر و بیشتر فروش داشته باشید.

?همیشه برنامه ریزی قبلی داشته باشید

ترفند های فروش در بازاریابی :یکی از ترفند های فروش در بازاریابی این است که قبل از روبرو شدن و ملاقات با مشتری، هدف خود را از این دیدار مشخص کنید. چیزهایی را که امیدوارید در این دیدار به دست آورید به تفکیک بنویسید. پس از ملاقات هم فورا هر چه را که بیان شده است یادداشت کنید. به حافظه تان اطمینان نداشته باشید؛ چینی ها ضرب المثلی دارند که می گوید: «دوام کم رنگ ترین مرکب، بیش تر از بهترین حافظه هاست.

قبل از هر ملاقات با مشتری صرف نظر از تعداد دیدارهای قبلی با او، چند دقیقه ای را صرف مرور و بررسی پرونده او، وضعیت فعلی و یادداشت های قبلی خودتان بکنید. با انجام این کار، از افزایش فوق العاده میزان آمادگی و تاثیرگذاری خود تعجب خواهید کرد و مشتری ها نیز همیشه متوجه می شوند که شما تکلیفتان را انجام داده اید.

?موفق ترین فروشندگان در هر رشته ای قبل از شروع به فروش و ارایه مطالب و پایان دادن به معامله، خودشان را کاملا آماده می کنند.

آن ها همه چیز را پیشاپیش می سنجند و هیچ چیز را به شانس واگذار نمی کنند.در نظر داشته باشید که همین جزییات، تفاوت بین موفقیت و شکست است. فروشنده ای که وقت زیادی را صرف آشنایی با نیازهای خاص مشتری کرده باشد، موفق به ایجاد بالاترین سطح اعتماد و برقراری بهترین رابطه با مشتری خواهد شد.

طی دو دهه گذشته سازمانهای بسیاری به اهمیت رضایتمندی مشتریان خود واقف شده و دریافته‌اند که حفظ مشتریان موجود به مراتب کم هزینه تر از جذب مشتریان جدید است. بازاریابی رابطه مند به دنبال برقراری چنان روابطی با مشتریان هدف است که مجدداً در آینده از او (شرکت) خرید کنند. و دیگران را نیز به این کار ترغیب کنند. بهترین رویکرد جهت حفظ و نگهداری مشتریان این است که رضایتمندی فراوان در مشتری ایجاد کرد و آنچه را برای او ارزش تلقی می شود مورد توجه قرار داد تا در نتیجه وفاداری او نسبت به شرکت مستحکم شود.

 از دست دادن یک مشتری چیزی بیشتر از دست دادن یک قلم فروش است و آن به معنی از دست دادن کل جریان خرید هایی است که مشتری می توانست در طول زندگی خود یا دوره زمانی که خریدار محصولات شرکت بود، انجام دهد. به عبارتی شرکتها به دنبال کسب ارزش دوره عمر مشتریان خود هستند.

?رقابت با خود برای فروش بیشتر

این اتفاق اغلب تکرار میشود که : شرکتی، محصول جدیدی را توسعه می‌دهد و آن را به بازار عرضه می‌کند بعد از مدتی طرفداران زیادی هم پیدا می کند در نتیجه سفارشاتش بیشتر و بیشتر می‌‌شوند و همه اعضای شرکت هم از این نتایج راضی خواهند بود، ناگهان فروش محصولاتشان شدیدا افت می‌کند‌! به نظر شما چرا این اتفاق می‌افتد؟دلیلی ندارد جز اینکه قیمت محصولاتشان را در بازار زده‌اند و محصولی با قیمت پایین‌تر وارد بازار کرده‌اند.

ترفند های فروش

ترفند های فروش

?چگونه با چنین شرایطی در  بازار رقابت ‌کنیم؟

اولین روش

این است که: محصولات خود را با قیمت پایین‌تر به بازار عرضه کنیم. با این کار شرکت تولیدکننده بازار فروش را در دست گرفته و شرایط را برای رقبا سخت می‌کند. شاید عده‌ای فکر کنند که این روش کاربردی نیست چون با این کار شرکت سفارشات خرید محصول نخست خود را از دست می‌دهد اما این روش برای شرکتها چاره‌ساز خواهد بود.

روش دوم 

این است که: شما از آن وسیله با همان کارآیی، مدل ارزانتری را وارد بازار کنید که از طرفی هم به معروف شدن مارک تجاری خود کمک کرده‌اید و دیگر اینکه وقتی همه مردم مارک تجاری شما را شناختند، سفارشات شما هم بیشتر می‌شود پس در بعضی از موارد، محصول ارزانتر به فروش بیشتر شما کمک می‌کند.

وقتی مشتری فقط با یک آگهی بازرگانی رو به رو ‌شود، انگیزه‌ای برای خرید نخواهد داشت اما زمانی که با تبلیغات رقابتی متفاوتی از یک محصول روبه‌رو شود، انگیزه خرید هم قویتر خواهد شد.

البته معرفی محصول ارزانتر به بازار نکات منفی هم دارد: این کار می‌تواند بسیار پر هزینه باشد مثل هزینه‌های هنگفت تبلیغات و ممکن است محصول ارزانتر، این هزنیه‌ها را جبران نکند. قبل از عرضه محصول ارزانتر به بازار، تحقیقات و تحلیل سود و زیان این کار را باید در نظر بگیرید.

راه حل سوم

این است که: اگر محصول جدید و پیشرفته‌ایی دارید که به آسانی می‌شود مدلهای ارزانتر آن را عرضه کرد، در اسرع وقت این کار را انجام دهید که نبض بازار همچنان در دست شما باشد.

 ادامه دارد…

 مشاهده مقالات بیشتر 

اهمیت سخنوری در نیاز های روزمره

زبان بدن در سخنرانی

۱۰ تکنیک روانشناسی برای مدیریت بازاریابی،افزایش فروش و مشتری

هدف بیشتر کارآفرینان، افرادی که خوداشتغالی دارند و ارائه‌دهندگان خدمات، در این الگوریتم اصلی خلاصه شده است: مشتری را پیدا کن، شرایط انجام کار را مهیا کن، کار را انجام بده، پول دریافت کن و دوباره این چرخه را در تکرار قرار بده.اگر قصد دارید به این هدف برسید باید تحمل خشم و ناراحتی مشتریان‌تان را داشته باشید.به هر حال همیشه مسئله‌ای وجود دارد که بعضی از مشتری ها به خاطر آن غر بزنند.

اگر شما یک مترجم یا برنامه‌نویس آزاد و مستقل با تجربه‌ای بالا باشید چندان با این شرایط مواجه نخواهید بود، بلکه می‌توانید با مهارت و چابکی آلبرت انیشتین و خلاقیت لئوناردو داوینچی قبل از پایان مهلت مشخص شده، پروژه را تحویل دهید با این حال ممکن است که یک یا دو مشتری ناراضی نیز داشته باشید.

اما نگران نباشید، ما در این مقاله قصد داریم که هفت روش علمی را برای شما شرح دهیم تا ازخشم مشتری عصبانی خود بکاهیم و آرامش درونی خود را نیز حفظ کنیم.

?۱ – آرامش خود را حفظ کنید.

تصور کنید که یک مشتری عصبانی با شما تماس می‌گیرد و بلافاصله شروع به داد و بیداد کردن و اظهار نارضایتی از خدمات یا کار شما می‌کند. عکس العمل بیشتر افراد در این مواقع ، فریاد زدن و مقابله به مثل است، اما حتی یک کلمه حرف نزنید و حرف مشتری را قطع نکنید.صبر کنید تا مشتری خودش را خالی کند و هر چه می‌خواهد بگوید.

تحقیقات نشان می‌دهد که هنگام خشم، توانایی تفکر و تصمیم‌گیری هوشمند تا حد زیادی کاهش می‌یابد.داد و بیداد کردن و جروبحث باعث می‌شود تا اوقات‌ تان تلخ شود و حل‌ و فصل قضیه غیرممکن شود و امکان هرگونه همکاری و معامله‌ای در آینده از بین برود.

?٢ – به حرف مشتری گوش بدهید.

اکنون که آرامش دارید، سعی کنید تا با دقت به حرف‌های مشتری گوش بدهید تا او فرصت بیان همه‌ی موارد و ایرادات را داشته باشد.گوش دادن با دقت و تمرکز، تکنیکی ارتباطی و روشی اثبات شده است که مشتری را تحت تأثیر قرار داده و حس برنده بودن به او می‌دهد. سکوت کردن و با دقت و توجه تمام گوش دادن به حرف‌های دیگران حس خیلی خوبی به آنها می‌دهد و به شکیبایی و تمرکز نیاز دارد.

این روش به شما این امکان را می‌دهد که در حال گوش دادن، کاغذی بردارید و برخی نکات را یادداشت کنید تا هیچ نکته‌ی مهمی را که ممکن است راهکاری برای حل مسئله باشد، از قلم نیندازید. افرادی که به‌طور مستقل کار می‌کنند اگر از مهارت گوش دادن برخوردار باشند معمولا درآمد سالانه‌ی بالاتری دارند.

مشتری عصبانی

مشتری عصبانی

?٣ – سؤال بپرسید

به جای اینکه در جست‌وجوی عباراتی برای رفع اتهام از خود باشید سؤالاتی بپرسید که مشتری را به فکر کردن وادار کند.برای مثال: «دوست داری من چه کار کنم؟» یا «برای حل این مسئله چه کاری از من برمی‌آید؟» سؤالات مناسبی هستند. این عبارات مشتری را نرم می‌کنند، چرا که این حس را به او می‌دهد که شما به او حق داده اید و درصدد حل مسئله هستید.

زمانی که مشتری می‌خواهد خطاها را برطرف کند، سعی کنید بیشتر توضیح بدهید و از او برای ارائه‌ی نظر و بازخورد در مورد کارتان، تشکر کنید و بابت خطاهای پیش‌‌ آمده عذرخواهی نمایید.

ادامه دارد…

 مشاهده مقالات بیشتر 

راه های اندازه گیری رضایت مشتری با روش نظرسنجی

۴۰ روش اصول فن بیان درهنگام برخورد با مشتری

۱۰ تکنیک روانشناسی برای مدیریت بازاریابی،افزایش فروش و مشتری

مدت‌هاست که خانه‌های یک طبقه‌ای و حیاط‌ دار جای خود را به آپارتمان‌ها و خانه‌های چند طبقه داده‌اند. تعدد مالکین و عدم امکان آشنایی آنها با یکدیگر و درنتیجه دشواری در تصمیم‌گیری در مسائل مربوط به ساختمان، اصلی‌ترین مشکلی که همواره ساکنین آپارتمان‌ها با آن مواجه بودند. با افزایش جمعیت شهرها و بالا رفتن تعداد آپارتمان‌ها، ضرورت وجود قانونی یکسان ، که به هماهنگی روابط میان ساکنین بپردازد احساس می‌شد. برای اولین در سال ۱۳۴۳ قانون تملک آپارتمان ها به تصویب رسید، این قانون سپس در سال ۱۳۷۶ مورد اصلاح قرار گرفت تا هدف «فرهنگ آپارتمان نشینی» را به ‌نحو بهتری شکل دهد. در این مقاله به بررسی مهم‌ترین مسائل مطرح شده در مورد قانون تملک ساختمان ها می‌پردازیم.

?قسمت‌های اختصاصی و مشترک ساختمان

این قانون، تملک ساختمان را به دو قسمت مالکیت قسمت‌های اختصاصی و مالکیت قسمت‌های مشترک تقسیم می‌کند. قسمت‌های مشترک قسمت‌هایی از ساختمان است که به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم مورد استفاده تمامی شرکا هستند و حق استفاده از آنها منحصر به یک یا چند واحد مخصوص نبوده و به کلیه‌ی مالکین «به نسبت قسمت اختصاصی که مالک هستند» و به‌ صورت مشاعی تعلق می‌گیرد.

?تأسیسات مشترک

مانند سیستم گرمایش و سرمایش مشترک، انشعاب برق مشترک، آسانسور، راهروها و راه‌ پله‌ها، لوله‌ها و سیم‌های برق، اسکلت ساختمان، پشت بام، در و پنجره‌های قسمت عمومی، حیاط، نمای ساختمان و … همگی جزءِ قسمت‌های مشترک هستند. قسمت‌های اختصاصی، قسمت‌هایی هستند که برای استفاده‌ی انحصاری مالک ملک معین یا قائم مقام او، به‌ طور مثال مستأجر، تخصیص یافته باشند.

قسمت اختصاصی متعلق به مالک است و می‌تواند در آن هر تصرفی که بخواهد انجام دهد، اما هیچ‌یک از مالکین حق ندارد بدون موافقت اکثریت سایر مالکین در محل یا شکل در، یا سردر، یا نمای خارجی در قسمت اختصاصی خود که مرئی و در منظر باشد، تغییرات بدهند. دقت کنید که وقتی شخصی مالک قسمتی اختصاصی از یک آپارتمان است، مالک بخشی از قسمت‌های مشترک نیز هست و این دو غیرقابل تفکیک‌ اند. پس نمی‌توان ملکی را بدون قسمت‌های مشترک به شخصی فروخت و وقتی شخصی مالک قسمتی معین از یک آپارتمان می‌شود، به‌ صورت قهری و اجتناب‌ناپذیر مالک قسمتی از بخش مشترک نیز خواهد بود.

?تعیین مدیر یا مدیران

هنگامی که آپارتمانی دارای مالکین متعدد است باید برای اجرای قوانین از طرف همه‌ی آنها نماینده‌ای تعیین شود. اما در صورتی که تعداد مالکین بیش از سه نفر باشد باید برای ساختمان مجمع عمومی تشکیل شود تا از میان خود مدیر یا مدیرانی را برای اداره‌ی ساختمان انتخاب کنند. برای تشکیل مجمع عمومی باید مالکین بیش از نصف مساحت قسمت‌های اختصاصی حضور یابند. اداره و حفظ ساختمان، دریافت و پرداخت هزینه‌ها، بیمه‌ی آتش‌سوزی، تعیین سهم هر آپارتمان در هزینه‌ها و اعلام آن، خودداری از ارائه‌ی خدمات مشترک به بدهکاران، مطالبه‌ی طلب از بدهکاران ازجمله با طرح دعوی در دادگستری و مراجعه به اداره‌ی ثبت از وظایف مدیران محسوب می‌شود.

تملک ساختمان

تملک ساختمان

?هزینه‌های مشترک آپارتمان (شارژ ساختمان)

در قوانین تملک ساختمان ،معمولا این قانون وجود دارد که مدیر ساختمان هرماه هزینه‌های مشترک را حساب کرده و به ساکنین اعلام می‌کند تا در موعد مقرر ، آن را پرداخت کنند. سهم هریک از مالکان قسمت‌های اختصاصی از مخارج قسمت‌های مشترک، متناسب است با نسبت مساحت قسمت‌های اختصاصی به مجموع مساحت قسمت‌های اختصاصی تمام ساختمان. البته ممکن است مالکان ترتیب دیگری برای تقسیم حقوق و تعهدات و مخارج پیش‌بینی کرده باشند. لازم به ذکر است که پرداخت هزینه‌های مشترک اعم از این است که ملک مورد استفاده قرار گیرد یا نگیرد.

?در خصوص پرداخت هزینه‌ی قسمت‌های مشترک استثنایی نیز وجود دارد

در صورتی که چگونگی استقرار قسمت مشترک مثل حیاط ساختمان، بالکن یا تراس به‌ گونه‌ای باشد که تنها از یک واحد مسکونی امکان دسترسی به آن وجود داشته باشد، همانند آپارتمان‌هایی که فقط طبقه‌ی همکف به حیاط دسترسی دارد، در این حالت هزینه‌ی حفظ و نگهداری آن قسمت برعهده‌ی استفاده‌کننده است. اما اگر شرایطی به‌ وجود آید که مالک یا ساکن ساختمان، سهم خود از هزینه‌های مشترک را پرداخت نکند، باید منتظر چه رفتار و عواقبی باشد؟

ادامه دارد…

 مشاهده مقالات بیشتر 

۸ نکته حقوقی در زمینه خرید خانه که باید بدانید

کسب و کار اصولی را در دوره مشاور حقوقی املاک بیاموزید

شناخت سند رسمی و ویژگی های آن

انگیزش یکی از مسائل مهم و کلیدی بوده که بی تردید نقش تعیین کننده‌ای در ابعاد مختلف سازمانی دارد و سازمانها برای دستیابی به اهداف بلند مدت و پایدار ماندن در دنیای رقابتی تجارت امروزی موظف به ایجاد انگیزش در افراد سازمان هستند.

?انگیزش به طور کلی به سه عامل نیازها، برانگیختن ها و مشوق ها دسته بندی می‌گردد

که بر اساس این تقسیم می‌توان با توجه به هر یک از عوامل تعیین کننده آن روش هایی برای ایجاد انگیزش در سازمانها به کار گرفت.

در این مقاله به بررسی روش های انگیزشی و اهمیت انگیزش در بهره وری سازمان ها میپردازیم.

▪️در ادامه به تئوری های ایجاد انگیزش در سازمان از دید نظریه پردازان مشهور پرداخته شده و در پایان به لزوم توجه به مقوله انگیزش و توجه مدیران به این قضیه که نقش حیاتی در رشد و تعالی سازمان را دارد ، اشاره گردیده است.

?مفهوم انگیزش

مفهوم انگیزش و سیر تاریخی مطالعات صورت گرفته دراین مقوله گواه بر اهمیت و نقش کلیدی آن در تعالی سازمانی و رضایت کارکنان، توانمند سازی سازمان ها و رضایت مشتریان بوده است.بنابراین ، یکی از وظایف اولیه مدیران ایجاد انگیزه در کارکنان است به طوری که عملکرد آن ها به بالاترین سطح ممکن برسد، به سختی تلاش کنند، به طور منظم در محل کار حاضر شوند و برای عملی شدن هدفها و تصمیم های سازمان کوشش کنند.

از نقطه نظر مدیریت، هدف ایجاد انگیزش در کارکنان به گونه‌ای است که رفتار آنان بیشترین نفع را برای سازمان داشته باشد.

انگیزش به دلیل یا چرایى رفتار واعمال اشاره دارد. به عقیده جان اتکینسون معنای ثابتی برای واژه انگیزش وجود ندارد. اما روان شناسان معتقدند که «انگیزه عاملی است درونی که رفتار فرد را در جهت معینی هدایت می‌کند و راهنمای اوست برای گزینش کوششی از میان کوشش های ارادی وی».

در ادامه ، مختصر برگزیده های دیگر از تعاریفی که نشان می‌دهد چگونه این اصطلاح بکار برده می‌شود آورده شده است.

?انگیزش را می توان «حالتی در افراد دانست که آنان را به انجام رفتار و عمل خاصی متمایل می سازد.

?انگیزش فرآیندی است که با یک نیاز یا کمبود زیستی یا روانی آغاز شده و رفتار هدفمند یا انگیزه ای را در جهت محرکی خارجی فعال می‌نماید.

?انگیزش تمایل به تلاش بسیار زیاد در جهت هدفهای سازمانی است؛ به شرط آن که این تلاش توان بر آورده ساختن یک نیاز فردی را داشته باشد.

?تعریف و تشویق، اعتماد به‌ نفس کارمندان را افزایش می‌دهد؛ حقیقتی که طبق هرم مازلو، یکی از نیازهای اساسی افراد است.

?تعریف کردن از اعضای تیم کاری ساده است؛ کافی است به آن‌ها بگویید: «کارت عالی بود» و یا «متشکرم».تمامی تعاریف به نوعی به انگیزش اشاره دارد.

 ۳ عامل در ایجاد انگیزش

۱ – نیازها:

نیاز، عبارت است از کمبودی که هنگام عدم تعادل فیزیولوزیکی احساس می‌شود.به عبارت دیگر، چیزى در درون فرد که او را به فعالیت و انجام کار وا می‌دارد. نیاز حالتى درونى است که باعث می‌شود نتیجه معینى مطلوب به نظر برسد. در تحقیقی که توسط مام فورد صورت گرفته، به این نتیجه کلی رسیده است که کارکنان غالباً با توجه به ماهیت کارشان نوع نیازشان را تعریف می‌کنند.

براساس این تحقیق نیازهای کارکنان شامل چهار نوع نیاز زیر است:

الف) نیارهای دانشی

این نیازها موجب مطلوبیت خواسته های مهارتی و دانشی کارکنان می‌گردد.  برای انجام کار کارکنان نیازهای دانشی مختلفی دارند که عبارتند از:

➖ دانش کامل درباره نظم و انضباط

➖ دانش درباره نحوه انجام یک کار و فرایند انجام کار

➖ دانش در مورد مکان پیدا کردن هر چیز

➖ دانش اجتماعی در مورد چگونه تاثیر گذاری بر دیگران

ب) نیازهای روحی و روانی

از آنجایی که کارکنان انسان هستند پس نیازهای درونی شامل شناخت، مسئولیت، مقام و جایگاه و پیشرفت می‌گردد.

زمانی که با کارکنان مانند یک ماشین فرمانپذیر برخورد گردد و نیازهای انها نادیده گرفته شود، سازمان با مشکل برخورد خواهد کرد.

ج) نیازهای وظیفه

این نیازها شامل نیازهای کار معنی دار و تعیین درجه استقلال کاری است.

د) نیازهای اخلاقی

این نیازها مربوط به نیازهای روانی افراد است و شامل نیارهایی هستند که کارکنان توقع دارند با آنان آن گونه رفتار شود.

➖ به عبارت دیگر کارفرمایان باید با کارکنان نوعی رفتار کنند که اگر خودشان در ان جایگاه بودند انتظار داشتند با آنها رفتار شود.

 

ادامه دارد…

 مشاهده مقالات بیشتر 

چکیده کتاب آشوب بزرگ و کارآفرینی در کسب و کار موفق

بهترین روش مدیریت به چه صورت به وجود می آید؟

ثبت نام و شروع دوره مدیریت اجرایی MBA

 

می توان گفت تقریبا یک ‌سوم از کارمندان به مدیریت شرکت‌ها اعتماد ندارند. علاوه بر این، اکنون کارفرمایان باید نیازهای نسل جوان را نیز فراهم سازند. به‌طور متوسط، یک فرد جوان پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه و تا قبل از ۳۲ سالگی چهار مرتبه شغل خود را تغییر می‌دهد. اکثر آنها نیز در شغل فعلی خود احساس قدرت نمی‌کنند.

بدیهی است که بسیاری از مدیران نمی‌توانند حس اعتماد و وفاداری در کارکنان خود ایجاد کنند. خوشبختانه، موضوع این نیست. به گفته دانیل وانگ، خالق و بنیانگذار بنیاد لوپرینگ، مدیرانی که کیفیت بالایی در رهبری نشان می‌دهند، می‌توانند به تیمشان انگیزه انجام کارهای شگفت‌انگیزی بدهند.

در این مقاله ، هشت ویژگی که از ضروری‌ترین خصوصیات مدیران برتر است را برای شما بیان می کنیم.

 ?اشتیاق خالصانه:

کارمندان، مدیر غیرواقعی را از ده‌ها فرسخ دورتر هم تشخیص می‌دهند. اما وقتی مدیران خالصانه مشتاق و راغب هستند، این حالت آنها به کارمندان نیز سرایت می‌کند. وانگ می‌گوید اشتیاق به مدیر کمک می‌کند مشکلات اصلی صنعت خود را شناسایی کند. او می‌گوید: «همه نوآوری‌ها و خلاقیت‌ها از این مشکلات آغاز و به محصولات و خدمات منتهی می‌شوند، ضمن اینکه مسائل کلیدی نیز باید حل ‌شوند.»

 ?ثبات عمل:

چه در فهم و تشویق متناسب دستاوردهای کارکنان باشد، چه درک اشتباهات و چه مقدم شمردن ایمنی و کیفیت، مدیران برجسته همیشه ثبات عمل دارند. وانگ می‌گوید: «هنگامی که افراد شواهدی دال بر عدم ثبات مدیران ببینند، تقریبا غیرممکن است نظر آنها نسبت به این موضوع برگردد. جلب اعتماد از دست‌رفته کار بسیار دشواری است.»

 ?مهارت‌های عالی ارتباطی:

مدیران باید افراد زیرنظر خود را آموزش دهند،آن ها را به نظم وادارند و در آنها حس انگیزه ایجاد کنند. اگر مهارت بالایی در برقراری ارتباط نداشته باشند، قادر به انجام هیچ‌یک از این موارد نخواهند بود. علاوه بر این، ارتباطات ضعیف می‌تواند منجر به نتایجی ضعیف نیز بشود. باید در نظر داشت که گوش دادن، قسمت مهمی از ارتباطات است.

?وفاداری:

 مدیران برتر می‌دانند که وفاداری واقعی دوجانبه است. وانگ می‌گوید: «مدیران بزرگ خود را در مقام خدمت‌رسانی به اعضای تیم خود می‌بینند. کارکنانی که معتقدند مدیرشان به آنها وفادار است، در زمان لازم، احتمالا وفاداری بیشتری از خود نشان خواهند داد.»

مدیران برتر

?قدرت تصمیم گیری:

یک مدیر خوب تنها به دلیل موقعیت و قدرتش نیست که قدرت تصمیم‌گیری دارد. او حاضر است خطرات تصمیم‌گیری‌ها را بپذیرد. او این تصمیمات را اتخاذ می‌کند و خطرات موثر واقع‌ نشدن آن را قبول می‌کند و در درجه اول خود را مسئول و پاسخگو می‌داند.  علاوه بر این، رئیس هایی که تصمیم‌گیر نیستند اغلب تاثیرگذار هم نیستند.

 ?شایستگی مدیریت:

بسیاری از سازمان‌ها سعی می‌کنند مدیران برتر را از میان افرادی تربیت کنند که در کارشان موفق هستند. آنها کسانی هستند که درک بسیار بالایی از محصولات و خدمات شرکت دارند. آنها اهداف، فرآیندها و خط مشی شرکت را درک می‌کنند. و همه اینها مهم است.

از سوی دیگر، خوب بودن در یک شغل لزوما به این معنی نیست که فرد سایر شایستگی‌ها را هم دارد. برای مثال، آیا می‌توانند الهام بخش باشند، انگیزه بدهند، مربیگری و هدایت کنند؟کنترل کردن و زیرنظر گرفتن کارکنان و تمام جزئیات به گونه ای آزاردهنده، از نشانه های یک مدیر ناکارآمد است.

 ?توانمندسازی :

مدیران برتر به توانایی خود در آموزش و توسعه کارکنان تحت نظارتشان ایمان دارند. به همین خاطر، حاضرند به افراد تحت هدایتشان قدرت دهند تا مستقل عمل کنند.

 ?کاریزما :

صد البته که مردم بیشتر از کسانی پیروی می‌کنند که دوستشان داشته باشند. مدیران برتر، بیان خوبی دارند، خوش‌برخورد و خونگرم هستند. توجه صادقانه‌شان را به دیگران نشان می‌دهند.  وانگ نتیجه گرفت که «افراد در تمام سطوح سازمانی می‌توانند به راحتی با مدیران ارتباط برقرار کنند و از مسیر آنها پیروی کنند.»

 مشاهده مقالات بیشتر 

معرفی بهترین دوره DBA یا مدیریت کسب و کار

۸ فعالیتی که افراد موفق ،زمانشان را برای آن ها هدر نمی دهند

مدیر بازاریابی و نقش آن در موفقیت سازمان