انگیزش

انگیزش یکی از مسائل مهم و کلیدی بوده که بی تردید نقش تعیین کننده‌ای در ابعاد مختلف سازمانی دارد و سازمانها برای دستیابی به اهداف بلند مدت و پایدار ماندن در دنیای رقابتی تجارت امروزی موظف به ایجاد انگیزش در افراد سازمان هستند.

🔱انگیزش به طور کلی به سه عامل نیازها، برانگیختن ها و مشوق ها دسته بندی می‌گردد

که بر اساس این تقسیم می‌توان با توجه به هر یک از عوامل تعیین کننده آن روش هایی برای ایجاد انگیزش در سازمانها به کار گرفت.

در این مقاله به بررسی روش های انگیزشی و اهمیت انگیزش در بهره وری سازمان ها میپردازیم.

▪️در ادامه به تئوری های ایجاد انگیزش در سازمان از دید نظریه پردازان مشهور پرداخته شده و در پایان به لزوم توجه به مقوله انگیزش و توجه مدیران به این قضیه که نقش حیاتی در رشد و تعالی سازمان را دارد ، اشاره گردیده است.

🔱مفهوم انگیزش

مفهوم انگیزش و سیر تاریخی مطالعات صورت گرفته دراین مقوله گواه بر اهمیت و نقش کلیدی آن در تعالی سازمانی و رضایت کارکنان، توانمند سازی سازمان ها و رضایت مشتریان بوده است.بنابراین ، یکی از وظایف اولیه مدیران ایجاد انگیزه در کارکنان است به طوری که عملکرد آن ها به بالاترین سطح ممکن برسد، به سختی تلاش کنند، به طور منظم در محل کار حاضر شوند و برای عملی شدن هدفها و تصمیم های سازمان کوشش کنند.

از نقطه نظر مدیریت، هدف ایجاد انگیزش در کارکنان به گونه‌ای است که رفتار آنان بیشترین نفع را برای سازمان داشته باشد.

انگیزش به دلیل یا چرایى رفتار واعمال اشاره دارد. به عقیده جان اتکینسون معنای ثابتی برای واژه انگیزش وجود ندارد. اما روان شناسان معتقدند که «انگیزه عاملی است درونی که رفتار فرد را در جهت معینی هدایت می‌کند و راهنمای اوست برای گزینش کوششی از میان کوشش های ارادی وی».

در ادامه ، مختصر برگزیده های دیگر از تعاریفی که نشان می‌دهد چگونه این اصطلاح بکار برده می‌شود آورده شده است.

🔱انگیزش را می توان «حالتی در افراد دانست که آنان را به انجام رفتار و عمل خاصی متمایل می سازد.

🔱انگیزش فرآیندی است که با یک نیاز یا کمبود زیستی یا روانی آغاز شده و رفتار هدفمند یا انگیزه ای را در جهت محرکی خارجی فعال می‌نماید.

🔱انگیزش تمایل به تلاش بسیار زیاد در جهت هدفهای سازمانی است؛ به شرط آن که این تلاش توان بر آورده ساختن یک نیاز فردی را داشته باشد.

🔱تعریف و تشویق، اعتماد به‌ نفس کارمندان را افزایش می‌دهد؛ حقیقتی که طبق هرم مازلو، یکی از نیازهای اساسی افراد است.

🔱تعریف کردن از اعضای تیم کاری ساده است؛ کافی است به آن‌ها بگویید: «کارت عالی بود» و یا «متشکرم».تمامی تعاریف به نوعی به انگیزش اشاره دارد.

 ۳ عامل در ایجاد انگیزش

۱ – نیازها:

نیاز، عبارت است از کمبودی که هنگام عدم تعادل فیزیولوزیکی احساس می‌شود.به عبارت دیگر، چیزى در درون فرد که او را به فعالیت و انجام کار وا می‌دارد. نیاز حالتى درونى است که باعث می‌شود نتیجه معینى مطلوب به نظر برسد. در تحقیقی که توسط مام فورد صورت گرفته، به این نتیجه کلی رسیده است که کارکنان غالباً با توجه به ماهیت کارشان نوع نیازشان را تعریف می‌کنند.

براساس این تحقیق نیازهای کارکنان شامل چهار نوع نیاز زیر است:

الف) نیارهای دانشی

این نیازها موجب مطلوبیت خواسته های مهارتی و دانشی کارکنان می‌گردد.  برای انجام کار کارکنان نیازهای دانشی مختلفی دارند که عبارتند از:

➖ دانش کامل درباره نظم و انضباط

➖ دانش درباره نحوه انجام یک کار و فرایند انجام کار

➖ دانش در مورد مکان پیدا کردن هر چیز

➖ دانش اجتماعی در مورد چگونه تاثیر گذاری بر دیگران

ب) نیازهای روحی و روانی

از آنجایی که کارکنان انسان هستند پس نیازهای درونی شامل شناخت، مسئولیت، مقام و جایگاه و پیشرفت می‌گردد.

زمانی که با کارکنان مانند یک ماشین فرمانپذیر برخورد گردد و نیازهای انها نادیده گرفته شود، سازمان با مشکل برخورد خواهد کرد.

ج) نیازهای وظیفه

این نیازها شامل نیازهای کار معنی دار و تعیین درجه استقلال کاری است.

د) نیازهای اخلاقی

این نیازها مربوط به نیازهای روانی افراد است و شامل نیارهایی هستند که کارکنان توقع دارند با آنان آن گونه رفتار شود.

➖ به عبارت دیگر کارفرمایان باید با کارکنان نوعی رفتار کنند که اگر خودشان در ان جایگاه بودند انتظار داشتند با آنها رفتار شود.

 

ادامه دارد…

 مشاهده مقالات بیشتر 

چکیده کتاب آشوب بزرگ و کارآفرینی در کسب و کار موفق

بهترین روش مدیریت به چه صورت به وجود می آید؟

ثبت نام و شروع دوره مدیریت اجرایی MBA

 

مدیران برتر

می توان گفت تقریبا یک ‌سوم از کارمندان به مدیریت شرکت‌ها اعتماد ندارند. علاوه بر این، اکنون کارفرمایان باید نیازهای نسل جوان را نیز فراهم سازند. به‌طور متوسط، یک فرد جوان پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه و تا قبل از ۳۲ سالگی چهار مرتبه شغل خود را تغییر می‌دهد. اکثر آنها نیز در شغل فعلی خود احساس قدرت نمی‌کنند.

بدیهی است که بسیاری از مدیران نمی‌توانند حس اعتماد و وفاداری در کارکنان خود ایجاد کنند. خوشبختانه، موضوع این نیست. به گفته دانیل وانگ، خالق و بنیانگذار بنیاد لوپرینگ، مدیرانی که کیفیت بالایی در رهبری نشان می‌دهند، می‌توانند به تیمشان انگیزه انجام کارهای شگفت‌انگیزی بدهند.

در این مقاله ، هشت ویژگی که از ضروری‌ترین خصوصیات مدیران برتر است را برای شما بیان می کنیم.

 🔱اشتیاق خالصانه:

کارمندان، مدیر غیرواقعی را از ده‌ها فرسخ دورتر هم تشخیص می‌دهند. اما وقتی مدیران خالصانه مشتاق و راغب هستند، این حالت آنها به کارمندان نیز سرایت می‌کند. وانگ می‌گوید اشتیاق به مدیر کمک می‌کند مشکلات اصلی صنعت خود را شناسایی کند. او می‌گوید: «همه نوآوری‌ها و خلاقیت‌ها از این مشکلات آغاز و به محصولات و خدمات منتهی می‌شوند، ضمن اینکه مسائل کلیدی نیز باید حل ‌شوند.»

 🔱ثبات عمل:

چه در فهم و تشویق متناسب دستاوردهای کارکنان باشد، چه درک اشتباهات و چه مقدم شمردن ایمنی و کیفیت، مدیران برجسته همیشه ثبات عمل دارند. وانگ می‌گوید: «هنگامی که افراد شواهدی دال بر عدم ثبات مدیران ببینند، تقریبا غیرممکن است نظر آنها نسبت به این موضوع برگردد. جلب اعتماد از دست‌رفته کار بسیار دشواری است.»

 🔱مهارت‌های عالی ارتباطی:

مدیران باید افراد زیرنظر خود را آموزش دهند،آن ها را به نظم وادارند و در آنها حس انگیزه ایجاد کنند. اگر مهارت بالایی در برقراری ارتباط نداشته باشند، قادر به انجام هیچ‌یک از این موارد نخواهند بود. علاوه بر این، ارتباطات ضعیف می‌تواند منجر به نتایجی ضعیف نیز بشود. باید در نظر داشت که گوش دادن، قسمت مهمی از ارتباطات است.

🔱وفاداری:

 مدیران برتر می‌دانند که وفاداری واقعی دوجانبه است. وانگ می‌گوید: «مدیران بزرگ خود را در مقام خدمت‌رسانی به اعضای تیم خود می‌بینند. کارکنانی که معتقدند مدیرشان به آنها وفادار است، در زمان لازم، احتمالا وفاداری بیشتری از خود نشان خواهند داد.»

مدیران برتر

🔱قدرت تصمیم گیری:

یک مدیر خوب تنها به دلیل موقعیت و قدرتش نیست که قدرت تصمیم‌گیری دارد. او حاضر است خطرات تصمیم‌گیری‌ها را بپذیرد. او این تصمیمات را اتخاذ می‌کند و خطرات موثر واقع‌ نشدن آن را قبول می‌کند و در درجه اول خود را مسئول و پاسخگو می‌داند.  علاوه بر این، رئیس هایی که تصمیم‌گیر نیستند اغلب تاثیرگذار هم نیستند.

 🔱شایستگی مدیریت:

بسیاری از سازمان‌ها سعی می‌کنند مدیران برتر را از میان افرادی تربیت کنند که در کارشان موفق هستند. آنها کسانی هستند که درک بسیار بالایی از محصولات و خدمات شرکت دارند. آنها اهداف، فرآیندها و خط مشی شرکت را درک می‌کنند. و همه اینها مهم است.

از سوی دیگر، خوب بودن در یک شغل لزوما به این معنی نیست که فرد سایر شایستگی‌ها را هم دارد. برای مثال، آیا می‌توانند الهام بخش باشند، انگیزه بدهند، مربیگری و هدایت کنند؟کنترل کردن و زیرنظر گرفتن کارکنان و تمام جزئیات به گونه ای آزاردهنده، از نشانه های یک مدیر ناکارآمد است.

 🔱توانمندسازی :

مدیران برتر به توانایی خود در آموزش و توسعه کارکنان تحت نظارتشان ایمان دارند. به همین خاطر، حاضرند به افراد تحت هدایتشان قدرت دهند تا مستقل عمل کنند.

 🔱کاریزما :

صد البته که مردم بیشتر از کسانی پیروی می‌کنند که دوستشان داشته باشند. مدیران برتر، بیان خوبی دارند، خوش‌برخورد و خونگرم هستند. توجه صادقانه‌شان را به دیگران نشان می‌دهند.  وانگ نتیجه گرفت که «افراد در تمام سطوح سازمانی می‌توانند به راحتی با مدیران ارتباط برقرار کنند و از مسیر آنها پیروی کنند.»

 مشاهده مقالات بیشتر 

معرفی بهترین دوره DBA یا مدیریت کسب و کار

۸ فعالیتی که افراد موفق ،زمانشان را برای آن ها هدر نمی دهند

مدیر بازاریابی و نقش آن در موفقیت سازمان

مدیریت زمان

در دنیای پرمشغله‌ی امروز،تنها موردی که با همه‌ی فعالیت‌ها، سرگرمی‌ها، جلسه‌ها و پروژه‌ها ، با آن سر و کله میزنیم، مسئله‌ زمان است. شاید، بدون داشتن یک برنامه‌ی زمانی دقیق و مشخص، رسیدگی به همه این فعالیت‌ها، امکان نداشته‌ باشد. حال، مشکل از جایی بیشتر می‌شود که با وجود همه ‌ی مسائلی که نیازمند زمان است، شبکه‌های اجتماعی نیز با جذابیت و نوآوری ‌های جدیدشان، وقت زیادی از ما بگیرند. در همین راستا و در این مقاله سعی بر این داریم با یک تکنیک ساده برای مدیریت زمان آشنا می‌شوید.

من عادت داشتم زیاد کار کنم…۶۰ ساعت،  ساعت ۸۰یا حتی ۱۰۰ ساعت در هفته کار می‌کردم.

همیشه اجازه می‌دادم که شغلم بخش مهمی از شخصیتم را شکل دهد. ساعت‌های کاری زیادی که داشتم را مانند یک مدال افتخار به گردنم می‌انداختم و به همه نشان می‌دادم. عاشق این بودم که به بقیه در مورد ساعت‌های زیاد کاری‌ام توضیح دهم و بگویم که چقدر سرم شلوغ است. برای‌تان آشنا به نظر می‌رسد؟حالا با نگاهی به گذشته می‌بینم که از کارم برای پر کردن یک فضای خالی که درونم وجود داشت استفاده می‌کردم.

مشکل این بود که این فضای خالی، مثل یک سیاهچاله بود. اهمیتی نداشت که چند ساعت در روز کار کنم. هیچگاه کافی به نظر نمی‌رسید. حتی حالم هم بدتر می‌شد.تا این که یک روز دیگر برایم کافی بود. راستش از کافی هم بیشتر بود. کارم را متوقف کردم و با بررسی اولویت ‌هایی که داشتم، زندگیم را ارزیابی کردم.نیاز به یک تغییر بزرگ داشتم. باید راه و روشی هوشمندانه‌ تر و بدون سختی برای کار کردنم پیدا می‌ کردم و با بهینه‌سازی روند کارم، کار بیشتری را در مدت کمتری انجام می‌دادم.

من به تکنیک پومودورو نیاز داشتم. در این مقاله می‌خواهم چگونگی تغییر مسیر کاری و در نهایت مسیر زندگی‌ام را شرح دهم که با این سیستم مدیریت زمان ساده و شگفت‌آور محقق شد. امیدوارم برای شما هم همین‌گونه عمل کند.

🔱پومودورو چیست؟

در طی سال ‌های کاری‌ام، درباره‌ی یک سیستم مدیریت زمانی به نام تکنیک پومودورو شنیده‌ بودم. خیلی ساده به نظر می‌رسید. اما همانطور که می‌گویند، ساده‌ترین چیزها اغلب بهتر کار می‌کنند.

من مقاله‌ای از فرانچسکو سیریلیو، خالق این تکنیک را خواندم. او در این مقاله‌ی سال ۲۰۰۶ خود ماهیت تکنیک پومودورو و روانشناسی پشت آن را توضیح داده بود. یادگیری این سیستم مدیریت زمانی که در نوع خود روشی انقلابی محسوب می‌شود، به شکل فریبنده‌ای آسان است و به کارگیری درست و به جای آن زندگی را تغییر می‌دهد. به طور کلی تکنیک پومودورو را می‌توان به ۴ اصل بنیادی زیر تقسیم کرد:

🔱۱. کار کردن همگام با زمان و نه بر خلافش

بیشتر ما به گونه‌ای زندگی می‌کنیم که انگار زمان دشمن ماست و برای اجرا کردن قراردادها و تحویل آن در موعد مقرر با آن مسابقه می‌دهیم.

تکنیک پومودورو به ما یاد می ‌دهد که به جای دست و پنجه نرم کردن با زمان، همگام با آن عمل کنیم.

مدیریت زمان

مدیریت زمان

🔱۲. از بین بردن فرسودگی ناشی از کار

استراحت‌های کوتاه و برنامه‌ریزی شده هنگام کار، احساس دویدن روی شعله‌ها را که ناشی از وارد کردن فشار بیش از حد به خود است، از بین می‌برد. در صورت پیروی از این سیستم، فشار بیش از حد و خستگی تقریبا غیرممکن است.

🔱۳. مدیریت حواس ‌پرتی ‌ها

تماس‌های تلفنی، ایمیل‌ها، پیام ‌های فیس بوک و تلگرام و مسائلی از این قبیل دائم ذهن را درگیر و منحرف می‌کنند. معمولا می‌توان این عوامل حواس‌پرتی را به تعویق انداخت. تکنیک پومودورو به شما کمک می‌ کند که این درگیری های ذهنی را ثبت و برای بعد از ساعت کاری اولویت‌بندی کنید.

ادامه دارد…

 مشاهده مقالات بیشتر 

۲۱ نکته برای رهبری و مدیریت تیم

نکته هایی برای مدیریت زمان در کلاس

بهترین روش مدیریت به چه صورت به وجود می آید؟

 

نظریه صف

همه‌ی ما تجربه‌ی در صف ماندن را داریم. برخی در صف انتظار ویزیت دکتر مانده‌اند، برخی در صف بانک، برخی در صف نان و برخی هم در صف پشتیبانی اپراتور های تلفنی. گاهی اوقات این انتظار راحت است اما در اکثر مواقع چنین انتظاری برای ارباب‌رجوع و متصدی بسیار خسته‌کننده و اعصاب‌خردکن است.

در دنیای رقابتی امروزه، اگر مشتری را مدت زیادی در صف نگه داریم، درواقع این گونه است که او را دو دستی تقدیم رقیب کرده باشیم. نطریه صف یکی از مهم‌ترین قسمت هایی است که مدیران عملیاتی باید یاد بگیرند. در این مقاله سعی کرده ایم کلیات این تئوری را به شما آموزش بدهیم.

صف، بخشی از ذات داخلِ خارج هر شرکتی است. به عنوان نمونه‌ای از صفِ داخلی شرکت می‌توان به صف ورود و خروج یا حتی صف ترخیص کالا اشاره کرد. به همین دلیل در حوزه‌ی کسب‌ و‌ کار، دانش تئوری صف یک مزیت رقابتی محسوب می‌شود.

هزینه‌ی ماندن در صف چه قدر است؟

وقتی بحث «صف» مطرح می‌شود، مشکلی که پیش می‌آید این است که مدیریت باید شرایط را بسنجد. به این معنی که باید به هزینه‌ی بالا بردن سرعت ارائه‌ی خدمات (گذاشتن باجه‌ برای فروشگاه، افزودن تعداد کارمندان تولیدی و…) و هزینه‌ی ذاتی صف انتظار و..  را مورد بررسی قرار دهد و ببیند که کدام بیشتر می‌ارزد؟ مثلا اگر کارکنان، کد مخصوص هر کالا را به صورت دستی وارد می‌کنند، مدیر یا کارشناس بهبود فرایند باید به این فکر کند که بهبود بهره وری در قبال هزینه‌ی افزودن ویژگی اسکنرِ بارکد، برای شرکت به صرفه است یا نه؟

همینطور، درصورتی که مشتریان به دلیل کمبود نیروی پشتیبانی دچار نارضایتی شوند و به رقبا روی آورند، مدیریت باید در نظر داشته باشد که آیا حفظ وفاداری مشتری به اندازه‌ی هزینه کردن برای استخدام نیروهای پشتیبانی جدید ارزش دارد یا خیر؟

رابطه‌ی بین ظرفیت خدمات و هزینه‌ی صف می‌تواند در قالب یک نمودار نمایش داده شود (نمودار بالا). در ابتدا، هزینه‌ی در صف ماندن درهنگامی که ظرفیت خدمات شرکت در حداقل است، در بیشترین میزان خود قرار دارد.

همینطور که ظرفیت خدمات شرکت بالا می‌رود، قاعدتا تعداد مشتریان در صف‌مانده و زمان انتظار کاهش پیدا می‌کند، درنتیجه هزینه‌ی در صف ماندن کم می‌شود. هزینه‌ی بهینه‌ی کل (مینیمم هزینه‌ی کل) زمانی رخ می‌دهد که منحنی‌های هزینه‌ی در صف ماندن و هزینه‌ی ظرفیت خدمات‌دهی باهم تلاقی پیدا کنند.

نظریه صف چه چیزی را بیان می کند؟

نظریه صف درواقع مطالعه‌ی ریاضیاتی صف انتظار است. مطالعات عملیاتی در زمینه‌ی نظریه صف به کسب‌و‌کارها کمک می‌کند تا تصمیم بگیرند که کدام منابع برای تأمین خدمات لازم هستند. نظریه صف در ابتدائی‌ترین حالت، بر مراجعه‌کنندگان فروشگاه‌ها (مغازه‌ی کامپیوتر، داروخانه، بانک) و خدمات موردنیازِ این فروشگاه‌ها (تکنسین‌ها، داروسازان، متصدیان بانک) تمرکز می‌کند.

به طور کلی تعداد مراجعات در ساعات مختلف،امار. میزان تقاضای مشتری در زمان‌های مختلف متفاوت است که همین موضوع ممکن است باعث ایجاد اجبار در افزایش ظرفیت نرمال خدمات‌دهی (نمودار بالا) شود. مدیریت شرکت یا صاحب فروشگاه می‌تواند تعداد مراجعات را به‌نحوی کنترل کند. یکی از ساده‌ترین راه‌های کنترل تعداد مراجعات، تعیین وقت یا اعلام ساعات کار است.

خوبی این روش این است که برای صف انتظار سیستمی مدیریتی تعبیه می‌شود. راه‌حل دیگر، ارائه‌ی تخفیف در روزهای کم‌مراجعه است تا مشتریان به‌طور نرمال‌تری بین روزهای مختلف پخش شوند.

نظریه صف

تئوری صف از چه قسمت ‌هایی تشکیل شده است؟

در تئوری صف، مدیریت صف از سه بخش تشکیل شده است:

چگونگی مراجعه‌ی مشتریان؛

چگونگی خدمات‌رسانی به مشتریان؛

شرایط و نحوه خروج مشتری از سیستم.

ادامه دارد…

 مشاهده مقالات بیشتر 

هفت قانون فروش موفق

۲۱نکته برای تبدیل شدن به فروشنده حرفه ای

راه های اندازه گیری رضایت مشتری با روش نظرسنجی

بازاریابی ویدئویی

بازاریابی ویدئویی این روزها به ابزار نیرومندی تبدیل شده است.آمار ها نشان می دهد، ۶۳ درصد کسب‌وکارها شروع به استفاده از بازاریابی ویدئویی کرده‌اند. از بین این تعداد، ۸۲ درصد فکر می‌کنند که بازاریابی ویدئویی بخش مهمی از راهبرد کسب‌وکار است. ویدئو به ‌سرعت درحال رشد است و خیلی زودتر از آنچه فکرش را می‌کنیم به جایگاه ویژهای دست خواهد یافت. به همین خاطر است که ۸۳ درصد از کسب‌وکارها باور دارند که بازاریابی ویدئویی بازگشت سرمایه خوبی برای آنها به‌ دنبال دارد. ما در این مقاله قصد داریم هشت مورد از مزایای بازاریابی ویدئویی را به شما معرفی کنیم. در ادامه با ما همراه باشید.

شکی نیست که بازاریابی ویدئویی یکی از جدیدترین ابزارهایی است که می‌توانید به لیست بازاریابی خود اضافه کنید. اما شاید به قابلیت های آن شک داشته باشید و با خود فکر کنید که آیا واقعا ارزشش را دارد که برای تبلیغات کسب‌وکار خود هزینه‌هایی را به ساخت ویدئو اختصاص دهم؟ آیا منابع کافی را برای مطالعه و استفاده از محتوای ویدئویی در بازاریابی دارم؟

پاسخ این پرسش‌ها ساده است: بله، ارزشش را دارد. نه‌تنها به این خاطر که همه از ابزار بازاریابی ویدئویی استفاده می‌کنند، بلکه به این خاطر که ویدئو یکی از سودآورترین و انعطاف‌پذیرترین ابزار بازاریابی است. بازاریابی ویدئویی می‌تواند:

۱. تبدیل‌ها و فروش‌ها را تقویت کند

در ابتدا، باید بدانید که ویدئو واقعا پول درمی‌آورد. افزودن یک ویدئو به صفحه‌ی فرود وب ‌سایت‌تان ، می‌تواند تبدیل‌ها را تا ۸۰ درصد افزایش دهد و جدا از گروه موضوعاتی که در آن قرار دارد، حتما نتیجه‌بخش خواهد بود.

ویدئو می‌تواند مستقیما به فروش ختم شود. تحقیقات نشان داده‌اند که ۷۴ درصد از کاربرانی که ویدئویی از توضیحات در مورد ارائه‌ی محصول را تماشا کرده اند، بعد از تمام‌شدن ویدئو محصول مورد نظر را خریده‌اند. پس بهتر است که از همین امروز، به فکر تولید ویدئو باشید.

اگر واقعا نگاهی به ویدئو و قابلیت‌هایش بیاندازید، خواهید دید که تأثیرگذاری آن، چندان هم تعجب‌آور نیست. بالاخره عقل ما انسان‌ها به چشم‌مان است و اکثر اطلاعاتی که به مغزمان ارسال می‌شوند، از راه حس بینایی است. پس اگر همین حالا هم توانسته‌اید مشتریان و مخاطبان خود را با تصاویر ثابت درگیر کنید،در نظر داشته باشید که اگر آن تصاویر جان بگیرند و حرکت کنند چه خواهد شد!

۲. ویدئو بازگشت سرمایه‌ی خوبی به همراه دارد

اگر دنبال انگیزه بیشتری برای روی‌آوردن به بازاریابی ویدئویی هستید، خوب است بدانید ۸۳ درصد کسب‌ وکار این گونه گفته‌اند که ویدئو بازگشت سرمایه‌ی خوبی دارد. علاوه‌ براین، ابزار ویرایش آنلاین ویدئو، پیوسته در‌حال ‌بهبود هستند و حتی می‌توانید با تلفن هوشمند خود فیلم تهیه کنید.

و اینکه لازم نیست ویدئوهای شما بی‌نقص و خوب باشند. محتوا مهم‌تر از فرم است.طبق تحقیقاتی که اخیرا انجام شده،کاربران از ویدئوهایی که در مورد محصول و یا خدماتی که توضیح خوبی نمی‌دهند ، راضی نیستند.در واقع آنها حرفی از کیفیت پایین یا طراحی ضعیف نزدند.

بازاریابی ویدئویی

بازاریابی ویدئویی

۳. ویدئوها میتوانند حس اعتماد ایجاد کنند.

اعتماد مبنای تبدیل‌ها و فروش است. اما ایجاد اعتماد باید به‌خودی‌خود یک هدف باشد. کل مفهوم بازاریابی محتوایی مبتنی بر اعتماد و خلق روابط بلند‌مدت است. مدتی دست از فروش بردارید و فقط به مردم اطلاعات جالب و سودمند ارائه دهید و درادامه خواهید دید که آنها مشتری شما خواهند شد. به قول مارک شافر، مدیر عامل راه‌حل‌های بازاریابی شافر:‌

«دوره‌ی جدید نیازمند تمرکز بر برانگیختن احساسات است نه فقط محتوا؛ مبتنی بر اعتماد است نه ترافیک و مبتنی بر نخبگانی است که در بین مخاطبان‌تان حضور دارند و از محتوایتان حمایت و آن را پخش می‌کنند.»

ویدئو همه کار می‌کند. محتوای ویدئویی ما را با خود درگیر می‌کند و احساسات‌مان را برمی‌انگیزاند. و با اینکه ما در مورد حضور نخبگان در بین مخاطبان حرف می‌زنیم، باید اضافه کنیم که افراد فعال در یوتیوب، به بهترین گزینه برای تبلیغ برند شما در شبکه‌های اجتماعی تبدیل شده‌اند. بنابراین، اگر واقعا در رابطه با بازاریابی محتوایی جدی هستید باید بازاریابی ویدئویی را هم جدی بگیرید.

ویدئوهای تبلیغاتی می‌توانند حس اعتماد ما را هم جلب کنند. برخی از انواع مشتریان هنوز نسبت به خرید محصولات و خدمات از اینترنت تردید دارند. اما بازاریابی مؤثر ویدئویی محصولات شما را در قالب مکالمه به مخاطب عرضه می‌کند. با این‌ کار رویکرد فردی تقویت می‌شود و به همین خاطر است که اغلب مصرف‌کنندگان می‌گویند که از طریق ویدئو، به این محصول و خدمات اعتماد کرده اند و خرید کرده‌اند.

 

ادامه دارد…

 مشاهده مقالات بیشتر 

ترفند های فروش در بازاریابی

۷ ایده برای بازاریابی اینترنتی موفق

زندگی نامه جالب کلنل ساندرز(KFC) در راه موفقیت

فن بیان

می توان گفت که فن بیان و گویندگی یک هنر است. فرقی ندارد که می‌خواهید قصه‌ای تعریف کنید یا شعری را در جمعی، با صدای بلند بخوانید.به هرحال باید فن بیان و گویندگی را به‌خوبی بدانید.

مثلا باید با محتوایی که ارائه می‌کنید، مأنوس باشید و بتوانید بر نکاتی که لازم است تأکید بیشتری کنید و از بعضی موارد نیز عبور کنید. فن بیان و گویندگی هنری است که می‌تواند مخاطبان شما را تحت تأثیر قرار دهد و به جذابیت شما درحین سخنرانی و صحبت کردن بیفزاید.

به روزرسانی:۱۳۹۸/۰۳/۰۲

ما نکاتی را در این مقاله مطرح کرده ایم تا شما بتوانید گویندگی و فن بیان خود را تقویت کنید. با ما همراه باشید:

فنون صحبت کردن

۱. به روش همزمان صحبت کردن و خواندن عادت کنید

این فن و تکنیک در مواقعی‌ که باید متن یا شعری را از رو بخوانید بسیار مهم است. حفظ کردن متن و شعر هم فکر خوبی است اما باید بتوانید به‌راحتی به متن ها هم نگاهی داشته باشید و از صحیح بودن آنچه می‌گویید، اطمینان حاصل کنید.

  • هنگامی که قرار است متنی را برای جمع بخوانید، بهتر است از قبل آن را چند بار تمرین کنید تا با واژه‌ها و عبارات آشنا شوید. وقتی با متن آمیخته شده باشید و کاملا آن را فهمیده باشید، می‌توانید درحین صحبت کردن به مخاطبان نگاه کنید و با آن ها ارتباط برقرار کنید.
  • آهنگ واژگان را درک کنید. وقتی شعر یا حتی داستان می‌خوانید به‌ویژه داستان‌هایی که شفاهی هستند، طول جملات و کلمات آهنگ خاصی دارد. باید تلاش کنید تا با آهنگ این جملات و واژه‌ها آشنا شوید تا بهتر بتوانید آنها را با صدای بلند و برای جمع، ادا کنید.
  • درهنگام تعریف داستان و… نباید صرفا متکی به متن باشید. باید بتوانید سرتان را از روی کاغذ بلند کرده و با مخاطبان خود ارتباط چشمی برقرار کنید. وقتی به عنوان گوینده ظاهر می‌شوید باید نقشی فعال و پویا داشته باشید.تنها از روی متن خواندن و جملات را بی حس پشت سر هم ردیف کردن هیچ فایده ای ندارد.
    فن بیان

    فن بیان

۲. به لحن صدای خود و سرعت گفتارتان توجه داشته باشید.

اگر می‌خواهید فن بیان و گویندگی را به‌خوبی در کلام خود رعایت کنید، باید بتوانید سرعت، لحن و بلندی صدای‌تان را تحت کنترل داشته باشید. اگر در هنگام صحبت کردن فقط لحنی ثابت داشته باشید، مخاطبان خود را خسته می‌کنید. هر چقدرهم که محتوای کلام شما جذاب باشد ، باز هم تفاوتی نخواهد کرد و مخاطبان با شما همراه نخواهند شد.

  • وقتی برای تعدادی از مخاطبان صحبت می‌کنید باید سرعت کلام خود را تحت کنترل داشته باشید. طبیعتا سرعت شما باید کمتر از زمانی باشد که در یک مکالمه‌ی عادی گفت‌و‌گو می‌کنید.
  • شمرده صحبت کردن باعث می‌شود تا مخاطبان را با خود همراه سازید و به آن ها اجازه بدهید که درک بهتری از حرف‌هایتان پیدا کند. درهنگام سخنرانی بهتر است که یک لیوان آب به همراه داشته باشید و پس از گذشت مدتی از صحبت‌تان، گلویی تازه کنید. با این کار از سرعت‌تان هم کاسته خواهد شد.

۳. واضح صحبت کنید

بیشتر افراد در هنگام صحبت کردن و سخنرانی واضح و شفاف صحبت نمی‌کنند. شما باید در نظر داشته باشید که مخاطب صحبت‌هایتان را به‌خوبی می‌شنود و درک می‌کند، پس از آهسته صحبت کردن و زیرلب نجوا کردن و نامفهوم بودن کلام بپرهیزید.

  • سعی کنید، بیان درستی داشته باشید. منظور از رعایت بیان مناسب، ادا کردن صداها به‌ درستی است. درواقع به جای تلفظ لغات سعی کنید تا بیان درستی داشته باشید و هر صدا در لغات و کلمات را به‌طور صحیح بیان کنید. برخی حروف مانند «ب، د، ج، پ، ت و ک» در بیان و تلفظ نیاز به تأکید بیشتری دارند. تأکید بر این حروف باعث می‌شود تا واضح‌تر صحبت کنید.
  • کلمات را درست تلفظ کنید. باید معانی واژگانی را که در شعر یا متن سخنرانی و داستان وجود دارند، بدانید. اگر در به خاطر سپردن تلفظ واژه‌ای مشکل دارید، نشانه و یادآوری کوچکی در کنار آن قرار بدهید تا در حین صحبت اشتباه نکنید.
  • در هنگام صحبت کردن نباید زیاد وقفه داشته باشید. مثلا مدام نگویید اممم… و یا از کلماتی استفاده نکنید که عدم تسلط شما را نشان می‌دهند. این کار باعث می‌شود تا حواس مخاطب نیز پرت شود و دیگر به شما توجه نداشته باشد.

ادامه دارد…

 مشاهده مقالات بیشتر 

آشنایی و آموزش اصول و فنون مذاکره در بازاریابی (فصل اول)

زبان بدن در سخنرانی

ده نکته برای تقویت مهارت گفتگو

 

ترفند های فروش

دنیای امروزه ، دنیای تحولات سریع و گسترده در تمام ابعاد است. حال وهوای امروز تجارت نشان از جهانی شدن آن دارد. فرایندی که منجر به حضور و رقابت تنگاتنگ ظرفیت های مختلف تجاری شده است. آنچه به یقین می توان گفت این است که چنانچه کشوری به هر علت نتواند به این موج شتابان فراگیر بپیوندد در آینده ای نچندان دور، در صحنه ی رقابت های بین المللی به حاشیه کشیده می شود و بسیاری از فرصت های کسب و کار را به سود دیگران از دست می دهد.

در بخش مقالات سایت موسسه آموزش عالی امین، سلسله مقالاتی در خصوص ترفند های فروش در بازاریابی را گرد آوری کردیم تا شما عزیزان با فراگیری این ترفند ها بتوانید بهتر، راحت تر و بیشتر فروش داشته باشید.

تکنیک جایگزینی

در مواقعی که مشتری، بیشتر از یک گزینه برای انتخاب دارد و شک دارد که کدام را بردارد، باید از مشتری سوال کنید کدام یکی را دوست داری؟ ما آدم ها همگی خوشمان می آید از اینکه چند گزینه خوب برای انتخاب داشته باشیم. اما اگر فقط یک گزینه برای انتخاب وجود دارد، باید گزینه های جدید ایجاد کنید:

گران است؟ ما تخفیف می دهیم، چقدر نقد دارید؟ قسط می بندیم.

تکنیک مراقبت

مشتری باید این را احساس کند که اگر در انتخاب او اشتباهی صورت میگیرد، شما مراقب اوضاع هستید و او را تنها نمی گذارید. این حس، حس بسیار خوبی برای مشتری است. اینکه در هنگام فروش،به چه نحوی می توانید از این تکنیک استفاده کنید، به خودتان بستگی دارد. مشتریان، حتی در آخرین لحظات خرید هم شک دارند.در این مواقع، اگر شما به آنها اطمینان بدهید که هیچ دلیلی برای نگرانی وجود ندارد و شما مراقب همه چیز هستید، خیالشان راحت می شود و  به سمت یک خرید بزرگ نزدیک می شوند.

ترفند های فروش

ترفند های فروش

 تکنیک ثانویه

یکی دیگر از ترفند های فروش در بازاریابی ، تکنیک ثانویه است. اگر مشتری شما خریدار ماشین است، روی یک بحث ثانویه در خرید ماشین تمرکز کنید، نه روی بحث اصلی خرید. مثلاً بگویید رنگش چطور است، این رنگ را دوست دارید؟ رنگ، یک عامل ثانویه است. اصل قضیه، خود ماشین است، و شما با این سوال، فروش را به سمت نهایی شدن می برید.

تکنیک زاویه تند

در این تکنیک از مجموعه ترفند های فروش در بازاریابی ، شما باید براساس مخالفت ها پیش بروید. مثلاً مشتری می گوید: این هزینه اش خیلی بالا است، شما باید در پاسخ بگویید که: اگر قسطی کنیم، می توانید همین را بردارید؟ می گوید: آخر من این را فردا احتیاج دارم، شما می گویید: خوب، اگر بتوانم تا غروب برایتان آماده اش کنم، چطور؟ یعنی تا مشتری مخالفت کرد، شما از همان زاویه، راه را می بندید.

ادامه دارد…

 مشاهده مقالات بیشتر 

هفت قانون فروش موفق

۲۱نکته برای تبدیل شدن به فروشنده حرفه ای

کتاب”قانون طلایی فروش”

مدیریت

🔱 مدیریت کردن آدم‌های بی انگیزه کاره خیلی دشواری است.

پس خودتان را اصلا درگیر این قضیه نکنید و اصلا آن هارا رو استخدام نکنید تا مجبور به انجام این کار نباشید.

🔱افراد متفاوت، مدیریت متفاوتی را لازم دارند. خودتون را وفق بدهید، انعطاف‌پذیر باشید تا متوجه شوید چه چیزی باعث می‌شود هرکدوم از اعضای تیم شما به بالاترین سطح عملکردی خودش برسد.

🔱به طورمداوم و مستقیم بازخورد بدهید.

به عنوان یک مدیر، ساده‌ است که صبر کنید و یک انتقاد بحرانی رو در لفافه بگویید، ولی این کار خودخواهانه‌ به نظر می رسد. من تلاش می‌کنم در اولین فرصتی که بتوانم اتاق کنفرانس رو برای برگذاری جلسه با آن شخص داشته باشم، بازخوردم را منتقل کنم، و برای یک جلسه رسمی رو در رو در روزهای بعد صبر نمی‌کنم.

🔱بازیکنان و کارکنان ‌خوب ،عاشق شنیدن نظرات انتقادی در مورد عملکردشان هستند، و وقتی بازیکنان متوسط تلاشی برای شنیدن بازخوردهای مربوط به خودشان نمی‌کنند، واقعا ناراحت می‌شوند. بازیکنان ‌خوب خودتان را با ارائه بازخورد عملی برای همه افراد تیم، و تشخیص عملکردهای برتر، راضی نگه دارید.

🔱ارتباط سخت‌ترین کاری است که شما انجام می‌دهید. وقت زیادی بر روی ارتباطات خودتان و هم روی بهبود ارتباط اعضای تیم خود بگذارید.

🔱سریع اخراج کنید!

اگر کسی که کارش را بد انجام می‌دهد را زود اخراج نکنید، ممکنه کسانی که کارشان رو خوب انجام می‌دهند رو هم از دست بدهید. تاثیر کسی که کارش را بد انجام می‌دهد،بر روی کسی که کارش را خوب انجام می‌دهد رو دست کم نگیرید!

تیم شما حتی می‌تواند با افراد کمتر، سریعتر حرکت کند.

و نهایتا اخراج کسی که کارش خوب نیست، آسون‌تر از این است که به خاطر تمام شدن سرمایه، مجبور شوید یک کارمند خوب را اخراج کنید. پس کسی که کارش را بد انجام می‌دهد اخراج کنید، قبل از اینکه مجبور بشوید شخصی را که کارش را خوب انجام می‌دهد رو اخراج کنید.

مدیریت

مدیریت

🔱افراد باید احساس کنند که به خواسته هایشان گوش داده اید.

برای گوش دادن وقت بگذارید (ممکن است حق با شما نباشد)، بعدا تصمیم بگیرید و اون تصمیم رو توضیح بدهید. تا زمانی ‌که متوجه نشده اید چرا تصمیمی گرفته شده است، تفسیری روی نظر دیگران ندهید..

🔱ارائه دادن توضیح و دلیل برای اینکه چرا شما تصمیمی را گرفته اید، راهی برای بهبود فرایند تصمیم گیری شما است. هدف اصلی این است که در فرایند کاری مدیر حداقل تصمیمات رو بگیرد، و برای این امر تیم شما باید بداند چگونه تصمیمات خوب را بگیرد..

🔱وقتی برای تیم خود هدف‌گذاری می‌کنید، موفقیت روبه طور واضح تعریف کنید و بدون کسب اطلاعات جدید، تعریف رو تغییر ندهید. از سوی دیگر، زمانی که حقایق تغییر می‌کند، اهداف خودتان رو دوباره ارزیابی کنید. اهدافی سخت اما دست‌یافتنی را تنظیم کنید.

🔱استخدام دوستانتان می‌تواند بسیار مفید باشد، چراکه ارتباط آسون‌تر می‌شود، و دوستانتان احتمالا باهوش و با استعداد هستند. اما ممکن است این کار به قیمت چیزهایی مثل تجربه و یا دامنه تخصص تموم بشود..

🔱تیم های ماموریت گرا، از نظر رقابتی یک مزیت هستند چون  ۱) استخدام و ۲) ایجاد انگیزه را آسان‌تر می‌کنند

 

ادامه دارد…

 

 مشاهده مقالات بیشتر 

مدیر بازاریابی و نقش آن در موفقیت سازمان

معرفی مشاور مدیریت حرفه ای و بررسی وظایف آن

۶نکته برای پیشرفت در مدیریت کسب و کار های کوچک

 

راه موفقیت

اگر اهل غذاهای بیرون از منزل باشید،احتمالا مرغ سوخاری کنتاکی را امتحان کرده‌اید. اما این غذای خوشمزه و پرطرفدار، داستان بسیار جالبی دارد. در سال ۱۹۳۰، هارلند ساندرز دستورالعمل پخت این غذا را ابداع و رستورانی با همین نام تأسیس کرد.

و به طوری که امروزه رستوران‌های زنجیره‌ای کی اف سی در سراسر جهان، حدودا هزاران شعبه دارند و غذای اصلی آنها مرغ سوخاری کنتاکی است. اگر می‌خواهید با داستان زندگی پر فراز و نشیب و راز موفقیت کلنل ساندرز آشنا شوید، این مقاله را از دست ندهید.

ساندرز: از آشپزی در ۷ سالگی تا مشغول به کار شدن در پمپ بنزین

هارلند ساندرز در سال ۱۸۹۰ به دنیا آمد. او درسن شش سالگی پدرش را از دست داد و به دلیل اینکه مادرش تمام روز کار می‌کرد، مجبور شد خودش از برادر و خواهر کوچک‌ترش مراقبت کند. یکی از وظایف ساندرز، غذا دادن به خواهر و برادرش بود و به همین دلیل، در ۷ سالگی توانست به‌خوبی یک آشپز، غذا درست کند.

هنگامی که ساندرز ۱۲ساله بود، مادرش ازدواج کرد و از آنجا که این ناپدری جدید علاقه‌ای به پسرها نداشت، ساندرز را دور از خانه به کار در یک مزرعه وادار داشت و برادرش را به خانه‌ی عمه‌شان فرستاد تا با آنها زندگی کند. ساندرز به زودی متوجه شد که برای بهتر زندگی کردن باید تمام روز را کار کند، بنابراین به ناچار مدرسه را رها کرد. به این ترتیب، نیمه‌ی اول زندگی ساندرز به انجام کارهای عجیب و غریب مانند کار در پمپ بنزین، فروشندگی و پر کردن مخزن سوخت قطارها سپری شد و مدتی هم کارمند اداره‌ی بیمه بود.

اولین قدم های موفقیت

در سال ۱۹۳۰، ساندرز موفق شد در یکی از غرفه‌های فروشگاه کنار پمپ‌بنزینی که در آن کار می‌کرد، یک غذاخوری کوچک راه‌اندازی کند. او در آنجا برای مسافران غذا سرو می‌کرد و از آنجا که کیفیت غذاهایش مورد پسند مسافران بود،خیلی سریع به محبوبیت دست یافت. پس از مدتی، ساندرز جایگاه پمپ‌بنزین را نیز خریداری کرد و در آنجا یک رستوران کامل و بزرگ ساخت.

راه موفقیت

راه موفقیت

ابتکار جادویی مرغ سوخاری

در سال ۱۹۳۹، ساندرز متوجه شد سوخاری کردن مرغ به همراه ۱۱ گیاه و ادویه‌ای که در برای پختن به‌کار می‌برد، در دستگاه‌های بخارپز آن زمان (که با دستگاه های نوع امروزی تفاوت دارد) دقیقا همان غذایی است که اوهمیشه به ‌دنبال آن بوده است. این اولین پیشرفت واقعی ساندرز از زمان افتتاح رستورانش بود.

در طول یک دهه، رستوران ساندرز و مرغ سوخاری ابداعی از او، از محبوبیت بی‌اندازه‌ و طرفداران خاصی برخوردار شد. به ‌طوری‌که در سال ۱۹۵۰، فرماندار ایالت کنتاکی به او مقام کلنل را اعطا کرد. نمادی که امروزه بر سر در رستوران‌های کی اف سی دیده می‌شود، کلنل ساندرز را نشان می‌دهد که کت و شلوار سفید و کراوات مخصوص کلنل‌های ایالت کنتاکی را به تن دارد. از آن پس، او همیشه با همین لباس‌ها در دید عموم ظاهر می‌شد.

شکست غیر قابل پیش بینی  برای ساندرز

در سال ۱۹۵۲، ساندرز قراردادی را با یکی از دوستانش که مالک رستوران بود( پیت هرمن) امضا کرد که به ‌موجب آن ساندرز دستورالعمل مرغ سوخاری را به هرمن می‌داد و در مقابل هرمن باید از هر مرغ سوخاری، ۴ سنت به ساندرز می‌پرداخت. پس از آن، ساندرز مشابه همین قرارداد را با چند رستوران محلی دیگر نیز بست. همه چیز به طورعالی پیش می‌رفت تا اینکه یک اتفاق غیرمنتظره سبب شد ساندرز با شکست مواجه شود.

در سال ۱۹۵۶، عبور یک بزرگراه بین ایالتی از محل املاک ساندرز او را مجبور کرد رستوران خود را بفروشد. در راه موفقیت ساندرز، این اتفاق برای او ضرر زیادی داشت. در این زمان او فقط یک مستمری بازنشستگی داشت که مبلغ آن ۱۰۵ دلار بیشتر نبود. بنابراین ساندرز متوجه شد که خبری از استراحت و تفریح دوران بازنشستگی نیست و باید برای امرارمعاش خود  تلاش کند و راه موفقیت را پیدا کند.

راه موفقیت

راه موفقیت

اما ساندرز، همچنان یک برگ برنده داشت و آن دستورالعمل مرغ سوخاری بود! بنابراین با همسرش، با یک اتومبیل در جاده به راه افتادند. یک زودپز، آرد و مخلوطی از ادویه‌ ها و گیاهان مخصوص مرغ سوخاری تنها دارایی آنها بود. ساندرز در راه به هر رستورانی که برخورد می‌کرد، پیشنهاد می‌کرد طعم و مزه‌ی مرغ سوخاری او را بچشند و اگر صاحب رستوران از آن خوشش آمد، با هم قرارداد ببندند.

ادامه دارد…

 مشاهده مقالات بیشتر 

ترفند های فروش در بازاریابی

هفت قانون فروش موفق

۱۳ راه برای جذب مشتری

 

ترفند های فروش

 

🔱قانون۲۰/۸۰ مشتری یابی در ترفند های فروش در بازاریابی

بنا بر قانون۲۰/۸۰، به طور تقریبی، ۸۰ درصد از محصولات شما را ۲۰ درصد از مشتریان تان خریداری می کنند. یعنی ۲۰ درصد از مشتریان شما ۸۰ درصد از درآمدتان را تأمین می کنند. پس برای مشتریان بهتر، زمان بیشتری را اختصاص بدهید. ارتباط برقرار کنید و به مشتریان قدیمی خود زنگ بزنید. این کار بسیار راحت و البته مهم است. اما همیشه به فکر جذب مشتریان جدید باشید.

فرآیند فروش به طور خلاصه ۳ مرحله دارد: پیدا کردن مشتری،شفاف سازی برای  مشتری که چرا خرید از شما، بهترین خرید است و بالاخره نهایی سازی فروش.سعی کنید ۸۰ درصد از وقت تان را بگذارید برای پیدا کردن مشتری و صحبت با او و تنها ۲۰ درصد باقیمانده را برای نهایی سازی فروش اختصاص دهید.

🔱قانون۳۰/۷۰ در ترفند های فروش در بازاریابی

شاید دیده باشید که معمولاً فروشنده ها خیلی حرف می زنند. اما فروشنده خوب، سوال های خوب و گزیده می پرسد.  وظیفه شما به عنوان یک فروشنده این است که تنها، ۷۰ درصد گوش کنید و ۳۰ درصد سوال کنید. کار شما فقط کمک به مشتری است.و البته باید گفت که تنها فروشنده های ضعیف هستند که زود قیمت می دهند. در یک گفتگوی خوب، مشتری خودش قیمت را می پرسد. وقتی مشتری با رفتارش به شما پاسخ (نه) می دهد، فروش را متوقف نمی کند، بلکه ازشما دعوت می کند که اطلاعات بیشتری در اختیار او قرار بدهید.

در موضوع ترفند های فروش در بازاریابی ، آنهایی که به دنبال جذب مشتری بیشتری هستند، باید هوش و شخصیت برتری داشته باشند و حتی در این روند، نوع لباس پوشیدن، صحبت کردن و راه رفتنشان هم اهمیت پیدا می کند. رقابت در فروش، مثل رقابت در مسابقات ورزشی است که اگر دائم آموزش نبینید و تمرینی نداشته باشید، رقبا از شما جلو خواهند زد.

🔱شناخت گروه هدف

مشتریان شما واقعاً چه کسانی هستند؟ کجایی اند؟ چند ساله اند؟ میانگین در آمدشان چقدر است؟ میانگین تحصیلاتشان چطور؟ هرچه اطلاعات شما درباره مشتری ها یا گروه هدفتان دقیق تر باشد، مشتری هایتان را بهتر می توانید انتخاب کنید. آن وقت به جای اینکه مسلسل بردارید و شروع کنید به رگبار بستن، کافی است یک تیر و کمان بردارید و با دقت تیر بیاندازید. واقعیت این است که هیچ کدام از مشتری ها به شما، شرکت شما و محصول شما اهمیتی نمی دهند. آنها فقط نگاه می کنند که شما چکار می کنید تا آنها راحت تر زندگی کنند.

ترفند های فروش

ترفند های فروش

چه تفاوت فاحشی را می توانید در کیفیت زندگی آنها ایجاد کنید؟ مثلاً اگر یک مشتری می رود سراغ بیمه، هیچ علتی ندارد جز اینکه می خواهد احساس امنیت داشته باشد و احساس امنیت یعنی ارتقای کیفیت زندگی، یعنی بهبود زندگی. پس شما باید درباره محصولات و خدمات خودتان تبلیغ کنید و به وضوح به مشتریانتان بگویید که مزایای محصول شما چیست.

مشتری باید این را درک کند که شما خصوصیات کالای مورد نیاز او را کاملاً شناخته اید و توانسته اید محصولی به او عرضه کنید که اگر بهترین نباشد، یکی از بهترین های موجود در بازار است. باید مدام این سوال را از خودتان بپرسید که این مشتری چرا محصول شما را می خرد و چرا آن یکی را نمی خرد؟ اگر چشمتان را به این حقیقت مهم ببندید، به یقین فروشنده موفقی نخواهید بود.

🔱ارجاع، مهمترین کلید فروش

ارجاع، مهمترین کلید فروش است. تا حالا شده است که محصولی را خریده باشید و بعد از خرید، بفهمید چه کلاهی سرتان رفته؟ کافی است فقط یک بار این اتفاق برایتان افتاده باشد تا از آن به بعد، همیشه موقع خرید، به فروشنده شک کنید. این اتفاق برای همه مشتریان( حداقل یک بار) افتاده و بنابراین آنها همیشه شکاکند، چه در ایران و چه در هر جای دیگر دنیا. شما باید به مشتری اطمینان بدهید تا این ترس و شک او از بین برود. بنابراین، نحوه صحبت کردن شما و طرز لباس پوشیدنتان اهمیت پیدا می کند. خوش قول بودنتان مهم می شود و همین طور سایر ویژگی هایی که در واقع، ملاک قضاوت مشتری درباره شخصیت و میزان صداقت شماست.

🔱پاسخگویی به مخالفت های مشتری

قدرت پاسخگویی به مخالفت های مشتری، یک مهارت موثر در بحث فروش است. هر چه مشتری بیشتر از شما سؤال کند، باید با علاقه بیشتری به او جواب بدهید، چون این سؤال نشانه آن است که مشتری از محصول شما خوشش آمده. موقع پاسخ گویی حق ندارید عصبانی شوید. اگر مشتری سوال کرد و شما خودتان را از بحث کنار کشیدید، باخته اید، باید پیشاپیش سوال های مشتریانتان را پیش بینی کنید و برای هر کدام، جواب مناسبی تدارک ببینید.

🔱ترفند های فروش در بازاریابی و روش ارتباطی

مشتری از شما خرید نمی کند، مگر اینکه احساس کند شما به او اهمیت می دهید. هنگام صحبت شما با مشتری،وقتی که مشتری حس اطمینان پیدا کند،بسیار مهم اسعت.صحبت شما با مشتری، باید ترس و شک او را از بین ببرد. پس ارتباط بعد از فروشتان را با هیچ کدام از مشتری ها قطع نکنید، چون این ارتباط باعث ارجاع مشتریان بعدی می شود. برای یک فروشنده موفق، فروش صرفاً شروع یک ارتباط است، نه پایان یک ارتباط. محصولات مهم نیستند، ارتباط مهم است. پس هدفتان را روی رابطه با مشتری بگذارید.

🔱چه زمانی فروش حتمی میشود؟

نهایی سازی فروش، بخش آخر و مهم فروش است، یعنی زمانی که مشتری آماده خریدن شده، نباید بگذارید کار به جایی بکشد که او بگوید بسیار خوب، حالا می روم و فکر می کنم و. . . باید طوری رفتار کنید که مشتری در همان لحظه به تصمیم برسد. عملکرد و رفتار شما در آن لحظه، بسیار مهم است. نهایی سازی فروش، تکنیک های بسیاری دارد که برخی از آنها را برای شما ذکر میکنیم.

ترفند های فروش

ترفند های فروش

🔱تکنیک دعوت

ساده ترین ترفند های فروش در بازاریابی در موضوع نهایی سازی فروش، دعوت کردن مشتری به خرید است: اگر از این خوشت آمده، چرا امتحانش نمی کنی؟

اغلب مشتریان برای خرید، روی لبه تصمیم گیری هستند. در همان حالی که دارند برای خرید تصمیم می گیرند، تجربه های بدی را که از خرید قبلی شان دارند، به یاد می آورند. آن وقت می‌گویند نه، نیازی ندارم، نمی دانم. . . اما فروشنده خوب، هیچ فروشی را بدون اینکه از مشتری دعوت کند، ترک نمی کند.

 مشاهده مقالات بیشتر 

مدیر بازاریابی و نقش آن در موفقیت سازمان

۱۰ تکنیک روانشناسی برای مدیریت بازاریابی،افزایش فروش و مشتری

راه های اندازه گیری رضایت مشتری با روش نظرسنجی