مدیریت DBA

بدیل شدن به مدیری گران، مدیری که توانایی طراحی کردن توانایی اداره کردن و توانایی ایجاد ثبات در بازار خود را داشته باشد.توانایی ساختن برند شخصی و سازمانی قدرتمند با مدیریت DBA امکان پذیر میشود.مدیریت DBA به مدیران کمک میکند تا مهارت های لازم جهت حل مسائل  سازمان خود را به شایستگی فرا گیرند و خود آماده تجزیه وتحلیل های پیچیده نمایند.این دوره به گونه ای طراحی شده که مدیران بافراگیری مهارت های رهبری حرفه ای در جهت رفع چالش های موجود اقدام نمایند.این دوره بیش از مباحث نظری به مباحث کاربردی و تحلیلی می پردازد دوره مدیریت عالی کسب وکار بهخلق تئوری های جدید وشیوه های کاربردی آن در رفع مشکلات وبه هرچه حرفه ای تر شدن فرد در کسب وکار خود توجه دارد. مدیریت DBA ویژه فارغ التحصیلان ارشد مدیریت ، مدیران ارشد و مدیرعاملان وپژوهشگران ، سهامداران، سرمایه گذاران و صاحبین کسب وکار های بزرگ.

همانطورکه در متون بالا به آن اشاره شد، مدیریت DBA  مدت هاست که برگزار می شود. لذا در برگزاری این دوره بسیاری از استادان سطح بالا رشته مدیریت DBA مشغول به آموزش این رشته به فراگیران می باشند. در زمان تدریس و برگزاری این دوره تمام موضوعات مربوط به کسب و کار مورد بررسی قرار گرفته می شود و به بهترین حالت به فراگیران القاء می شوند. در این دوره های جامع تمام فنون فعالیت های تولید، بازاریابی و فروش محصول به افراد گفته می شود در کل می توان گفت سطح کیفی این دوره ها با توجه به آزمون های گرفته شده از فرا گیران بسیار بالا می باشد. توصیه ما به افراد این است که اگر به این رشته از مدیریت کسب و کار علاقه مند می باشند، حتما در این دوره ها شرکت نمایید.

برای اینکه بتوانید به خوبی در کنار دیگران کار کنید، باید توانایی های خود را در مدیریت ، رهبری و تقویت کرده و به یک فرد حرفه ای تبدیل شوید.

شما به عنوان یک کارآفرین ، هر روز در حال یادگیری هستید. یادگیری در حین انجام کارها، خوشایند است؛ اما نمی توان از اهمیت یادگیری، قبل از ورود به ماجرا چشم پوشی کرد.

در ادامه، 15 نکته مدیریتی که مجموعه ای از تجربه ی کارآفرینان و مدیران موفق است، جمع آوری شده که شمارا به رهبری قدرتمند تبدیل میکند.

1.هیچ وقت تسلیم نشوید.

کارآفرینی به این منظور نیست که تمامی تلاش ها را در یک هفته خلاصه کنید و شاهد نتایج دراز مدت آن باشید. کارآفرینی به کسانی تعلق خواهد داشت که به ایده ها ،توانایی ها و اعضای تیمی که به داشتن آن افتخار می کنند، ایمان دارند. به پایان نرساندن یک پروژه ی بزرگ یا کوچک، تنها به شما ضرر نمی رساند، بلکه به کسانی که هدایت آنها را به عهده دارید نیز آسیب می رساند

2.افرادی که در کنار شما حضوردارند، همه ی دارایی شما هستند.

اگر افراد مناسبی را انتخاب نکرده باشید،روند اجرای یک ایده ی ایده خوب برای شما صدها برابر دشوار تر خواهد شد. بهترین اشخاص و افراد ایده آل را برای پروژه های خود انتخاب کنید؛ پس از آن تلاش کنید تا این افراد را در روند کاری خود حفظ کنید.

3.هم استاد باشید و هم شاگرد.

روابطی که از احترام و آموزش متقابل تشکیل شده باشد ، بهترین روابط حرفه ای را تشکیل می دهند. شما به عنوان یک رهبر وظیفه دارید که میزان دانش و توانایی های اعضای تیم خود را گسترش دهید؛ خوب به هر حال، شما نیز به همان اندازه می توانید چیزهای مختلفی را از آنها یاد بگیرید.

4.قدرتمند باشید، نه بی روح.

کارکنان به رهبرانی که خودشان را  باور ندارند،حس اعتماد ندارند. حتی اگروضعیت بی ثبات بود، شما باید روحیه ی مثبت و اعتماد به نفس خود را حفظ کنید. تصمیم هایی که از روی حدس و گمان گرفته می شوند، نه تنها روحیه ی شما را تحت تاثیر قرار می دهند، بلکه به اطرافیان نیز آسیب می رسانند.

5.یک کسب و کار در حال رشد و پیشرفت، به افراد در حال رشد نیاز دارد.

تقریبا تمامی اشخاص،وظیفه ای را در یک پروسه در سازمان یا اداره خود به عهده دارند. یک تجربه ی حرفه ای مثبت، نه تنها توسعه را شامل می شود، بلکه به گرایش مثبت رو به رشد و آموزش نیز منجر می شود. اشتباهات کوچک را سرزنش نکنید،ببخشید و دست از آموزش اعضای تیم خود برندارید.فرصت هایی را  در اختیار دنبال کنندگان خود بگذارید تا بیاموزند و افراد بهتری باشند.

6.شکست یک واقعیت است، با آن کنار بیایید!

هیچ کسب و کاری وجود ندارد که با شکست مواجه نشده باشد. به جای اینکه نا امید شوید، شکست هایتان را تجربه ای برای یادگیری و رشد بدانید. هرگز به خودتان اجازه ندهید که پروژه یا کسب و کاری را به طور کل رها کنید، آنهم به این دلیل که با چند شکست کوچک روبرو بوده اید.

7.برگزاری جلسه با کارمندانتان را فراموش نکنید.

جلسات کاری با تمام مزایا و معایب، قسمت‌ها و دقایقی دارند که حداکثر خروجی از آن‌ها دریافت می‌شود و باید این قسمت‌ها را افزایش دهیم. هدف از نشست‌های روزانه‌ی تیم، گرد هم آوردن اعضا و هماهنگ کردن وظایفی است که هرکدام از آن‌ها در یک بازه‌ی زمانی کوتاه‌مدت به عهده‌ دارد.ریتم این نشست‌ها از اهمیتی حیاتی برخوردار است.

مدیران موفق

مدیران موفق

8.یک ماهی بزرگ در یک حوضچه ی کوچک بودن، بهترین شانس برای موفقیت است.

اگر یک ماهی کوچک باشید، نمی توانید جمعیت یک حوضچه ی بزرگ را مدیریت کنید؛ در عوض می توانید شرایط را تغییر دهید. کنترل تیم هایی که توانایی مدیریت آنها را ندارید، به عهده نگیرید و اقتدار کلی خود را با احترام حفظ کنید.

9. مدیران موفق ، نظرات کارکنان خود را می خواهند.

کارکنان شما یک منبع پایان‌ناپذیر از ایده هستند که ممکن است بسیاری از آنها هرگز به ذهن شما نرسیده باشد. هنگامی که از آنها بخواهید که نظرات و ایده‌های خود را بگویند، به آنها می‌گویید که ایده‌های آنها برای شما ارزشمند است.

10برای رقابت در سطح کشوری باید تیم بزرگی را تشکیل دهید.

سطوح کشوری از رقابت و استعدادهای فراوان انباشته شده است. برای ورود و ماندگاری در این سطح باید تیمی از استعدادها، شخصیت ها و مهارت های مختلف را جمع آوری کرده و یک هدف مشخص را برای آنها تعیین کنید.

11.از عملکردها و اشخاصی که شما را متوقف کرده و یا به عقب می کشند، دوری کنید.

هیچ دلیلی وجود ندارد که افراد یا پروژه هایی که شما را به سطوح پایین تر می کشانند را حفظ کنید. اگر رفتار، عملکرد و یا مهارت های یک نفر، با سلایق و فرهنگ شرکت شما سازگار نیست، اجازه ی رفتن آنها را صادر کنید. همین شرایط برای فرصت هایی که شما را به سمت هدف نهایی نمی برند نیز صدق می کند.

12.متواضع بمانید.

ضمیر خود را با رهبری اشتباه نگیرید. مدیران موفق ، میدانند که استحکام و عزم راسخ یکی از مولفه های کلیدی است، اما قدرت اینطور نیست. همان رهبری باشید که اگر خودتان هم بودید، با آغوش باز از او پیروی می کردید.

13. مدیران موفق کسانی هستند که اعتماد کردن به آنها آسان است.

منظور از رهبر بودن، اینگونه نیست که در جای خود نشسته و دائما فرمان صادر کنید؛ بلکه برعکس به معنای این است که خودتان نیز درگیر کار شوید و هوشیار باقی بمانید. در حقیقت، مدیران موفق به عنوان یک رهبر باید سخت کوش ترین فرد شرکت خودشان باشند. این کار ذهنیت کار کردن در شرکت را برای شما ایجاد می کند؛ همین مساله باعث می شود که رهبری موثرتری داشته باشید و ارتباطات قوی تری را میان اعضای تیم خود ایجاد کنید.

14.قبل از آغاز برنامه های اجرایی، به خوبی درباره ی آنها فکر کنید.

زمانی که بدون برنامه ریزی و کورکورانه وارد یک جریان می شوید، اعضای تیم را نیز با خودتان به پایین می کشید. قبل از برداشتن اولین گام باید مطمئن شوید که خود و اعضای تیمتان را وارد گرفتاری جدید نخواهید کرد. احتیاط شرط عقل است.

15.مدیریت یعنی پایبندی به قوانین!

سخن گفتن از مدیریت بدین معنا نیست که انسان چگونه بتواند یک اداره و یا سازمان مشخص را اداره نماید؛ بلکه مراد از مدیریت این است که ما چه قوانینی را برای مدیریت داشته باشیم و چگونه بتوانیم در هر شرایط و زمان خود را به آن قوانین پایبند بدانیم.

با رشد شرکت، چشم اندازهای شما نیز باید رشد کنند. به خودتان و اعضای تیمتان اجازه ندهید که به همین شرایط فعلی و اهدافی که به آن دست یافته اید راضی شوند. چشم انداز های خود را گسترش دهید و آن را با دیگران به اشتراک بگذارید.

 

 مشاهده مقالات بیشتر 

بهترین روش مدیریت به چه صورت به وجود می آید؟

۴۰ روش اصول فن بیان درهنگام برخورد با مشتری

تاثیر فن بیان و نفوذ کلام در زندگی

 

داشتن خلاقیت و نوآوری در کسب و کار ، از ویژگی های اصلی مدیران موفق محسوب می شود.

چرا که مدیران به خوبی می دانند که برای پیشرفت در کسب و کار به خلاقیت و نوآوری نیازمند هستند و با داشتن روحیه ای خلاق می توان یک کسب و کار موفقی داشت.

هر چه خلاقیت و نوآوری در کسب و کار بیشتر باشد ، گام های موفقیت مجموعه کسب و کار و سازمان بلند تر و محکم تر خواهد بود.

در این مقاله ، به بررسی خلاقیت و نوآوری در کسب و کار می پردازیم و خواهیم آموخت که چگونه خلاقیت و نوآوری را در سازمان خود ایجاد کنیم و یا ارتقا ببخشیم.

خلاقیت چیست؟

خلاقیت عمل تبدیل ایده های جدید و تخیلی به واقعیت است. خلاقیت به وسیله توانایی درک جهان به شیوه های جدید، شناخت الگوهای پنهان، ایجاد ارتباط بین پدیده های ظاهرا غیر مرتبط و ایجاد راه حل ها مشخص می شود. خلاقیت شامل دو فرآیند است: تفکر، سپس تولید. خلاقیت فرآیند ایجاد چیزی جدید است.همچنین خلاقیت مستلزم اشتیاق و تعهد است.

تعریف نوآوری

نوآوری اجرای یک محصول یا خدمات یا فرایند جدید یا به طور قابل توجهی بهبود یافته است که برای کسب و کار، دولت یا جامعه ارزش ایجاد می کند.

بسیاری از افراد براین باوراند که خلاقیت هیچ ارتباطی با نوآوری ندارد. اما خلاقیت نیز بخش مهمی از معادله نوآوری است. نوآوری بدون خلاقیت امکان ندارد. معیار کلیدی در هر دو خلاقیت و نوآوری، ایجاد ارزش است.

خلاقیت و نوآوری در کسب و کار

خلاقیت و نوآوری در کسب و کار

 چه تفاوتی بین خلاقیت و نوآوری وجود دارد؟

خـلاقـیت پیدایی و تولید یک انـدیـشه و فکر جدید است. در حالی که نوآوری ، اجرا کردن آن اندیشه و فکرجدید است.  خلاقیت اشاره به قدرت ایجاد اندیشه های نو دارد و نوآوری به معنای کاربردی ساختن آن افکار تازه و نو است.

آیا از هشت ایده مهم  وارن بافت برای سرمایه گذاران مبتدی مطلع هستید؟کــــلـــیــک کنید.

 چگونه خلاقیت و نوآوری در کسب و کار خود داشته باشیم؟

🔺کسب دید و نگرشی موافق نسبت به فکرهای(ایده های)نوین

🔺حساسیت نشان دادن نسبت به مساله

🔺فعالیت ضمیر ناخود آگاه روی مساله

مدیــران موفق به خوبی می دانند که وجود عوامل بازدارنده ظهور خلاقیت ؛ مهمتر از استعداد خلاقیت است ؛‌چرا که در صورت آزادسازی ذهن  از الگوهای رفتاری ؛ در مدت زمان کوتاهی می توان قدرت خلاقیت و عملی کردن فکر ها و اندیشه های کارکنان را  به خوبی افزایش داد.

✅ سعی کنید با مشتریان وکارکنانتان به طور مداوم در ارتباط باشید تا از تفکر و ایـده‌‎های آنان برای بهبود فرآیندها، محصولات و خدمات هم در سطح درونی و هم بیرونی استفاده نمایید. به دنبال پیشنهاد وتوصیه ها باشید. از مشاوران کسب و کار، کمک‌ و راهنمایی‌هایی برای توسعه و نوآوری در کسب و کارتان بهره گیرید. فراموش نکنید که نوآوری کلیدی برای کسب مزیت رقابتی در کسب و کار است.

 

 مشاهده مقالات بیشتر 

ترفند های فروش در بازاریابی

فروش مانند شماره‌گیری یک شماره تلفن  است. اگر می‌خواهید با فردی ارتباط برقرار کنید، باید این اعداد را به ترتیب و به طور صحیح وارد کنید.در صورت اشتباه وارد کردن شماره مقصد در ارتباط دچار مشکل می شوید. در فروش نیز باید از این فرآیند مشخص پیروی کنید تا بیشترین مقدار فروش، فروش مجدد و مشتریان معرفی‌شده را برای خود تضمین کنید.

فقط لازم است که بفهمید انتظارات و در خواست مشتری از کسب و کارتان چیست! 

بله همین است! به همین راحتی می‌توانید نرخ تبدیل کاربران به مشتری را افزایش داده و فروش را بیشتر کنید.  در این مقاله ، چند نکته مهم از اصول بازاریابی و فروش را برای شما بیان می کنیم:

 محصول:

محصول تولیدی یکی از مهمترین پارامترهای بازاریابی و فروش است. اگر می خواهید در فروش و بازاریابی موفق باشید باید محصولی تولید کنید که با نیاز مشتری همراستا باشد و مشتری خواهان محصول شما باشد.

علاوه بر نیاز مشتری کیفیت نیز اصل مهمی است. چرا که محصولی که کیفیت مطلوبی نداشته باشد به زودی از بازار کنار گذاشته می شود.

قیمت گذاری:

قیمت گذاری مسئله ای بسیار مهم و قابل تامل است، نمی توان به سادگی بر روی محصولی قیمت گذاشت.قیمت گذاری ارتباط مستقیم با استراتژی دارد، استراتژی شماست که قیمت را مشخص می کند.سازمانی که می خواهد محصول لوکس بفروشد، دیگر نمی تواند بدنبال ارائه محصول ارزان قیمت باشد.

اصول بازاریابی و فروش

اصول بازاریابی و فروش

برای قیمت گذاری باید بازار را دقیق مشاهده کرد، قیمت رقبا و محصولات مشابه را بررسی کرد و سپس اقدام به قیمت گذاری کرد

فروش حضوری

یکی از مشهورترین و درعین‌حال گران‌ترین اصول بازاریابی و فروش ،فروش حضوری است.همانند بازاریابی مستقیم، فروش حضوری نیز از روش‌های ارتباطات نفربه‌نفر در بازاریابی است. فروش حضوری زمانی اتفاق می‌افتد که شرکت به‌صورت مستقیم به سراغ مشتریان فعلی یا خریداران بالقوه کالا و خدمات خود می‌رود و محصول را به آن‌ها عرضه می‌کند. این شکل از ترویج بسیار شبیه به گفت‌وگو با مشتریان است و بنابراین مهارت‌های مذاکره، متقاعدسازی و نفوذ بسیار اهمیت پیدا می‌کند.

اگر میخواهید فروشنده ای حرفه ای در کسب و کار خود باشید،به شما پیشنهاد میکنیم مقاله ۲۰ ویژگی فروشنده حرفه ای را مطالعه کنید!

برخورد دوستانه:

اگر مشتریانی دارید که پیوسته و به‌طور منظم به شما (فروشگاه، رستوران و غیره) مراجعه می‌کنند، با آنها خوش‌و‌بش کوتاهی داشته باشید.

اگر نام مشتریان را می‌دانید در هنگام صحبت با آنها، نام‌شان را به‌کار ببرید.احوال‌پرسی دوستانه همراه با لبخندی چند‌ثانیه‌ای باعث می‌شود افراد احساس کنند با یک دوست سروکار دارند. در مورد مشتریان تلفنی هم در صورت امکان این‌گونه رفتار کنید.

سؤال مشتری را به زبان ساده پاسخ دهید؛ از عبارت‌های نامفهوم تخصصی استفاده نکنید.اگر محصولی پیچیده و یا جدید می‌فروشید، با لحنی که به مشتری احساس حقارت بدهد، صحبت نکنید و از پرسش‌ها و مشکل آنها در درک حرف‌هایتان آزرده نشوید. جمله‌ها و کلمات را به گونه ای بیان کنید که مشتری حرف‌تان را بفهمد. در صورت امکان، اطلاعات بیشتری در اختیار مشتری بگذارید.

 مشاهده مقالات بیشتر 

۷ ایده برای بازاریابی اینترنتی موفق

۲۱نکته برای تبدیل شدن به فروشنده حرفه ای

۱۰ تکنیک روانشناسی برای مدیریت بازاریابی،افزایش فروش و مشتری

 

خوب صحبت کردن دیگران را متقاعد میسازد که شما انسانی با توانایی های بالقوه و باهوش هستید و بیش از افراد دیگر توانایی انجام بسیاری از کارها را دارید. این توانایی نظر دیگران را نسبت به شما جلب میکند و همین عاملی برای باز شدن درهای بسیار به روی شما خواهد شد.

امروزه سخنوری و فن بیان برای مدیران موفق ،موضوعی مهم به شمار می رود.مدیران کسب‌وکار به ارتباطات اهمیت زیادی می دهند. اگر می خواهید ارتباطات مؤثری برقرار کنید، تسلط بر آنچه لازم است بگویید و چگونگی بیان آن، فاکتورهای مهمی هستند.

در ادامه‌ی این مقاله نکته هایی برای سخنوری و فن بیان برای مدیران را با هم بررسی میکنیم و خواهیم آموخت که چگونه فن بیان‌مان را تقویت کنیم و واضح‌تر صحبت کنیم.

راهنمای نادیده گرفتن اشتباهات در سخن

زمانی که مرتکب اشتباهات به خصوص اشتباهات لفظی شدید، مکث نکنید و صحبت خود را ادامه دهید. اجازه ندهید مخاطبان فرصت طلب از این موضوع استفاده کنند و جو را به هم بریزند. در طول سخنرانی به هیچ وجه از حاضرین برای چنین اشتباهاتی عذرخواهی نکنید؛ مگر این که در حال نطق علمی باشید و این اشتباه به ضرر شما تمام شود.

سخنوری و فن بیان برای مدیران

سخنوری و فن بیان برای مدیران

تجسم: سخنوری بر اساس باور ها

قانونی میان تمام قهرمانان دنیا برای رسیدن به موفقیت مشترک است: تجسم اهدافی که سال های سال انتظار آن ها را می کشیدند! یک ورزشکار پیوسته خود را در قله های موفقیت و در حال کسب مدال های رنگارنگ تصور می کند و یک فروشنده خودرو خود را در حال شمارش سودی که از معاملات خود داشته است تجسم می نماید.

برای دستیابی به موفقیت در مذاکرات،پیشنهاد میکنیم مقاله آشنایی و آموزش اصول و فنون مذاکره در بازاریابی (فصل اول) را مطالعه کنید!

در سخنرانی مخاطب را زیر سوال نبرید

مخاطب برای تحقیر شدن نمی آید ، بلکه برای یادگیری چند نکته می آید، کمی شوخ طبعی کنید با مخاطبان، خیلی جدی و رسمی نباشید. شما فقط در مقدمه باید نشان دهید که چقدر جدی هستید و در وسط های سخنرانی مخاطب را زیر سوال نبرید.هر وقت خواستید چیزی را زیر سوال ببرید سعی کنید خودتان را هم جمع ببندید، نگویید شما بلکه بگویید ما.

چشم های انسان هم حرف میزند

زبان بدن فقط به حرکات و حالات بدن ختم نمی شود. حرکت چشم های شما هم به خوبی می گویند که شما چه برنامه های ذهنی ای دارید.دید محور، شنود محور، لامسه محور. هر کدام از افرادی که ترجیح حسی خاصی دارند چشم های خود را به جهت مختلف حرکت می دهند. شما می توانید با پرسیدن سؤالات خاصی به سادگی متوجه شوید که مخاطب تان به کدام کانال حسی گرایش دارد.پس چشمهای شما هم زبان دارند و با شما در مورد کانال حسی ترجیحی شما حرف می زنند.

هنگام صحبت کردن به حرف های خود اعتقاد داشته باشیم!

همه‌ی ما دوست داریم در هنگام سخنرانی‌، تأثیر مثبتی بر روی مخاطبان خود بگذاریم. پس هنگام سخنرانی، به حرفی که می‌زنید اعتقاد داشته باشید، در این‌صورت، حتی اگر مخاطب اعتقاد چندانی هم به سخنان شما نداشته باشد، باز هم با شما همراهی می‌کند و چه بسا در نهایت به آنچه می‌گویید باور پیدا پیدا کند.

 مشاهده مقالات بیشتر 

آموزش فن بیان

۴۰ روش اصول فن بیان درهنگام برخورد با مشتری

آشنایی و آموزش اصول و فنون مذاکره در بازاریابی (فصل اول)

ما برای دستیابی به اهداف خود باید کارهای مرتبط به هم را انجام دهیم که زمان های معینی دارند و منابع مورد نیاز برای انجام آنها معمولا با محدودیت هایی مواجه هستند. به این مفهوم در یک کلمه پروژه گفته می شود. معمولا هنگامی که ما کلمه پروژه را می شنویم ،اولین تصویری که به ذهنمان می رسد پروژه های صنعتی و عمرانی است، در صورتی که برای یک دانشجو ، خرید یک دستگاه میکروفون و کارت صدا هم می تواند به عنوان یک پروژه تعریف شود.

باگسترش و تغییر روزافزون فضای کسب ‌و کار، پروژه‌های کوچک بسیار زیادی در داخل سازمان‌ها، با اولویت‌های بالا تعریف می‌شوند؛ پروژه‌های کوچک که با منابعی محدود، باید به انجام برسند. در این مقاله به بررسی مدیریت پروژه های کوچک میپردازیم که به شما کمک می‌کند، پروژه‌های خود را بدون برنامه‌ریزی‌های سنگین، مدیریت کنید.

نقش مدیر پروژه مشخص است!

مدیر پروژه در گروه‌های کوچک وظایف زیادی برای انجام دادن دارد. مثلاً خرید و تدارکات، مذاکرات فروش، مدیریت قراردادها و… در گروه‌های بزرگ‌تر افراد بیشتری مسئولیت‌های مدیریتی دارند و وظایف مدیریتی تقسیم می‌شود. در این گروه‌های کوچک مدیر باید به خوبی از وضعیت مشتری و موضوع پروژه پیش از آغاز آن مطلع و از نظر ذهنی کاملاً برای اجرای پروژه آماده باشد.

مدیر پروژه نماینده و یا جانشینی ندارد

مدیر پروژه یک گروه کوچک تمایلی به این ندارد که برای خود جانشین و نماینده داشته باشد و امور مدیریتی همچون: جلسات، بررسی بازه زمانی، مدیریت اسناد و گزارش‌های پیشرفت پروژه بر عهده اوست و اوضاع برای مدیری که عضو اجرایی پروژه نیزمی باشد، سخت‌تر می‌شود.

برای حل این مشکل باید واقع بین بود و توجه داشت که مدیر چه وظایفی را می‌تواند انجام دهد و وظایف و مسئولیت‌ها دقیقاً چیست و زمان کافی برای آن وجود دارد.

محدودیت منابع

مدیریت پروژه یک گروه کوچک می‌تواند با محدودیت منابع روبه‌رو شود و پروژه گروه از اولویت خارج شود و منابع و بودجه به پروژه‌های دیگر اختصاص یابد که این کار، بر روحیه ی اعضا تأثیر منفی خواهد گذاشت. چراکه کارکنان نمی‌خواهند در گروهی کار کنند که کارشان مهم دیده نمی‌شود و اغلب افراد به دنبال همکاری با پروژه‌های بزرگ و با بودجه‌های گسترده هستند.

 شناخت مدیر محصول ، مدیر برنامه و مدیر پروژه

در بسیاری از کسب و کارها برای رسیدگی به هر مورد سمتی مشخص تعریف شده است. اگرچه مدیر محصول، مدیر برنامه و مدیر پروژه اصطلاحاتی هستند که بیشتر در دنیای تکنولوژی کاربرد دارند، اما نمی توان از اهمیت قابل توجه آنها در زمینه های دیگری همچون تولید و بازاریابی کسب و کارهای مختلف نیز چشم پوشی کرد. در ادامه به بررسی مهم ترین تفاوت ها میان این سمت های مدیریتی و مدیریت پروژه های کوچک میپردازیم.

مدیریت پروژه های کوچک

مدیریت پروژه های کوچک

📌مدیر محصول

مدیران محصول وظیفه تعریف اهداف تجاری استراتژیکی را دارند که منتج به راه اندازی پروژه های مختلف خواهند شد.آنها در مورد یک محصول از طراحی و تولید گرفته تا کیفیت نهایی مطلوب، مسئول هستند .همچنین ارزیابی و شناخت نیازهای مشتریان و ارائه راه حلی بهینه برای پاسخ گویی به این نیازها نیز بر عهده مدیر محصول خواهد بود.

📌 مدیر پروژه

مدیر پروژه مسئول اداره پروژه های در دست اقدام و همچنین طراحی پروژه های جدید است.

مدیر پروژه باید روند پیشرفت پروژه ها و یا چالش های ایجاد شده را طی گزارشی کامل به اطلاع سهام داران کسب و کار برساند. در واقع تمرکز مدیر پروژه باید بیشتر بر جنبه های عملیاتی کار باشد.مدیریت همزمان بودجه، منابع و فرصت باقی مانده برای اتمام اصولی پروژه، یکی دیگر از وظایف متعدد مدیران پروژه خواهد بود.

در واقع آن ها افرادی هستند که پس از کسب تجربه میدانی فراوان، وارد نقش های مدیریتی شده اند. مدیریت پروژه مجموعه ای از چندین واحد مدیریت ریسک، مدیریت منابع و مدیریت هدف خواهد بود. این دسته از مدیران باید تمامی خطرات پروژه را بررسی کرده و تا حد امکان اقدام به رفع آن کنند.

📌مدیر برنامه

موقعیت مدیر برنامه از شرکتی به شرکت دیگر و یا از صنعتی به صنعتی دیگر کاملا متفاوت خواهد بود.به طور کلی، یک برنامه متشکل از پروژه های مرتبط به یکدیگر است و از این رو مدیران پروژه دائما به مدیران برنامه گزارش کاری می دهند.

بنابراین اگرچه بعد تاکتیکی و اجرایی مدیر برنامه کمرنگ تر از مدیر پروژه است، اما موفقیت تمام اجزای دخیل در یک برنامه وابسته به مدیر مربوطه بوده و به همین علت بار سنگینی را بر دوش خواهد داشت. یک مدیر برنامه باید فردی با دید وسیع باشد. آگاهی وی از چگونگی تاثیرگذاری تصمیمات بر پیشرفت کسب و کار اهمیت بالایی خواهد داشت. آنها پروژه های لازم برای دست یابی به هدف نهایی را تعریف می کنند.

📌 به طور خلاصه اینطور بگوییم که:

– مدیران محصول با چرایی یک محصول سر و کار دارند.

– مدیران پروژه با زمان یک محصول سر و کار دارند.

– مدیران برنامه با چگونگی یک محصول سر و کار دارند.

مدیریت پروژه های کوچک

مدیریت پروژه های کوچک

و در انتها

کاملا واضح است افرادی که مدیریت بهتری بر روی پروژه های شخصی و مدیریت پروژه های کوچک خود داشته باشند، بهتر و بیشتر به اهدافشان می رسند و موفقیت های بیشتری را کسب می کنند. از آنجا که در طول عمر هر فرد زمان و منابع ، برای صرف در پروژه ها محدودیت دارد ؛ هر فرد باید برای اهداف زندگی خود پروژه هایی را تعریف کند.

سپس با کمک برنامه ریزی یک نقشه کلی از کارهای هر پروژه در بازه های زمانی معین و منابع مورد نیاز آنها را تهیه نماید. تا بتواند حداکثر استفاده از زمان و منابع خود برای رسیدن به اهداف زندگی را داشته باشد.

  مشاهده مقالات بیشتر 

۶نکته برای پیشرفت در مدیریت کسب و کار های کوچک

بهترین روش مدیریت به چه صورت به وجود می آید؟

راه های اندازه گیری رضایت مشتری با روش نظرسنجی

مدیریت پروژه های کوچک

اگر در محیط کاری تان،با تعداد زیادی از کارکنان مشغول به کار هستید،قطعا شخصیت‌های مختلف شغلی را از نزدیک دیده اید. شخصیت شناسی در محیط کار می‌تواند ما را با بهترین‌ها و بدترین‌ها روبرو کند؛ چرا که هر یک از ما جنبه‌های مختلفی از شخصیت خود را در موقعیت‌های گوناگون نشان می‌دهیم.نقاط قوت و ضعف هر فرد باعث میشود شخصیتی مجزا از یکدیگر داشته باشند.

در یک محیط کار، مانند هر محیط کاری دیگری تمرکز داشتن بر روی ارتباطات ، روحیه ‌ی کار تیمی و لحن و گفتار حرفه‌ای در گفتگو، اهمیت زیادی دارد. ارتباط  صحیح و اصولی با افراد می‌تواند ما را در رسیدن به هدف‌هایمان کمک کند. یکی دیگر از موضوع های موثر که درارتباط ما با دیگران تاثیرگذار است، شناخت الگوهای شخصیتی و نقاط قوت و ضعف‌مان است.

در ادامه به بررسی شخصیت شناسی در محیط کار و چند نوع از رفتار های  افراد در محیط کاری میپردازیم:

🔹همکاران فوق متعهد

افراد فوق متعهد به سختی به درخواست‌ها در محل کار نه می‌گویند. آن‌ها همان افرادی هستند که تا دیر وقت در محل کار باقی می‌مانند، در هر جلسه داوطلب آوردن شیرینی می‌شوند و میزبانی جلسات را به عهده می‌گیرند. این نوع همکاران عهده‌دار انجام همه‌ی کارها می‌شوند.

وجود آن‌ها در محیط کار خوشایند به نظر می‌رسد؛ چرا که حاضر هستند هر کاری که دیگران قبول نمی‌کنند، انجام دهند. البته این رفتار مشکلاتی هم به دنبال خود ایجاد می‌کند؛ چرا که فرصت‌های جدید را از همکاران خود می‌گیرند. اگر چه اقدامات این نوع افراد ممکن است صادقانه باشد، اما گاهی رفتارهای کنترل کننده هم از خود نشان می‌دهند. علاوه بر این، آن‌ها غیر قابل پیش بینی بوده و به سختی می‌توان ذهن آن‌ها را خواند.

🔹شایعه پراکن‌ها

این نوع شخصیت نیاز به کمی توضیح دارد. آن‌ها مانند دوستان و آشنایان شایعه‌ساز دوران مدرسه و دانشگاه هستند. با این تفاوت که اکنون این عمل را در زندگی حرفه‌ای شما انجام می‌دهند. از آن‌ها دوری کنید و بدانید که فاصله گرفتن از آن‌ها کار سختی نیست.

🔹رابط ها

رابط‌ها در واقع پله‌های رشدی هستند که می‌توانند زندگی حرفه‌ای شما را از این رو به آن رو کنند. آن‌ها همکاران باسوادی هستند و می‌توانند تیم‌های قدرتمند کاری تشکیل دهند. ضمن این که آن‌ها کارجویان را به کارفرمایان معرفی می‌کنند. وقتی که چنین افرادی در محل کارتان حضور دارند، سعی کنید روابط خوبی را با آن‌ها برقرار کنید و یاد بگیرید که چطور از آن‌ها قدردانی مناسبی به عمل آورید.

🔹افراد آدم به دور

همکاران آدم به دور ! علاقه‌ای به همکاری با دیگر همکاران ندارند و با تنها بودن احساس بهتری پیدا می‌کنند. معمولا این گونه افراد را از نبودن و کم ‌رنگ بودن‌شان شناسایی می‌کنید. آن‌ها تمایلی ندارند که در مهمانی‌های کاری یا ساعت‌های دور همی شرکت کنند. حتی در ساعت ناهار هم آن‌ها را نخواهید دید و همیشه از نظرها غایب هستند!

🔹همه چیز دان‌ها

آن‌ها برای هر موردی پاسخی دارند واز هر فرصتی برای نظر دادن استفاده می‌کنند. ضمن این که در جلسات و دور همی‌ها با صدای بلند شروع به صحبت می‌کنند. متاسفانه، گاهی این افراد بدون این که از آن‌ها نظر خواسته شود، مشاوره‌های بی‌جا می‌دهند و بر خلاف آن چه تظاهر می‌کنند اطلاعات زیادی ندارند.

🔹افراد تنبل

برای همه این راز وجود دارد که چطور همکار تنبل‌شان در این شغل دوام آورده است! در حالی که تنبل‌ها در محیط کار وجود دارند، بدون این که حرکت خاصی انجام دهند. همکاران تنبل پشت سر هم به اتاق کار شما می‌آیند، سر صحبت باز می‌کنند، درباره‌ی ناهارتان می‌پرسند و گاهی هم فقط ایستاده و خیره به افق نگاه می‌کنند!

🔹جوگیرها

برای جوگیرها تمام موارد اهمیت داشته و رویداد بزرگی محسوب می‌شود. پایان مهلت‌ها و تغییرات چیزی نیست که به راحتی از آن بگذرند. از این رو استرس خود را با دیگران هم به اشتراک می‌گذارند.

🔹همکارانی که خونسرد هستند!

احتمالا این تیپ کاری را بیشتر از سایرین در محیط کار ببینید. آن‌ها موارد مربوط به زندگی شخصی خود را در خانه حل و فصل می‌کنند؛ از این رو در محیط کار آمادگی لازم را دارند و کارها را بدون استرس پیش می‌برند. از نظر ورکوهالیک‌ها (یا معتادان به کار)، تیپ‌های خونسرد آدم‌های تنبلی هستند؛ اما خونسردها اهمیتی به نظر آن‌ها نمی‌دهند. چرا؟ چون خونسرد هستند!

شخصیت شناسی در محیط کار

شخصیت شناسی در محیط کار

🔹افراد شوخ طبع!

در محیط کار،شوخ طبع ها یا به اصطلاح دلقک ها می‌توانند دوست‌داشتنی یا تنفربرانگیز باشند. در بهترین حالت، آن‌ها می‌توانند فضا را گرم و دوستانه و کسالت محیط کار را به نشاط تبدیل کنند. در بدترین حالت آن‌ها خنده‌دار نیستند؛ چرا که ممکن است ندانند که یک شوخی را کی به پایان برسانند و چه موقع کار خود را جدی بگیرند.

🔹رهبران واقعی

رهبران واقعی در محیط کار آن‌هایی هستند که به افراد حس احترام، تحسین و اعتماد به نفس داده و به صحبت‌های آن‌ها گوش می‌دهند. ممکن است این افراد سمت بالای شغلی نداشته باشند، اما در کار خود بسیار جدی رفتار می‌کنند. در واقع، این افراد مهره‌های ارزشمند و بی‌ادعای یک سازمان به حساب می‌آیند. آن‌ها با الهام بخشیدن به دیگران، آن‌ها را به سوی هدف‌های کاری تشویق می‌کنند. آن‌ها از نظر اجتماعی حضور فعالی دارند، اما وارد شایعات و بحث‌های حاشیه‌ای نمی‌شوند.

🔹نابغه های محل کـار!

اشخاصی مثل استیو جابز، بیل گیتس، مارک زاکربرگ، وارن بافت را در نظر بگیرید. این نوابغ، خدایان دنیای کسب و کار هستند. بیشتر آن‌ها کارآفرین بوده و بعضی از آن‌ها به شکل نامحسوس در شرکت‌ها کار می‌کنند. نوابغ معمولا ایده‌های بزرگی دارند و به شرکایی نیاز دارند که به آن‌ها کمک کند تا این ایده‌ها را به واقعیت تبدیل کنند.

🔵 ما معمولا یکدیگر را براساس اعمال و رفتار قضاوت می‌کنیم نه براساس حرف‌هایی که میزنیم.در موضوع شخصیت شناسی در محیط کار ، چگونه بدون زدن کوچک‌ترین حرفی، در دید دیگران تاثیرگذار به نظر برسیم؟ با ما همراه باشید.

🔸 وقت شناسی

اگر دیرکنید یعنی بی‌احترامی کرده‌اید. اصلا دلایلتان مهم نیست مگر اینکه طرف مقابلتان هم متوجه دلیلتان باشد، مثلا هر دو در ترافیک سنگینی گیر افتاده باشید.

🔸پوشش مناسب

بعضی افراد بر این باورند که همیشه باید خیلی شیک و رسمی لباس پوشید. این درست نیست، چرا که گاهی اوقات باعث می‌شود زیادی معذب شوید. اندکی زمان بگذارید و برحسب جایی که می‌خواهید بروید لباس مناسب به تن کنید.

🔸چیزهای کوچک را به خاطر داشته باشید

اگر شما بتوانید جزئیات کوچک را به خاطر داشته باشید مردم همواره با علاقه‌ خاصی به شما می‌نگرند. زیرا با این کار نشان داده‌اید که به دیگران اهمیت می‌دهید.

🔸باز نگه‌داشتن در

چنین رفتارهای ساده‌ای نسبت به هر انسانی، نشان می‌دهد که شما تمایل دارید دیگران را پیش از خودتان قرار داده و بدین ترتیب آن‌ها را محترم بشمارید.

🔸هنر و سلیقه‌ طراحی و دکوراسیون

طرز نگه‌داشتن فضای شخصیتان، روحیه شما را به دیگران نشان می‌دهد، اینکه چه چیزی به شما انگیزه می‌دهد، به چه چیزی علاقه دارید و چه چیزهایی ارزش دارند که هر روز به آن‌ها نگاه کنید. چیزهایی را برای طراحی محیط انتخاب کنید که به شخصیت شما عمق می‌بخشند.

🔸کفش‌هایتان

قضیه این نیست که کفش‎‌های خیلی گران و روی مد بخرید، بلکه سبک کفش پوشیدن شماست که می‌تواند خیلی چیزها را در نگاه اول برای دیگران روشن کند. کفش‌ هر فرد ،یکی ازچیزهای پوشیدنی‌ای هستند که می‌تواند نشانگر شخصیت یک نفر باشند.

شخصیت شناسی در محیط کار

شخصیت شناسی در محیط کار

🔸 وضعیت میز کارتان

اگر کاغذها و پرونده‌ها همه جا ریخته‌اند پس نشانه‌ این است که شما خیلی فرد بی‌نظم و نامرتبی هستید. اما تصور کنید که دیگران به میز کار مرتب شما نگاه می‌کنند، فکر می‌کنید در این حالت به چه نتیجه‌ای راجع به شخصیت شما می‌رسند؟

🔸 پول خرج کردن عاقلانه

نحوه‌ پول خرج کردن شما به نوعی نشان دهنده‌ ارزش‌های شماست. چه زمانی پول خرج می‌کنید؟ برای چه کسی خرج می‌کنید؟ کجاها خرج می‌کنید؟ چه بخواهید، چه نخواهید، جواب این سوال‌ها خیلی چیزها را در مورد شما فاش می‌کنند.

🔸 روی چه چیزهایی وقت می‌گذارید

وقت‌هایی که صرف هر چیزی می‌کنید، مخصوصا نحوه‌ گذراندن وقتتان در اوقات فراغت، نشان‌دهنده‌ اولویت‌های زندگی شما هستند. همه‌ ما انعکاسی از اینکه زمانمان را صرف چه چیزهایی می‌کنیم هستیم.

🔸 غذاهایی که می خورید

آن‌چه می‌خورید و نحوه‌ مراقب‌تان از خودتان خیلی چیزها راجع به شما می‌گوید. این موضوع نشان می‌دهد که چه چیزی برای شما اهمیت دارد، ( داشتن رضـایت در لحظه یا ســلامتی بلــــنــد مدت).

🔸دایره‌ دوستانتان

کسانی که با آنها وقت می‌گذرانیم، بر چشم‌اندازهای ما، باورهایمان، اهدافمان و مهم‌ترین چیزهایی که در زندگی برایمان اهمیت دارند تاثیرگذار هستند. اگر می‌خواهید روی بهبود خودتان کار کنید، با کسانی بگردید که بهتر کردن خودشان برایشان مهم و ارزشمند است.

 

 مشاهده مقالات بیشتر 

۱۰ تکنیک روانشناسی برای مدیریت بازاریابی،افزایش فروش و مشتری

انگیزش و روش های ایجاد انگیزه در کارکنان

دوره مدیریت اجرایی MBA در مشهد

کلمه CRM یا همان مدیریت ارتباط با مشتریان ، مخفف مشتری (Customer)، روابط (Relationship) و مدیریت (Management) است.در اینجا منظور از مشتری، مصرف‌کننده نهایی است که در روابط ارزش‌آفرین، نقش حمایت‌کننده را دارد. مدیریت، خلاقیت و هدایت (رهبری) یک فرآیند کسب‌وکار مشتری مدار و قرار دادن مشتری در مرکز فرآیندها و تجارب یک سازمان است

ظاهراً اصطلاح مدیریت ارتباط با مشتریان از زمانی که توماس سیبل، مدیر و مالک Siebel Systems عنوان «مدیریت ارتباط با مشتری» را در مورد نرم افزار تولیدی خود به کار برد، به تدریج درادبیات مدیریت و بازاریابی رایج شد

⚜️بسیاری از شرکتهای فعال در حوزه تکنولوژی اطلاعات، CRM یا مدیریت ارتباط با مشتری را مجموعه نرم افزارها یا خدماتی میدانند که به اتوماسیون بازاریابی، فروش و خدمات کمک می کند؛

⚜️بخش دیگری از فعالان حوزه مدیــریـــت، تاکید دارند که CRM نگرشی با تاکید بر ایجاد، حفظ و توسعه و تعمیق رابطه با مشتریان است.

اهداف CRM چیست؟

✅ افزایش درآمد حاصله از فروش

✅ افزایش میزان موفقیت در روابط با مشتریان

✅ صرفـه‌جـویی در هزینه‌های اداری و بازاریابی و فروش

✅ افـــزایـــش مــیــــزان رضــایــت مشتریان

✅ افــزایــــش ســـود

هدف اصلی در crm ، مدیریت بر روابط با مشتریان است.اینگونه بگوییم که داشتن محصولات متمایز و منطبق با نیازهای مشتری، یکی از شروط لازم برای مدیریت بر روابط با مشتریان است، ولی لزوماً شرط کافی برای کسب و تداوم وفاداری مشتری نیست. شرط اصلی داشتن روابط مانــــدگــار با مشتری است.

 

✔️ برای مدیریت کسب و کار هایتان ، پیشنهاد میکنیم مقاله ۶نکته برای پیشرفت در مدیریت کسب و کار های کوچک را بخوانید.

مدیریت ارتباط با مشتریان

مدیریت ارتباط با مشتریان

چرا از  CRM استفاده کنیم؟

هر چه مشتری فرصت بیشتری برای انجام کسب‌ و کار با شرکت شما داشته باشد، احتمال موفقیت شرکت بیشتر است. یکی از راه‌های دستیابی به این هدف گشودن کانال‌های فروش مستقیم، فروش آنلاین و استفاده از عامل‌های فروش و غیره است. هر چند با افزوده شدن بر تعداد کانال‌ها، مدیریت ارتباط با مشتری نیز سخت‌تر می‌شود.

استفاده از تکنیک‌های مدیریت ارتباط با مشتریان به کسب‌وکارها این کمک را می‌کند تا نسبت به رفتار مشتریانشان آگاهی لازم را یافته و عملیات تجاری‌شان را طوری عوض کنند تا در مسیر خدمت به مشتری قرار گیرد. درواقع CRM به کسب‌وکارها کمک می‌کند که به ارزش مشتریانشان پی برده و برای بهبود ارتباط با آن‌ها سرمایه‌گذاری کنند. هر چه شناخت بیشتری از مشتریان خود داشته باشید طبیعتاً نسبت به نیازهایشان نیز پاسخگوتر خواهید بود و در مقابل با افزایش حاصل از درآمد و رضایت مشتریان رو به رو خواهید شد.

 مشاهده مقالات بیشتر 

میلیونرها با چه روش هایی مدیریت زمان دارند؟

۴۰ روش اصول فن بیان درهنگام برخورد با مشتری

۶نکته برای پیشرفت در مدیریت کسب و کار های کوچک

 

این روزا موضوع بیشتر بحث ها ، موفقیت در بورس است. فعالان قدیمی بازار بورس حتما میدانند که بورس همیشه اینطور پربازده و پرسروصدا نبوده و تقریبا از اواسط سال 91 بود که بازار بورس بازدهی خوبی را نصیب سرمایه‌گذارا کرد.

در ابتدا در یک جمله این را بگوییم که برای رسیدن به آزادی مالی و به دست آوردن ثروت از طریق بورس ، حداقل 10 درصد از درآمدتان را (هرچقدر هم که کم باشد) سهام بخرید و سرمایه‌گذاری کنید.

همان ابتدا باید پولی که برای سرمایه‌گذاری (خرید سهام، خرید واحدهای صندوق سرمایه‌گذاری و…) اختصاص دادید را از روی درآمد بردارید و کنار بگذارید..

اگه بدهکار هستید، هر ماه مبلغی رو بابت بدهی‌ها پرداخت کنید ولی سرمایه‌گذاری همیشه باید جای خودش باقی بماند.

اگر در گذشته پس اندازی نداشته اید،در ابتدا شاید برایتان کمی مشکل باشد ولی بعدا عادت می کنید که حداقل ده درصد از پولی را که به دست می آورید را کنار بگذارید.تصور کنید که این پول اصلا مال شما نیست

چگونه در بورس موفق باشیم ؟

تحقیق و مطالعه بر روی عوامل پایه ای سهم،

شرط اول سرمایه گذاری موفق است. قبل از سرمایه گذاری بر روی سهم به دقت مطالعه کنید، صورت و وضعیت های مالی شرکت را بررسی کنید، سوابق قبلی مدیر را بررسی کنید...

چگونه در بورس موفق باشیم

چگونه در بورس موفق باشیم

نسبت به سرمایه گذاری در بورس دید منطقی و بلند مدت داشته باشید

در واقع خرید چند سهم و تشکیل سبد سهام برای کسب سود کلان و آن هم در مدت کوتاه بیشتر شبیه اعتقاد به قرعه کشی و شانس است..!

برای موفقیت در بورس لازم است سرمایه گذاری را با رویکردی منطقی آغاز کنید. سرمایه گذاری در بورس یک سرمایه گذاری کوتاه مدت نیست..! مراقب باشید در دام سودهای به زن و درو نیوفتید..!

به دنبال خرید سهمی باشید که ارزش ذاتی بالایی دارد.

 تلاش نکنید پیرو دوستان خود در خرید سهم باشید، مطمئن باشید عملکردن به توصیه های کارگزار مبنی بر خرید سهم همیشه کارساز نیست..!

درگیر نوسانات مقطعی نشوید و نسبت به هیچ سهمی تعصب نداشته باشید !

درک این مطلب بسیار مهم است که شما به عنوان معامله گری که با هدف موفقیت در بورس وارد این نوع از تجارت می شوید، نه از سودهای پی در پی خوشحال شوید(حس خودشیفتگی) و نه از ضررها و نوسانات بازار بترسید(حالت تخریب ذهنی)

 آرامش داشته باشید!

یک معامله‌گر حرفه‌ای به همان اندازه که آرامش دارد می‌تواند معاملات موفق‌تری داشته باشد. موفقیت در معامله‌گری با آرامش رابطه‌ای مستقیم دارد. هیجانات باعث کاهش ضریب موفقیت یک معامله‌گر می‌شود.

 

 

 مشاهده مقالات بیشتر 

برای برند سازی چه باید کرد؟

اهمیت سخنوری در نیاز های روزمره

ترفند های فروش در بازاریابی

 

برندسازی یا برندینگ (Branding)،موضوع مهمی که در همه‌ی جلسه‌های کاری و شرکت‌های مختلف و هر جای دیگر…، توسط مدیران هر مجموعه‌ای تا دلتان بخواهید شنیده می‌شود که خیلی مهم است و باید به آن توجه کنیم …

اینگونه بگوییم برندِ شما، اعتبار شما در نزد مشتری است. برند به مشتریان شما می‌گوید که چه انتظاری از محصولات و خدمات شما داشته باشند و اینکه تفاوت آنچه شما ارائه می‌دهید با آنچه رقبای‌تان عرضه می‌کنند، چیست. برندِ شما، برآیندی از شخصیت فعلی شما، شخصیتی که می‌خواهید باشید و برداشت اشخاص متقابل از شخصیت شما است. در این مقاله میخوانیم که برای برند سازی چه باید کرد؟

مفهوم برند سازی

خیلی از افراد برند و برندینگ را فقط طراحی لوگو و انتخاب فونت سازمانی میدانند!
نمی‌دانند که کل هدف برندینگ  این است که شما قرار است “ذهنیت” مردم را نسبت به برندتان به شکل خاصی دربیاورید، خاص شوید و بنا به دلایلی، اشخاصی به سمت شما بیایند و سراغ برندهای دیگر نروند.

اگر شما هم به ا‌ین فکر هستید که برای برند سازی چه باید کرد؟ باید به این نکته توجه داشته باشید که از لوگو و فونت بگیرید تا مدل طراحی کارت ویزیت و بروشورتان، فقط و فقط یک ابزاربرای برندینگ هستند و نه کل برندینگ!

برندینگ چیست؟

برندینگ دانشی است که با برتری دادن به یک برند(brand) باعث افزایش اعتبار و شهرت آن برند در بازار رقابت میشود، اعتبار و شهرت یک برند به طور مستقیم می تواند منجر به فروش بیشتر و قیمت گرانتر محصولات وخدمات شود، به زبان دیگر  برندسازی روش هوشمندانه  تجارت و تولید ثروت است.

چرا از برندسازی استفاده کنیم؟

برندینگ یا برندسازی؛ ابزاریست برای بدست آوردن برتری در بین رقبا

برندینگ چیزی بیش از ایجاد یک نام یا لوگوی خاص و زیبا برای یک مخصول یا خدمت است، برندسازی مسیری است که به واسطه آن مشتریان، محصولات و خدمات یک شرکت را درک و تجربه می کنند.

برای اینکه بدانید برای برند سازی چه باید کرد؟ باید توجه کنید که برندینگ چیزی بسیار فراتر از داشتن یک لوگو است!

برندسازی ایجاد تمایزی منحصر بفرد است که برای مشتریان، کارکنان و مدیران سازمان اهمیت زیادی دارد. داشتن یک برند قدرتمند، میتواند هزینه های یک شرکت را به واسطه جلوگیری از سرمایه گذاری های نامناسب و بی هدف به طور کاملا محسوسی کاهش دهد.

سودآوری به واسطه جذب مشتریانی وفادار به طور چشم گیری افزایش پیدا می کند و از همه مهمتر برند یک شرکت تبدیل به دارایی ناملموس برای سازمان می شود که ارزش آن می تواند بیش از مجموع ارزش تمامی دارایی های فیزیکی آن سازمان باشد.

از جمله­ ی دلایل مهم  برندسازی در نزد سازمان ها

تمایل به رهبر بودن، پیشی گرفتن در صحنه­ ی رقابت و دسترسی کارمندان به بهترین امکانات به منظور دست یابی به مشتریان کم هزینه تر می­ باشد، منظور از مشتریان کم هزینه تر این است که در صورتی که مشتری با برند سازمان آشنا باشد و احساس مناسبی نسبت به آن داشته باشد، سازمان هزینه تبلیغات، زمان و… کمتری برای تبدیل وی به یک مشتری بالقوه یا وفادار متحمل خواهد شد.

است. همانند شرکت هایی چون Google , Amazon

برای برند سازی چه باید کرد؟

برای برند سازی چه باید کرد؟

برای برند سازی چه باید کرد؟

پیام برند خود را مشخص کنید.

پیام‌های کلیدی که می‌خواهید به دیگران منتقل کنید، کدامند؟ همه‌ی کارکنان باید از ویژگی‌های برند شما آگاه باشند.
برند باید یکپارچه باشد.

مفهوم برند شما باید در همه‌ی ابعاد کسب‌وکارتان جاری باشد، در طرز پاسخ دادن به تلفن‌ها، در طرز لباس پوشیدن شما و کارکنان‌تان و امضای نامه‌ها و در همه چیز.
برای کسب‌وکارتان «لحنی» در نظر بگیرید که بازتابی از برندتان باشد.

این لحن باید در تمامی ارتباطات نوشتاری و تصویرسازی‌ها، آنلاین یا غیر آنلاین، به کار گرفته شود. اگر برند شما حسی دوستانه القا می‌کند، لحن شما باید محاوره‌ای باشد. اگر برندتان شیک و مجلسی است، کمی رسمی‌تر باشید.
برای اینکه فرآیند برند سازی را بهتر انجام دهید، سعی کنید شعار تبلیغاتی داشته باشید.

یک شعار به‌یادماندنی، پرمعنا و کوتاه تهیه کنید که نشان‌دهنده‌ی ماهیت برند شما باشد.
برای ابزارهای بازاریابی خود، قالب و استانداردهایی مطابق با برندتان طراحی کنید.

در همه‌ی ابزار و روش‌ها باید طرح، رنگ، لوگو، شکل و احساس یکسانی وجود داشته باشد. لزومی ندارد تجملاتی باشید، فقط ثابت‌قدم باشید و این رویه را حفظ کنید.
صادق باشید.

اگر آنچه برندتان وعده می‌دهد را ارائه ندهید، مشتریان نه تنها شما را به دیگران توصیه نمی‌کنند بلکه خودشان هم دیگر به شما مراجعه نخواهند کرد.

کاربران و مشتریان را تحلیل کنید.

با تبلیغات و فعالیت های انجام شده یک سری افراد به کسب و کار شما مراجعه خواهند کرد. همواره باید مخاطبان، کاربران و مشتریان را مورد ارزیابی و تحلیل قرار داد. اینکه مخاطبان به دنبال چه چیزی هستند؟ چگونه می توانیم بهترین شرایط را برای کاربران و مشتریان کسب و کار خود فراهم کنیم و …

نظرات و بازخوردهای کاربران را جدی بگیرید.

بازخوردها را از مشتریان خود بگیرید و در مواقعی نظرخواهی کنید. توجه به نظرات مخاطبان، کاربران و مشتریان کسب و کار موجبات بالا رفتن محبوبیت را فراهم کرد. توجه داشته باشید که مخاطبان افرادی هستند که مشتری فعلی ما نیستند و با یکسری کارها می توان آنها را به مشتری تبدیل کرد. بازخورد مناسب بخصوص در سفارش یا خدمات اول نیز زمینه تبدیل شدن به مشتری دائم را برای مخاطبان فراهم خواهد کرد.

ایده پردازی کنید و خدمات بهتر و متفاوت ارائه کنید.

یکی از اقدامات مهم در برندینگ این است که همواره ایده های نابی را برای مدیریت و توسعه برند خود بکار بگیرید. ایده ها باید در جهت ارائه خدمات بهتر و بیشتر باشد تا بتواند تاثیر مناسبی بر کسب و کار داشته باشد.

به فکر توسعه باشید.

یکی از ملزومات برندسازی، توسعه کسب و کار است. این توسعه می تواند بصورت های مختلفی صورت پذیرد. فقط توجه داشته باشید زمانی به فکر توسعه باشید که کسب و کار در شرایطی فعلی بصورت کامل تحت کنترل تان است.

 مشاهده مقالات بیشتر 

چهار روش برای افزایش فروش

۸ ایده وارن بافت برای سرمایه گذاران مبتدی

 ده نوع مشتری که هر کاسبی باید آن هارا بشناسد

دلیل استفاده از بازاریابی ویدئویی در کسب و کار ها

 

یافتن افرادی که محصول شما را خریداری کنند، بخش مهمی از کل فرآیند فروش است. آیا محصولی خوب دارید، اما مشتریان مناسب ندارید که آن را خریداری کنند؟ آیا از روش دسترسی به مشتریان خود اطمینان ندارید یا پیام فروشتان گیج‌کننده است؟

پس توصیه می‌کنم این چند راهکار برای داشتن فروش بیشتر در زمان کمتر را حتماً بررسی کنید:

1- فقط بفروشید

نگاهی به لیست کارهایی که باید انجام دهید، داشته باشید. چند کار و مسئولیت روزانه غیر از فروش محصولات و خدمات خودتان مشخص کرده‌اید؟ هر آنچه غیر از فروش را به اشخاص دیگری تفویض کنید. زمانی که 100% انرژی خودتان را به فرایند فروش اختصاص می‌دهید و از قید وظایف زائد و دیگر کارهایی که تنها وقت شمارا می‌گیرند رها می‌شوید، درواقع درنهایت زمان آزاد بیشتری نسبت به آنچه نیاز دارید، به دست می‌آورید. این به این معنا است که موفق به نهایی کردن فروش‌های بیشتری نسبت به قبل می‌شوید و همچنان زمان آزادی را در اختیار خواهید داشت که می‌توانید آن را هر طور که تمایل دارید سپری کنید.

3- با خریداران سطح پایین خود خداحافظی کنید

از فروش در سنگر و جان‌پناه دست‌ بردارید و شروع به هدف‌گیری مشتریان ایده آلی کنید که قدرت تصمیم‌گیری قابل‌قبول در برابر حجم خرید و همچنین بودجه کافی برای سرمایه‌گذاری در محصول یا خدمت شما دارند. نهایت سعی و تلاش خود انجام دهید که فقط و فقط به مدیران عامل بفروشید. قیف فروش شما باید از خریدارانی که خود مصرف‌کننده نیستند و به‌طور کل واسطه‌ها خالی شود. اگر توان فروش به مدیران عامل و رئیس شرکت‌های را ندارید، سعی کنید به سطحی بالاتر از مشتریان در چارت سازمانی شرکت‌ها نسبت به حال حاضر اقدام کنید.

4_ برای فروش بیشتر در زمان کمتر ، اشتیاق مشتری را برانگیزید

از قدیم گفتند هر عملی یک عکس العملی دارد. بنابر اصل تقابل هر کسی چیزی دریافت می کند دوست دارد چیزی هم بدهد.بر این اساس برای فروش بیشتر بهتر است یک چیز خیلی کوچک و حتی یک لطف کوچک هم می تواند مشتریان شما را راضی و خوشنود نگه دارد و ان را نسبت به برند شما وفادار نگه دارد. در اینجا مساله ارزش هدیه و یا خدمت نیست بلکه حس درونی است که برای فرد اتفاق می افتد. یکی دیگر از مهم ترین کارها برای وفادری مشتریان می تواند حفظ تعامل با مشتریان بعد از خرید باشد.

فروش بیشتر در زمان کمتر

فروش بیشتر در زمان کمتر

5_ماهی‌های کوچک را رها کنید

به‌طور خاص و ویژه بر روی فروش‌های بزرگ متمرکز شوید. شاید بهتر باشد وضعیت را از جنبه مدنظر قرار دهید: مثلاً داشتن 100 فروش به ارزش 10 هزار تومان بهتر است یا داشتن 5 فروش به ارزش 200 هزار تومان؟ بله هر دو درنهایت یک‌میلیون تومان وجه نقد را وارد صندوق شما کرده است. با این‌ وجود، این دو شیوه نیازمند دو حجم مختلف از کار و تلاش برای به ثمر رسیدن می‌باشند.

فرصت‌های کوچک و تقریباً بی‌ارزش فروش را به افرادی واگذار کنید که قدردان آن بوده و چشم‌انتظار آن‌ها هستند، اما خودتان آن‌ها در اولویت قرار ندهید. از حالا به بعد، فقط و فقط در پی ماهی‌های بزرگ باشید، و پس از مدتی ببینید که فروش‌ های شما سودآورتر از گذشته شده، درحالی‌که حجم سعی و تلاش شما برای به ثمر رساندن آن‌ها کم و کمتر شده است.

6_ در افزایش فروش پافشاری نکنید

این کسب‌وکار شماست. به‌ طور طبیعی، شما می‌خواهید درآمدزایی کنید، اما در میل به افزایش سود، شما پافشاری خود را نشان می‌دهید. فروش نرم معمولاً برای کسب مشتری جدید بهتر عمل می‌کند. اجازه دهید مشتری جدید بداند که کسب‌ و کارتان چه چیزی را ارائه می‌دهد، نتایج آن را به آن‌ها نشان دهید و نظرات و رضایت مشتریان را به آن‌ها عرضه کنید. این اطلاعات می‌تواند فروش بیشتر را برای شما بدون پافشاری انجام ‌دهد.

7_ منتظر آمدن مشتری نباشید

برای فروش بیشتر باید منتظر آمدن مشتری نباشید. این بدان معنی است که یک راه تعاملی و ارتباط بین نماینده برند با مشتری بالقوه باید وجود داشته باشد و این کار باید باعث برگشت مشتری به شرکت شود. شما باید تکنیک های فروش را رو در رو با مشتری انجام دهید و گاهی شما به سراغ مشتری بروید. جالب است بدانید همیشه نماینده قانونی نمی تواند راه گشا باشد و در مواقعی شما باید به صورت حضوری و مستقیم وارد عمل شوید. شاید گفت یکی از دلایل ناموفق بودن فروش در برخی از معاملات همین باشد.

حالا که با این چند روش تعجب‌ برانگیز برای فروش بیشتر در زمان کمتر آشنا شدید، چه‌کاری را می‌خواهید به‌طور متفاوت در صنعت خودتان انجام دهید؟ نکته مهم این است که فرقی ندارد صنعت شما، چه صنعتی میباشد، این راهکارها همگی می‌توانند تأثیری شگرف بر میزان فروش شما در مدتی کوتاه داشته باشند.

البته به‌عنوان نکته آخر باید این را هم به شما یادآوری کنم که هر کاری دارای خطرات و ریسک‌های خودش است و باید توجه داشته باشید که جذب و نهایی کردن مشتریان بزرگ نیز نیازمند مهارت‌هایی است که اگر بر آن‌ها تسلط نداشته باشید، مطمئناً ریسک زیادی را متحمل خواهید شد.

 مشاهده مقالات بیشتر 

ترفند های فروش در بازاریابی

۱۰ استراتژی برای افزایش فروش موفق

تاثیر هدایای تبلیغاتی قبل از فروش

 

⭐️به این مقاله چه امتیازی میدهید؟⭐️