انگیزش

انگیزش یکی از مسائل مهم و کلیدی بوده که بی تردید نقش تعیین کننده‌ای در ابعاد مختلف سازمانی دارد و سازمانها برای دستیابی به اهداف بلند مدت و پایدار ماندن در دنیای رقابتی تجارت امروزی موظف به ایجاد انگیزش در افراد سازمان هستند.

🔱انگیزش به طور کلی به سه عامل نیازها، برانگیختن ها و مشوق ها دسته بندی می‌گردد

که بر اساس این تقسیم می‌توان با توجه به هر یک از عوامل تعیین کننده آن روش هایی برای ایجاد انگیزش در سازمانها به کار گرفت.

در این مقاله به بررسی روش های انگیزشی و اهمیت انگیزش در بهره وری سازمان ها میپردازیم.

▪️در ادامه به تئوری های ایجاد انگیزش در سازمان از دید نظریه پردازان مشهور پرداخته شده و در پایان به لزوم توجه به مقوله انگیزش و توجه مدیران به این قضیه که نقش حیاتی در رشد و تعالی سازمان را دارد ، اشاره گردیده است.

🔱مفهوم انگیزش

مفهوم انگیزش و سیر تاریخی مطالعات صورت گرفته دراین مقوله گواه بر اهمیت و نقش کلیدی آن در تعالی سازمانی و رضایت کارکنان، توانمند سازی سازمان ها و رضایت مشتریان بوده است.بنابراین ، یکی از وظایف اولیه مدیران ایجاد انگیزه در کارکنان است به طوری که عملکرد آن ها به بالاترین سطح ممکن برسد، به سختی تلاش کنند، به طور منظم در محل کار حاضر شوند و برای عملی شدن هدفها و تصمیم های سازمان کوشش کنند.

از نقطه نظر مدیریت، هدف ایجاد انگیزش در کارکنان به گونه‌ای است که رفتار آنان بیشترین نفع را برای سازمان داشته باشد.

انگیزش به دلیل یا چرایى رفتار واعمال اشاره دارد. به عقیده جان اتکینسون معنای ثابتی برای واژه انگیزش وجود ندارد. اما روان شناسان معتقدند که «انگیزه عاملی است درونی که رفتار فرد را در جهت معینی هدایت می‌کند و راهنمای اوست برای گزینش کوششی از میان کوشش های ارادی وی».

در ادامه ، مختصر برگزیده های دیگر از تعاریفی که نشان می‌دهد چگونه این اصطلاح بکار برده می‌شود آورده شده است.

🔱انگیزش را می توان «حالتی در افراد دانست که آنان را به انجام رفتار و عمل خاصی متمایل می سازد.

🔱انگیزش فرآیندی است که با یک نیاز یا کمبود زیستی یا روانی آغاز شده و رفتار هدفمند یا انگیزه ای را در جهت محرکی خارجی فعال می‌نماید.

🔱انگیزش تمایل به تلاش بسیار زیاد در جهت هدفهای سازمانی است؛ به شرط آن که این تلاش توان بر آورده ساختن یک نیاز فردی را داشته باشد.

🔱تعریف و تشویق، اعتماد به‌ نفس کارمندان را افزایش می‌دهد؛ حقیقتی که طبق هرم مازلو، یکی از نیازهای اساسی افراد است.

🔱تعریف کردن از اعضای تیم کاری ساده است؛ کافی است به آن‌ها بگویید: «کارت عالی بود» و یا «متشکرم».تمامی تعاریف به نوعی به انگیزش اشاره دارد.

 ۳ عامل در ایجاد انگیزش

۱ – نیازها:

نیاز، عبارت است از کمبودی که هنگام عدم تعادل فیزیولوزیکی احساس می‌شود.به عبارت دیگر، چیزى در درون فرد که او را به فعالیت و انجام کار وا می‌دارد. نیاز حالتى درونى است که باعث می‌شود نتیجه معینى مطلوب به نظر برسد. در تحقیقی که توسط مام فورد صورت گرفته، به این نتیجه کلی رسیده است که کارکنان غالباً با توجه به ماهیت کارشان نوع نیازشان را تعریف می‌کنند.

براساس این تحقیق نیازهای کارکنان شامل چهار نوع نیاز زیر است:

الف) نیارهای دانشی

این نیازها موجب مطلوبیت خواسته های مهارتی و دانشی کارکنان می‌گردد.  برای انجام کار کارکنان نیازهای دانشی مختلفی دارند که عبارتند از:

➖ دانش کامل درباره نظم و انضباط

➖ دانش درباره نحوه انجام یک کار و فرایند انجام کار

➖ دانش در مورد مکان پیدا کردن هر چیز

➖ دانش اجتماعی در مورد چگونه تاثیر گذاری بر دیگران

ب) نیازهای روحی و روانی

از آنجایی که کارکنان انسان هستند پس نیازهای درونی شامل شناخت، مسئولیت، مقام و جایگاه و پیشرفت می‌گردد.

زمانی که با کارکنان مانند یک ماشین فرمانپذیر برخورد گردد و نیازهای انها نادیده گرفته شود، سازمان با مشکل برخورد خواهد کرد.

ج) نیازهای وظیفه

این نیازها شامل نیازهای کار معنی دار و تعیین درجه استقلال کاری است.

د) نیازهای اخلاقی

این نیازها مربوط به نیازهای روانی افراد است و شامل نیارهایی هستند که کارکنان توقع دارند با آنان آن گونه رفتار شود.

➖ به عبارت دیگر کارفرمایان باید با کارکنان نوعی رفتار کنند که اگر خودشان در ان جایگاه بودند انتظار داشتند با آنها رفتار شود.

 

ادامه دارد…

 مشاهده مقالات بیشتر 

چکیده کتاب آشوب بزرگ و کارآفرینی در کسب و کار موفق

بهترین روش مدیریت به چه صورت به وجود می آید؟

ثبت نام و شروع دوره مدیریت اجرایی MBA

 

مدیران برتر

می توان گفت تقریبا یک ‌سوم از کارمندان به مدیریت شرکت‌ها اعتماد ندارند. علاوه بر این، اکنون کارفرمایان باید نیازهای نسل جوان را نیز فراهم سازند. به‌طور متوسط، یک فرد جوان پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه و تا قبل از ۳۲ سالگی چهار مرتبه شغل خود را تغییر می‌دهد. اکثر آنها نیز در شغل فعلی خود احساس قدرت نمی‌کنند.

بدیهی است که بسیاری از مدیران نمی‌توانند حس اعتماد و وفاداری در کارکنان خود ایجاد کنند. خوشبختانه، موضوع این نیست. به گفته دانیل وانگ، خالق و بنیانگذار بنیاد لوپرینگ، مدیرانی که کیفیت بالایی در رهبری نشان می‌دهند، می‌توانند به تیمشان انگیزه انجام کارهای شگفت‌انگیزی بدهند.

در این مقاله ، هشت ویژگی که از ضروری‌ترین خصوصیات مدیران برتر است را برای شما بیان می کنیم.

 🔱اشتیاق خالصانه:

کارمندان، مدیر غیرواقعی را از ده‌ها فرسخ دورتر هم تشخیص می‌دهند. اما وقتی مدیران خالصانه مشتاق و راغب هستند، این حالت آنها به کارمندان نیز سرایت می‌کند. وانگ می‌گوید اشتیاق به مدیر کمک می‌کند مشکلات اصلی صنعت خود را شناسایی کند. او می‌گوید: «همه نوآوری‌ها و خلاقیت‌ها از این مشکلات آغاز و به محصولات و خدمات منتهی می‌شوند، ضمن اینکه مسائل کلیدی نیز باید حل ‌شوند.»

 🔱ثبات عمل:

چه در فهم و تشویق متناسب دستاوردهای کارکنان باشد، چه درک اشتباهات و چه مقدم شمردن ایمنی و کیفیت، مدیران برجسته همیشه ثبات عمل دارند. وانگ می‌گوید: «هنگامی که افراد شواهدی دال بر عدم ثبات مدیران ببینند، تقریبا غیرممکن است نظر آنها نسبت به این موضوع برگردد. جلب اعتماد از دست‌رفته کار بسیار دشواری است.»

 🔱مهارت‌های عالی ارتباطی:

مدیران باید افراد زیرنظر خود را آموزش دهند،آن ها را به نظم وادارند و در آنها حس انگیزه ایجاد کنند. اگر مهارت بالایی در برقراری ارتباط نداشته باشند، قادر به انجام هیچ‌یک از این موارد نخواهند بود. علاوه بر این، ارتباطات ضعیف می‌تواند منجر به نتایجی ضعیف نیز بشود. باید در نظر داشت که گوش دادن، قسمت مهمی از ارتباطات است.

🔱وفاداری:

 مدیران برتر می‌دانند که وفاداری واقعی دوجانبه است. وانگ می‌گوید: «مدیران بزرگ خود را در مقام خدمت‌رسانی به اعضای تیم خود می‌بینند. کارکنانی که معتقدند مدیرشان به آنها وفادار است، در زمان لازم، احتمالا وفاداری بیشتری از خود نشان خواهند داد.»

مدیران برتر

🔱قدرت تصمیم گیری:

یک مدیر خوب تنها به دلیل موقعیت و قدرتش نیست که قدرت تصمیم‌گیری دارد. او حاضر است خطرات تصمیم‌گیری‌ها را بپذیرد. او این تصمیمات را اتخاذ می‌کند و خطرات موثر واقع‌ نشدن آن را قبول می‌کند و در درجه اول خود را مسئول و پاسخگو می‌داند.  علاوه بر این، رئیس هایی که تصمیم‌گیر نیستند اغلب تاثیرگذار هم نیستند.

 🔱شایستگی مدیریت:

بسیاری از سازمان‌ها سعی می‌کنند مدیران برتر را از میان افرادی تربیت کنند که در کارشان موفق هستند. آنها کسانی هستند که درک بسیار بالایی از محصولات و خدمات شرکت دارند. آنها اهداف، فرآیندها و خط مشی شرکت را درک می‌کنند. و همه اینها مهم است.

از سوی دیگر، خوب بودن در یک شغل لزوما به این معنی نیست که فرد سایر شایستگی‌ها را هم دارد. برای مثال، آیا می‌توانند الهام بخش باشند، انگیزه بدهند، مربیگری و هدایت کنند؟کنترل کردن و زیرنظر گرفتن کارکنان و تمام جزئیات به گونه ای آزاردهنده، از نشانه های یک مدیر ناکارآمد است.

 🔱توانمندسازی :

مدیران برتر به توانایی خود در آموزش و توسعه کارکنان تحت نظارتشان ایمان دارند. به همین خاطر، حاضرند به افراد تحت هدایتشان قدرت دهند تا مستقل عمل کنند.

 🔱کاریزما :

صد البته که مردم بیشتر از کسانی پیروی می‌کنند که دوستشان داشته باشند. مدیران برتر، بیان خوبی دارند، خوش‌برخورد و خونگرم هستند. توجه صادقانه‌شان را به دیگران نشان می‌دهند.  وانگ نتیجه گرفت که «افراد در تمام سطوح سازمانی می‌توانند به راحتی با مدیران ارتباط برقرار کنند و از مسیر آنها پیروی کنند.»

 مشاهده مقالات بیشتر 

معرفی بهترین دوره DBA یا مدیریت کسب و کار

۸ فعالیتی که افراد موفق ،زمانشان را برای آن ها هدر نمی دهند

مدیر بازاریابی و نقش آن در موفقیت سازمان

مدیریت زمان

در دنیای پرمشغله‌ی امروز،تنها موردی که با همه‌ی فعالیت‌ها، سرگرمی‌ها، جلسه‌ها و پروژه‌ها ، با آن سر و کله میزنیم، مسئله‌ زمان است. شاید، بدون داشتن یک برنامه‌ی زمانی دقیق و مشخص، رسیدگی به همه این فعالیت‌ها، امکان نداشته‌ باشد. حال، مشکل از جایی بیشتر می‌شود که با وجود همه ‌ی مسائلی که نیازمند زمان است، شبکه‌های اجتماعی نیز با جذابیت و نوآوری ‌های جدیدشان، وقت زیادی از ما بگیرند. در همین راستا و در این مقاله سعی بر این داریم با یک تکنیک ساده برای مدیریت زمان آشنا می‌شوید.

من عادت داشتم زیاد کار کنم…۶۰ ساعت،  ساعت ۸۰یا حتی ۱۰۰ ساعت در هفته کار می‌کردم.

همیشه اجازه می‌دادم که شغلم بخش مهمی از شخصیتم را شکل دهد. ساعت‌های کاری زیادی که داشتم را مانند یک مدال افتخار به گردنم می‌انداختم و به همه نشان می‌دادم. عاشق این بودم که به بقیه در مورد ساعت‌های زیاد کاری‌ام توضیح دهم و بگویم که چقدر سرم شلوغ است. برای‌تان آشنا به نظر می‌رسد؟حالا با نگاهی به گذشته می‌بینم که از کارم برای پر کردن یک فضای خالی که درونم وجود داشت استفاده می‌کردم.

مشکل این بود که این فضای خالی، مثل یک سیاهچاله بود. اهمیتی نداشت که چند ساعت در روز کار کنم. هیچگاه کافی به نظر نمی‌رسید. حتی حالم هم بدتر می‌شد.تا این که یک روز دیگر برایم کافی بود. راستش از کافی هم بیشتر بود. کارم را متوقف کردم و با بررسی اولویت ‌هایی که داشتم، زندگیم را ارزیابی کردم.نیاز به یک تغییر بزرگ داشتم. باید راه و روشی هوشمندانه‌ تر و بدون سختی برای کار کردنم پیدا می‌ کردم و با بهینه‌سازی روند کارم، کار بیشتری را در مدت کمتری انجام می‌دادم.

من به تکنیک پومودورو نیاز داشتم. در این مقاله می‌خواهم چگونگی تغییر مسیر کاری و در نهایت مسیر زندگی‌ام را شرح دهم که با این سیستم مدیریت زمان ساده و شگفت‌آور محقق شد. امیدوارم برای شما هم همین‌گونه عمل کند.

🔱پومودورو چیست؟

در طی سال ‌های کاری‌ام، درباره‌ی یک سیستم مدیریت زمانی به نام تکنیک پومودورو شنیده‌ بودم. خیلی ساده به نظر می‌رسید. اما همانطور که می‌گویند، ساده‌ترین چیزها اغلب بهتر کار می‌کنند.

من مقاله‌ای از فرانچسکو سیریلیو، خالق این تکنیک را خواندم. او در این مقاله‌ی سال ۲۰۰۶ خود ماهیت تکنیک پومودورو و روانشناسی پشت آن را توضیح داده بود. یادگیری این سیستم مدیریت زمانی که در نوع خود روشی انقلابی محسوب می‌شود، به شکل فریبنده‌ای آسان است و به کارگیری درست و به جای آن زندگی را تغییر می‌دهد. به طور کلی تکنیک پومودورو را می‌توان به ۴ اصل بنیادی زیر تقسیم کرد:

🔱۱. کار کردن همگام با زمان و نه بر خلافش

بیشتر ما به گونه‌ای زندگی می‌کنیم که انگار زمان دشمن ماست و برای اجرا کردن قراردادها و تحویل آن در موعد مقرر با آن مسابقه می‌دهیم.

تکنیک پومودورو به ما یاد می ‌دهد که به جای دست و پنجه نرم کردن با زمان، همگام با آن عمل کنیم.

مدیریت زمان

مدیریت زمان

🔱۲. از بین بردن فرسودگی ناشی از کار

استراحت‌های کوتاه و برنامه‌ریزی شده هنگام کار، احساس دویدن روی شعله‌ها را که ناشی از وارد کردن فشار بیش از حد به خود است، از بین می‌برد. در صورت پیروی از این سیستم، فشار بیش از حد و خستگی تقریبا غیرممکن است.

🔱۳. مدیریت حواس ‌پرتی ‌ها

تماس‌های تلفنی، ایمیل‌ها، پیام ‌های فیس بوک و تلگرام و مسائلی از این قبیل دائم ذهن را درگیر و منحرف می‌کنند. معمولا می‌توان این عوامل حواس‌پرتی را به تعویق انداخت. تکنیک پومودورو به شما کمک می‌ کند که این درگیری های ذهنی را ثبت و برای بعد از ساعت کاری اولویت‌بندی کنید.

ادامه دارد…

 مشاهده مقالات بیشتر 

۲۱ نکته برای رهبری و مدیریت تیم

نکته هایی برای مدیریت زمان در کلاس

بهترین روش مدیریت به چه صورت به وجود می آید؟

 

سند رسمی

آنچه  که در ابتدا در ذهن ما شکل میگیرد، نوشته‌ای روی کاغذ است که چند امضاء دارد. اما لازم است بدانیم که اصول و قواعد حقوقی، این پدیده را نیز قانون‌مند و محدود به شرایطی خاص نموده است. اگر میخواهید به نوشته‌ای که در اختیار دارید اعتبار قانونی بدهید باید چارچوب‌های آن را بدانید. قواعد حاکم بر اسناد در قوانین متعددی آمده است، اما مرجع اصلیِ شناخت اصول حاکم بر محتوای اسناد، قانون مدنی و کتاب اسناد در جلد سوم آن یعنی ادله‌ی اثبات دعواست. با ما باشید تا در این مقاله ، با سند رسمی و ویژگی‌‌ های آن آشنا شوید.

سند در لغت به معنای آنچه که به آن اعتماد کنند آمده است، که ممکن است بر هر چیزی مثل سنگ، سفال، سکه یا لباس دلالت باشد؛ اما در معنای حقوقیو به تعبیر قانون مدنی سند نوشته‌ای است که قابل استناد است.این نوشته هر خط یا علامتی است که ممکن است بر کاغذ، پارچه یا هر ماده‌ی دیگری درج شده باشد.  با مطالعه مجموعه مقالات حقوقی موسسه آموزش عالی آزاد امین  میتوانید به تمامی جوانب حقوقی آگاه شوید تا هرچه بهتر بتوانید در مواجهه به آنها تصمیم گیری کنید.

انواع سند

اسناد مطابق با قانون مدنی بر دو قسم هستند. اسناد عادی و رسمی. اسناد در هر دونوع خود برای اثبات دعوا یا دفاع در مقام پاسخ به آن مورداستناد قرار می‌گیرند. غالب اسنادی که میان دو نفر تنظیم می‌شوند اسناد عادی‌ هستند چرا که در تعریف و قالب اسناد رسمی نمی‌گنجند. مثلا ممکن است شما برای خرید کالایی به یک فروشگاه بروید و مبلغی را به عنوان بیعانه پرداخت کنید و درمقابل رسیدی بگیرید که این رسید یک سند عادی است.

چک و سفته نیز اسناد عادی هستند که البته به اقتضای ویژگی‌هایشان قابلیت‌های خاصی دارند. درمقابل استنادِ شما به اسناد عادی در دادگاه، طرف دعوا به‌ راحتی می‌تواند منکر آن سند بشود. در این حالت شما ملزم خواهید بود تا صحت و اصالت سند را اثبات کنید. اما اسناد رسمی خصوصیاتی دارند که شما را از بار اثبات صحت و اصالت‌شان بی‌نیاز می‌کنند.

سند رسمی چیست؟

گفتیم که غالب اسناد عادی هستند؛ به عبارت دیگر به حکم قانون مدنی، اصل بر این است که اسناد عادی هستند، مگر اینکه مطابق مقرراتِ اسناد رسمی تنظیم شوند. اولین ویژگی اسناد رسمی این است که باید توسط مأموران رسمی دولتی تنظیم شوند. این مأمور ممکن است مانند مأمور شهرداری کارمند دولت باشد یا مانند سردفتر اسناد رسمی کارمند دولت نباشد.

(سردفتر اسناد رسمی گرچه تحت نظارت سازمان ثبت است اما کارمند دولت نیست) مأمور رسمی شخصی است که مأموریت او در قانون پیش‌بینی شده است، مانند کارکنان وزارتخانه‌ها، اعضای هیأت‌ مدیره‌ی کانون‌های وکلا یا کانون کارشناسان. با این تعبیر پروانه‌ی ساختمان صادره‌ی شهرداری و پروانه‌ی وکالت صادره‌ی کانون‌های وکلا، همگی سند رسمی محسوب می‌شوند.

دومین ویژگی اسناد رسمی نیز درمورد تنظیم‌کنندگان این اسناد است

مأمور رسمی باید در چارچوب صلاحیت و شایستگی قانونی خود سند تنظیم کند. برای مثال اگر مأموری که برای ثبت دفتر املاک و در اداره‌ی ثبت به خدمت گرفته شده است، سند سجل احوال مانند شناسنامه را صادر کند، آن سند رسمی نیست. چون در صلاحیت او نبوده است. علاوه‌بر صلاحیت در صدور نوع خاصی از سند، مأمور رسمی باید شایستگی نسبی یعنی شایستگی مربوط به زمان و مکان و وضعیت حقوقی مأموریت خود را رعایت کند. مثلا اگر مأمور رسمی برای تنظیم سند املاک واقع در تهران تعیین شده باشد چنانچه سندی برای املاک واقع در کرج ثبت کند آن سند رسمی نخواهد بود.

ویژگی دیگر اسناد رسمی این است که مأموران رسمی، آنها را طبق مقررات تنظیم کرده باشند. یعنی باید تشریفات تنظیم و صدور درمورد اسناد رسمی رعایت شود. عدم رعایت تشریفات تنظیم اسناد رسمی گاها موجب از رسمیت افتادن سند می‌شود، اما گاه عدم رعایت آن، سند را از رسمیت نمی‌اندازد. مثلا اگر سند رسمی تمبر نشود، باز هم اعتبار اسناد رسمی را داراست اما اگر شرایط و مقررات خاص تنظیم اسناد رسمی که غالبا در قانون ثبت آمده است، رعایت نشود سند دیگر رسمی نخواهد بود.

سند رسمی

سند رسمی

اعتبار اسناد رسمی

حال که به اجمال اسناد رسمی را شناختیم، بهتر است که بدانیم این اسناد چه مزیتی نسبت به اسناد عادی دارند. برای شناخت اعتبار اسناد رسمی باید مفاد این اسناد را در چند بخش مجزا بشناسیم. محتویات اسناد رسمی امضاها، مهرها و اثر انگشت‌‌های مندرج در سند است. اصل بر صحت انتساب آنهاست و کسی که محتویات به او منتسب است نمی‌تواند آنها را انکار کند و تنها حق دارد که ادعای جعل کند و با ذکر دلیل ادعای خود را ثابت نماید، در‌حالی که در اسناد عادی فرد به صرفِ انکارِ امضاء و مهر منتسب به خود از آثارِ انکار بهره‌مند می‌شود و طرف مقابل او باید انتساب آنها را ثابت کند. بخش دیگری از اسناد رسمی، مندرجات یا عبارات نوشته‌شده روی آنهاست.

در بخش‌های اعلامی از سوی مأمور رسمی، اصل بر صحت عملیات مأمور رسمی است. فرد تنها با ادعای جعل می‌تواند درستی آنها را به چالش بکشد. همچنین درمورد اعلام افراد و در حضور مأمور رسمی نیز اصلِ صحت جاری است و فرد صرفا با ادعای جعل اسناد و همراه با دلیل می‌تواند درمقابل سند رسمی اقامه‌ی دعوا کند.

درواقع به تعبیر قانون ثبت که شرایط تنظیم اسناد را مقرر کرده است، اصل بر اصالت سند رسمی است

و شخص معترض تنها می‌تواند نسبت به محتویات و مندرجات سند رسمی ادعای جعل کند. بهتر است بدانیم که فرد با ادعای جعل در مقام مدعی قرار می‌گیرد و باید بتواند عدم اعتبار را با دلایل معتبر برای قاضی ثابت کند. درحالی‌ که اسناد عالی امکان انکار و تردید دارند و طرف مقابل را در مقام مدعی قرار می‌دهند و بار اثبات سند را به دوش او می‌گذارند.

اگر سند رسمی متضمن بدهی ‌باشد صاحب حق می‌تواند بدون اقامه‌ی دعوا در دادگاه و صرفا با مراجعه به تشکیلات اجرایی سازمان ثبت یعنی اجرای ثبت، سند رسمی را به اجرا بگذارد و طلب خود را وصول کند. برخی از اسناد عادی مانند چک نیز بدون نیاز به مراجعه به دادگاه توان اجرایی دارند که به آنها اسناد عادی در حکم سند لازم‌الاجرا می‌گویند.

نکته‌ی آخر آنکه برای رهایی از بار اثبات اسناد عادی در دادگاه، بهتر است که توافقات و تعهدات خود را در قالب اسناد رسمی و با عبارات صریح و بدون ابهام تنظیم کنید.

 مشاهده مقالات بیشتر 

ویژگی های مشاور مالی و سرمایه گذاری و بررسی وظایف آنان

۸ نکته حقوقی در زمینه خرید خانه که باید بدانید

دوره های کاربردی و مفید مشاور حقوقی

 

 

مزایده چیست؟

مزایده در لغت به‌ معنای «به فروش گذاشتن چیزی، به‌ صورتی است که هر خریداری که بیشترین قیمت را پیشنهاد کرد، کالا به وی فروخته شود» و دراصطلاح حقوقی به معامله‌ای گفته می‌شود که طی آن، مالی منقول یا غیرمنقول (همانند زمین و خانه) و متعلق به فرد یا افرادی را از طریق اجرای احکام، مطابق با شرایط مقرر قانونی به‌ فروش بگذارند.

قبل از اجرای مزایده، مال از طریق کارشناس رسمی منتخب دادگستری، مورد بررسی و ارزیابی قرار میگیرد و قیمت تعیین‌شده توسط وی، به عنوان قیمت پایه‌ی فروش انتخاب می‌شود.در نهایت، پیشنهاد شخصی که بالاترین قیمت را بدهد، پذیرفته می‌شود و مال مورد مـزایده به آن شخص که دراصطلاح «برنده‌ی مزایده» نام دارد، منتقل می‌گردد.

بنابراین،مزایده یعنی فروختن به بالاترین قیمت است که درمقابل مناقصه قرار دارد.

چگونگی اجرای مزایده

برای اجرای مزایده ، دعوت عمومی از طریق چسباندن آگهی در معابر عمومی همانند خیابان‌ها و کوچه‌ها، توسط کلانتری محل و درج در روزنامه‌ی کثیر‌الانتشار به‌ عمل می‌آید. علاوه‌بر آن طرفین مـزایده یعنی محکوم‌ له و محکوم‌ علیه (یعنی شخصی که حکم علیه او و همچنین شخصی که حکم به نفع او صادر شده است) توسط ابلاغیه‌ای به جلسه‌ی مـزایده که در تاریخ و ساعت و محل مشخصی انجام می‌گیرد، دعوت می‌شوند. همچنین محکوم‌له هم می‌تواند به‌ عنوان خریدار در مزایده شرکت نماید.

چنانچه در دعوت اول مال به‌ فروش نرسد،مزایده برای بار دوم تکرار یا درصورت تقاضای محکوم‌له مال دیگری از محکوم‌علیه معرفی و توقیف می‌گردد. درصورتی‌ که مال،به صورت مجدد و با تکرار مزایده به‌ فروش نرسد یا محکوم‌له به قبول مال با قیمت ارزیابی‌شده توسط کارشناس، راضی نشود، مال به محکوم‌علیه بازگردانده می‌شود تا با فروش آن، طلب محکوم‌له را پرداخت نماید.

کاربرد مزایده چیست؟

برخلاف مناقصه، درموردمزایده قانون خاصی وجود ندارد و از شرایط مربوط به مناقصه درمورد آن استفاده می‌شود، ولی قوانین مختلف موادی را به‌صورت پراکنده، به شرایط مزایده اختصاص داده‌اند.

مواد ۱۱۳ الی ۱۳۶ قانون اجرای احکام مدنی، به شرایط انجام مزایده اشاره دارند. همچنین با توجه به ماده‌ی ۳۴ قانون ثبت،مزایده در معاملات شرطی و رهنی هم کاربرد دارد. درصورتی‌ که بدهکار در ازای بدهی خود مالی را به‌ رهن گذاشته باشد و ظرف مهلت مقرر نتواند بدهی خود را پرداخت کند، طلبکار می‌تواند اجرای مـزایده را برای فروش ملک مورد رهن به میزان طلب خود تقاضا کند. آیین‌نامه‌ی اجرای مفاد اسناد رسمی چگونگی فروش و شرایط آن را مشخص کرده است.

 مشاهده مقالات بیشتر 

هفت قانون فروش موفق

۶نکته برای پیشرفت در مدیریت کسب و کار های کوچک

۸ ایده وارن بافت برای سرمایه گذاران مبتدی

مهارت

مجمع جهانی اقتصاد، با مطالعه و مصاحبه با ۳۵۰ مدیر ارشد نه صنعت در پانزده کشور توسعه یافته دنیا به نتایج جالبی درباره ۹ مهارت برتری که یک انسان موفق به آن نیاز خواهد داشت، رسیده اند که در این مقاله به بررسی آن ها میپردازیم:

🔱Complex Problem Solving《مهارت حل مساله》

که در زندگی روزمره بسته به نوع مساله(ساده یا پیچیده)نیاز است . گرچه طراحی و ساختار گرایی به روند حل مساله کمک می کند اما تصمیم گیری به موقع در موقعیت، موفقیت را بیشتر خواهد کرد که شامل: شناسایی مساله،ساختن تصویری واقعی از آن ،پیدا کردن راه حل مناسب ،تصمیم گیری،پیاده سازی و مانیتور کردن فیدبک ها می شود.

🔱Critical Thinking:《تفکر انتقادی》

این مفهوم از 2500 سال پیش مطرح شده است. فرد با این نوع مهارت توانایی این را خواهد داشت که ارتباط منطقی بین ایده ها را بفهمد و قدرت تشخیص و ارزیابی را داشته باشد. همچنین ارتباط و اهمیت ایده ها را درک کرده و خود قدرت بیان عقاید و نظرات خود را داشته باشد.این مهارت باعث پیشرفت مهارت های زبانی،خلاقیت و… در افراد می شود.

🔱Creativity & Innovation:《خلاقیت و نوآوری》

خلاقیت و نوآوری در واقع تبدیل یک ایده یا تصویر جدید به یک واقعیت است. توانایی دید و درک جهان به روشی جدید برای پیدا کردن الگوهای مخفی و نادیده شده. البته خلاقیت و نوآوری دو روند دارد. تفکر و تولید.

اگر ایده یا تفکر جدید داشته باشید ولی نتوانید آن را عملی کنید می توان گفت خلاقیتی ندارید.

🔱People Management:《مدیریت افراد》

که اشاره به نقش پذیری به عنوان یک رویه در تربیت افراد یا انگیزه مند کردن آنها برای بهبود و اجرای بهتر است که سخت ترین و مهم ترین نقش در بحث های مدیریتی است.

🔱Coordinating with Others: 《مهارت هماهنگ شدن با دیگران》

این مهارت شامل توانایی سازماندهی کار خود و لینک آن با دیگران است و توجه به فعالیت های مختلف به طور همزمان دارد. البته با اولویت بندی و تفویض اولویت در صورت لزوم.

مهارت

مهارت

🔱Emotional Intelligence:《هوش هیجانی》

این مهارت اشاره به توانایی فرد برای کنترل احساسات و استفاده از آن برای بالا بردن قدرت تفکر است.افراد با هوش هیجانی بالا در تشکیل و حفظ روابط بین فردی و گروهی بهتر عمل می کنند.

🔱Judgment & Decision Making《مهارت تصمیم گیری و قضاوت》

 در این مهارت فرد برای حل مشکلات از بین چند گزینه امکان پذیر،یک گزینه را انتخاب میکند. مساله ای که شفاف و مشخص است ریسک پذیری و قبول آن از طرف فرد است.

این مهارت یک جزء کلیدی از مهارت های مدیریت محسوب می شود.

🔱Service- Orientation Management:《مدیریت سرویس گرا》

که به توانایی و تمایل به پیش بینی،تشخیص و رفع نیاز دیگران گفته می شود. افراد دارای این مهارت در فراهم آوردن رضایت افراد و در دسترس و تمرکز  افراد اطراف خود تلاش می کنند.

🔱Negotiation《مذاکره》

روشی است که افراد از آن برای حل و فصل اختلافات به کار میگیرند.در این روش افراد برای درک مساله و رسیدن به بهترین نتیجه ممکن تلاش می کنند.

در مذاکره افراد به دنبال منافع متقابل و حفظ یک رابطه کلیدی برای نتیجه ای موفقیت آمیزانه هستند.

 مشاهده مقالات بیشتر 

۲۱ نکته برای رهبری و مدیریت تیم

میلیونرها با چه روش هایی مدیریت زمان دارند؟

۶نکته برای پیشرفت در مدیریت کسب و کار های کوچک

 

 

نظریه صف

همه‌ی ما تجربه‌ی در صف ماندن را داریم. برخی در صف انتظار ویزیت دکتر مانده‌اند، برخی در صف بانک، برخی در صف نان و برخی هم در صف پشتیبانی اپراتور های تلفنی. گاهی اوقات این انتظار راحت است اما در اکثر مواقع چنین انتظاری برای ارباب‌رجوع و متصدی بسیار خسته‌کننده و اعصاب‌خردکن است.

در دنیای رقابتی امروزه، اگر مشتری را مدت زیادی در صف نگه داریم، درواقع این گونه است که او را دو دستی تقدیم رقیب کرده باشیم. نطریه صف یکی از مهم‌ترین قسمت هایی است که مدیران عملیاتی باید یاد بگیرند. در این مقاله سعی کرده ایم کلیات این تئوری را به شما آموزش بدهیم.

صف، بخشی از ذات داخلِ خارج هر شرکتی است. به عنوان نمونه‌ای از صفِ داخلی شرکت می‌توان به صف ورود و خروج یا حتی صف ترخیص کالا اشاره کرد. به همین دلیل در حوزه‌ی کسب‌ و‌ کار، دانش تئوری صف یک مزیت رقابتی محسوب می‌شود.

هزینه‌ی ماندن در صف چه قدر است؟

وقتی بحث «صف» مطرح می‌شود، مشکلی که پیش می‌آید این است که مدیریت باید شرایط را بسنجد. به این معنی که باید به هزینه‌ی بالا بردن سرعت ارائه‌ی خدمات (گذاشتن باجه‌ برای فروشگاه، افزودن تعداد کارمندان تولیدی و…) و هزینه‌ی ذاتی صف انتظار و..  را مورد بررسی قرار دهد و ببیند که کدام بیشتر می‌ارزد؟ مثلا اگر کارکنان، کد مخصوص هر کالا را به صورت دستی وارد می‌کنند، مدیر یا کارشناس بهبود فرایند باید به این فکر کند که بهبود بهره وری در قبال هزینه‌ی افزودن ویژگی اسکنرِ بارکد، برای شرکت به صرفه است یا نه؟

همینطور، درصورتی که مشتریان به دلیل کمبود نیروی پشتیبانی دچار نارضایتی شوند و به رقبا روی آورند، مدیریت باید در نظر داشته باشد که آیا حفظ وفاداری مشتری به اندازه‌ی هزینه کردن برای استخدام نیروهای پشتیبانی جدید ارزش دارد یا خیر؟

رابطه‌ی بین ظرفیت خدمات و هزینه‌ی صف می‌تواند در قالب یک نمودار نمایش داده شود (نمودار بالا). در ابتدا، هزینه‌ی در صف ماندن درهنگامی که ظرفیت خدمات شرکت در حداقل است، در بیشترین میزان خود قرار دارد.

همینطور که ظرفیت خدمات شرکت بالا می‌رود، قاعدتا تعداد مشتریان در صف‌مانده و زمان انتظار کاهش پیدا می‌کند، درنتیجه هزینه‌ی در صف ماندن کم می‌شود. هزینه‌ی بهینه‌ی کل (مینیمم هزینه‌ی کل) زمانی رخ می‌دهد که منحنی‌های هزینه‌ی در صف ماندن و هزینه‌ی ظرفیت خدمات‌دهی باهم تلاقی پیدا کنند.

نظریه صف چه چیزی را بیان می کند؟

نظریه صف درواقع مطالعه‌ی ریاضیاتی صف انتظار است. مطالعات عملیاتی در زمینه‌ی نظریه صف به کسب‌و‌کارها کمک می‌کند تا تصمیم بگیرند که کدام منابع برای تأمین خدمات لازم هستند. نظریه صف در ابتدائی‌ترین حالت، بر مراجعه‌کنندگان فروشگاه‌ها (مغازه‌ی کامپیوتر، داروخانه، بانک) و خدمات موردنیازِ این فروشگاه‌ها (تکنسین‌ها، داروسازان، متصدیان بانک) تمرکز می‌کند.

به طور کلی تعداد مراجعات در ساعات مختلف،امار. میزان تقاضای مشتری در زمان‌های مختلف متفاوت است که همین موضوع ممکن است باعث ایجاد اجبار در افزایش ظرفیت نرمال خدمات‌دهی (نمودار بالا) شود. مدیریت شرکت یا صاحب فروشگاه می‌تواند تعداد مراجعات را به‌نحوی کنترل کند. یکی از ساده‌ترین راه‌های کنترل تعداد مراجعات، تعیین وقت یا اعلام ساعات کار است.

خوبی این روش این است که برای صف انتظار سیستمی مدیریتی تعبیه می‌شود. راه‌حل دیگر، ارائه‌ی تخفیف در روزهای کم‌مراجعه است تا مشتریان به‌طور نرمال‌تری بین روزهای مختلف پخش شوند.

نظریه صف

تئوری صف از چه قسمت ‌هایی تشکیل شده است؟

در تئوری صف، مدیریت صف از سه بخش تشکیل شده است:

چگونگی مراجعه‌ی مشتریان؛

چگونگی خدمات‌رسانی به مشتریان؛

شرایط و نحوه خروج مشتری از سیستم.

ادامه دارد…

 مشاهده مقالات بیشتر 

هفت قانون فروش موفق

۲۱نکته برای تبدیل شدن به فروشنده حرفه ای

راه های اندازه گیری رضایت مشتری با روش نظرسنجی

بازاریابی ویدئویی

بازاریابی ویدئویی این روزها به ابزار نیرومندی تبدیل شده است.آمار ها نشان می دهد، ۶۳ درصد کسب‌وکارها شروع به استفاده از بازاریابی ویدئویی کرده‌اند. از بین این تعداد، ۸۲ درصد فکر می‌کنند که بازاریابی ویدئویی بخش مهمی از راهبرد کسب‌وکار است. ویدئو به ‌سرعت درحال رشد است و خیلی زودتر از آنچه فکرش را می‌کنیم به جایگاه ویژهای دست خواهد یافت. به همین خاطر است که ۸۳ درصد از کسب‌وکارها باور دارند که بازاریابی ویدئویی بازگشت سرمایه خوبی برای آنها به‌ دنبال دارد. ما در این مقاله قصد داریم هشت مورد از مزایای بازاریابی ویدئویی را به شما معرفی کنیم. در ادامه با ما همراه باشید.

شکی نیست که بازاریابی ویدئویی یکی از جدیدترین ابزارهایی است که می‌توانید به لیست بازاریابی خود اضافه کنید. اما شاید به قابلیت های آن شک داشته باشید و با خود فکر کنید که آیا واقعا ارزشش را دارد که برای تبلیغات کسب‌وکار خود هزینه‌هایی را به ساخت ویدئو اختصاص دهم؟ آیا منابع کافی را برای مطالعه و استفاده از محتوای ویدئویی در بازاریابی دارم؟

پاسخ این پرسش‌ها ساده است: بله، ارزشش را دارد. نه‌تنها به این خاطر که همه از ابزار بازاریابی ویدئویی استفاده می‌کنند، بلکه به این خاطر که ویدئو یکی از سودآورترین و انعطاف‌پذیرترین ابزار بازاریابی است. بازاریابی ویدئویی می‌تواند:

۱. تبدیل‌ها و فروش‌ها را تقویت کند

در ابتدا، باید بدانید که ویدئو واقعا پول درمی‌آورد. افزودن یک ویدئو به صفحه‌ی فرود وب ‌سایت‌تان ، می‌تواند تبدیل‌ها را تا ۸۰ درصد افزایش دهد و جدا از گروه موضوعاتی که در آن قرار دارد، حتما نتیجه‌بخش خواهد بود.

ویدئو می‌تواند مستقیما به فروش ختم شود. تحقیقات نشان داده‌اند که ۷۴ درصد از کاربرانی که ویدئویی از توضیحات در مورد ارائه‌ی محصول را تماشا کرده اند، بعد از تمام‌شدن ویدئو محصول مورد نظر را خریده‌اند. پس بهتر است که از همین امروز، به فکر تولید ویدئو باشید.

اگر واقعا نگاهی به ویدئو و قابلیت‌هایش بیاندازید، خواهید دید که تأثیرگذاری آن، چندان هم تعجب‌آور نیست. بالاخره عقل ما انسان‌ها به چشم‌مان است و اکثر اطلاعاتی که به مغزمان ارسال می‌شوند، از راه حس بینایی است. پس اگر همین حالا هم توانسته‌اید مشتریان و مخاطبان خود را با تصاویر ثابت درگیر کنید،در نظر داشته باشید که اگر آن تصاویر جان بگیرند و حرکت کنند چه خواهد شد!

۲. ویدئو بازگشت سرمایه‌ی خوبی به همراه دارد

اگر دنبال انگیزه بیشتری برای روی‌آوردن به بازاریابی ویدئویی هستید، خوب است بدانید ۸۳ درصد کسب‌ وکار این گونه گفته‌اند که ویدئو بازگشت سرمایه‌ی خوبی دارد. علاوه‌ براین، ابزار ویرایش آنلاین ویدئو، پیوسته در‌حال ‌بهبود هستند و حتی می‌توانید با تلفن هوشمند خود فیلم تهیه کنید.

و اینکه لازم نیست ویدئوهای شما بی‌نقص و خوب باشند. محتوا مهم‌تر از فرم است.طبق تحقیقاتی که اخیرا انجام شده،کاربران از ویدئوهایی که در مورد محصول و یا خدماتی که توضیح خوبی نمی‌دهند ، راضی نیستند.در واقع آنها حرفی از کیفیت پایین یا طراحی ضعیف نزدند.

بازاریابی ویدئویی

بازاریابی ویدئویی

۳. ویدئوها میتوانند حس اعتماد ایجاد کنند.

اعتماد مبنای تبدیل‌ها و فروش است. اما ایجاد اعتماد باید به‌خودی‌خود یک هدف باشد. کل مفهوم بازاریابی محتوایی مبتنی بر اعتماد و خلق روابط بلند‌مدت است. مدتی دست از فروش بردارید و فقط به مردم اطلاعات جالب و سودمند ارائه دهید و درادامه خواهید دید که آنها مشتری شما خواهند شد. به قول مارک شافر، مدیر عامل راه‌حل‌های بازاریابی شافر:‌

«دوره‌ی جدید نیازمند تمرکز بر برانگیختن احساسات است نه فقط محتوا؛ مبتنی بر اعتماد است نه ترافیک و مبتنی بر نخبگانی است که در بین مخاطبان‌تان حضور دارند و از محتوایتان حمایت و آن را پخش می‌کنند.»

ویدئو همه کار می‌کند. محتوای ویدئویی ما را با خود درگیر می‌کند و احساسات‌مان را برمی‌انگیزاند. و با اینکه ما در مورد حضور نخبگان در بین مخاطبان حرف می‌زنیم، باید اضافه کنیم که افراد فعال در یوتیوب، به بهترین گزینه برای تبلیغ برند شما در شبکه‌های اجتماعی تبدیل شده‌اند. بنابراین، اگر واقعا در رابطه با بازاریابی محتوایی جدی هستید باید بازاریابی ویدئویی را هم جدی بگیرید.

ویدئوهای تبلیغاتی می‌توانند حس اعتماد ما را هم جلب کنند. برخی از انواع مشتریان هنوز نسبت به خرید محصولات و خدمات از اینترنت تردید دارند. اما بازاریابی مؤثر ویدئویی محصولات شما را در قالب مکالمه به مخاطب عرضه می‌کند. با این‌ کار رویکرد فردی تقویت می‌شود و به همین خاطر است که اغلب مصرف‌کنندگان می‌گویند که از طریق ویدئو، به این محصول و خدمات اعتماد کرده اند و خرید کرده‌اند.

 

ادامه دارد…

 مشاهده مقالات بیشتر 

ترفند های فروش در بازاریابی

۷ ایده برای بازاریابی اینترنتی موفق

زندگی نامه جالب کلنل ساندرز(KFC) در راه موفقیت

فن بیان

می توان گفت که فن بیان و گویندگی یک هنر است. فرقی ندارد که می‌خواهید قصه‌ای تعریف کنید یا شعری را در جمعی، با صدای بلند بخوانید.به هرحال باید فن بیان و گویندگی را به‌خوبی بدانید.

مثلا باید با محتوایی که ارائه می‌کنید، مأنوس باشید و بتوانید بر نکاتی که لازم است تأکید بیشتری کنید و از بعضی موارد نیز عبور کنید. فن بیان و گویندگی هنری است که می‌تواند مخاطبان شما را تحت تأثیر قرار دهد و به جذابیت شما درحین سخنرانی و صحبت کردن بیفزاید.

به روزرسانی:۱۳۹۸/۰۳/۰۲

ما نکاتی را در این مقاله مطرح کرده ایم تا شما بتوانید گویندگی و فن بیان خود را تقویت کنید. با ما همراه باشید:

فنون صحبت کردن

۱. به روش همزمان صحبت کردن و خواندن عادت کنید

این فن و تکنیک در مواقعی‌ که باید متن یا شعری را از رو بخوانید بسیار مهم است. حفظ کردن متن و شعر هم فکر خوبی است اما باید بتوانید به‌راحتی به متن ها هم نگاهی داشته باشید و از صحیح بودن آنچه می‌گویید، اطمینان حاصل کنید.

  • هنگامی که قرار است متنی را برای جمع بخوانید، بهتر است از قبل آن را چند بار تمرین کنید تا با واژه‌ها و عبارات آشنا شوید. وقتی با متن آمیخته شده باشید و کاملا آن را فهمیده باشید، می‌توانید درحین صحبت کردن به مخاطبان نگاه کنید و با آن ها ارتباط برقرار کنید.
  • آهنگ واژگان را درک کنید. وقتی شعر یا حتی داستان می‌خوانید به‌ویژه داستان‌هایی که شفاهی هستند، طول جملات و کلمات آهنگ خاصی دارد. باید تلاش کنید تا با آهنگ این جملات و واژه‌ها آشنا شوید تا بهتر بتوانید آنها را با صدای بلند و برای جمع، ادا کنید.
  • درهنگام تعریف داستان و… نباید صرفا متکی به متن باشید. باید بتوانید سرتان را از روی کاغذ بلند کرده و با مخاطبان خود ارتباط چشمی برقرار کنید. وقتی به عنوان گوینده ظاهر می‌شوید باید نقشی فعال و پویا داشته باشید.تنها از روی متن خواندن و جملات را بی حس پشت سر هم ردیف کردن هیچ فایده ای ندارد.
    فن بیان

    فن بیان

۲. به لحن صدای خود و سرعت گفتارتان توجه داشته باشید.

اگر می‌خواهید فن بیان و گویندگی را به‌خوبی در کلام خود رعایت کنید، باید بتوانید سرعت، لحن و بلندی صدای‌تان را تحت کنترل داشته باشید. اگر در هنگام صحبت کردن فقط لحنی ثابت داشته باشید، مخاطبان خود را خسته می‌کنید. هر چقدرهم که محتوای کلام شما جذاب باشد ، باز هم تفاوتی نخواهد کرد و مخاطبان با شما همراه نخواهند شد.

  • وقتی برای تعدادی از مخاطبان صحبت می‌کنید باید سرعت کلام خود را تحت کنترل داشته باشید. طبیعتا سرعت شما باید کمتر از زمانی باشد که در یک مکالمه‌ی عادی گفت‌و‌گو می‌کنید.
  • شمرده صحبت کردن باعث می‌شود تا مخاطبان را با خود همراه سازید و به آن ها اجازه بدهید که درک بهتری از حرف‌هایتان پیدا کند. درهنگام سخنرانی بهتر است که یک لیوان آب به همراه داشته باشید و پس از گذشت مدتی از صحبت‌تان، گلویی تازه کنید. با این کار از سرعت‌تان هم کاسته خواهد شد.

۳. واضح صحبت کنید

بیشتر افراد در هنگام صحبت کردن و سخنرانی واضح و شفاف صحبت نمی‌کنند. شما باید در نظر داشته باشید که مخاطب صحبت‌هایتان را به‌خوبی می‌شنود و درک می‌کند، پس از آهسته صحبت کردن و زیرلب نجوا کردن و نامفهوم بودن کلام بپرهیزید.

  • سعی کنید، بیان درستی داشته باشید. منظور از رعایت بیان مناسب، ادا کردن صداها به‌ درستی است. درواقع به جای تلفظ لغات سعی کنید تا بیان درستی داشته باشید و هر صدا در لغات و کلمات را به‌طور صحیح بیان کنید. برخی حروف مانند «ب، د، ج، پ، ت و ک» در بیان و تلفظ نیاز به تأکید بیشتری دارند. تأکید بر این حروف باعث می‌شود تا واضح‌تر صحبت کنید.
  • کلمات را درست تلفظ کنید. باید معانی واژگانی را که در شعر یا متن سخنرانی و داستان وجود دارند، بدانید. اگر در به خاطر سپردن تلفظ واژه‌ای مشکل دارید، نشانه و یادآوری کوچکی در کنار آن قرار بدهید تا در حین صحبت اشتباه نکنید.
  • در هنگام صحبت کردن نباید زیاد وقفه داشته باشید. مثلا مدام نگویید اممم… و یا از کلماتی استفاده نکنید که عدم تسلط شما را نشان می‌دهند. این کار باعث می‌شود تا حواس مخاطب نیز پرت شود و دیگر به شما توجه نداشته باشد.

ادامه دارد…

 مشاهده مقالات بیشتر 

آشنایی و آموزش اصول و فنون مذاکره در بازاریابی (فصل اول)

زبان بدن در سخنرانی

ده نکته برای تقویت مهارت گفتگو

 

ترفند های فروش

دنیای امروزه ، دنیای تحولات سریع و گسترده در تمام ابعاد است. حال وهوای امروز تجارت نشان از جهانی شدن آن دارد. فرایندی که منجر به حضور و رقابت تنگاتنگ ظرفیت های مختلف تجاری شده است. آنچه به یقین می توان گفت این است که چنانچه کشوری به هر علت نتواند به این موج شتابان فراگیر بپیوندد در آینده ای نچندان دور، در صحنه ی رقابت های بین المللی به حاشیه کشیده می شود و بسیاری از فرصت های کسب و کار را به سود دیگران از دست می دهد.

در بخش مقالات سایت موسسه آموزش عالی امین، سلسله مقالاتی در خصوص ترفند های فروش در بازاریابی را گرد آوری کردیم تا شما عزیزان با فراگیری این ترفند ها بتوانید بهتر، راحت تر و بیشتر فروش داشته باشید.

تکنیک جایگزینی

در مواقعی که مشتری، بیشتر از یک گزینه برای انتخاب دارد و شک دارد که کدام را بردارد، باید از مشتری سوال کنید کدام یکی را دوست داری؟ ما آدم ها همگی خوشمان می آید از اینکه چند گزینه خوب برای انتخاب داشته باشیم. اما اگر فقط یک گزینه برای انتخاب وجود دارد، باید گزینه های جدید ایجاد کنید:

گران است؟ ما تخفیف می دهیم، چقدر نقد دارید؟ قسط می بندیم.

تکنیک مراقبت

مشتری باید این را احساس کند که اگر در انتخاب او اشتباهی صورت میگیرد، شما مراقب اوضاع هستید و او را تنها نمی گذارید. این حس، حس بسیار خوبی برای مشتری است. اینکه در هنگام فروش،به چه نحوی می توانید از این تکنیک استفاده کنید، به خودتان بستگی دارد. مشتریان، حتی در آخرین لحظات خرید هم شک دارند.در این مواقع، اگر شما به آنها اطمینان بدهید که هیچ دلیلی برای نگرانی وجود ندارد و شما مراقب همه چیز هستید، خیالشان راحت می شود و  به سمت یک خرید بزرگ نزدیک می شوند.

ترفند های فروش

ترفند های فروش

 تکنیک ثانویه

یکی دیگر از ترفند های فروش در بازاریابی ، تکنیک ثانویه است. اگر مشتری شما خریدار ماشین است، روی یک بحث ثانویه در خرید ماشین تمرکز کنید، نه روی بحث اصلی خرید. مثلاً بگویید رنگش چطور است، این رنگ را دوست دارید؟ رنگ، یک عامل ثانویه است. اصل قضیه، خود ماشین است، و شما با این سوال، فروش را به سمت نهایی شدن می برید.

تکنیک زاویه تند

در این تکنیک از مجموعه ترفند های فروش در بازاریابی ، شما باید براساس مخالفت ها پیش بروید. مثلاً مشتری می گوید: این هزینه اش خیلی بالا است، شما باید در پاسخ بگویید که: اگر قسطی کنیم، می توانید همین را بردارید؟ می گوید: آخر من این را فردا احتیاج دارم، شما می گویید: خوب، اگر بتوانم تا غروب برایتان آماده اش کنم، چطور؟ یعنی تا مشتری مخالفت کرد، شما از همان زاویه، راه را می بندید.

ادامه دارد…

 مشاهده مقالات بیشتر 

هفت قانون فروش موفق

۲۱نکته برای تبدیل شدن به فروشنده حرفه ای

کتاب”قانون طلایی فروش”