ایجاد تعادل بین کار و زندگی ، در زندگی امروزه را می توان از جمله شاهکارهای آدم ها دانست که خیلی هم راحت نیست.

ترس از دست دادن شغل نیز از جمله عواملی است که کارمندان را تشویق می کند ساعات بیشتری در محل کار بمانند. تحقیقات انجام شده در مدرسه کسب و کار هاروارد نشان می دهد  94 درصد  از حرفه ای ها بیش از 50 ساعت در هفته کار می کنند و تقریبا نیمی از آنها اظهار داشته اند بیش از 65 ساعت در هفته کار می کنند.

در این مقاله به بررسی حفظ تعادل بین کار و زندگی میپردازیم،با ما همراه باشید.

وسایل ارتباطی را در ساعات غیر کاری ،کنار بگذارید .

ما برای راحت تر شدن کارمان ،وسایل و لوازم شخصی و کاری را ادغام کرده ایم. مطالعات نشان داده اند چک کردن ایمیل ها عملی اعتیاد آور است. حال تصور کنید در دنیای امروز که پر از انواع شبکه های اجتماعی دربردارنده روابط گسترده است چه اعتیادی گریبانگیر تک تک افراد است.

حال اگر با کامپیوتر کار نکنید، چک کردن مداوم ابزارهای ارتباطی به این معناست که شما نمی توانید به صورت مطلق از کارتان جدا شوید و کاملا بر سایر جوانب زندگی تان تمرکز کنید.

پس همه ی ابزار ها و راه های ارتباطی اینترنتی را قطع کنید. به مدیر و یا همکارانتان بگویید تنها راه ارتباطی با شما هنگامی که سر کار نیستید فقط تلفن همراهتان است. این کار در ابتدا ممکن است خسته کننده باشد  اما واقعا اینطور نیست.

برای حفظ تعادل بین کار و زندگی برنامه ای روزانه برای خود تشکیل دهید.

اجرای روال روزانه محکم و قوی به شما کمک خواهد کرد به تعادلی که در زندگی به آن نیاز دارید، برسید. استقرار و تثبیت عادت های قوی مانند اینکه در شبانه روز 8 ساعت بخوابید، ایمیل را در ساعات اولیه صبح چک نکنید، درست و صحیح غذا بخورید یا ورزش کنید، شما را سالم تر و شادتر می کند.

از خدمات شرکت‌تان استفاده کنید

شرکت‌های با تجربه و حرفه ای ، در قبال رفاه کارمندان خود احساس مسئولیت  دارند زیرا می‌دانند که آسایش فکری آن‌ها ، منجر به سوددهی خواهد شد. بسیاری از این شرکت‌ها خدمات درمانی ، مهد کودک و وسایل ایاب و ذهاب را به رایگان در اختیار کارکنانشان قرار می‌دهند. اگر شرکت شما نیز این نوع خدمات را ارائه می‌کند بهتر است از آن‌ها استفاده کنید.

تعادل بین کار و زندگی

تعادل بین کار و زندگی

فعال باشید

برای حفظ تعادل بین کار و زندگی ، برنامه ای را برای ورزش کردن در نظر بگیرید.ورزش کردن باعث کاهش استرس و افسردگی خواهد شد. محققان معتقدند افسردگی باعث می‌شود انسان‌ها شرایط سخت و دشوار را بهتر مدیریت کنند. همچنین، ورزش کردن سیستم ایمنی بدنتان را تقویت و شما را از پزشک بی نیاز می‌کند. پیشنهاد می‌کنیم در برنامه زمانی خود، اوقاتی را به ورزش کردن اختصاص دهید.

در صورت نیاز از دیگران کمک بخواهید

اجازه ندهید که اضطرابِ کار ، سلامتی و خوشحالیتان را به خطر بیاندازد. اگر همیشه نگران کارتان هستید، شاید بهتر باشد تا از یک روانشناس مشاوره بگیرید. کمک خواستن نشانه ضعف نیست. بلکه برعکس؛ اهمیت دادن به سلامت خود نشان دهنده قدرت شماست.

به‌خاطر زندگی کار کنید، نه به‌خاطر کار زندگی

در پایان این مقاله و نتیجه‌گیری آن باید گفت که حواستان باشد مانند بیشتر مردمان امروزی زندگی را فدای کار نکنید، مراقب باشید شما باید زندگی کنید.

این روزها که درحال گذر است، جزو عمر شما محسوب خواهد شد، پس تعادل بین کار و زندگی را برقرار کرده و قانونمند باشید، زمانی را به کار و زمانی را به زندگی شخصی، خانواده و حتی رسیدگی به خودتان اختصاص دهید تا بتوانید از زندگی لذت ببرید.

 مشاهده مقالات بیشتر 

 چرا ارتباط موثر در کسب و کار باعث موفقیت می شود؟

انگیزش و روش های ایجاد انگیزه در کارکنان

 چرا ارتباط موثر در کسب و کار باعث موفقیت می شود؟

تنها زمانی ارتباط موثر در کسب و کار خود مشاهده خواهید کرد که  هردوی فرستنده و گیرنده اطلاعات یکسانی را به عنوان نتیجه ارتباط درک کنند. برای انتقال موفقیت آمیز پیام به طرف مقابل باید با استفاده از مهارت های ارتباطی افکار و ایده های خود را به طور موثر و کارامد انتقال داد. هنگامی که این کار با موفقیت انجام نشود، افکار و ایده هایی انتقال خواهد یافت که متعلق به خود فرد نبود و منعکس کننده افکار او نیست. این موضوع موجب بروز مشکلاتی و شکست در ارتباطات شده و مانعی در مسیر دستیابی به اهداف فردی و حرفه ای میگردد.
بسیار از افراد قادر به برقراری ارتباط موثر افکار و ایده های خود در قالب شفاهی یا کتبی نیستند. این ناتوانی، رقابت موثر در محیط کار را برای این افراد تقریبا غیرممکن میکند و به عنوان مانعی بزرگ برای ارتباط موثر در کسب و کار به شمار می رود.

انتقال صحیح پیام و ارتباط موثر در کسب و کار از مهمترین عوامل برای پیشرفت است.

از این رو باید از ماهیت پیام خود، مخاطبانی که دریافت کننده پیام هستند و نحوه درک پیام توسط مخاطبان شناخت کافی داشته باشیم.

همچنین باید موانعی که در مراحل فرآیند ارتباطی وجود دارد را بشناسید و آن ها را حذف کنید. امکان دارد در خود پیام نیز مشکلی وجود داشته باشد. اگر پیام نامرتب و بسیار طولانی و یا دارای خطاست، باید انتظار سوء تفاهم و تفسیر بد را نیز داشته باشید!همچنین ارائه بسیار سریع حجم زیادی از اطلاعات میتواند مشکل ساز باشد. باید درمورد فرهنگ مخاطب خود  شناخت کافی را داشته و از توانایی گفتگو و انتقال پیام به افراد مختلف برخوردار باشید.

بهبود  بخشیدن روابط کارکنان

به یاد داشته باشید که هیچ دوستی در نبود سطح مناسبی از ارتباطات شکل نمی‌گیرد. هر چه تعامل بین کارکنان بیشتر باشد، صمیمت در طول زمان افزایش می یابد. حالتی را تصور کنید که در آن بخشی از ارتباطات بدون نیاز به کلمات شکل می‌ گرفت، بنابراین برخورداری از توانایی برقراری ارتباطات کلامی و غیرکلامی افزایش می یافت. بیش از نیمی از کارکنان به دلیل روابط خود با مدیرشان از شغلشان استعفا می‌دهند.

شرکت‌های هوشمند اطمینان دارند که مدیرانشان تعادل بین حرفه‌ای بودن و انسان بودن را می‌‌دانند. رؤسایی که به کارکنان خود اهمیت نداده و با آن‌ها در ارتباط نیستند، همیشه آمار استعفای بالایی خواهند داشت.

ارتباط موثر در کسب و کار

ارتباط موثر در کسب و کار

 ارتباط موثر در کسب و کار ،توسعه و نوآوری

مهم نیست مسئولان ارشد سازمان تا چه اندازه ماهر و با استعداد هستند، در هر صورت ایده‌های آنان محدود است. با تشویق کارکنان برای به اشتراک گذاشتن نظرات و ایده ‌هایشان، به ‌زودی با کارکنانی مواجه میشوید که در واقع حرفی برای زدن دارند.

بهترین کارکنان شما همیشه ایده‌ هایی را برای اجرای موفق‌ کسب ‌و کار دارند و ایجاد موقعیتی برای طرح نظرات آنان، فرصت بزرگ برای سازمان شما به حساب می آید. هر سازمانی می ‌تواند با فعالیت گروهی برای ارتباط موثر در کسب و کار، نوآوری‌ های بیشتری به ارمغان بیاورد.

روشن است که مزایای ارتباطات برای کسب ‌و کارها فراوان است و تصور هر نوع موفقیت بدون وجود ارتباطات دشوار است.اگر اعتقاد دارید که کسب ‌و کار شما از شرایط خوبی در تعاملات برخوردار نیست، سعی کنید ارتباطات را قوی ترکنید و مزایای آن را بررسی کنید.

 مشاهده مقالات بیشتر 

دلیل استفاده از بازاریابی ویدئویی در کسب و کار ها

گذراندن دوره های مدیریت راهی برای بهینه سازی کسب و کار

انگیزش و روش های ایجاد انگیزه در کارکنان

 

می توان گفت که یکی از اشتباهاتی که مدیران و رهبران تازه‌کار مرتکب می‌شوند این است که میخواهند مدیریت کارکنان را به یک شکل انجام دهند. باید نسبت به همه کارکنان مهربان باشید و با احترام رفتار کنید اما نباید انتظار داشته باشیدکه روش مدیریتی یکسان برای همه جواب دهد. مدیران در هنگام مواجه شدن با این موضوع عکس العمل های متفاوت از خود نشان می دهند، بعضی ها فقط حرص می خورند، بعضی چون چاره ای نمی یابند بی تفاوت می گذرند، تعدادی ازمدیران چاره کار را آموزش کارکنان می دانند، بعضی (مدیران بی تجربه) اصلاً متوجه آن نمی شوند.

در ادامه این مقاله به بررسی راهکاری هایی برای مدیریت کارکنان می پردازیم.

🔹قدرت دادن به دیگران

در موضوع مدیریت کارکنان ، یکی از مهم ترین نکاتی که باید  توجه داشته باشید، قدرت بخشیدن به دیگران است. با این کار روحیه آن ها را با اعتمادبه نفس، پر انرژی و بانفوذتر خواهید ساخت. علاوه بر آن، سلامتی سازمان را تضمین می کنید. در دنیای امروزه، کارمندان مسئول تصمیم های مربوط به خودشان هستند و مدیران فقط وظیفه هدایت و راهنمایی آنان را دارند.

🔹ارزش کارکنان را حفظ کنید

اگر تیمی را رهبری و مدیریت می کنید، باید اطمینان داشته باشید کسانی که به تیم ملحق می شوند بهتر از کارکنانی هستند که تیم را ترک می کنند.

هر تیم سه دسته بازیکن دارد:

اولین دسته آن هایی هستند که به طور مستقیم به سازمان فایده می رسانند و تأثیرگذارند.

دسته ی دوم نیمکت نشین ها هستند که غیرمستقیم برای سازمان کار می کنند و یا دسته ی اول را حمایت می کنند.

دسته ی سوم هسته ی مرکزی تیم را تشکیل می دهند که معمولاً درون دسته اول جای می گیرند.

بدون وجود آن ها تیم از هم می پاشد. وظیفه ی شما این است که هر دسته به طور پیوسته رشد کند و ارتقا یابد. برای اینکه تشخیص دهید وجود چه کسانی ضروری است ببینید اگر تیم را ترک کنند، چه آسیبی به آن وارد می شود. با این نوع افراد، مناسب با آن ها رفتار کرده و ارزش های آن ها را حفظ کنید.

🔹اعتمادسازی

اعتماد، یکی از مهم ترین عوامل در شکل گیری روابط فردی و تجاری است. وارن بنیس و برت نانوس اعتماد را مانند چسبی می دانند که رهبران و پیروانشان را به هم متصل می کنند. مردم بیش از هر چیز دیگر می خواهند به رهبران خود اعتماد کنند و آن ها را باور داشته باشند. آن ها باید بتوانند بگویند: روزی می خواهم مانند او شوم. اعتماد باید به تدریج به وجود آید و ماندگار باشد.

عواملی که یک رهبر میتواند اعتماد را از بین ببرد عبارتند از: عمل نکردن به قول ها، شایعه پراکنی، نگه داشتن اطلاعات فقط برای خود و دورو بودن. هرگاه اعتمادی از بین برود، باید دو برابر دفعه ی قبل تلاش کنید تا آن را بازیابید. هیچ‌کس دوست ندارد زیر ذره‌بین مدیریت قرار بگیرد.به‌جای اینکه سعی درکنترل کارکنان به‌طور جزئی داشته باشید،رهبری باشیدکه موردتحسین و ستایش کارکنان است.

مدیریت کارکنان

مدیریت کارکنان

🔹قدردانی از کارمنداتنان را فراموش نکنید.

یکی از اشتباهات رایج میان رهبران، به رسمیت نشناختن و قدردانی نکردن از دیگران است. تحقیقات نشان می دهد علت اصلی نارضایتی کارمندان این است که مافوق شان از آن ها به خاطر کاری که انجام می دهند، قدردانی نمی کند. رابرت مک نامارا می گوید: «ذهن ها همانند قلب ها هستند؛ جایی می روند که به آن ها ارزش داده شود». در روابط روزانه تان با دیگران، نام اشخاص را به یاد داشته باشید و نشان دهید که به احساسات و روحیات افراد اهمیت می دهید. حتی وقتی تحت فشار کاری قرار گرفته اید به یاد آورید که قدری تمجید و تشکر برای ادامه ی مسیر لازم است،علاوه بر اینکه باعث می شود کارکنان کوشا بدانند که قدردان شان هستید،برای موفقیت های آتی آنان هم جهت می دهد.

🔹الگوی فداکاری باشید

اگر تیمی را رهبری می کنید، هم تیمی های خود را قانع کنید به خاطر مصلحت تیم بعضی از منافع خود را قربانی کنند. هرچه اعضای تیم با استعدادتر باشند، ترغیب آن ها به فداکاری دشوارتر است. اول از خودتان شروع کنید و به همه آن ها نشان دهید که حاظرید به خاطر تیم فداکاری کنید، به رشد و توسعه ی دیگران کمک کرده و در تصمیم گیری ها خطر کنید.
وقتی تمایل خود را به اولویت دانستن منافع تیم نشان دادید، آن گاه می توانید از دیگران بخواهید همین کار را انجام دهند. راه و روش آن را توضیح دهید و از فداکاری های آن ها تشکر و قدردانی کنید.

🔹افراد باید بدانند که در سازمان موثر و مفید اند.

کارکنان باید بدانند وجودشان مفید است. همه باید احساس کنند که در موفقیت سازمان نقش موثری دارند؛ زیرا در این صورت است که می فهمند کارشان معنی دارد. والتر شیپلی می گوید: «ما ۶۸ هزار کارمند داریم. با این وسعت سازمان، کار من مدیریت کردن نیست بلکه محیطی را به وجود می آورم که همه به یکدیگر کمک کنند تا فراتر از توانایی های شان حرکت کنند. من به عنوان رهبر، مسئولیت دارم و به خاطر موفقیت ها تحسین می شوم اما در واقع این کارمندان هستند که ما را به جایی که هستیم رسانده اند»

 مشاهده مقالات بیشتر 

15 نکته مدیریتی که شمارا به رهبری قدرتمند تبدیل می کند!

توصیه‌های وارن بافت برای موفقیت مالی

انگیزش و روش های ایجاد انگیزه در کارکنان

 

استخدام نیرو یکی از مهمترین ویژگی ها در هر سازمانی است. انتظار نداشته باشید که بهترین نیروی ممکن در بازار نیروی کار را استخدام کنید، فقط سعی کنید که نزدیک ترین فرد به آن چه را که میخواهید ،درست شناسایی کنید. چگونه استخدام کنیم … چه سوالاتی را بپرسیم … چگونه نرخ خطای انتخابمان را کم کنیم… مسلما نمیتوانیم به این سوال ها به سادگی جواب بدهیم.

در این مقاله خواهید آموخت که چگونه بهترین نیرو هارا شناسایی و افراد را در سازمان خود استخدام کنید.

پیش از شروع استخدام، شرح شغل را بنویسید.

اولین نقطه شروع برای استخدام برترین کارمندان، تحلیل موقعیت شغلی است. تحلیل شغلی به شما امکان می‌دهد تا شرح وظایف کارمند، مهارت‌های لازم، نتایج مورد انتظار و ابزارهای مورد نیاز آن موقعیت شغلی را بشناسید.

اطلاعات به دست آمده از تحلیل موقعیت شغلی برای نوشتن شرح شغل کاملاً حیاتی است. نوشتن شرح شغل به شما کمک می‌کند تا استراتژی خود را برای استخدام بهترین کارمند برنامه‌ریزی کنید.

از نیرویی که میخواهید استخدام کنید،دقیقا چه انتظاراتی دارید؟

از ابتدا چی شد که به این فکر افتادید تا استخدام کنید؟ چه کمبودی در فرآیندها و منابع انسانی خود حس کردید؟ ما در اینجا فرض می کنیم که نیازسنجی استخدام درست انجام شده است و تمامی فرایندها بهینه شده است.

این بدین معنی است که شما واقعا به نیروی جدید نیاز دارید. حتما از خودتان سوال کنید که از این نیروی جدید چه می خواهید؟ می خواهید چه شخصیتی داشته باشد؟ سازگار باشد؟ پر انرژی باشد؟ مدیر باشد…؟

در این مرحله قرار نیست از روی شرح وظایف به نوع فردی که به دنباله آن می گردید برسید. فقط به رفتارها و صفاتی فکر کنید که میتواند جوابی برای فلسفه وجودی نیرو باشد.

رزومه ها را با دقت مطالعه کنید.

بررسی درخواست شغل، رزومه و نامه پوششی با یک توصیف شغلی دقیق و شیوا آغاز می‌شود. در این مرحله، شما باید فهرستی از ویژگی‌های کارمند مورد نیازتان را نشانه‌‎گذاری کنید.

همچنین، باید مهارت‌ها و قابلیت‎های مورد نظرتان را با رزومه تک‌تک کاندیداها مقایسه کنید چرا که در زمان استخدام مجبورید زمان بیشتری را به صحبت و آشنایی با کارجویان واجد شرایط اختصاص دهید.

استخدام نیرو

استخدام نیرو

پیش از استخدام نیرو ، مصاحبه تلفنی داشته باشید

مهم‌ترین دلیل برای مصاحبه تلفنی با افرادی که داوطلب آن شغل هستند، این است که وقت مصاحبه‌کنندگان را هدر ندهید. درحالی که ممکن است رزومه یک کارجو در اولین نگاه جذاب باشد،اما انجام یک مصاحبه تلفنی مشخص خواهد کرد که آیا کارجوی مورد نظر ویژگی‌های مورد نیاز شما را در خود دارد یا خیر.

همچنین، طی مصاحبه تلفنی با کارجو،حتما متوجه خواهید شد میزان حقوق و دستمزد مدنظر وی تا چه حد با شرایط شغلی هماهنگ است. یک مصاحبه‌کنندۀ خبره طی مصاحبه تلفنی متوجه خواهد شد که شخصیت وی با فرهنگ سازمانی موجود مطابقت دارد یا خیر.

در طی مصاحبه،سوالات را دقیق بپرسید.

مصاحبه حضوری مهم‌ترین عامل تصمیم‌گیری برای استخدام یک فرد است. در واقع مصاحبه شغلی، اصلی‌ترین ابزاری است که کارفرما بوسیله آن برای استخدام یک شخص تصمیم می‌گیرد. سوال هایی که در مصاحبه شغلی پرسیده می‌شوند و پاسخ‌هایی که کارجو می‌دهند، بهترین راهنما برای استخدام یک فرد متخصص هستند.

 

 مشاهده مقالات بیشتر 

وجود خلاقیت و نوآوری در کسب و کار ، چه سودی دارد؟

برای برند سازی چه باید کرد؟

بهترین مدرک برای مهاجرت

 

 

برای اینکه بتوانید به خوبی در کنار دیگران کار کنید، باید توانایی های خود را در مدیریت ، رهبری و تقویت کرده و به یک فرد حرفه ای تبدیل شوید.

شما به عنوان یک کارآفرین ، هر روز در حال یادگیری هستید. یادگیری در حین انجام کارها، خوشایند است؛ اما نمی توان از اهمیت یادگیری، قبل از ورود به ماجرا چشم پوشی کرد.

در ادامه، 15 نکته مدیریتی که مجموعه ای از تجربه ی کارآفرینان و مدیران موفق است، جمع آوری شده که شمارا به رهبری قدرتمند تبدیل میکند.

1.هیچ وقت تسلیم نشوید.

کارآفرینی به این منظور نیست که تمامی تلاش ها را در یک هفته خلاصه کنید و شاهد نتایج دراز مدت آن باشید. کارآفرینی به کسانی تعلق خواهد داشت که به ایده ها ،توانایی ها و اعضای تیمی که به داشتن آن افتخار می کنند، ایمان دارند. به پایان نرساندن یک پروژه ی بزرگ یا کوچک، تنها به شما ضرر نمی رساند، بلکه به کسانی که هدایت آنها را به عهده دارید نیز آسیب می رساند

2.افرادی که در کنار شما حضوردارند، همه ی دارایی شما هستند.

اگر افراد مناسبی را انتخاب نکرده باشید،روند اجرای یک ایده ی ایده خوب برای شما صدها برابر دشوار تر خواهد شد. بهترین اشخاص و افراد ایده آل را برای پروژه های خود انتخاب کنید؛ پس از آن تلاش کنید تا این افراد را در روند کاری خود حفظ کنید.

3.هم استاد باشید و هم شاگرد.

روابطی که از احترام و آموزش متقابل تشکیل شده باشد ، بهترین روابط حرفه ای را تشکیل می دهند. شما به عنوان یک رهبر وظیفه دارید که میزان دانش و توانایی های اعضای تیم خود را گسترش دهید؛ خوب به هر حال، شما نیز به همان اندازه می توانید چیزهای مختلفی را از آنها یاد بگیرید.

4.قدرتمند باشید، نه بی روح.

کارکنان به رهبرانی که خودشان را  باور ندارند،حس اعتماد ندارند. حتی اگروضعیت بی ثبات بود، شما باید روحیه ی مثبت و اعتماد به نفس خود را حفظ کنید. تصمیم هایی که از روی حدس و گمان گرفته می شوند، نه تنها روحیه ی شما را تحت تاثیر قرار می دهند، بلکه به اطرافیان نیز آسیب می رسانند.

5.یک کسب و کار در حال رشد و پیشرفت، به افراد در حال رشد نیاز دارد.

تقریبا تمامی اشخاص،وظیفه ای را در یک پروسه در سازمان یا اداره خود به عهده دارند. یک تجربه ی حرفه ای مثبت، نه تنها توسعه را شامل می شود، بلکه به گرایش مثبت رو به رشد و آموزش نیز منجر می شود. اشتباهات کوچک را سرزنش نکنید،ببخشید و دست از آموزش اعضای تیم خود برندارید.فرصت هایی را  در اختیار دنبال کنندگان خود بگذارید تا بیاموزند و افراد بهتری باشند.

6.شکست یک واقعیت است، با آن کنار بیایید!

هیچ کسب و کاری وجود ندارد که با شکست مواجه نشده باشد. به جای اینکه نا امید شوید، شکست هایتان را تجربه ای برای یادگیری و رشد بدانید. هرگز به خودتان اجازه ندهید که پروژه یا کسب و کاری را به طور کل رها کنید، آنهم به این دلیل که با چند شکست کوچک روبرو بوده اید.

7.برگزاری جلسه با کارمندانتان را فراموش نکنید.

جلسات کاری با تمام مزایا و معایب، قسمت‌ها و دقایقی دارند که حداکثر خروجی از آن‌ها دریافت می‌شود و باید این قسمت‌ها را افزایش دهیم. هدف از نشست‌های روزانه‌ی تیم، گرد هم آوردن اعضا و هماهنگ کردن وظایفی است که هرکدام از آن‌ها در یک بازه‌ی زمانی کوتاه‌مدت به عهده‌ دارد.ریتم این نشست‌ها از اهمیتی حیاتی برخوردار است.

مدیران موفق

مدیران موفق

8.یک ماهی بزرگ در یک حوضچه ی کوچک بودن، بهترین شانس برای موفقیت است.

اگر یک ماهی کوچک باشید، نمی توانید جمعیت یک حوضچه ی بزرگ را مدیریت کنید؛ در عوض می توانید شرایط را تغییر دهید. کنترل تیم هایی که توانایی مدیریت آنها را ندارید، به عهده نگیرید و اقتدار کلی خود را با احترام حفظ کنید.

9. مدیران موفق ، نظرات کارکنان خود را می خواهند.

کارکنان شما یک منبع پایان‌ناپذیر از ایده هستند که ممکن است بسیاری از آنها هرگز به ذهن شما نرسیده باشد. هنگامی که از آنها بخواهید که نظرات و ایده‌های خود را بگویند، به آنها می‌گویید که ایده‌های آنها برای شما ارزشمند است.

10برای رقابت در سطح کشوری باید تیم بزرگی را تشکیل دهید.

سطوح کشوری از رقابت و استعدادهای فراوان انباشته شده است. برای ورود و ماندگاری در این سطح باید تیمی از استعدادها، شخصیت ها و مهارت های مختلف را جمع آوری کرده و یک هدف مشخص را برای آنها تعیین کنید.

11.از عملکردها و اشخاصی که شما را متوقف کرده و یا به عقب می کشند، دوری کنید.

هیچ دلیلی وجود ندارد که افراد یا پروژه هایی که شما را به سطوح پایین تر می کشانند را حفظ کنید. اگر رفتار، عملکرد و یا مهارت های یک نفر، با سلایق و فرهنگ شرکت شما سازگار نیست، اجازه ی رفتن آنها را صادر کنید. همین شرایط برای فرصت هایی که شما را به سمت هدف نهایی نمی برند نیز صدق می کند.

12.متواضع بمانید.

ضمیر خود را با رهبری اشتباه نگیرید. مدیران موفق ، میدانند که استحکام و عزم راسخ یکی از مولفه های کلیدی است، اما قدرت اینطور نیست. همان رهبری باشید که اگر خودتان هم بودید، با آغوش باز از او پیروی می کردید.

13. مدیران موفق کسانی هستند که اعتماد کردن به آنها آسان است.

منظور از رهبر بودن، اینگونه نیست که در جای خود نشسته و دائما فرمان صادر کنید؛ بلکه برعکس به معنای این است که خودتان نیز درگیر کار شوید و هوشیار باقی بمانید. در حقیقت، مدیران موفق به عنوان یک رهبر باید سخت کوش ترین فرد شرکت خودشان باشند. این کار ذهنیت کار کردن در شرکت را برای شما ایجاد می کند؛ همین مساله باعث می شود که رهبری موثرتری داشته باشید و ارتباطات قوی تری را میان اعضای تیم خود ایجاد کنید.

14.قبل از آغاز برنامه های اجرایی، به خوبی درباره ی آنها فکر کنید.

زمانی که بدون برنامه ریزی و کورکورانه وارد یک جریان می شوید، اعضای تیم را نیز با خودتان به پایین می کشید. قبل از برداشتن اولین گام باید مطمئن شوید که خود و اعضای تیمتان را وارد گرفتاری جدید نخواهید کرد. احتیاط شرط عقل است.

15.مدیریت یعنی پایبندی به قوانین!

سخن گفتن از مدیریت بدین معنا نیست که انسان چگونه بتواند یک اداره و یا سازمان مشخص را اداره نماید؛ بلکه مراد از مدیریت این است که ما چه قوانینی را برای مدیریت داشته باشیم و چگونه بتوانیم در هر شرایط و زمان خود را به آن قوانین پایبند بدانیم.

با رشد شرکت، چشم اندازهای شما نیز باید رشد کنند. به خودتان و اعضای تیمتان اجازه ندهید که به همین شرایط فعلی و اهدافی که به آن دست یافته اید راضی شوند. چشم انداز های خود را گسترش دهید و آن را با دیگران به اشتراک بگذارید.

 

 مشاهده مقالات بیشتر 

بهترین روش مدیریت به چه صورت به وجود می آید؟

۴۰ روش اصول فن بیان درهنگام برخورد با مشتری

تاثیر فن بیان و نفوذ کلام در زندگی

 

داشتن خلاقیت و نوآوری در کسب و کار ، از ویژگی های اصلی مدیران موفق محسوب می شود.

چرا که مدیران به خوبی می دانند که برای پیشرفت در کسب و کار به خلاقیت و نوآوری نیازمند هستند و با داشتن روحیه ای خلاق می توان یک کسب و کار موفقی داشت.

هر چه خلاقیت و نوآوری در کسب و کار بیشتر باشد ، گام های موفقیت مجموعه کسب و کار و سازمان بلند تر و محکم تر خواهد بود.

در این مقاله ، به بررسی خلاقیت و نوآوری در کسب و کار می پردازیم و خواهیم آموخت که چگونه خلاقیت و نوآوری را در سازمان خود ایجاد کنیم و یا ارتقا ببخشیم.

خلاقیت چیست؟

خلاقیت عمل تبدیل ایده های جدید و تخیلی به واقعیت است. خلاقیت به وسیله توانایی درک جهان به شیوه های جدید، شناخت الگوهای پنهان، ایجاد ارتباط بین پدیده های ظاهرا غیر مرتبط و ایجاد راه حل ها مشخص می شود. خلاقیت شامل دو فرآیند است: تفکر، سپس تولید. خلاقیت فرآیند ایجاد چیزی جدید است.همچنین خلاقیت مستلزم اشتیاق و تعهد است.

تعریف نوآوری

نوآوری اجرای یک محصول یا خدمات یا فرایند جدید یا به طور قابل توجهی بهبود یافته است که برای کسب و کار، دولت یا جامعه ارزش ایجاد می کند.

بسیاری از افراد براین باوراند که خلاقیت هیچ ارتباطی با نوآوری ندارد. اما خلاقیت نیز بخش مهمی از معادله نوآوری است. نوآوری بدون خلاقیت امکان ندارد. معیار کلیدی در هر دو خلاقیت و نوآوری، ایجاد ارزش است.

خلاقیت و نوآوری در کسب و کار

خلاقیت و نوآوری در کسب و کار

 چه تفاوتی بین خلاقیت و نوآوری وجود دارد؟

خـلاقـیت پیدایی و تولید یک انـدیـشه و فکر جدید است. در حالی که نوآوری ، اجرا کردن آن اندیشه و فکرجدید است.  خلاقیت اشاره به قدرت ایجاد اندیشه های نو دارد و نوآوری به معنای کاربردی ساختن آن افکار تازه و نو است.

آیا از هشت ایده مهم  وارن بافت برای سرمایه گذاران مبتدی مطلع هستید؟کــــلـــیــک کنید.

 چگونه خلاقیت و نوآوری در کسب و کار خود داشته باشیم؟

🔺کسب دید و نگرشی موافق نسبت به فکرهای(ایده های)نوین

🔺حساسیت نشان دادن نسبت به مساله

🔺فعالیت ضمیر ناخود آگاه روی مساله

مدیــران موفق به خوبی می دانند که وجود عوامل بازدارنده ظهور خلاقیت ؛ مهمتر از استعداد خلاقیت است ؛‌چرا که در صورت آزادسازی ذهن  از الگوهای رفتاری ؛ در مدت زمان کوتاهی می توان قدرت خلاقیت و عملی کردن فکر ها و اندیشه های کارکنان را  به خوبی افزایش داد.

✅ سعی کنید با مشتریان وکارکنانتان به طور مداوم در ارتباط باشید تا از تفکر و ایـده‌‎های آنان برای بهبود فرآیندها، محصولات و خدمات هم در سطح درونی و هم بیرونی استفاده نمایید. به دنبال پیشنهاد وتوصیه ها باشید. از مشاوران کسب و کار، کمک‌ و راهنمایی‌هایی برای توسعه و نوآوری در کسب و کارتان بهره گیرید. فراموش نکنید که نوآوری کلیدی برای کسب مزیت رقابتی در کسب و کار است.

 

 مشاهده مقالات بیشتر 

ترفند های فروش در بازاریابی

فروش مانند شماره‌گیری یک شماره تلفن  است. اگر می‌خواهید با فردی ارتباط برقرار کنید، باید این اعداد را به ترتیب و به طور صحیح وارد کنید.در صورت اشتباه وارد کردن شماره مقصد در ارتباط دچار مشکل می شوید. در فروش نیز باید از این فرآیند مشخص پیروی کنید تا بیشترین مقدار فروش، فروش مجدد و مشتریان معرفی‌شده را برای خود تضمین کنید.

فقط لازم است که بفهمید انتظارات و در خواست مشتری از کسب و کارتان چیست! 

بله همین است! به همین راحتی می‌توانید نرخ تبدیل کاربران به مشتری را افزایش داده و فروش را بیشتر کنید.  در این مقاله ، چند نکته مهم از اصول بازاریابی و فروش را برای شما بیان می کنیم:

 محصول:

محصول تولیدی یکی از مهمترین پارامترهای بازاریابی و فروش است. اگر می خواهید در فروش و بازاریابی موفق باشید باید محصولی تولید کنید که با نیاز مشتری همراستا باشد و مشتری خواهان محصول شما باشد.

علاوه بر نیاز مشتری کیفیت نیز اصل مهمی است. چرا که محصولی که کیفیت مطلوبی نداشته باشد به زودی از بازار کنار گذاشته می شود.

قیمت گذاری:

قیمت گذاری مسئله ای بسیار مهم و قابل تامل است، نمی توان به سادگی بر روی محصولی قیمت گذاشت.قیمت گذاری ارتباط مستقیم با استراتژی دارد، استراتژی شماست که قیمت را مشخص می کند.سازمانی که می خواهد محصول لوکس بفروشد، دیگر نمی تواند بدنبال ارائه محصول ارزان قیمت باشد.

اصول بازاریابی و فروش

اصول بازاریابی و فروش

برای قیمت گذاری باید بازار را دقیق مشاهده کرد، قیمت رقبا و محصولات مشابه را بررسی کرد و سپس اقدام به قیمت گذاری کرد

فروش حضوری

یکی از مشهورترین و درعین‌حال گران‌ترین اصول بازاریابی و فروش ،فروش حضوری است.همانند بازاریابی مستقیم، فروش حضوری نیز از روش‌های ارتباطات نفربه‌نفر در بازاریابی است. فروش حضوری زمانی اتفاق می‌افتد که شرکت به‌صورت مستقیم به سراغ مشتریان فعلی یا خریداران بالقوه کالا و خدمات خود می‌رود و محصول را به آن‌ها عرضه می‌کند. این شکل از ترویج بسیار شبیه به گفت‌وگو با مشتریان است و بنابراین مهارت‌های مذاکره، متقاعدسازی و نفوذ بسیار اهمیت پیدا می‌کند.

اگر میخواهید فروشنده ای حرفه ای در کسب و کار خود باشید،به شما پیشنهاد میکنیم مقاله ۲۰ ویژگی فروشنده حرفه ای را مطالعه کنید!

برخورد دوستانه:

اگر مشتریانی دارید که پیوسته و به‌طور منظم به شما (فروشگاه، رستوران و غیره) مراجعه می‌کنند، با آنها خوش‌و‌بش کوتاهی داشته باشید.

اگر نام مشتریان را می‌دانید در هنگام صحبت با آنها، نام‌شان را به‌کار ببرید.احوال‌پرسی دوستانه همراه با لبخندی چند‌ثانیه‌ای باعث می‌شود افراد احساس کنند با یک دوست سروکار دارند. در مورد مشتریان تلفنی هم در صورت امکان این‌گونه رفتار کنید.

سؤال مشتری را به زبان ساده پاسخ دهید؛ از عبارت‌های نامفهوم تخصصی استفاده نکنید.اگر محصولی پیچیده و یا جدید می‌فروشید، با لحنی که به مشتری احساس حقارت بدهد، صحبت نکنید و از پرسش‌ها و مشکل آنها در درک حرف‌هایتان آزرده نشوید. جمله‌ها و کلمات را به گونه ای بیان کنید که مشتری حرف‌تان را بفهمد. در صورت امکان، اطلاعات بیشتری در اختیار مشتری بگذارید.

 مشاهده مقالات بیشتر 

۷ ایده برای بازاریابی اینترنتی موفق

۲۱نکته برای تبدیل شدن به فروشنده حرفه ای

۱۰ تکنیک روانشناسی برای مدیریت بازاریابی،افزایش فروش و مشتری

 

خوب صحبت کردن دیگران را متقاعد میسازد که شما انسانی با توانایی های بالقوه و باهوش هستید و بیش از افراد دیگر توانایی انجام بسیاری از کارها را دارید. این توانایی نظر دیگران را نسبت به شما جلب میکند و همین عاملی برای باز شدن درهای بسیار به روی شما خواهد شد.

امروزه سخنوری و فن بیان برای مدیران موفق ،موضوعی مهم به شمار می رود.مدیران کسب‌وکار به ارتباطات اهمیت زیادی می دهند. اگر می خواهید ارتباطات مؤثری برقرار کنید، تسلط بر آنچه لازم است بگویید و چگونگی بیان آن، فاکتورهای مهمی هستند.

در ادامه‌ی این مقاله نکته هایی برای سخنوری و فن بیان برای مدیران را با هم بررسی میکنیم و خواهیم آموخت که چگونه فن بیان‌مان را تقویت کنیم و واضح‌تر صحبت کنیم.

راهنمای نادیده گرفتن اشتباهات در سخن

زمانی که مرتکب اشتباهات به خصوص اشتباهات لفظی شدید، مکث نکنید و صحبت خود را ادامه دهید. اجازه ندهید مخاطبان فرصت طلب از این موضوع استفاده کنند و جو را به هم بریزند. در طول سخنرانی به هیچ وجه از حاضرین برای چنین اشتباهاتی عذرخواهی نکنید؛ مگر این که در حال نطق علمی باشید و این اشتباه به ضرر شما تمام شود.

سخنوری و فن بیان برای مدیران

سخنوری و فن بیان برای مدیران

تجسم: سخنوری بر اساس باور ها

قانونی میان تمام قهرمانان دنیا برای رسیدن به موفقیت مشترک است: تجسم اهدافی که سال های سال انتظار آن ها را می کشیدند! یک ورزشکار پیوسته خود را در قله های موفقیت و در حال کسب مدال های رنگارنگ تصور می کند و یک فروشنده خودرو خود را در حال شمارش سودی که از معاملات خود داشته است تجسم می نماید.

برای دستیابی به موفقیت در مذاکرات،پیشنهاد میکنیم مقاله آشنایی و آموزش اصول و فنون مذاکره در بازاریابی (فصل اول) را مطالعه کنید!

در سخنرانی مخاطب را زیر سوال نبرید

مخاطب برای تحقیر شدن نمی آید ، بلکه برای یادگیری چند نکته می آید، کمی شوخ طبعی کنید با مخاطبان، خیلی جدی و رسمی نباشید. شما فقط در مقدمه باید نشان دهید که چقدر جدی هستید و در وسط های سخنرانی مخاطب را زیر سوال نبرید.هر وقت خواستید چیزی را زیر سوال ببرید سعی کنید خودتان را هم جمع ببندید، نگویید شما بلکه بگویید ما.

چشم های انسان هم حرف میزند

زبان بدن فقط به حرکات و حالات بدن ختم نمی شود. حرکت چشم های شما هم به خوبی می گویند که شما چه برنامه های ذهنی ای دارید.دید محور، شنود محور، لامسه محور. هر کدام از افرادی که ترجیح حسی خاصی دارند چشم های خود را به جهت مختلف حرکت می دهند. شما می توانید با پرسیدن سؤالات خاصی به سادگی متوجه شوید که مخاطب تان به کدام کانال حسی گرایش دارد.پس چشمهای شما هم زبان دارند و با شما در مورد کانال حسی ترجیحی شما حرف می زنند.

هنگام صحبت کردن به حرف های خود اعتقاد داشته باشیم!

همه‌ی ما دوست داریم در هنگام سخنرانی‌، تأثیر مثبتی بر روی مخاطبان خود بگذاریم. پس هنگام سخنرانی، به حرفی که می‌زنید اعتقاد داشته باشید، در این‌صورت، حتی اگر مخاطب اعتقاد چندانی هم به سخنان شما نداشته باشد، باز هم با شما همراهی می‌کند و چه بسا در نهایت به آنچه می‌گویید باور پیدا پیدا کند.

 مشاهده مقالات بیشتر 

آموزش فن بیان

۴۰ روش اصول فن بیان درهنگام برخورد با مشتری

آشنایی و آموزش اصول و فنون مذاکره در بازاریابی (فصل اول)

ما برای دستیابی به اهداف خود باید کارهای مرتبط به هم را انجام دهیم که زمان های معینی دارند و منابع مورد نیاز برای انجام آنها معمولا با محدودیت هایی مواجه هستند. به این مفهوم در یک کلمه پروژه گفته می شود. معمولا هنگامی که ما کلمه پروژه را می شنویم ،اولین تصویری که به ذهنمان می رسد پروژه های صنعتی و عمرانی است، در صورتی که برای یک دانشجو ، خرید یک دستگاه میکروفون و کارت صدا هم می تواند به عنوان یک پروژه تعریف شود.

باگسترش و تغییر روزافزون فضای کسب ‌و کار، پروژه‌های کوچک بسیار زیادی در داخل سازمان‌ها، با اولویت‌های بالا تعریف می‌شوند؛ پروژه‌های کوچک که با منابعی محدود، باید به انجام برسند. در این مقاله به بررسی مدیریت پروژه های کوچک میپردازیم که به شما کمک می‌کند، پروژه‌های خود را بدون برنامه‌ریزی‌های سنگین، مدیریت کنید.

نقش مدیر پروژه مشخص است!

مدیر پروژه در گروه‌های کوچک وظایف زیادی برای انجام دادن دارد. مثلاً خرید و تدارکات، مذاکرات فروش، مدیریت قراردادها و… در گروه‌های بزرگ‌تر افراد بیشتری مسئولیت‌های مدیریتی دارند و وظایف مدیریتی تقسیم می‌شود. در این گروه‌های کوچک مدیر باید به خوبی از وضعیت مشتری و موضوع پروژه پیش از آغاز آن مطلع و از نظر ذهنی کاملاً برای اجرای پروژه آماده باشد.

مدیر پروژه نماینده و یا جانشینی ندارد

مدیر پروژه یک گروه کوچک تمایلی به این ندارد که برای خود جانشین و نماینده داشته باشد و امور مدیریتی همچون: جلسات، بررسی بازه زمانی، مدیریت اسناد و گزارش‌های پیشرفت پروژه بر عهده اوست و اوضاع برای مدیری که عضو اجرایی پروژه نیزمی باشد، سخت‌تر می‌شود.

برای حل این مشکل باید واقع بین بود و توجه داشت که مدیر چه وظایفی را می‌تواند انجام دهد و وظایف و مسئولیت‌ها دقیقاً چیست و زمان کافی برای آن وجود دارد.

محدودیت منابع

مدیریت پروژه یک گروه کوچک می‌تواند با محدودیت منابع روبه‌رو شود و پروژه گروه از اولویت خارج شود و منابع و بودجه به پروژه‌های دیگر اختصاص یابد که این کار، بر روحیه ی اعضا تأثیر منفی خواهد گذاشت. چراکه کارکنان نمی‌خواهند در گروهی کار کنند که کارشان مهم دیده نمی‌شود و اغلب افراد به دنبال همکاری با پروژه‌های بزرگ و با بودجه‌های گسترده هستند.

 شناخت مدیر محصول ، مدیر برنامه و مدیر پروژه

در بسیاری از کسب و کارها برای رسیدگی به هر مورد سمتی مشخص تعریف شده است. اگرچه مدیر محصول، مدیر برنامه و مدیر پروژه اصطلاحاتی هستند که بیشتر در دنیای تکنولوژی کاربرد دارند، اما نمی توان از اهمیت قابل توجه آنها در زمینه های دیگری همچون تولید و بازاریابی کسب و کارهای مختلف نیز چشم پوشی کرد. در ادامه به بررسی مهم ترین تفاوت ها میان این سمت های مدیریتی و مدیریت پروژه های کوچک میپردازیم.

مدیریت پروژه های کوچک

مدیریت پروژه های کوچک

📌مدیر محصول

مدیران محصول وظیفه تعریف اهداف تجاری استراتژیکی را دارند که منتج به راه اندازی پروژه های مختلف خواهند شد.آنها در مورد یک محصول از طراحی و تولید گرفته تا کیفیت نهایی مطلوب، مسئول هستند .همچنین ارزیابی و شناخت نیازهای مشتریان و ارائه راه حلی بهینه برای پاسخ گویی به این نیازها نیز بر عهده مدیر محصول خواهد بود.

📌 مدیر پروژه

مدیر پروژه مسئول اداره پروژه های در دست اقدام و همچنین طراحی پروژه های جدید است.

مدیر پروژه باید روند پیشرفت پروژه ها و یا چالش های ایجاد شده را طی گزارشی کامل به اطلاع سهام داران کسب و کار برساند. در واقع تمرکز مدیر پروژه باید بیشتر بر جنبه های عملیاتی کار باشد.مدیریت همزمان بودجه، منابع و فرصت باقی مانده برای اتمام اصولی پروژه، یکی دیگر از وظایف متعدد مدیران پروژه خواهد بود.

در واقع آن ها افرادی هستند که پس از کسب تجربه میدانی فراوان، وارد نقش های مدیریتی شده اند. مدیریت پروژه مجموعه ای از چندین واحد مدیریت ریسک، مدیریت منابع و مدیریت هدف خواهد بود. این دسته از مدیران باید تمامی خطرات پروژه را بررسی کرده و تا حد امکان اقدام به رفع آن کنند.

📌مدیر برنامه

موقعیت مدیر برنامه از شرکتی به شرکت دیگر و یا از صنعتی به صنعتی دیگر کاملا متفاوت خواهد بود.به طور کلی، یک برنامه متشکل از پروژه های مرتبط به یکدیگر است و از این رو مدیران پروژه دائما به مدیران برنامه گزارش کاری می دهند.

بنابراین اگرچه بعد تاکتیکی و اجرایی مدیر برنامه کمرنگ تر از مدیر پروژه است، اما موفقیت تمام اجزای دخیل در یک برنامه وابسته به مدیر مربوطه بوده و به همین علت بار سنگینی را بر دوش خواهد داشت. یک مدیر برنامه باید فردی با دید وسیع باشد. آگاهی وی از چگونگی تاثیرگذاری تصمیمات بر پیشرفت کسب و کار اهمیت بالایی خواهد داشت. آنها پروژه های لازم برای دست یابی به هدف نهایی را تعریف می کنند.

📌 به طور خلاصه اینطور بگوییم که:

– مدیران محصول با چرایی یک محصول سر و کار دارند.

– مدیران پروژه با زمان یک محصول سر و کار دارند.

– مدیران برنامه با چگونگی یک محصول سر و کار دارند.

مدیریت پروژه های کوچک

مدیریت پروژه های کوچک

و در انتها

کاملا واضح است افرادی که مدیریت بهتری بر روی پروژه های شخصی و مدیریت پروژه های کوچک خود داشته باشند، بهتر و بیشتر به اهدافشان می رسند و موفقیت های بیشتری را کسب می کنند. از آنجا که در طول عمر هر فرد زمان و منابع ، برای صرف در پروژه ها محدودیت دارد ؛ هر فرد باید برای اهداف زندگی خود پروژه هایی را تعریف کند.

سپس با کمک برنامه ریزی یک نقشه کلی از کارهای هر پروژه در بازه های زمانی معین و منابع مورد نیاز آنها را تهیه نماید. تا بتواند حداکثر استفاده از زمان و منابع خود برای رسیدن به اهداف زندگی را داشته باشد.

  مشاهده مقالات بیشتر 

۶نکته برای پیشرفت در مدیریت کسب و کار های کوچک

بهترین روش مدیریت به چه صورت به وجود می آید؟

راه های اندازه گیری رضایت مشتری با روش نظرسنجی

مدیریت پروژه های کوچک

اگر در محیط کاری تان،با تعداد زیادی از کارکنان مشغول به کار هستید،قطعا شخصیت‌های مختلف شغلی را از نزدیک دیده اید. شخصیت شناسی در محیط کار می‌تواند ما را با بهترین‌ها و بدترین‌ها روبرو کند؛ چرا که هر یک از ما جنبه‌های مختلفی از شخصیت خود را در موقعیت‌های گوناگون نشان می‌دهیم.نقاط قوت و ضعف هر فرد باعث میشود شخصیتی مجزا از یکدیگر داشته باشند.

در یک محیط کار، مانند هر محیط کاری دیگری تمرکز داشتن بر روی ارتباطات ، روحیه ‌ی کار تیمی و لحن و گفتار حرفه‌ای در گفتگو، اهمیت زیادی دارد. ارتباط  صحیح و اصولی با افراد می‌تواند ما را در رسیدن به هدف‌هایمان کمک کند. یکی دیگر از موضوع های موثر که درارتباط ما با دیگران تاثیرگذار است، شناخت الگوهای شخصیتی و نقاط قوت و ضعف‌مان است.

در ادامه به بررسی شخصیت شناسی در محیط کار و چند نوع از رفتار های  افراد در محیط کاری میپردازیم:

🔹همکاران فوق متعهد

افراد فوق متعهد به سختی به درخواست‌ها در محل کار نه می‌گویند. آن‌ها همان افرادی هستند که تا دیر وقت در محل کار باقی می‌مانند، در هر جلسه داوطلب آوردن شیرینی می‌شوند و میزبانی جلسات را به عهده می‌گیرند. این نوع همکاران عهده‌دار انجام همه‌ی کارها می‌شوند.

وجود آن‌ها در محیط کار خوشایند به نظر می‌رسد؛ چرا که حاضر هستند هر کاری که دیگران قبول نمی‌کنند، انجام دهند. البته این رفتار مشکلاتی هم به دنبال خود ایجاد می‌کند؛ چرا که فرصت‌های جدید را از همکاران خود می‌گیرند. اگر چه اقدامات این نوع افراد ممکن است صادقانه باشد، اما گاهی رفتارهای کنترل کننده هم از خود نشان می‌دهند. علاوه بر این، آن‌ها غیر قابل پیش بینی بوده و به سختی می‌توان ذهن آن‌ها را خواند.

🔹شایعه پراکن‌ها

این نوع شخصیت نیاز به کمی توضیح دارد. آن‌ها مانند دوستان و آشنایان شایعه‌ساز دوران مدرسه و دانشگاه هستند. با این تفاوت که اکنون این عمل را در زندگی حرفه‌ای شما انجام می‌دهند. از آن‌ها دوری کنید و بدانید که فاصله گرفتن از آن‌ها کار سختی نیست.

🔹رابط ها

رابط‌ها در واقع پله‌های رشدی هستند که می‌توانند زندگی حرفه‌ای شما را از این رو به آن رو کنند. آن‌ها همکاران باسوادی هستند و می‌توانند تیم‌های قدرتمند کاری تشکیل دهند. ضمن این که آن‌ها کارجویان را به کارفرمایان معرفی می‌کنند. وقتی که چنین افرادی در محل کارتان حضور دارند، سعی کنید روابط خوبی را با آن‌ها برقرار کنید و یاد بگیرید که چطور از آن‌ها قدردانی مناسبی به عمل آورید.

🔹افراد آدم به دور

همکاران آدم به دور ! علاقه‌ای به همکاری با دیگر همکاران ندارند و با تنها بودن احساس بهتری پیدا می‌کنند. معمولا این گونه افراد را از نبودن و کم ‌رنگ بودن‌شان شناسایی می‌کنید. آن‌ها تمایلی ندارند که در مهمانی‌های کاری یا ساعت‌های دور همی شرکت کنند. حتی در ساعت ناهار هم آن‌ها را نخواهید دید و همیشه از نظرها غایب هستند!

🔹همه چیز دان‌ها

آن‌ها برای هر موردی پاسخی دارند واز هر فرصتی برای نظر دادن استفاده می‌کنند. ضمن این که در جلسات و دور همی‌ها با صدای بلند شروع به صحبت می‌کنند. متاسفانه، گاهی این افراد بدون این که از آن‌ها نظر خواسته شود، مشاوره‌های بی‌جا می‌دهند و بر خلاف آن چه تظاهر می‌کنند اطلاعات زیادی ندارند.

🔹افراد تنبل

برای همه این راز وجود دارد که چطور همکار تنبل‌شان در این شغل دوام آورده است! در حالی که تنبل‌ها در محیط کار وجود دارند، بدون این که حرکت خاصی انجام دهند. همکاران تنبل پشت سر هم به اتاق کار شما می‌آیند، سر صحبت باز می‌کنند، درباره‌ی ناهارتان می‌پرسند و گاهی هم فقط ایستاده و خیره به افق نگاه می‌کنند!

🔹جوگیرها

برای جوگیرها تمام موارد اهمیت داشته و رویداد بزرگی محسوب می‌شود. پایان مهلت‌ها و تغییرات چیزی نیست که به راحتی از آن بگذرند. از این رو استرس خود را با دیگران هم به اشتراک می‌گذارند.

🔹همکارانی که خونسرد هستند!

احتمالا این تیپ کاری را بیشتر از سایرین در محیط کار ببینید. آن‌ها موارد مربوط به زندگی شخصی خود را در خانه حل و فصل می‌کنند؛ از این رو در محیط کار آمادگی لازم را دارند و کارها را بدون استرس پیش می‌برند. از نظر ورکوهالیک‌ها (یا معتادان به کار)، تیپ‌های خونسرد آدم‌های تنبلی هستند؛ اما خونسردها اهمیتی به نظر آن‌ها نمی‌دهند. چرا؟ چون خونسرد هستند!

شخصیت شناسی در محیط کار

شخصیت شناسی در محیط کار

🔹افراد شوخ طبع!

در محیط کار،شوخ طبع ها یا به اصطلاح دلقک ها می‌توانند دوست‌داشتنی یا تنفربرانگیز باشند. در بهترین حالت، آن‌ها می‌توانند فضا را گرم و دوستانه و کسالت محیط کار را به نشاط تبدیل کنند. در بدترین حالت آن‌ها خنده‌دار نیستند؛ چرا که ممکن است ندانند که یک شوخی را کی به پایان برسانند و چه موقع کار خود را جدی بگیرند.

🔹رهبران واقعی

رهبران واقعی در محیط کار آن‌هایی هستند که به افراد حس احترام، تحسین و اعتماد به نفس داده و به صحبت‌های آن‌ها گوش می‌دهند. ممکن است این افراد سمت بالای شغلی نداشته باشند، اما در کار خود بسیار جدی رفتار می‌کنند. در واقع، این افراد مهره‌های ارزشمند و بی‌ادعای یک سازمان به حساب می‌آیند. آن‌ها با الهام بخشیدن به دیگران، آن‌ها را به سوی هدف‌های کاری تشویق می‌کنند. آن‌ها از نظر اجتماعی حضور فعالی دارند، اما وارد شایعات و بحث‌های حاشیه‌ای نمی‌شوند.

🔹نابغه های محل کـار!

اشخاصی مثل استیو جابز، بیل گیتس، مارک زاکربرگ، وارن بافت را در نظر بگیرید. این نوابغ، خدایان دنیای کسب و کار هستند. بیشتر آن‌ها کارآفرین بوده و بعضی از آن‌ها به شکل نامحسوس در شرکت‌ها کار می‌کنند. نوابغ معمولا ایده‌های بزرگی دارند و به شرکایی نیاز دارند که به آن‌ها کمک کند تا این ایده‌ها را به واقعیت تبدیل کنند.

🔵 ما معمولا یکدیگر را براساس اعمال و رفتار قضاوت می‌کنیم نه براساس حرف‌هایی که میزنیم.در موضوع شخصیت شناسی در محیط کار ، چگونه بدون زدن کوچک‌ترین حرفی، در دید دیگران تاثیرگذار به نظر برسیم؟ با ما همراه باشید.

🔸 وقت شناسی

اگر دیرکنید یعنی بی‌احترامی کرده‌اید. اصلا دلایلتان مهم نیست مگر اینکه طرف مقابلتان هم متوجه دلیلتان باشد، مثلا هر دو در ترافیک سنگینی گیر افتاده باشید.

🔸پوشش مناسب

بعضی افراد بر این باورند که همیشه باید خیلی شیک و رسمی لباس پوشید. این درست نیست، چرا که گاهی اوقات باعث می‌شود زیادی معذب شوید. اندکی زمان بگذارید و برحسب جایی که می‌خواهید بروید لباس مناسب به تن کنید.

🔸چیزهای کوچک را به خاطر داشته باشید

اگر شما بتوانید جزئیات کوچک را به خاطر داشته باشید مردم همواره با علاقه‌ خاصی به شما می‌نگرند. زیرا با این کار نشان داده‌اید که به دیگران اهمیت می‌دهید.

🔸باز نگه‌داشتن در

چنین رفتارهای ساده‌ای نسبت به هر انسانی، نشان می‌دهد که شما تمایل دارید دیگران را پیش از خودتان قرار داده و بدین ترتیب آن‌ها را محترم بشمارید.

🔸هنر و سلیقه‌ طراحی و دکوراسیون

طرز نگه‌داشتن فضای شخصیتان، روحیه شما را به دیگران نشان می‌دهد، اینکه چه چیزی به شما انگیزه می‌دهد، به چه چیزی علاقه دارید و چه چیزهایی ارزش دارند که هر روز به آن‌ها نگاه کنید. چیزهایی را برای طراحی محیط انتخاب کنید که به شخصیت شما عمق می‌بخشند.

🔸کفش‌هایتان

قضیه این نیست که کفش‎‌های خیلی گران و روی مد بخرید، بلکه سبک کفش پوشیدن شماست که می‌تواند خیلی چیزها را در نگاه اول برای دیگران روشن کند. کفش‌ هر فرد ،یکی ازچیزهای پوشیدنی‌ای هستند که می‌تواند نشانگر شخصیت یک نفر باشند.

شخصیت شناسی در محیط کار

شخصیت شناسی در محیط کار

🔸 وضعیت میز کارتان

اگر کاغذها و پرونده‌ها همه جا ریخته‌اند پس نشانه‌ این است که شما خیلی فرد بی‌نظم و نامرتبی هستید. اما تصور کنید که دیگران به میز کار مرتب شما نگاه می‌کنند، فکر می‌کنید در این حالت به چه نتیجه‌ای راجع به شخصیت شما می‌رسند؟

🔸 پول خرج کردن عاقلانه

نحوه‌ پول خرج کردن شما به نوعی نشان دهنده‌ ارزش‌های شماست. چه زمانی پول خرج می‌کنید؟ برای چه کسی خرج می‌کنید؟ کجاها خرج می‌کنید؟ چه بخواهید، چه نخواهید، جواب این سوال‌ها خیلی چیزها را در مورد شما فاش می‌کنند.

🔸 روی چه چیزهایی وقت می‌گذارید

وقت‌هایی که صرف هر چیزی می‌کنید، مخصوصا نحوه‌ گذراندن وقتتان در اوقات فراغت، نشان‌دهنده‌ اولویت‌های زندگی شما هستند. همه‌ ما انعکاسی از اینکه زمانمان را صرف چه چیزهایی می‌کنیم هستیم.

🔸 غذاهایی که می خورید

آن‌چه می‌خورید و نحوه‌ مراقب‌تان از خودتان خیلی چیزها راجع به شما می‌گوید. این موضوع نشان می‌دهد که چه چیزی برای شما اهمیت دارد، ( داشتن رضـایت در لحظه یا ســلامتی بلــــنــد مدت).

🔸دایره‌ دوستانتان

کسانی که با آنها وقت می‌گذرانیم، بر چشم‌اندازهای ما، باورهایمان، اهدافمان و مهم‌ترین چیزهایی که در زندگی برایمان اهمیت دارند تاثیرگذار هستند. اگر می‌خواهید روی بهبود خودتان کار کنید، با کسانی بگردید که بهتر کردن خودشان برایشان مهم و ارزشمند است.

 

 مشاهده مقالات بیشتر 

۱۰ تکنیک روانشناسی برای مدیریت بازاریابی،افزایش فروش و مشتری

انگیزش و روش های ایجاد انگیزه در کارکنان

دوره مدیریت اجرایی MBA در مشهد