مدیر بازاریابی

در دنیای رقابتی امروز، نقش مدیر بازاریابی در موفقیت سازمان هر روزسنگین‌تر می‌شود. مدیر بازاریابی باید همه‌ فن‌حریف باشد و در عین اینکه توانایی تحلیل منطقی داده‌های جمع‌آوری‌شده از بازار را دارد، خلاقیت کافی برای ایجاد تمایز از رقبا را هم در خود بپروراند. در این مقاله، به نکاتی اشاره می کنیم  که هر مدیر بازاریابی برای دستیابی به موفقیت، به آنها نیاز دارد.مطالعه ی این نکات به شما کمک خواهد کرد اطلاعات بیشتری درمورد وظایف و عوامل موفقیت یک مدیر بازاریابی داشته باشید.

بیشتر مردم بر این باور اند که «خودِ کالا مهم نیست، مهم این است که آن را چطور به فروش برسانید».

این جمله در دنیای امروزی که درباره‌ی بیشترِ کالاها بازار رقابتی وجود دارد و خریدار می‌تواند کالای مورد نیازش را به انتخاب خودش از بین گزینه‌های مختلف انتخاب کند، تا حدی اغراق ‌آمیز است و بیشتر برای شرایط «مونوپولی» یا «الیگوپولی/ انحصار چندجانبه» کاربرد دارد که تعداد فروشنده‌ها محدود و خریداران فراوان هستند.

در محیط رقابتی، کالا نیز اهمیت بالایی دارد و باید چند نیاز یا تقاضای مشتری را رفع کند. کارمندان بخش بازاریابی باید محصول را برای مخاطب مفهوم‌ سازی کنند، آن را راه‌اندازی کنند و بازخورد بگیرند. جای تعجب نیست که وظیفه‌ی مدیربازاریابی در سازمان، یک وظیفه‌ی استراتژیک محسوب می‌شود و کارمندان بخش بازاریابی به‌تدریج به سِمت‌های مدیریتی و حتی هیئت‌مدیره ارتقا پیدا می‌کنند.

در مقایسه با مدیران بخش فنی و بخش منابع انسانی، احتمال اینکه مدیر بازاریابی به مدیریت ارشد شرکت برسد، بیشتر است.وظیفه های مدیربازاریابی بسیارسخت است، زیرا علاوه بر تلاش فراوان، به مهارت های ارتباطی، قدرت مفهوم‌ سازی، مهارت‌های بین‌فردی و توانایی فعالیت در فشار کاری بالا نیز احتیاج دارد. در ادامه این مقاله ،به ۱۱ نکته مهم می‌پردازیم که شما را به یک مدیر بازاریابی موفق تبدیل می‌کند.

🔱۱. آگاه باشید که در ذهن مصرف‌کننده چه می‌گذرد

توسعه‌ی برند یا برندهای شرکت، یکی از مهم ترین وظایف مدیر بازاریابی است.در واقع با توسعه‌ی برند به توسعه‌ی محصول کمک می کنیم تا نیاز یا مشکل مصرف‌کننده را تشخیص بدهیم.

مدیر بازاریابی باید در کنار برندسازی، خودِ شرکت را هم توسعه بدهد. مدیر ارشد بازاریابی ممکن است درگیر طراحی و ساخت لوگو، تعریف و طراحی محصول، توسعه، برندسازی، کمپین‌های تبلیغاتی، آزمون بازاریابی، راه‌اندازی شبکه‌ی توزیع و … باشد. درک روحیات مصرف ‌کننده و برنامه ریزی برای برندسازی براساس آنها، مهم‌ترین عامل موفقیت هر مدیر بازاریابی است.

🔱۲. ذات فروش را درک کنید

مدت زیادی است که در سلسله‌مراتب سازمانی، جایگاه مدیر بازاریابی بالاتر از تیم فروش قرار می‌گیرد، تیم بازاریابی درگیر فرایند خرده فروشی نمی‌شود بلکه این کار، جزو وظایف مدیران فروش و مدیران اجرایی است. بنابراین،یکی از نکات مهم این است که افراد بخش بازاریابی با بخش فروش، ارتباط نزدیکی داشته باشند و هنر فروش را از نزدیک مشاهده کنند.

مدیر بازاریابی نیاز دارد مهارت‌های فروش را یاد بگیرد تا به‌وسیله‌ی آنها بتواند افراد شرکت را برای پذیرفتن استراتژی‌، ایده‌ها، تعریف وظایف و تصمیمات خود متقاعد کند. درست است که مدیر بازاریابی لازم نیست کار فروش در خرده‌فروشی‌ها را انجام بدهد، اما خوب است که روحیات مشتری و پویایی خرده‌فروشی را درک کند. خرده‌فروشان نقش مهمی در گسترش برند در لحظه‌ی خرید دارند و این نقش نباید از چشم مدیر بازاریابی دور بماند.

🔱۳. ایده پردازی کنید و پرشور باشید.

اصولا ایده‌ی اولیه‌ی کالاهای جدید از سمت بازاریابی می‌آید و در مرحله بعد به مدیران ارشد منتقل می‌شود. درصورتی‌ که مدیریت با ایده موافقت کند، به بخش فنی منتقل شده تا امکان اجرای محصول جدید سنجیده شود. مدیر بازاریابی باید ایده پردازی کند و نسبت به شغلش، کالا و ارائه‌ی آن به بازار، شور و شوق نشان بدهد. اگر مدیر بازاریابی انرژی و ذوقی نداشته باشد، هرقدرهم که شرکت برای پروموشن‌ها هزینه کند، بی‌فایده خواهد بود.

انرژی بخش بازاریابی باید در تمام شرکت نفوذ و به قسمت های دیگر هم سرایت کند. همین موضوع احتمال موفقیت کالا و برند را بالا می‌برد.

🔱۴. جرئت و قدرت انجام هم زمان، چند کار را داشته باشید.

برخلاف مهارت‌های دیگر، مدیر بازاریابی باید مهارت این را داشته باشد که به‌طور همزمان روی چند کار تمرکز کند و آنها را به سرانجام برساند. مدیر بازاریابی باید هم بتواند داده‌های ثانویه را تحلیل کند، هم مصاحبه‌ی اولیه را انجام بدهد، هم بازخورد مشتریان درباره‌ی کالاهای جدید را بررسی کند و هم تیم توسعه را هدایت کند.

او باید با تیم‌های تبلیغات، فروش و روابط عمومی ارتباطاتی نزدیک داشته باشد تا به نتایج مطلوب برسد. همچنین باید بتواند گزارش‌ها و یافته‌ها را به‌ موقع به مدیریت برساند تا بتواند نظر او را جلب کند. تمام این قابلیت‌ها، یعنی اینکه مدیر بازاریابی باید مهارت ارتباط مؤثر، مهارت ارائه، قدرت تحلیل نرخ بازگشت سرمایه‌‌ و کمپین‌های ترویجی را داشته باشد.

در شرکت‌هایی که بخش روابط عمومی ندارند، این وظیفه‌ی مدیر بازاریابی است که با رسانه‌ها در ارتباط باشد و تصویر شرکت را ارتقا بدهد. در مواقعی هم که تصویر شرکت به‌دلیل اتفاقاتی خراب شده است، بخش بازاریابی باید تسلط کنترل شرایط را داشته باشد تا تصویر شرکت را در نظر رسانه‌ها بهبود بخشد.

ادامه دارد…

 مشاهده مقالات بیشتر 

برسی خدمت عارضه یابی بازاریابی و فروش

۱۳ راه برای جذب مشتری

۱۰ تکنیک روانشناسی برای مدیریت بازاریابی،افزایش فروش و مشتری

فروش موفق

فروش موفق همچون آشپزی ترکیبی از علم و هنر است. هیچ گاه بدون این هفت ماده اولیه،به آشپز خانه نروید. اگر برای اماده کردن غذای خود،یکی از آن هارا نداشته باشید و یا آن‌ها را با نسبت اشتباهی ترکیب کنید،هیچ فروشی آغاز نمی شود.

از مثال دیگری استفاده می کنیم. فروش مثل شماره‌ گرفتن یک شماره تلفن هفت‌رقمی است. اگر می‌خواهید با فرد،ارتباط برقرار کنید، باید این اعداد را به طور صحیحی وارد کنید. در فروش نیز باید از این مراحل مشخص شده هفت ‌مرحله‌ای پیروی کنید تا بیشترین مقدار فروش، فروش مجدد و مشتریان معرفی‌شده را برای خود تضمین کنید.

🔱قانون اول: شناخت مشتریان واقعی

ممکن است مشتریان احتمالی زیادی برای محصولات و خدمات شما وجود داشته باشند، اما همه آن‌ها مشتریان احتمالی مناسب شما نیستند. اغلب مشتریان احتمالی برای شرکت شما و محصولات و خدمات شما مناسب نخواهد بود.

خریداران اصلی محصولات و خدمات شما چه کسانی می باشند؟برای فروش موفق در بیشترکسب ‌و ‌کارها، ۲۰ درصد مشتریان، ۸۰ درصد محصولات و خدمات را می‌خرند.تنها کار مهم شما، پیدا کردن آن قسمت ۲۰ درصدی مشتریان است. اگر در کار معامله سهام هستید، باید به دنبال مشتریانی باشید که بیش از همه معامله می‌کنند. اگر در کار فروش تبلیغات هستید، باید مشتریانی را پیدا کنید که بیشترین تبلیغات را می‌خرند.

این قضیه کاملا آشکار است، اما بسیاری از صاحبان کسب ‌و ‌کارها، هیچ گونه شناختی از بهترین مشتریان خود ندارند. افراد تیم خدمات مشتری، بازاریابی و نیروی فروش خود را گرد‌هم آورید تا درباره بهترین خریداران بازار صحبت کنند.

اولین کار شما تشخیص مشتریان واقعی از افراد عادی است. وقت کافی اختصاص بدهید و سوالاتی را بپرسید. انرژی و منابع فروش شما محدود هستند. نمی‌توانید آن‌ها را برای اشخاصی هدر دهید که نمی‌توانند یا نمی‌خواهند از شما خرید کنند.

مشتری احتمالی مناسب ،یک سری ویژگی‌هایی دارد که می‌توان آن‌ها را به این گونه طبقه‌بندی کرد:

  • مشکل: مشتری احتمالی مشکلی شفاف و مشخص دارد که محصول و خدمت شما آن‌را حل می‌کند.
  • زمان‌بندی: مشتری احتمالی نیازی واقعی دارد که توسط محصولات و خدمات شما برآورده می‌شود و هم‌اکنون این نیاز وجود دارد.
  • درد: مشتری ناراضی است و یا ناخرسندی‌هایی‌ دارد که برطرف کردن آن‌ها از عهده محصولات و خدمات شما ساخته است.
  • ارزش: مشتری احتمالی هدف مشخصی دارد که با کمک محصولات و خدمات شما با هزینه‌ای بسیار کمتر از ارزش خود هدف، می‌تواند به آن دست یابد.
  • نتیجه: مشتری احتمالی نیازی دارد و یا می‌خواهد به نتایج مشخصی دست یابد و محصولات و خدمات شما باعث می‌شود که سریع‌تر،راحت تر و ارزان ‌تر به آن نتیجه دست یابد و بدون استفاده از این محصولات و خدمات چنین امکانی برایش میسر نمی‌شد.

شفافیت از مهم ترین نکات در هر شرایطی و فروش موفق است. شما و مشتری احتمالی باید به‌ طور آشکاری بدانید که چه نیاز، مشکل، هدف، نتیجه یا دردی وجود دارد و چرا محصول یا خدمت شما روشی مقرون‌ به ‌صرفه برای مواجهه با آن‌هاست.

فروش موفق

فروش موفق

🔱قانون دوم: ایجاد حس اعتماد و صمیمیت

با‌ وجود همه تخصص‌هایی که در فرایند فروش مورد استفاده قرار می‌گیرد، اکثریت قریب ‌به ‌اتفاق تصمیمات خرید بر پایه احساسات، مخصوصا احساس خریداران (یا اطرافیان آن‌ها) نسبت به محصول و فروشنده اتخاذ می‌شود. نوع احساس خریدار به فروشنده، نوع احساس او نسبت به کل شرکت را شکل می‌دهد.

بهترین فرایند فروش فرایندی است که طی آن، مشکلات مصرف‌کننده را ( با جزئیات واقعی ) به او گوشزد کرده و سپس مزایای حاصل از راه‌حل‌های خود را به او نشان می‌دهید. البته، بزرگ‌ترین بخش فروش تا بعد از فروش ادامه پیدا می‌کند.

وقتی فروشی را انجام می‌دهید، باید خدمت یا محصول را تحویل دهید و مطمئن شوید که به‌طور رضایت‌ بخشی نصب شده و مورد استفاده قرار می‌گیرد و تا زمان مشخصی بعد از فروش، پاسخگوی شکایات و نگرانی‌های مشتریان باشید. به همین دلیل، مشتری در ابتدا به‌دنبال ارتباط است. تا زمانی که مشتری نگران است، ارتباط با فروشنده بسیار مهم‌تر از خود محصول یا خدمت است.

قانونی با عنوان «قانون تلاش غیر‌مستقیم» در فروش وجود دارد

بر اساس این قانون هرچه بر ارتباطات (رویکرد غیرمستقیم) تمرکز کنید، فروش بهتری خواهید داشت. اما هرچه بیشتر بر فروش تمرکز کنید و ارتباطات را نادیده بگیرید، احتمال فروش یا برقراری ارتباط خوب با مشتری ضعیف‌تر خواهد شد.

اعتماد و اعتباراز مهم‌ترین عوامل در ارتباطات فروش هستند. مشتری باید کاملا به شما (فروشنده) اعتماد کند و اطمینان قطعی داشته باشد که به تعهدات خود عمل خواهید کرد. مشتری باید معتقد باشد که کارایی محصول و خدمت شما همان است که در ابتدا گفته‌‌ بودید و به همان ترتیب هم باقی خواهد ماند.

صحبت به فروش منجر نمی‌شود. بین تعداد سوالاتی که درباره نیازها و خواسته‌های مشتری می‌پرسید و قدرت ارتباطی که شکل می‌دهید، رابطه ای مستقیم وجود دارد. صحبت به فروش منجر نمی‌شود، پرسیدن به فروش منجر می‌شود.

علاوه بر این 

بین گوش ‌دادن دقیق به پاسخ‌های مشتریان و میزان علاقه و اعتماد مشتری به شما رابطه مستقیمی وجود دارد.حقیقت این است که گوش دادن رابطه اعتماد را به وجود می می آورد. برای ایجاد ارتباطی قابل ‌اعتماد بین فروشنده و مشتری، هیچ راهی سریع‌تر و موثرتر از پرسیدن سوالات بسیار از مشتری و گوش سپردن دقیق به پاسخ‌ها نیست.

هر‌چه دقیق‌تر به سخنان مشتری گوش بدهید ، علاقه و اعتماد او به شما به تدریج بیشتر شده و پذیرای محصولات و خدمات شما خواهد بود. سوالات، کلید کار و اعتماد، عامل حیاتی در این فرایند هستند.

 مشاهده مقالات بیشتر 

تاثیر هدایای تبلیغاتی قبل از فروش

۱۰ استراتژی برای افزایش فروش موفق

کتاب”قانون طلایی فروش”

رضایت مشتری

مشتریان، مهم‌ترین و دارایی هر کسب ‌و کار هستند. در بازار رقابتی عصر حاضر، هر کسب‌ و کاری باید بتواند رضایت مشتری را حفظ کند. مشتریان راضی،دوباره برمی‌گردند و خرید می‌کنند. بر اساس آمار، هزینه‌ ی حفظ یک مشتری تقریبا یک‌ دهم هزینه‌ ای است که برای جذب مشتری جدید انجام می‌گیرد.

بنابراین هنگامی‌که مشتری جدیدی را به‌دست می‌آوریم، باید آن را حفظ کنیم. اما حفظ مشتری بدون ایجاد حس رضایت در او امکان‌ پذیر نخواهد بود.در نتیجه ، اندازه گیری رضایت مشتری از مهم‌ترین مسائل هر کسب و کاری به‌ شمار میرود.

 🔱چرا رضایت مشتری اهمیت دارد؟

معمولا موارد نارضایتی از یک شرکت یا کسب ‌وکار، بیشتر از نکات مثبت آن در ذهن مشتری باقی می‌ماند، اما دلیل آن چیست؟

برای پاسخ به این سوال، قبل از هر چیز به انتظارات مشتری برمی‌گردد. هنگامی‌که از محصولات یا خدمات یک شرکت استفاده می‌کنیم، انتظار داریم عالی و بی‌نقص باشند. آیا هنگامی‌که محصولی را خریداری می کنیم و آن محصول به‌خوبی کار می‌کند، ذوق زده می شوید که این محصول خوب کار می‌کند؟ خیر، چون انتظار دارید که دقیقا همین‌طور باشد؛ چون بابت آن هزینه ای پرداخت کرده‌اید.

دلیل دیگری نیز برای اهمیت رضایت مشتری وجود دارد و آن استانداردهای سخت‌گیرانه در بازار امروز است. انتظارات مشتریان هر روز بالاتر می‌رود.

زندگی امروزی به‌دلیل افزایش روزافزون استرس پیچیده‌تر شده است. در چنین شرایطی راضی نگه‌داشتن مشتریان بسیار دشوار است. حتی اگر مشتریان کاملا از خدمات‌ و محصولات‌تان رضایت داشته باشند، باز هم این احتمال وجود دارد که بخش زیادی از آن ها شما را رها کنند و به‌ سوی رقیبان‌تان بروند .

 🔱اندازه گیری رضایت مشتری

کسب ‌و کاری که می‌خواهد در دنیای تجارت امروز پایدار باقی بماند، باید همیشه رضایت مشتری را درنظر بگیرد. ارتباط مستقیم با مشتریان به صاحبان کسب ‌و کار ،کمک می‌کند تا صحیح یا غلط بودن مسیر کار خود را تشخیص دهند. بازخوردهای غیررسمی مشتریان برای هر شرکت بسیار ارزشمند است.

در نتیجه ، کنترل این بازخوردها در کسب‌ وکار های بزرگ بسیار دشوارتر از مغازه‌های کوچک است. به همین دلیل ، اندازه گیری رضایت مشتری و پیگیری آن از طریق نظرسنجی ضروری است.

رضایت مشتری

اجرای برنامه‌ی رضایت مشتری فقط به برگزاری نظرسنجی‌ها ختم نمی‌شود. نظرسنجی‌ها فقط نشان می‌دهند که کدام بخش از شرکت به توجه و رسیدگی بیشتری نیاز دارد. نظرسنجی، راحت ترین بخش برنامه‌ی رضایت مشتری است. پس از بررسی تمام نظرسنجی‌ها، شرکت باید نسبت به رفع نقاط ضعف خود اقدام کند.

 

در بیشتر موارد، یک پیشرفت بزرگ و پایدار به تغییر اساسی در شرکت نیاز دارد. این کار ممکن است شامل آموزش کارکنان و همراه با تغییراتی باشد. نتیجه‌ی کار به دلیل ازدست‌ دادن مشتری کمتر، افزایش سهم بازار، حق اشتراک، قوی‌تر شدن برند و رضایت کارکنان باید از نظر مالی به سود شرکت تمام شود.

 🔱بااین‌حال، برای تمام این پیشرفت ‌ها هزینه‌ای را باید در نظر بگیریم.

این هزینه‌ها شامل، هزینه‌ی تحقیقات بازاریابی، زمان صرف ‌شده برای برنامه ریزی، هزینه‌ی آموزش برای بهبود خدمات‌رسانی بهتر به مشتری و..می باشد. در نتیجه، نظرسنجی‌های رضایت مشتری چیزی فراتر از یک نظرسنجی است و فقط زمانی موفقیت‌ آمیز خواهد بود که توسط سطوح مدیریت ارشد پشتیبانی شود.

 🔱بخش‌های اصلی برنامه‌ی رضایت مشتری

در هر برنامه‌ی رضایت مشتری، ۶ بخش وجود دارد که ما در این مقاله، به بررسی دو مورد اول می‌پردازیم.

چه کسانی مخاطب اصلی نظرسنجی هستند؟

چه چیزی باید اندازه‌گیری شود؟

مصاحبه چگونه انجام می شود؟

اندازه گیری رضایت مشتری چگونه انجام شود؟

نتایج نظرسنجی چگونه شرح داده می‌شوند؟

چگونه از نظرسنجی‌های رضایت مشتری برای تأثیرگذاری بیشتر استفاده کنیم؟

مخاطبان این نظرسنجی‌ها چه کسانی می باشند؟

 

🔱ادامه دارد…

 مشاهده مقالات بیشتر 

۱۳ راه برای جذب مشتری

چند نکته طلایی و مهم در مشتری مداری

۱۰ تکنیک روانشناسی برای مدیریت بازاریابی،افزایش فروش و مشتری

هدایای تبلیغاتی

هدایای تبلیغاتی چیست و چه تأثیری بر جذب مشتری دارد؟ قبول کنید که همه‌ ی ما عاشق دریافت هدیه هستیم. تخفیف و هدیه هایی که دریافت می‌کنیم، حال‌مان را عوض می‌کند.

همین حال است که بازاریابان را به سمت تهیه و تدارک هدایای تبلیغاتی می‌برد. آنها از احساس ما نسبت به هدایای تبلیغاتی بهره می‌برند و کاری می‌کنند که بیشتر درباره‌ی محصول و برندشان صحبت کنیم.

🔱هدایای تبلیغاتی قبل از فروش

وقتی شرکت‌های گوناگون برای اولین بار محصولی تازه را راهی بازار می‌کنند، معمولا نمونه‌هایی از محصول را به طور رایگان در اختیار مشتریان قرار می‌دهند. فرقی ندارد که این محصول جدید کیک باشد یا عطر، این ایده برای تمام محصولات مصرفی اجرایی است.
واقعیت این است که همه‌ی ما ،از محصولات رایگان خوشمان می آید و وقتی شرکت‌ها در قالب هدایای تبلیغاتی، محصولی را رایگان در اختیارمان می‌گذارند، برای یک‌ بار هم که شده آن را امتحان می‌کنیم.

اگر خوش‌مان آمد مصرف می کنیم و خرید را تکرار می‌کنیم و اگر نه، دور آن محصول را خط می‌کشیم.
پس این فکر بازاریابان در اهدای تبلیغات قبل از فروش بسیار هوشمندانه می باشد.

شرکت‌ها معمولا هدیه های تبلیغاتی‌شان را در اختیار مشتریانی که هدف‌گذاری کرده‌اند، قرار می‌دهند. این مشتریان در فروشگاه‌های مقصد و مورد نظر بازاریابان مشغول به‌خرید هستند و با اهدای یک نمونه ‌ی رایگان و سایر انواع هدایای تبلیغاتی با محصولات آشنا می‌شوند.

🔱نمونه و بسته‌های کاملا رایگان از محصول

گاهی اوقات، برخی فروشگاه‌ها مانند آمازون، بسته ‌ای رایگان از محصولات مانند کتاب به مشتریان پیشنهاد می‌کنند.

شاید این گونه به ‌نظر برسد که این پیشنهاد قبل از آنکه تبلیغی برای فروش بیشتر باشد، باعث ضرر ناشر، نویسنده و سایت می‌شود، ولی باید این گونه بگوییم که اصلا این‌ طور نیست.

هدایای تبلیغاتی

هدایای تبلیغاتی

تجربه ثابت کرده است که چنین ترفند تبلیغاتی ‌ای ، موجب می‌شود تا مخاطبان با مطالعه ‌ی بسته‌ ی رایگان درباره‌ی سایر آثار نویسنده کنجکاو شود و به‌دنبال تهیه محصولات بیشتری باشند.

این علاقه‌ی شکل‌گرفته در مخاطب، باعث می‌شود تا مشتریان به سمت خریدهای بعدی و بعدی پیش بروند.
برای مثال در آمازون این شیوه از هدایای تبلیغاتی معمولا برای کتاب‌های پرفروش انجام می‌شود و مخاطبان به دلیل جاذبه‌ی این آثار حتی پس از خروج‌شان از حالت هدیه و رایگان، آن را می‌خرند.

🔱فروش کالاهای جانبی

گاهی‌ اوقات نیز شرکت‌ها با اهدای بُن تخفیف و یا محصول و کالاهایی به شکل نمونه و رایگان، باعث جذب مشتری به سمت فروشگاه‌ها می‌شوند.

وقتی مخاطب با پای خودش و تصمیم خودش به فروشگاه بیاید، کارکنان بخش فروش به آنها محصولات دیگری را نیز پیشنهاد می‌کنند و مشتریان را با اقلام مرتبط دیگر آشنا می‌کنند.
به عنوان مثال : فروشگاهی که به مشتریان بُن تخفیف خرید عطر خاصی را پیشنهاد می‌دهد با حضور مشتری برای دریافت این هدیه تبلغاتی در فروشگاه، پیشنهادهای متنوع دیگری نیز در اختیارش می‌گذارد.

یعنی به کمک هدایای تبلیغاتی، بازاریابان اقدامی مهم را به ‌ثمر می‌رسانند: باز کردن پای مشتری تا آخرین مقصد فروش.

🔱افزایش اعتبار و شهرت

با استفاده از برگزاری و ایجاد کمپین‌های تبلیغاتی و اهدای جوایز و هدایا در شکلی عام و گسترده، شرکت‌ها حسن شهرت پیدا می‌کنند.

همه درباره‌ی آن ها بحث و گفتگو خواهند کرد و بر سر زبان‌ها خواهند افتاد.

همچنین باید بدانید که هدایای تبلیغاتی چیست و چگونه باید فرآیندهای آن را مدیریت کنید.
اهدای جوایز، تخفیف‌ها و… در قالب حمایت‌گری برنامه‌های تلویزیونی و رادیویی و… باعث افزایش روزافزون شهرت برند می‌شود.

هدایای تبلیغاتی

هدایای تبلیغاتی

🔱نکاتی در مورد تاثیر هدایای تبلیغاتی

• اگر بدانید هدایای تبلیغاتی چیست و چه کمکی به شما می‌کند، به واسطه آن شبکه‌های ارتباطی خود را با مخاطب گسترده خواهید کرد و می‌توانید از طریق شبکه‌های اجتماعی این تداوم رابطه را تضمین کنید.
• به کمک هدایای تبلیغاتی می‌توانید با مخاطبان و مشتریان بالقوه ارتباط برقرار کنید و برای ادامه‌ی ارتباط و تعامل روی آنها حساب کنید.
هدایای تبلیغاتی درعین حال که روشی بسیار تاثیر گذار در جذب مخاطب هستند، هزینه‌ی کمی دارند و مدیریت فرآیند اقدامات بازاریابی لازم برای آنها بسیار راحت و قابل‌پیش‌ بینی است.• هدایای تبلیغاتی باعث می‌شوند تا محصولتان با هیجان و انگیزه برای مشتری معرفی شود. مخاطبان از آن حس هیجان و انگیزه حال خوبی میگیرند و بر سر زبان‌ها می‌افتید.
• هدایای تبلیغاتی می‌توانند روش خوبی برای قدردانی از مشتریانتان باشد.
• همه از دریافت جایزه وبرنده شدن در قرعه‌کشی و… لذت می‌برند. پس با اهدای جوایز و برگزاری قرعه‌کشی‌ها می‌توانید نقش خوبی در ایجاد جاذبه و هیجان میان مخاطبان‌تان داشته باشید.

 مشاهده مقالات بیشتر 

۴۰ روش اصول فن بیان درهنگام برخورد با مشتری

۱۰ تکنیک روانشناسی برای مدیریت بازاریابی،افزایش فروش و مشتری

تقویت کسب ‌و کار در شرایط رکود اقتصادی

 

خرید خانه

می توان گفت امروزه یکی از دغدغه های هر زوجی، خرید خانه می باشد چرا که هم هزینه‌ی زیادی برای آن باید پرداخت کنند و هم به احتمال زیاد به این زودی‌ها اقدام به تعویض خانه‌شان نخواهند کرد. به همین دلیل لازم است هنگام خرید منزل، به چند نکته حقوقی توجه کنید تا در آینده مشکلی پیش نیاید. در این مقاله، به بخشی از این نکات حقوقی برای خرید خانه اشاره می‌کنیم:

۱. اعتماد  داشتن از مالکیت فروشنده

اولین نکته‌ای که در خرید هر ملک یا خانه‌ای وجود دارد، حصول اطمینان از مالکیت فروشنده است. البته این نکته تنها مختص به خرید خانه نبوده و در تمامی خرید و فروش‌ها برقرار است. ولی ممکن است در خصوص خرید خانه، به‌دلیل هزینه‌ی زیادی که صرف می‌شود، اهمیت بیشتری داشته باشد.

برای اطمینان حاصل کردن از مالکیت فروشنده باید به اسناد مالکیت او توجه کرد. اگر ملک مورد معامله دارای سند رسمی است، سند مربوطه باید به‌دقت بررسی شده و از درج نام صحیح و کامل فروشنده به عنوان مالک، اطمینان حاصل شود.زمانی که هنوز سند رسمی به نام فروشنده صادر نشده است و او می‌خواهد ملک را به استناد مبایعه‌نامه (قولنامه) به فروش برساند، لازم است درج نام او به عنوان خریدار در مبایعه‌نامه بررسی شود.

۲. دارا بودن شرایط اختیار فروش ملک

گاه ممکن است شخصی به وکالت از دیگری قصد فروش ملکی را داشته باشد. در این فرض علاوه بر حصول اطمینان از مالکیت موکل (شخصی که برای فروش وکالت داده است) به صورتی که در بند پیشین گفته شد، صحت وکالت اعطا شده نیز باید بررسی شود.

به عبارت دیگر باید بررسی شود که آیا وکیل، اختیار فروش ملک از طرف مالک را دارد یا وکالتنامه‌ی موصوف، اختیاری به‌غیر از فروش خانه را به وکیل اعطا کرده است. در صورتی که صراحتا در وکالتنامه اختیار فروش ملک مورد معامله به وکیل داده نشده باشد، وکیل حق انجام چنین معامله‌ای را ندارد و خریدار باید از معامله کردن با وی اجتناب کند و به سراغ مالک اصلی برود.

هم‌چنین از معتبر بودن وکالتنامه باید اطمینان حاصل کرد.

چراکه ممکن است تاریخ وکالتنامه منقضی شده یا موکل، وکیل را پیش‌تر عزل کرده باشد. بنابراین با انجام یک استعلام، می‌توان از به‌روز بودن و معتبر بودن وکالتنامه مطمئن شد.

علاوه بر این، در معاملاتی که به استناد مبایعه‌نامه صورت می‌پذیرند، خریدار باید اطمینان حاصل کند که فروشنده (که در این فرض شخصی است که نام او به عنوان خریدار در مبایعه‌نامه ذکر شده) از حق فروش خانه منع نشده باشد. توضیح آن‌که گاهی اوقات شخص ملکی را به این شرط خریداری می‌کند که تنها خود از آن استفاده کرده و از انتقال آن به دیگری خودداری کند.

خرید خانه

خرید خانه

در این صورت، معامله‌ای که شخص اخیر در مورد ملک مذکور انجام می‌دهد صحیح نیست. برای نمونه، محمدرضا به موجب یک مبایعه‌نامه، خانه‌ای را از حسن می‌خرد. هرگاه در مبایعه‌نامه ذکر شده باشد که محمدرضا برای مدتی معین حق فروش خانه را به دیگری ندارد، معامله‌ای که محمدرضا در مدت مزبور در مورد خانه انجام دهد صحیح نیست.

بنابراین لازم است که خریدار، علاوه بر بررسی صفحه‌ی اول مبایعه‌نامه که معمولا به درج نام طرفین مبایعه‌نامه اختصاص دارد و حصول اطمینان از مالکیت فروشنده، سایر مواد مبایعه‌نامه را نیز بررسی کند تا مطمئن شود فروشنده علاوه بر مالکیت، حق انتقال ملک را نیز دارد.

۳. مطابقت دادن مشخصات مندرج در سند با ملک

لازم است نشانی ملک، پلاک ثبتی، حدود اربعه و کد پستی آن تا حد امکان با اطلاعات مندرج در مبایعه‌نامه یا سند تطبیق داده شود و در صورت وجود مغایرت، از انجام معامله پیش از اصلاح سند خودداری شود.

۴. در رهن یا بازداشت نبودن ملک

نکته‌ی حقوقی دیگر که در خرید خانه باید مورد توجه قرار گیرد، آزاد بودن ملک یا به‌اصطلاح حقوقی طِلق بودن آن است. گاه ممکن است فروشنده‌، خانه‌ی خود را برای گرفتن وام در رهن بانک گذاشته یا اینکه ملک در اجرای حکم صادر شده از مراجع قضایی بازداشت شده باشد.

در این فرض هرچند اصولا تنظیم مبایعه‌نامه امکان‌پذیر است ولی تنظیم سند رسمی به نام خریدار، منوط به فک رهن یا رفع بازداشت از ملک است. بنابراین در این موارد توصیه می‌شود که مراحل لازم جهت انجام امور فوق توسط فروشنده به عمل آید تا تنظیم سند رسمی با مشکل مواجه نشود.

یکی از بهترین راهکارهای موجود در این خصوص این است که فروشنده به خریدار وکالت فک رهن یا رفع بازداشت اعطا کند و خریدار نیز بخشی از پول خرید خانه (ثمن معامله) را به این کار اختصاص بدهد.

خرید خانه

خرید خانه

یعنی به‌جای آن‌که تمامی ثمن معامله را به فروشنده پرداخت کند، مقداری از آن را صرف پرداخت دین یا تعهد مالی‌ای نماید که ملک فروشنده به دلیل آن در رهن یا بازداشت قرار دارد. سپس با وکالتنامه‌ای که از فروشنده دراختیار دارد، مبادرت به انجام امور فک رهن یا رهن بازداشت کند.

۵. گرفتن مفاصاحساب‌ های لازم

پیش از فروش ملک، فروشنده باید تعهدات مالی مربوط به خانه را پرداخت کند و مفاصاحساب‌های مربوطه را به خریدار تحویل دهد. ازجمله‌ی این موارد، مفاصاحساب شهرداری در خصوص پرداخت عوارض نوسازی است. دریافت مفاصاحساب دارایی هم ضروری است. هم‌چنین در خصوص آپارتمان‌ها، فروشنده باید گواهی عدم وجود شارژ معوقه را تحویل خریدار دهد.

۶. تعیین تکلیف قرارداد اجاره‌ی ملک

گاه ممکن است ملک مورد معامله در اجاره‌ی دیگری باشد. هرچند از نظر قانونی و در صورت عدم وجود شرط خلاف، انتقال مالکیت عین مستأجره (ملک اجاره شده) با مانعی روبه‌رو نیست ولی بهتر است قبل از خرید خانه و تنظیم سند، تکلیف قرارداد اجاره با حضور مستأجر روشن شود. هرگاه توافق بر این است که قرارداد اجاره نیز به مالک جدید منتقل شود، اقدامات لازم در این خصوص به عمل آید.

۷حصول اطمینان از درج انشعابات آب، برق و گاز در سند

اصولا انشعابات آب، برق و گاز هر ملک به همراه آن به فروش می‌رسد. با این حال لازم است که از درج آنها در مبایعه‌نامه یا سند اطمینان حاصل شود. در خصوص تلفن این اصل وجود ندارد و خط تلفن تنها در صورتی همراه ملک به خریدار منتقل می‌شود که در اسناد انتقال ذکر شده باشد. به همین دلیل در خصوص خط تلفن باید دقت بیشتری به‌خرج داد.

خرید خانه

خرید خانه

۸. تصریح به انتقال پارکینگ و انباری

هرگاه توافق طرفین بر این است که ملک همراه با پارکینگ و انباری به فروش برسد، لازم است این موضوع به همراه مشخصات دقیق آنها در مبایعه‌نامه یا سند ذکر شود.

هم‌چنین هرگاه ملکی بیش از یک پارکینگ داشته و تمامی آنها قرار است منتقل شود، این موضوع باید به طور واضح در اسناد قید شود. در غیر این صورت فروشنده الزامی به این انتقال ندارد.

هرچند کنترل موارد فوق برعهده‌ی سردفتر یا صاحب بنگاهی است که مبادرت به تنظیم سند یا مبایعه‌نامه می‌کند، با جود این، به‌دلیل پاره‌ای ملاحظات لازم است که خودِ خریدار نیز این موارد را بررسی و کنترل کند.

 

 مشاهده مقالات بیشتر 

اهمیت مشاوره حقوقی ویژه صنف املاک

دوره های کاربردی و مفید مشاور حقوقی

ویژگی های یک کارشناس یا مشاور حقوقی و وظایف آن

 

مدیریت کسب و کار

حتما لازم نیست یکی از ۵۰۰ یا حتی ۵۰۰هزار شرکت برتراز ‌لحاظ میزان فروش باشید تا بتوانید از نکات گفته ‌شده در این مقاله برای دستیابی به عملکرد تجاری مدیریت کسب و کار خوب بهره ببرید. درواقع بعضی از کسب و‌ کارهای کوچکِ بسیار خوب هم، با اجرای برخی از این اصول، پیشرفت کرده و به موفقیت رسیده‌اند. اگر شما نیز صاحب کسب و‌ کاری هستید و برای موفقیت در آن تلاش می‌کنید، می‌توانید در ادامه با ما همراه باشید تا با استفاده از اصول و نکات مدیریت کسب و کار های کوچک که در این مقاله مطرح شده است، در مسیر رشد و پیشرفت تجارت خود گام بردارید.

در بخش‌هایی ازاین مقاله به مثال‌هایی فرضی از صنعت رستوران اشاره می‌کنیم. البته باید توجه داشته باشید که اصول بیان ‌شده در اینجا درمورد تمام صنعت‌ها کاربرد دارد و مختص صنعت رستوران نیست. شاید در حوالی خود رستوران‌هایی سراغ داشته باشید که از این اصول پیروی نمی‌کنند و به همین دلیل برای حفظ کسب و کار خود به‌سختی تلاش می‌کنند. البته درنهایت نیز به‌علت رعایت‌نکردن این نکات بسته می‌شوند.

۱. برای پیشرفت در مدیریت کسب و کار ، دانش به ‌تنهایی کافی نیست

اگر در رشته و زمینه ‌ی کاری خود متخصص هستید، نباید چنین تصوری داشته باشید که همین برای شما کافی است و از ویژگی‌های ضروری صاحبان کسب و کار برخوردارید. وقتی در روز اول، کار خود را شروع می‌کنید، نباید انتظار داشته باشید مشتریان فورا به‌ سمت شرکت شما هجوم بیاورند، آن‌هم فقط به این دلیل که از دانش کافی برای کارتان برخوردارید. در گام نخست، به بازاریابی و مدیریت نیاز دارید تا چرخ‌های کسب و کار خود را روغن ‌کاری و آماده کنید.

چند سرآشپزعاشق آشپزی می‌شناسید یا دیده‌اید که به‌دلیل عشقی که به آشپزی و غذا داشته‌اند، رستورانی باز کرده و چند ماه یا چند سال بعد به‌دلیل استقبالِ کمی از مشتریان، مجبور شده‌اند آن را ببندند؟ تهیه‌ی غذای خوب به‌تنهایی کافی نیست؛ مردم باید درمورد غذاهای شما اطلاعاتی داشته باشند تا سراغش بیایند. به‌علاوه باید کسب و کارتان را به ‌شیوه‌ای منظم و مؤثر اداره کنید. برای این کار به توصیه‌های کارشناسان مالیاتی و مالی نیاز دارید و درنهایت نیز باید مدیرکلی باتجربه، سکان امور را در دست بگیرد.

۲. افراد مناسب را استخدام کنید

اگر از نظر فنی در رشته‌ی خود متخصص هستید ولی مثلا از دانش و تجربه‌ی کافی در بازاریابی برخوردار نیستید، باید افراد مناسبی را برای انجام امور مربوط به مدیریت کسب و کار و بازاریابی استخدام کنید. بازاریابی موجب می‌شود مردم برای مراجعه به شما تمایل پیدا کنند. ترفند بعدی این است که کاری کنید مردم دوباره به شرکت شما برگردند و شرکت‌تان را به دوستان خود نیز معرفی و توصیه کنند.

مدیریت کسب و کار

مدیریت کسب و کار

۳. دوستان ‌تان را استخدام نکنید

شاید این مسئله بدیهی به‌نظر برسد، ولی بارهاوبارها شاهد آن بوده‌ایم که افراد برای استخدام به‌سراغ دوستان و آشنایان خود رفته‌اند. این کار علاوه‌بر اینکه می‌تواند به دوستی شما آسیب برساند و حتی گاهی دوستی‌ها را از بین ببرد،همچنین به مدیریت کسب و کار شما نیز آسیب می ‌زند. البته گاهی ممکن است این کار سودمند باشد، ولی باید با احتیاطِ بسیاری دوست خود را استخدام کنید و حتما حیطه‌ی دوستی و حیطه ‌ی کاری خود را به‌طور شفاف برای او مشخص کنید تا بداند در محیط کار، شخص دیگری خواهید بود.

این کار ممکن است نیازمند گفت‌وگوی بسیاری بین شما و دوست‌ تان باشد. به‌ طورکلی در صورت استخدام دوستان خود، باید در زمان کار و پس از آن رفتارها و برخوردهای متفاوتی داشته باشید و مسائل کاری را با روابط دوستانه خود قاتی نکنید.

(برای مطالعه مقالات بیشتر در این مورد، ایــــــنـــــــــجـــا  کلیک کنید)

۴. تصمیم‌های ناگهانی نگیرید؛ استراتژیِ برنامه‌ریزی اهمیت زیادی دارد

فردی را در نظر بگیرید که اخیرا به‌عنوان صاحب بخشی از یک رستوران شروع به فعالیت کرده است. این رستوران در مکان خوبی قرار گرفته و درنهایت رستوران موفقی خواهد بود، ولی با توجه‌ به کاهش رونق کسب‌ و‌ کار ها در آن منطقه، صاحبان رستوران باید بیشتر تلاش کنند که مشتریان به رستوران آنها جذب شوند و همچنین با رضایت آنجا را ترک کنند.

در شبی بسیار آزاردهنده، بسیاری از مردم شهر برای صرف غذا به این رستوران محلی مراجعه کرده بودند. در رستوران خدمتکار کافی وجود نداشت و از طرفی دیگر، در پاسیوِ رستوران نیز باران شدیدی می‌بارید.

دراین‌میان، یکی از سرآشپزها نیز رستوران را ترک کرد. پس‌ از آن، صاحبان رستوران تصمیم‌هایی نسنجیده و ناگهانی گرفتند: یکی از تصمیم‌های آنها دو برابرکردن تعداد خدمه‌ی رستوران در تمام شیفت‌های کاری بود. به‌نظر می‌رسید آنها پیش از اجرای این ایده از عواقب آن آگاه نبودند. با این کار تعداد خدمه‌ی آنها بسیار بیش از حد لازم افزایش یافت.

درنتیجه دستمزدهای ساعتی‌ای که باید پرداخت می‌کردند، به‌طور تصاعدی و غیرضروری افزایش یافت و سهم هر پیشخدمت از انعام‌ها نیز به‌میزان قابل‌توجهی کاهش پیدا کرد. اغلب، تعدادی از خدمه پیش از آنکه شب به پایان برسد، رستوران را ترک می‌کردند و به همین دلیل رستوران بهترین کارکنان خود را از دست می‌داد.

شاید با خود بگویید: «خُب، اینکه مشکلی نیست؛ خدمه‌ی بیشتری استخدام کنند»، ولی خدمه‌ی رستوران به‌منزله‌ی خط مقدم‌اند و استفاده از خدمه‌ای که به‌خوبی آموزش ندیده‌اند و تجربه‌ی کافی ندارند، به‌معنی پایان کار است. بنابراین حفظ خدمه‌ی خوب اهمیت زیادی دارد. درواقع این تصمیم ناگهانیِ صاحبان رستوران، تصمیمی بسیار زیان‌آور بود.

۵. ارتقا و جذب نیرو از درون سازمان همیشه خوب نیست

ارتقای کارکنان مشغول‌به‌کار در سازمان موجب می‌شود بیشتر تلاش کنند و این روش به بعضی کارکنان انگیزه‌ بیشتری برای کارکردن می‌دهد. در این شکی نیست. ولی هرگز نباید نیروی موردنیاز خود را صرفا از درون سازمان جذب کنید، زیرا گاهی مجموعه‌مهارت‌های لازم در پایگاه کارکنان موجود، وجود ندارد.

برای مثال رستورانی را در نظر بگیرید که متصدیانِ قسمت نوشیدنی‌ها را صرفا از میان کارکنان رستوران استخدام می‌کند. اگر پیشخدمتی با تلاش و پشتکار، توانایی‌های خود را ثابت کند، می‌تواند به متصدی قسمت نوشیدنی‌ها ارتقا‌ پیدا کند.

البته پیشخدمت‌ها و متصدیان قسمت نوشیدنی‌ها یکسان نیستند و مهارت‌های آنها قابل‌انتقال نیست. همچنین همه‌ی پیشخدمت‌ها توانایی درک نکات ظریفِ کارکردن در قسمت نوشیدنی‌ها را ندارند، آن‌هم در رستورانی شلوغ. بنابراین طبیعی است که متصدیان قسمت نوشیدنی‌ها در این رستواران معمولا مهارت کافی نداشته باشند و برای کارکردن در این موقعیت به اندازه‌ی کافی آماده نباشند.

آنها از دانش کافی درمورد ترکیب‌کردن نوشیدنی‌ها برخوردار نیستند، نمی‌توانند نوشیدنی‌ها را به‌سرعت آماده کنند و از ریتم و سرعت مناسب برای مدیریت قسمت نوشیدنی‌ها در زمان‌های شلوغ نیز برخوردار نیستند.

میتوان این گونه گفت که با واگذار کردن مسئولیت‌های سنگین‌تر، که از عهده‌ی این افراد خارج است، آنها را به درون آتش پرتاب کرده‌اید و آنها مجبورند با خطا برای بقای خود تلاش کنند: یا در میان شعله‌های آتش پایین بروند و درنهایت کار خود را رها کنند، یا اینکه اخراج شوند.

صاحبان این رستوران درنهایت کسب و کار خود را از دست خواهند داد، زیرا اصرار دارند به‌جای استخدام متصدیانی حرفه‌ای از خارج از رستوران، پیشخدمت‌های رستوران را ارتقا دهند و آنها را به متصدیانی بی‌کفایت و ناشایسته تبدیل کنند. وقتی رستوران شلوغی را اداره می‌کنید، به‌کارگیری نیروی کارِ خوب، عنصری ضروری برای درست پیش‌رفتن کارهاست.

مدیریت کسب و کار

مدیریت کسب و کار

۶. مدیریت کسب و کار خوب یعنی هماهنگی و ثبات داشته باشید

هماهنگی کلید اصلی داشتن کسب و کاری خوب است. حتی اگر هیچ‌ یک از موارد دیگر را رعایت نمی‌کنید، حتما باید هماهنگی و ثبات داشته باشید. هماهنگی همان نکته‌ای است که فرنچایزها براساس آن کار می‌کنند. برای نمونه، مک‌دونالد پیشگام و تجسم عینی هماهنگی و ثبات است. وقتی به یکی از شعبه‌های مک ‌دونالد در هرجای دنیا وارد شوید، دقیقا می‌دانید اگر همبرگر کوارتر پاوندر (quarter pounder) سفارش دهید، چه چیزی دریافت می‌کنید؛ همه‌ی ویژگی‌ها را می‌دانید: از مواد تشکیل ‌دهنده گرفته تا حجم غذا و همچنین چاشنی‌ها و مخلفات آن.

در مقابل، رستوران تازه‌ کاری را در نظر بگیرید که صاحبان آن تصور می‌کنند رستوران‌شان بسیار رؤیایی و فانتزی است.

سرآشپزِ رستوران نیز همیشه در نحوه‌ی ارائه و مواد تشکیل ‌دهنده‌ی غذاهای اصلی رستوران تغییراتی می‌دهد و فکر می‌کند با این کار می‌تواند غذاهای متنوعی عرضه کند که کیفیت آنها هر روز بهتر می‌شود. ولی به عنوان مثال وقتی در این رستوران ماهی قزل‌آلا سفارش می‌دهید، نمی‌دانید که غذای شما چقدر ادویه دارد، چه چیزهایی همراه آن سِرو می‌شود و غذا چگونه تهیه شده است. با ناهماهنگی و بی‌ثباتی نمی‌توانید مشتریان وفاداری داشته باشید که دوباره به شما مراجعه کنند؛ برای رسیدن به این هدف باید مطمئن و باثبات باشید.

باثبات ‌بودن، مدیریت کسب و کار ، برنامه ‌ریزی مناسب برای استراتژی‌ها و همکاری با کارشناسان و استفاده از نظرات آنها رمزِ داشتن کسب و کاری درجه‌یک و موفق است. نباید چرخ را ازنو اختراع کنید و باخود بگویید کسب و کار من با دیگران متفاوت است و مجبور نیستم از این قوانین پیروی کنم. کارایی چرخ پیش‌ازاین ثابت شده و متأسفانه باید بگویم کسب و کار شما تفاوت چندانی با کسب و کارهای دیگر ندارد. اگر به‌خوبی از پس مدیریت کسب و کارتان بربیایید، کارتان رونق خواهد گرفت.

 

 مشاهده مقالات بیشتر 

۷ ایده برای بازاریابی اینترنتی موفق

ویژگی های مشاور مالی و سرمایه گذاری و بررسی وظایف آنان

۱۰ تکنیک روانشناسی برای مدیریت بازاریابی،افزایش فروش و مشتری

 

افزایش فروش

قیمت گذاری می‌تواند کاری سخت و چالش‌ برانگیز باشد، هیچ راه فراری هم از آن نیست. در انتها همه ما مجبوریم برای محصولات و خدمات خود قیمت بگذاریم.حال سوال این است که چگونه می‌توانیم اینکار را به بهترین نحو انجام دهیم؟

جواب احتمالاً برای شما هم مشخص است: ما باید وضعیت بازار، مشتریان و رقبا را به درستی ارزیابی کنیم، هزینه های خود را بشناسیم و بر اساس این اطلاعات تصمیم خود را بگیریم.

هیچ فرمول خاصی هم وجود ندارد که بخواهیم بر اساس آن بر روی افزایش فروش عمل کنیم. پس تنها راه برای رسیدن به قیمت های ایده آل این است که کمی زمان بگذارید و با قیمت گذاری خود بازی کنید. ما هم برای کمک به شما قصد داریم در این مقاله، ۱۰ استراتژی افزایش فروش ، قیمت گذاری کالا و خدمات، بر طبق تحقیقات علمی را با شما به اشتراک بگذاریم. توجه داشته باشید که این راهکارها بارها و بارها تاثیر خود را اثبات کرده‌اند و بدون شک می‌توانند در فروش شما تاثیر بگذارند.

به روزرسانی:۱۳۹۷/۱۲/۱۳

🔱قیمت‌های یکسان در افزایش فروش تاثیر منفی دارند!

گزینه‌های زیاد می‌تواند برای مشتری گیج کننده باشد و برای افزایش فروش با محدود کردن انتخاب‌ ها می‌توان از فشار تصمیم ‌گیری برای آنها کاست.اما باید به یک مساله دیگر نیز توجه کنیم که تفاوت میان انتخاب‌ها هم باید تقریبا محسوس باشد. طبق تحقیقی از دانشگاه Yale، اگر دو محصول شبیه به هم قیمت گذاری یکسانی داشته باشند، نسبت به زمانی که قیمت گذاری آنها حداقل کمی فرق داشته باشد، شانس خرید آنها کمترخواهد بود.در راستای این تحقیق، دو بسته آدامس از یک برند به فروش گذاشته شد.

جالب اینجا بود که وقتی این آدامس‌ ها هر دو به قیمت ۶۲ سنت قیمت گذاری شدند، تنها ۴۶% از افراد خرید کردند.اما وقتی که قیمت آنها تغییر کرد، یکی ۶۲ سنت و دیگری ۶۴ سنت، ۷۷% از مشتریان تصمیم به خرید یک آدامس گرفتند. آن هم وقتی که این دو بسته آدامس تنها ۲ سنت اختلاف داشتند، اختلافی که هر چند جزئی بود اما باعث افزایش قابل توجهی در فروش شد.البته قرار هم نیست که مثلاً تی‌شرت‌های یکسان خود را به قیمت‌های مختلفی بفروشید.

پس سعی کنید دلیل این شک مشتریان را بفهمید، وقتی که چیزهای مشابه به قیمت‌های یکسان فروخته می‌شوند، عموم مشتریان به جای آنکه تصمیم‌گیری کنند، وارد عمل شدن را به تعویق می‌اندازند. پس بهتر است تفاوت محصولات و خدمات در قیمت گذاری شما کاملاٌ مشخص باشد.

افزایش فروش

🔱لنگرهای قیمت خود را بیندازید!

می‌گویند بهترین راه برای فروش یک ساعت ۲ میلیون تومانی این است که این ساعت را کنار یک ساعت ۱۰ میلیون تومانی بگذارید. اما چرا؟ دلیل این موضوع یک تعصب ذهنی خیلی عادی است که نام آن را لنگراندازی گذاشته‌اند (که البته اسم کاملاً با مسمایی هم هست).

لنگراندازی یعنی ما معمولاً در زمان تصمیم ‌گیری بیش از حد به اطلاعات اولیه ‌ای که دریافت کرده‌ ایم، اتکا می‌کنیم.در تحقیقی برای ارزیابی میزان تاثیر لنگرهای قیمت، محققان از سوژه‌های مورد نظر خود خواستند که قیمت یک ماشین را تخمین بزنند. آنها بروشورهایی در اختیار مخاطبان گذاشتند که در آنها اطلاعات دیگر ماشین ها نوشته شده بود.

در برخی از این بروشورها، قیمت‌ها قابل قبول و در برخی دیگر به صورت فضایی افزایش یافته بود. قسمت جالب اینجاست که نه تنها دانشجویان، بلکه متخصصان ملک خرید و فروش خودرو هم توسط بروشورهای دروغی گمراه شدند. یعنی لنگراندازی حتی بروی متخصصان یک زمینۀ کاری نیز تاثیر می ‌گذارد.

پس در مسئله افزایش فروش ، قرار دادن محصولات و خدمات ویژه در کنار گزینۀ استاندارد می‌تواند باعث ارزشمندتر شدن آنها در نزد مشتریان بالقوه شود و کاری کند که گزینۀ ارزان همچون یک فرصت استثنایی به نظر برسد.

🔱قیمت‌ها را با توجه به قبل افزایش دهید!

طبق یک قانون که به نام قانون وبر شناخته می‌شود، تقاوت محسوس میان دو محرک، در نسبت مستقیم با شدت این محرک‌هاست. به بیان دیگر، تغییری که ما در یک چیز حس می‌کنیم، بسته به اندازۀ قبلی آن خواهد بود.

قانون وبر در بازاریابی و افزایش فروش کاربرد بسیاری دارد، به خصوص وقتی که یک فروشنده قصد افزایش قیمت برای محصولات و خدمات خود را داشته باشد. البته مشخصاً وقتی که بحث افزایش قیمت در کار است، خبری از یک درصد جادویی نیست، اما بر طبق قانون وبر، به طور متوسط یک افزایش قیمت ۱۰درصدی، آن مقداری است که مشتریان نسبت به آن حالت تدافعی نخواهند گرفت.

البته همانطور که می‌دانید و ما هم قبل از این گفتیم، متغیرهای بسیاری هستند که بر روی قیمت گذاری تاثیر می‌گذارند.پس قانون وبر بیشتر به عنوان چارچوبی برای مشخص کردن محدودۀ افزایش قیمت کاربرد دارد تا یک قانون مشکل و سخت.

🔱فشار روانی کمتری را به مشتری وارد کنید!

ذهن انسان طوری طراحی شده که تا وقتی تحت فشار قرار بگیرد به خرج کردن ادامه بدهد. بر طبق مباحث اقتصاد عصبی، سر حد پیشروی انسان آن جایی است که درد قابل درک بیشتر از گنج قابل درک باشد.

در همین راستا، محققان دانشگاه کارنجی ملون اقدام به بررسی راه‌های مختلف برای کاهش نقاط درد مشتریان و افزایش رضایت آنها پس از خرید و شانس وفادار ماندن آنها کردند.در ادامه برخی از این تکنیک ها را عنوان می‌کنیم.

افزایش فروش

🔱ارزش محصول را در یک قالب مناسب بیان کنید.

برای مشتری شما، حساب کردن سودمندی یک اشتراک ماهیانه به قیمت ۵۰ هزار تومان، راحت ‌تر از حساب کردن سودمندی یک اشتراک سالیانه به قیمت ۶۰۰ هزار تومان است. پس لازم است که شما در قالب درستی بر روی ارزش محصول یا خدمات خود تاکید کنید.

(برای مطالعه مقالات دیگر در مورد افزایش فروش و مشتری ایــــنـــــجـــا کلیک کنید)

🔱محصولات را در یک بستۀ کامل ارائه دهید.

بسته‌های تجهیزات سفر برای خودرو یک نمونۀ عالی از این تکنیک است.

این بسته‌ها فروش بالایی دارند. دلیلش این است که توجیه خرید یک بسته کامل راحت ‌تر است تا خرید جداگانۀ سیستم گرمایش صندلی، سیستم مسیریابی و خدمات امداد در جاده.

🔱برای افزایش فروش یا کارایی را مورد هدف قرار دهید یا جذابیت را.

برای کسانی که با حسابگری پول خرج می‌کنند، تاکید بروی کاربرد یک محصول تاثیر بیشتری دارد.

مثلاً پیامی که می‌گوید: “این دستگاه ماساژ کمر می‌تواند درد شما را تسکین دهد.” این در حالی است که افراد ولخرج‌ بیشتر با تاکید بروی لذت عایده قانع می‌شوند: “این دستگاه ماساژ کمر می‌تواند شما را آرام کند.”

🔱یک محصول یا مجانی است یا مجانی نیست، تمام!

دان آریِلی در کتاب خود به نام “بی‌منطقیِ قابل پیش‌بینی” به ما نشان می‌دهد که “ارزان”در مسئله افزایش فروش چقدر کلمۀ قدرتمندی است.

مثالی که او در کتاب می‌آورد مربوط به فروشگاه آمازون است. زمانی فروش سایت آمازون در فرانسه به شدت پایین ‌تر از سایر کشورهای اروپایی بود. وقتی این شرکت به دنبال دلیل این موضوع گشت، متوجه چیز جالبی شد.

مشکل اینجا بود که سفارش‌ های فرانسه شامل ۲۰ سنت هزینۀ ارسال می‌شدند (در حالی که ارسال به تمامی کشورهای دیگر رایگان بود). پس شاید بد نباشد گاهی از خیر چند سکه گذشت و در عوض مشتریان بیشتری داشت.

 🔱در انتخاب کلمه های پیام تبلیغاتی خود دقت کنید.

این نکته نیز توسط محققان دانشگاه کارنجی ملون به اثبات رسیده است. در طی یک آزمایش، مخاطبان شانس این را داشتند که با قیمتی پایین به اشتراک یک کلوپ فیلم در آیند. قسمت جالب اینجا بود که با تغییر دادن پیام فروش از “یک هزینه ۵ دلاری” به “یک هزینۀ کوچک ۵ دلاری” تعداد مشترکان این کلوب ۲۰درصد افزایش یافت.

این به خوبی نشان می‌دهد که جزئیات متن پیام شما تا چه حد بر روی فروش تاثیر می‌گذارند.بیایید یک سنّت دیرینه را به چالش بکشیم:استفاده از عدد جادویی ۹!گذاشتن عدد ۹ در آخر قیمت‌ها به عنوان یکی از روش‌های دیرینه برای فروش شناخته می‌شود. اما آیا این تکنیک واقعاً موثر است؟ بر طبق تحقیقات یک مجلۀ بازاریابی، جواب این سوال، بلۀ است.

محصولاتی که قیمت‌ آن ها  با عدد ۹ تمام میشوند ، حتی از قیمت‌های ارزان ‌تر نیز بیشتر فروش را افزایش می‌دهند.طی این تحقیق، لباس‌های زنانه با دو قیمت‌‌ ۳۶ دلار و ۳۹ دلار به فروش رسیدند. آمار نهایی این آزمایش حاکی از آن بود که میانگین فروش قیمتی که به عدد ۹ ختم می ‌شد، ۲۴% از قیمت ارزان ‌تر بیشتر بوده است.البته باید بدانید که قیمت‌های حراجی با شعار قبلاً ۶۰$، اکنون فقط ۴۵$” توانستند فروش بیشتری از این قیمت ۹ نشان داشته باشند.

اما وقتی که عدد ۹ جادویی همراه با یک تخفیف ارائه شد، باز هم توانست از قیمت‌های ارزان‌تر هم تاثیر بیشتری باشد.در واقع به مصرف ‌کنندگان این دو گزینه ارائه شد:قبلاً ۶۰$، اکنون فقط ۴۵$!.قبلا ۶۰$، اکنون فقط ۴۹$!

نتیجه،این بود که: آن قیمتی که به عدد ۹ ختم می‌شد، با وجود آنکه گران‌تر از قیمت رقیب خود بود، بیشتر فروخت. پس ظاهراً استفاده از عدد ۹ در قیمت گذاری، هر چند تکنیکی قدیمی است، اما هنوز هم تاثیر خود را دارد.

افزایش فروش

افزایش فروش

🔱 برای افزایش فروش کدام یک برای ما اهمیت بیشتری دارد: پول یا زمان؟

میلر لایت یکی از شرکت های عرضه کننده نوشیدنی است که نسبت به رقبای خود قیمت‌های پایین‌تری دارد. اما با وجود داشتن یک قیمت ارزان، شعار آنها این است: “وقت میلر رسیده”. این شعار باعث ایجاد سوالی برای ما می‌شود: آیا بهتر نیست که این شرکت به جای زمان، بروی قیمت های پایین‌تر خود تاکید کند؟

جنیفر آکر، یکی از محققان دانشگاه استنفرد، توضیح جالبی در این مورد ارائه داده است. طبق صبحت‌های به چاپ رسیدۀ وی، وقتی که از یک مشتری بخواهید نظر خود را دربارۀ محصولی بدهد، او بیشتر تجربۀ خود با آن محصول را به خاطر خواهد آورد و اینکه با خرید آن محصول چقدر در پول خود صرفه‌جویی کرده برایش آنقدری اهمیّت ندارد.

آکر اینطور توضیح داده است: “از آنجایی که تجربۀ فرد از یک محصول اغلب باعث به وجود آمدن احساسات شخصی نسبت به آن محصول می‌شود، اشاره به زمان معمولاً یک رویکرد بهتر را نسبت به محصول ایجاد می‌کند و نتیجۀ این رویکرد بهتر هم فروش بیشتر خواهد بود.”

او همچنین به این نکته اشاره کرد که خریدهای ما شامل دو دستۀ “تجربی” و “مادی” می‌شوند. پس هنگام فروش بلیط یک کنسرت (از آنجایی که کنسرت یک تجربه را ارائه می‌دهد) بهتر است روی “زمان گذرانده” تاکید شود، در حالی که برای فروش شلوار جین باید بر روی با کلاس بودن آن و قیمتش تاکید کرد.

🔱 آیا مقایسه کردن قیمت‌های خود با دیگران موثر است؟

وقتی که برای افزایش فروش بدون یک استراتژی درست بر روی قیمت گذاری ارزان خود نسبت به رقبا تاکید کنید، نتیجه بی‌شک فروش کمتر خواهد بود. بر اساس یک تحقیق در دانشگاه استنفرد، در صورتی که دلیل قانع ‌کننده‌ای برای مقایسه کردن قیمت گذاری‌ها به مشتری ارائه نشود، اینکار می‌تواند تاثیر بسیار بدی بروی فروش داشته باشد. به زبان ساده، اگر مستقیماً از مشتری بخواهید که قیمت‌های شما را با یک رقیب مقایسه کند، او اعتماد خود را نسبت به شما از دست می‌دهد.

سرپرست تحقیق مذکور در صحبت‌های خود به این نکته اشاره کرده است که “وقتی از مشتریان می‌خواستیم که قیمت‌های ما را با دیگران مقایسه کنند، این ترس در آنها ایجاد می‌ شد که ما داریم به نحوی آنها را گول می‌زنیم.”

حالا شاید پیش خود بپرسید که پس چه وقت مقایسه قیمت موثر است؟ شاید بد نباشد به یک نمونۀ خوب از مقایسۀ قیمت رجوع کنیم. اشورانس یک شرکت بیمه است که یک نمونه عالی از بکارگیری درست مقایسۀ قیمت‌ها را در ابتدای کار خود به نمایش گذاشت. این شرکت در تبلیغات خود ابتدا توضیح می‌داد که چرا بیمه‌های ارزان همیشه انتخاب‌های خوبی نیستند.

سپس مشخص می‌کرد که خودش چطور هزینه‌ها را به روش درست کاهش می‌دهد.روش او از بین بردن مخارج اضافه توسط فناوری آنلاین بود، شعار این شرکت هم جالب است: “آنلاین به دنیا آمدیم تا در پول صرفه‌جویی کنیم”). این یعنی تمرکز شما باید بر روی این باشد که چرا قیمت‌هایتان ارزان‌تر است و فقط یک مقایسۀ سادۀ قیمت را انجام ندهید.

🔱داستان پیرامون یک محصول برای افزایش فروش بسیار تاثیرگذار است!

آیا زمانی می‌رسد که یک بطری آب معدنی را گران‌تر از قیمت واقعی خریداری کنیم؟منطق به ما می‌گوید که این اتفاق هیچوقت نباید بیافتد. اما ما می‌دانیم که بسته به مکانی که خرید انجام می‌شود، قیمت می‌تواند تفاوت کند و ما هم با این مساله مشکلی نداریم.

یک اقتصاددان به نام ریچارد تالر، سال‌ها پیش این موضوع را مورد بررسی قرار داد و متوجه شد که مشتری یک هتل لوکس حاضر است برای بطری آب معدنی پول بیشتری بدهد تا آن مشتری که از یک فروشگاه معمولی خرید می‌کند. نتیجه‌گیری او این بود (و غیر این هم نمی‌توانست باشد) که محیط و داستان پیرامون یک محصول می‌تواند تاثیر بسیار زیادی بروی ما داشته باشد.

یعنی تشکیلات و  کلاس یک هتل مجلل به تنهایی کافی است تا قیمت های بالاتربرای آن توجیه شود.این آزمایش به ما توضیح می‌دهد که چرا آدم‌ها حاضرند بابت یک “کورس درسی چند رسانه‌ ای” بیشتر از یک کتاب الکترونیک پول بدهند. حتی وقتی که اطلاعات ارائه شده در هر دو یکسان باشد و دلیل آن ساده است: درک ما از مسائل در توجیه قیمت گذاری یک محصول تاثیر بسیار زیادی دارد. با وجود این، به نفع شماست که یک داستان قانع‌کننده را برای محصول خود خلق کنید و این داستان را به درستی منتقل کنید.

🔱 تاثیر تفاوت میان قیمت‌ها بروی مشتری شما چیست؟

پرفسور ویلیام پانداستون در کتاب خود، “گرانبها، افسانۀ قیمت منصفانه”، این حقیقت را نشان داده است که بسیاری از ما درک درستی از مفهوم “ارزش” نداریم و به همین دلیل است که می‌توانیم به روش‌هایی باورنکردنی فریب بخوریم. پانداستون برای روشن شدن این موضوع، به بررسی یک تحقیق در مورد الگوهای مختلف خرید نوشیدنی پرداخته است (بله، باز هم یک تحقیق دیگر دربارۀ نوشیدنی!).

در آزمایش اول، تنها دو انتخاب وجود دارند، یک گزینۀ معمولی و یک گزینۀ ویژه.

آزمایش اول

در این حالت، از هر پنج نفر، چهار تای آنها به سراغ گزینۀ بهتر می‎‌روند.  حال سوال اینجاست که اضافه کردن یک گزینۀ سوم با قیمت کمتر چه تاثیری خواهد داشت؟ آیا می‌توان به این طریق افرادی که به دنبال یک گزینۀ ارزان‌تر هستند را هدف قرار داد و سود را بالا برد؟محققان با اضافه کردن یک نوشیدنی ۱/۶۰$ به منو این موضوع را بررسی کردند.

آزمایش دوم

عجیب است! هیچ‌کس به سراغ نوشیدنی ارزان نرفته، اما میزان فروش نوشیدنی استاندارد و ویژه برعکس شده است. مشخصاً تصمیم اشتباهی گرفته شده و پدیدۀ لنگراندازی تاثیری منفی گذاشته است. اما حالا که مشتریان به دنبال یک نوشیدنی ارزان‌تر نیستند، شاید یک نوشیدنی گران‌تر بتواند تاثیر مطلوبی داشته باشد.

آزمایش سوم

بله، با اینکار اوضاع خیلی بهتر شد! نه تنها فروش نوشیدنی ویژه با یک افزایش ۵درصدی روبرو شد، نوشیدنی جدید هم توانست ۱۰درصد از سهم فروش را از آن خود کند و سهم نوشیدنی معمولی از فروش را به تنها ۵% برساند.

این مثال‌ها به ما نشان می‌دهند که امتحان کردن قیمت‌های مختلف چقدر اهمیت دارد، مخصوصاً اگر فکر می‌کنید که قیمت محصولات شما پایین است و ارزش آنها بیشتر است. فراموش نکنید که برخی از مشتریان همیشه به دنبال گران‌ترین انتخاب هستند. هر چند این موضوع هر تصمیمی را توجیه نمی‌کند، اما نشان می‌دهد که شما همیشه حق دارید با داشتن دلیل درست روش قیمت گذاری خود را تغییر داده و قیمت‌های خود را افزایش دهید.

 

  ”مشاهده مقالات بیشتر….. ”  

۱۰ تکنیک روانشناسی برای مدیریت بازاریابی،افزایش فروش و مشتری

کتاب”قانون طلایی فروش”

چند نکته طلایی و مهم در مشتری مداری

تقویت کسب ‌و کار

هر چه کسب‌ و کار شما محکم تر باشد، احتمال اینکه تحت تاثیر ریسک‌ ها یا وقایع پیش‌ بینی‌ نشده قرار بگیرد کمتر است . تقویت کسب ‌و کار صرفا به معنای مدیریت مالی نیست، بلکه استراتژی‌ های گوناگون برای حفظ و توسعه پایگاه مشتریان، بازاریابی برای کسب ‌و کار به شیوه ‌ای مقرون‌ به‌ صرفه، حفظ روحیه کارکنان و بهبود فعالیت‌های کسب‌ و کار را هم شامل می‌شود. همچنین باید به دنبال فرصت‌ هایی برای شبکه ‌سازی و ایجاد ائتلاف باشید. بدین ترتیب میزان آسیب ‌پذیری شما در برابر ریسک‌ها کاهش می‌ یابد.

توجه کردن به نکات زیر به شما کمک خواد کرد که تقویت کسب ‌و کار تان را در شرایط رکود اقتصادی ببهبود ببخشید:

اولویت قراردادن مشتریان

مدیریت کارکنان

بررسی استراتژی‌های بازاریابی

شبکه ‌سازی

مشورت گرفتن از مشاوران مالی

توسعه فعالیت‌های نوآور

۱ – مشتریان خود را در اولویت قرار دهید!

خدمات به مشتری یعنی ارائه تمام آن چیزی که مشتریان می‌خواهند درهمان زمانی که مطابق میل آن ‌هاست.اگر کسب‌ و کار شما خدمات با کیفیتی را به مشتریان خود ارائه می‌کند، احتمالا خواهید توانست مشتریان قبلی خود را همچنان حفظ کنید. علاوه بر این شانس بیشتری برای گسترش حوزه مشتریان خواهید داشت.

تقویت کسب ‌و کار

تقویت کسب ‌و کار

اولویت قرار دادن مشتریان برای تقویت کسب ‌و کار در شرایط رکود اقتصادی ، شامل این موارد نیز می شود:

اجرا و برگزاری برنامه‌های تشویقی ، برای مشتریان و جلب رضایت و وفاداری آن‌ها

تطبیق دادن محصولات و خدمات به ‌تناسب نیازهای فعلی مشتری ها

تنوع دادن محصولات، تا ریسک از دست دادن مشتریان خاص و ویژه به حداقل برسد.

بسیار مهم است که در شرایط رکود اقتصادی، از طریق ارائه خدمات پس از فروش با کیفیت، راه‌ هایی برای حفظ  و نگه داری مشتریان قبلی خود پیدا کنید.

۲ – مدیریت کارکنان

هرگز فراموش نکنید که باید طرحی به روز شده برای منابع انسانی یا (HR) داشته باشید. از این طرح برای ثبت کردن جزئیات هزینه‌های پرسنلی استفاده کنید، زیرا این کار به شما امکان می ‌دهد تا هزینه محصولات و خدمات خود را هم به ‌طور دقیق برآورد کنید.به ‌طور واضح به کارکنان خود بیان کنید که چه اتفاقاتی در شرکت در حال وقوع است تا از این طریق روحیه و انگیزه آن ها بهبود پیدا کند.

سعی کنید کارکنان را در تصمیم‌ گیری و یافتن راه ‌حل ها، مشارکت دهید.

برای  تقویت کسب ‌و کار در شرایط رکود اقتصادی شاید لازم باشد تغییراتی در کارکنان شرکت ایجاد کنید. اگر که لازم است ساعات کار کارکنان کاهش پیدا کند، سعی کنید راه‌ حل ‌های منطقی پیدا کنید (برای مثال از بعضی از کارکنان تمام‌ وقت خود بخواهید چهار روز در هفته کار کنند یا از اشتراک کار (job-sharing) (یعنی کار یک کارمند تمام‌ وقت را دو کارمند نیمه‌ وقت انجام دهند) استفاده کنید.

اگر ضروری است بعضی از کارکنان خود را تعدیل کنید تا در هزینه‌ها صرفه‌جویی شود،اما ابتدا مطمئن شوید که با قوانین و مقررات قطع همکاری با کارکنان و افراد آشنایی دارید.همچنین میتوانید وظایف بیشتری را برای کارکنان خود ایجاد کنید ، مهارت‌ های آن‌ها را ارزیابی کنید تا مشخص کنید که هرکدام به چه مقدار آموزش نیاز دارند.

۳ – استراتژی‌ های بازاریابی

مرور استراتژی‌های بازاریابی‌ تان می‌تواند به شما کمک کند تا ایده‌های به روزی برای افزایش فروش و روش‌ های بهتری برای استفاده از بودجه بازاریابی خود پیدا کنید.

باید بر بیان مزیت رقابتی خود برای مشتریان ، تمرکز کنید.

پیشنهاد فروش منحصربه ‌فرد USP یا (unique selling proposition) هم به شما کمک خواهد کرد تا از سایرین متمایز شوید.

همچنین ضروری است استراتژی ‌هایی برای ارزیابی میزان اثر بخشی بازاریابی خود تدوین کنید.

بازاریابی برای کسب‌ و کار می‌تواند بسیار پرهزینه باشد و زمانی که اقتصاد در حالت رکود قرار دارد، ضروری است ابزارهای بازاریابی رایگانی را که در اختیار شما قرار دارند، ازجمله رسانه‌های اجتماعی و تبلیغات دهان‌ به‌ دهان را مد نظر قرار دهید.

تقویت کسب ‌و کار

تقویت کسب ‌و کار

۴ – شبکه‌ سازی

شبکه ‌سازی برای تقویت کسب ‌و کار در شرایط رکود اقتصادی ، می‌تواند به شما کمک کند تا متوجه شوید که کسب‌ و کار های دیگر چگونه و با چه روشی با این شرایط کنار می‌ آیند. همچنین می‌توانید فرصت ‌های جدید، مشتریان جدید،کارکنان، تامین کنندگان و شرکای جدیدی پیدا کنید که هزینه کمتری برای کسب ‌و کار شما دارند. برای مثال می توانید با ارائه خدمات تخفیفی و مکمل، با کسب ‌و کارهای دیگر ائتلاف تشکیل دهید.

 ۵- مشورت کنید!

با مشاوران مالی و انواع دیگر مشاورین کسب ‌و کار از جمله حسابدارها مشورت کنید تا به شما کمک کنند ، برای تقویت کسب ‌و کار در شرایط رکود اقتصادی به فعالیت ادامه دهید. مشاوران مالی با شما صحبت خواهند کرد تا درمورد دارایی‌ ها، بدهی‌ ها، درآمد و هزینه‌ هایتان به نتایج مشخصی برسند. توصیه‌ های مالی شرکت‌ ها و مشاور های مختلف با توجه به ریسک‌ پذیری و شرایط هر فرد ارائه می‌شود.

تقویت کسب ‌و کار

۶- توسعه فعالیت‌های نوآورانه

توسعه فعالیت‌های نوآورانه می‌تواند به شما کمک کند تا با شرایط نوسانی و متغییر بازار سازگاری پیدا کنید و از رقبای خود سبقت بگیرید.

برای این کار لازم است که مشخص و بررسی کنید که آیا استفاده از فناوری باعث افزایش کارآیی، کاهش هزینه‌ ها، و افزایش رقابت شما، می‌شود یا نه. برای توسعه فعالیت ‌های نوآورانه، به عنوان مثال می توانید یک سیستم مدیریت مشتری نصب کنید یا کسب ‌و کارتان را به ‌صورت آنلاین انجام دهید.

  ”مشاهده مقالات بیشتر….. ”  

ویژگی های مشاور مالی و سرمایه گذاری و بررسی وظایف آنان

اهمیت دوره مدیریت عالی کسب و کار (DBA) و گرایش های آن

معرفی و اهمیت دوره مدیریت (MBA) در مشهد

مشاور مالی و سرمایه گذاری

در هنگام نوسانات بازار، یک مشاور مالی و سرمایه گذاری می‌تواند مسیر راه را برای شما مشخص کرده و استراتژی سرمایه گذاری را در شرایط های مختلف به شما بازگو کند.به عنوان مثال شما قصد دارید در بازار سکه و طلا سرمایه‌ گذاری کنید. کدام سکه را می‌خرید؟ سکه‌ی بهار آزادی، نیم سکه یا سکه‌ی گرمی؟ دلیلتان برای این انتخاب چه بوده است؟برای مثال اگر قیمت سکه 20 درصد افت کرد،چه اقدامی باید انجام دهید؟ در این گونه مواقع، مشاوران مالی و اقتصادی می‌توانند به کمک شما بیایند.

مشاور مالی و سرمایه گذاری کیست؟

مشاور مالی و سرمایه گذاری می توان به شخصی گفت که به افراد (و شرکت‌های) جامعه کمک می‌کند تا بتوانند مدیریت مالی‌شان را مناسب تر و حرفه‌ای‌ تر انجام دهند. یک مشاورِ مالی و سرمایه گذاری حرفه ای باید بتواند در بحث ها‌ی سرمایه گذاری،تامین مالی جهیزیه،بیمه، مسکن،و دانشگاه،بازنشستگی و غیره..،با توجه به نیازهای مالی افراد و اهداف آن ها، پیشنهاد تاثیر گذار بدهد. در کشورهایی همچون آمریکا، مراکزی ساخته شده اند که مشاور مالی حرفه ای را با توجه به توان مالی و نیاز شما،به شما معرفی خواهند کرد، اما در کشور ما تاکنون چنین شرکت‌های خدماتی ایجاد نشده است.

 یک مشاوره مالی و سرمایه گذاری چه سودی برای شما خواهد داشت؟

-معرفی،کمک و راهنمایی در بحث گزینه‌های سرمایه گذاری

-برنامه‌ریزی مالی و اقتصای

-بهینه سازی سبد سرمایه گذاری صرفه جویی

-کمک به افراد، جهت پیشگیری از اشتباهات مالی

-انجام خدمات مربوطه به امور مالیاتی

در دنیای مالی و سرمایه گذاری

پیدا کردن و آشنا شدن با یک مشاوره مالی و سرمایه گذاری مطمئن،

مفیدتر و ضروری تر از پیدا کردن یک گزینه برای سرمایه گذاری است.

و همچنین برخی از افراد در جست و جوی گزینه‌های سرمایه گذاری سودآور هستند،

اما به گونه ای است که شناخت نیازهای مالی یک قدم ضروری پیش از انتخاب بازار های مالی است.

مشاوره مالی و سرمایه گذاری که برای تمامی افراد،تنها یک راه مالی را پیشنهاد می‌کند،مانند پزشکی است که برای همه بیماران خود یک نسخه را تجویز می‌کند! پس اگر یک مشاور، بدون اطلاع از وضعیت مالی شما،میزان درآمد،وغیره.. اقدام به انجام مشاوره کرد، در انتخاب خود تجدید نظر کنید.

مشاور مالی و سرمایه گذاری

 نیاز به مشاور مالی و سرمایه گذاری دارید؟

چگونه بدانیم که نیاز به مشاوره مالی و سرمایه گذاری ،خواهیم داشت یا نه؟ برای پاسخ به این سوال، بهتر است چند سوال اساسی از خودتان بپرسید که آیا:

اطلاعات و دانش کافی در مورد علم و مفاهیم سرمایه گذاری را دارید؟

زمینه وتخصص کافی در زمینه‌ ی ابزارهای مدیریت مالی دارید؟

زمان کافی برای تجزیه و تحلیل بازارهای مالی و مدیریت ریسکِ سبد سرمایه گذاری دارید؟

اخبار و گزارشات پیرامون یک دارایی خاص را دنبال می‌کنید؟ مثلا سهام بورسی، اونس طلا، بیت کوین …

اگر پاسخ شما به این سوالات مثبت می باشد، شما از مشاوره مالی و سرمایه گذاری بی‌نیاز هستید، اما اگر پاسخ شما منفی است،توصیه می کنیم از مهارت و تجربه‌ی مشاور مالی و سرمایه گذاری استفاده کنید.

کدام مشاورمالی و سرمایه گذاری خوب نیست؟

اگر مشاور مالی و سرمایه گذاری فقط از شما پول بگیرد و هیچ وقت در مورد اهداف مالی با شما صحبتی نکند،باید بدانید که به فکر مشاور مالی جدید باشید. همچنین اگر مشاور مالی و سرمایه گذاری، استراتژی مالی به شما ندهد، برنامه‌ریزی برای سرمایه گذاری نکند و توجهی به نیازهای مالی شما نداشته باشد، مشاور مناسبی برای شما نیست.

یک مشاور مالی باید برای هر فرد، یک برنامه‌ی شخصی‌ سازی شده داشته باشد و متناسب با شرایط مالی هر فرد به آن برنامه بدهد. در صورتی که مشاوره‌ی شما خیلی با وضعیت‌تان تطابق ندارد،پیشنهاد می‌کنیم همکاری با آن مشاور را قطع کنید.

مشاور مالی و سرمایه گذاری

شناخت و ویژگی های مشاور مالی و سرمایه گذاری

در دنیای امروزه کسب تجربیات این افراد بیش از پیش احساس می شود و چون راه ها و ترفند های فراوانی برای کلاهبرداری  و فریب  دادن وجود دارد و ممکن است شما بدون آگاهی و تجربه نه چندان کافی اقدام به نوشتن قراردادی کنیدکه بعدا”متوجه شویدکلاه بزگی سرتان گذاشته اند”و بعدا مجبور هستید چند برابر هزینه کنید تا از آن مخمصه و مشکلات خلاص شوید.

برای پیدا کردن مشاوران مالی خوب رزومه آنها را به خوبی بررسی کنید و با تحقیق از اعتبار و شهرت آن ها اطمینان حاصل کنید تا بتوانید مشاورانی را انتخاب کنید که با آن ها تعامل خوبی داشته و آن ها نیز متقابلا به صحبت های شما گوش دهند.

مشاور مالی و سرمایه گذاری

مشاور مالی و سرمایه گذاری باید از اهداف بلند وکوتاه مدت شما، موجودی ها و بدهی های شما آگاه باشد و باید به طور صحیح و منظم در جریان روندکارهای شما قرار بگیرد تا اگر وقفه ای افتاد،در راه موفقیت مالی شما خدشه ای وارد نشود و این کار را باید از طریق برگذاری جلسات متعدد انجام دهند.

در کسب و کارهایی در ابعاد وسیع تر، مشاوران مالی خوب هر سال دو بار جلساتی را با مشتری های خود برگزار می کنند و در این جلسات درباره برنامه ها،هدف ها و روش های سرمایه گذاری گفت وگو می کنند.

  ”مشاهده مقالات بیشتر….. ”  

برگزاری دوره مشاوره مالی و اقتصادی در مشهد

دوره مشاور حرفه ای مالی و اقتصادی

دوره های مالی مدیریت راهی برای افزایش سرمایه

 

موزش اصول فنون در بازاریابی

سلام وقت به خیر خوشحالیم از این که با بخش سوم نقش اهمیت اصول و فنون مذاکره خدمت شما هستیم. ادامه تکنیک ها را با هم بررسی می کنیم. تا اینجا سعی کردیم تکنیک های پرکاربرد را بگوییم، چون تکنیک های مذاکره آنقدر زیاد هستند که شاید مجالی نباشد که همه تکنیک ها را بگوییم ولی سعی می کنیم تکنیک های کاربردی تر که شما قادر باشید استفاده بیشتری را از آن داشته باشید، بازگو کنیم .

تکنیک برش کالباس در نقش اهمیت اصول و فنون مذاکره

تکنیک بعدی برش کالباس است.اول یک مثالی در نقش اهمیت اصول و فنون مذاکره می زنیم و بعد ورود میکنم به بحث علمی این موضوع. فرض کنید شما یک سوپرمارکت دارید.تمام مشتریان شما قطعا اینطور نخواهند بود که وقتی به شما مراجعه می کنند یک رول کامل کالباس را خریداری کنند ، یا توان مالی خریداری ندارند ، یا جایی برای نگه داشتن آن ندارند،یا تاریخ مصرف آن جواب نمی دهد و قبل از اینکه تاریخ مصرف آن تمام شود نمیتوانند آن جنس را تمام کنند. پس کاری که صاحب سوپر مارکت می کند این است که اصرار داشته باشد که تمام رول کالباس را بفروشد.

اولین مشکلی که امکان دارد پیش بیاید این است که

بسیاری از مشتریانی که شاید 100 گرم ، 200 گرم یا 500گرم از کالباس نیاز داشته باشند را نتواند خدمات ارائه دهد و موضوع دقیقا همین جا است که اگر سوپر مارکت بخواهد تمام رول کالباس را به مشتریان خود بفروشد، به چند مشتری در طول روز خواهد فروخت؟ یک نفر، دونفر، شاید هم کمتر. پس اگر این مشتری به رول کالباس احتیاج نداشته باشد هیچوقت به این سوپرمارکت مراجعه نخواهد کرد.

پس به راحتی میتواند صاحب آن سوپر مارکت  فضایی را تولید کند

و امکاناتی را فراهم کند که افرادی که به 100گرم ، 200 گرم کالباس نیاز دارند تهیه کنند. ببینید در انتهای روز برای آن سوپر مارکتی که کالباس را فقط به طور رولی میفروشد چه اتفاقی می افتد و آن سوپر مارکتی که هم رولی میفروشد وهم میتواند برش بزند به آنها بدهد چه اتفاقی می افتد؟

قاعدتا آن سوپر مارکتی که فضایی فراهم کرده که این کالباس را برش بزند، علاوه بر اینکه به آن مشتریانی که کالباس را به صورت رولی میخواستند عرضه کند، به بسیاری افراد دیگر که کالباس را در قطعات کوچکتر میخواستند هم توانسته عرضه کند.

آخر شب ،سوپر مارکت شماره یک که فقط رولی فروخته، دونفر مشتری داشته است و سوپر مارکت شماره دو، که آن دو مشتری رولی را که حتما داشته بخاطر اینکه توانایی رفع نیاز آنها را داشته است. ولی احتمالا سه یا چهار رول دیگر کالباس را هم توانسته قطعه قطعه کند و بفروشد.

پکیج های ایجاد شده در  نقش اهمیت اصول و فنون مذاکره

درمورد بحث نقش اهمیت اصول و فنون مذاکره، بسیاری از شرایط هایی که ما در آن مذاکره می کنیم هم همین ویژگی را دارد. بعضی وقتها ما در شرایطی پکیجی را تهیه کردیم که این پکیج خیلی وقتها بزرگتر و خارج از نیاز مردم است. یادتان می آید زمان پانزده سال پیش، بیست سال پیش،که میخواستید از مغازه ی ساندویچ فروشی نوشابه تنها سفارش بدهید به شما نمی داد و میگفت نوشابه فقط با ساندویچ ، یعنی آن رستوران افرادی که نیاز به نوشابه داشت را از دست می داد و فقط نیاز به افرادی داشت که نیاز به نوشابه و ساندویچ داشتند.

نقش اهمیت اصول و فنون مذاکره

باز بینی به پکیج های ایجاد شده در کسب و کار خود

نتیجه این که در کسب و کار خودتان و درمذاکراتی که  انجام می دهید، ببینید چه پکیج هایی به وجود آوردید که در آن اجزایی وجود دارد که مورد نیاز افراد نیست وچه اجزایی را با آن پکیج فراهم کردید که مورد نیاز افراد است. این پکیج کردن به این شکل باعث می شود که شما بسیاری از مشتریانتان را از دست بدهید.

درنتیجه بسیاری از مذاکراتتان با شکست روبه رو شود ،

چرا که شما مواردی را با هم پکیج کردید که مورد نیاز طرف مقابلتان نیست ، این پکیج ها  را مانند یک رول کالباس برش بزنید و راجع به هر کدامشان جدا مذاکره کنید .بسیاری از وقتها که موقعیت های مذاکراتی ما دچار چالش و بحران می شود با باز کردن پکیج هایی که از قبل آماده کردیم، باعث می شویم که از آن بحران خارج شویم. ببینید رول های کالباس کسب و کارتان کجا شکل گرفته است،اگر این رولها را قطعه قطعه کنید ، مشتریان بیشتری کسب خواهید کرد و در مذاکراتتان موفقیت های بیشتری بدست خواهید آورد و قطعا درانتها ،مجموعه منافع شما ، برآیند منافع شما بیشتر از حالت فعلی  خواهد بود .کالباسهای کسب و کار خودتان را پیدا کنید و برش بزنید .

تکنیک زخمی کردن کار،دوام و جابه جایی در نقش اهمیت اصول و فنون مذاکره

تکنیک بعدی که قرار است به شما آموزش بدهیم، تکنیکی است بنام زخمی کردن کار،دوام و جابه جایی . ما در ابتدا بهترین حالت ، جذابترین امتیاز ممکن را به طرف مقابل ارائه می دهیم.برای انتخاب بهترین حالت و جذاب ترین پیشنهاد ممکن  در این تکنیک، ما از روند شخصیتی و روند ذهنی استفاده می کنیم که به آن،ذوق زدگی فرد نسبت به اتفاقاتی که قرار است بیوفتد،می گوییم. یادتان باشد مبنای اکثر کلاهبرداری هایی که در دنیا اتفاق میوفتد، بر همین اساس است که یک جمله معروف دارد، یک پیشنهاد خوب را هیچکس نمیتواند رد کند.

یادتان باشد پنیر مجانی فقط در تله موش گیر می آید.

پیشنهاد های جذاب باعث ایجاد احساس سرخوشی در طرف مقابل میشود. این سرخوشی که به وجود می آید، در ادامه روند مذاکره کاملا تسهیل گر است و کمک می کند که شما بتوانید سایر امتیازات مورد نیازتان را ازاین مذاکره بدست آورید وراحت تر منافع بدست آورید .

بیان نکردن نکات منفی در بحث تکنیک زخمی کردن کار،دوام و جابه جایی در نقش اهمیت اصول و فنون مذاکره

خوب دقت کنید بعد از آنکه جذاب ترین موضوع را گفتید، بلافاصله بعد آن نباید نکات منفی را ارائه کنید.نباید مشکلات و پیچیدگی ها و چالش هارا را مطرح کنید.زمانی که جذابیت را به وجود آوردید، ذوق زدگی را به وجود آوردید، بخاطر اینکه حس منفی بلافاصله بعد آن ایجاد نشود، بلافاصله بعد آن بروید به سراغ مطالبی که تا حدودی جذاب هستند.اما طرف مقابل باید امتیازاتی را منتقل کند و سپس شروع کنید به جلب امتیازات.

نقش اهمیت اصول و فنون مذاکره

درانتها سعی کنید مسائل ، مشکلات و چالش ها را مطرح کنید.

طرف مقابل نیز در نقش اهمیت اصول و فنون مذاکره ،باید به این دید برسد که مجموعه پیشنهادات شما و امتیازاتی که مطرح کردید، ارزش مواجهه با چالش های مطرح شده در انتهای موضوع را دارد. اگر پیشنهادات شما و روند مذاکراتی شما، چالش های جدی در انتظارش است و مسائل و مشکلاتی دارد که نیاز به تعاملات و امور پیچیده و مهم است، حتما در ابتدای کار انرژی زیادی در مذاکره به وجود بیاورید. مطالب مهمی را مطرح کنید و همچنین جذابیتهای زیادی را ایجاد کنید که طرف مقابل رغبت به برطرف کردن آن چالش ها را داشته باشد.

 

تصور بفرمایید قصد فروش قطعه زمینی را دارید

گاهی اوقات مشکلی برای این قطعه زمین و یا انواع واقسام مشکلاتی که برای یک قطعه زمین ممکن است به وجود بیاید رخ میدهد،و شما بخاطر این مشکلات شما حاضر شدید که 20% ، 30% یا حتی 40% کمتر از نرخ بازار برای این زمین تعیین ارزش کنید. مهمترین موضوعی که در ابتدا باید مشخص شود قیمت این ملک است.

در ادامه باید به سوالات احتمالی که در ذهن طرف مقابل به وجود آمده پاسخ بدهید

قاعدتا در ابتدا پاسخ های شما نباید در غالب چالشهای اساسی باشد.شما 40% تخفیف را میتوانید به دلیل احتیاج خود به نقدینگی مطرح کنید و هنوز دارید امتیاز میدهید، امتیاز میدهید و امتیاز میگیرید و همچنان چالش ها را مطرح نکردید. زمان بدهید تا جذابیتی که شما طراحی کردید در ذهن طرف مقابل ایجاد نیاز و عطش خاص کندو  طرف مقابل تمایل به دریافت داشته باشد. زمان بدهید وبگذارید به جلو بروید تا تاثیر اتفاق مثبت در ذهن طرف مقابل ایجاد شود.

 

اما منتظر رغبت طرف مقابل به معامله بمانید

و زمانیکه رغبت ایجاد شد و به قول معروف اتفاق افتاد،حالا زمان این است که چالش ها و مسائل را مطرح کنید تا طرف مقابل انگیزه ای برای رفع آن چالش ها را داشته باشد . یکی از مهم ترین تکنیکهای مذاکراتی این است که  مراحل را بدرستی بچینید : پیشنهاد جذاب ، ایجاد ادامه روند جذابیت ، انتظار جهت رغبت طرف مقابل به وضعیت ممکن و در انتها ایجاد و طرح چالشها.طرف مقابل برای رفع چالشها نیاز به انگیزه دارد ، انگیزه های لازم را به طرف مقابل منتقل کنید .

 

تکنیک دفاع در عمق در اهمیت اصول و فنون مذاکره

 

یکی از مهمترین تکنیکهای مذاکره تکنیکی است به نام دفاع در عمق که تکنیک بسیار مهمی است.این تکنیک خیلی خوب زمان می دهد و میتوان با آن امتیازات را جا به جا کرد.یکی از مسائلی که در مذاکره وجود دارد این است که در مذاکرات افراد نسبت به جوی که در مذاکره قرار می گیرند ، گاهی اوقات خارج از منطق و با توجه به جو ایجاد شده در فضای مذاکره تقسیم گیری میکنند و در انتها میبینند، آن چیزی را که میخواستند بدست نیاورده اند.

 

تکنیک دفاع در عمق چیست؟

یکی از بهترین راه حل ها دفاع در عمق است. تصور کنید شما به عنوان صاحب یک کسب و کار برای انجام کاری مذاکره کردید و به نتیجه نهایی رسیدید، اما نتیجه نهایی را قطعی نمی کنید ولی به چه بهانه ای ؟استفاده از جملاتی چون، شرکت ما هیئت مدیره دارد من باید مطالب را در هیئت مدیره مطرح کنم، بنظر خیلی خوب می آید، بعید میدانم مشکلی وجود داشته باشد، برای پس فردا با شما قرار میگذارم تا قرار داد را نهایی کنیم. این یعنی 48 ساعت زمان برای جمع آوری اطلاعات بیشتر ، برای دقت در نتایج بدست آمده و بررسی آنها .

شما اگر بعدا بخواهید به مذاکره ورود مجدد کنید، بهانه خوبی دارید :

هئیت مدیره ما به فلان موضوع ازاین قرار داد ایراد گرفته است. آنها با این شکل موافق نیستند، ما درعمق دفاع کردیم، زمان خریدیم، ودوباره به مذاکره برگشتیم با بسته جدیدی از امتیازات.اما چون احتمالا چون طرف مقابل به موافقت و وصول نتیجه رسیده است ،احتمالا با نتایج شما موافقت میکند.

 

این تکنیک، دفاع درعمق نام دارد

چون تکنیک بسیار مهم و تاثیر گذاری است،شما تا سرحد ممکن باید سعی کنید در مقابل او قرار نگیرید. به عنوان مثال جلسه ای میخواهد طراحی شود،و از طرف مقابل می پرسید چه کسی به جلسه مراجعه خواهد کرد؟

اگر مدیرفروش به جلسه مراجعه می کند، شما هم کسی را در این جلسه قرارمی دهید که تصمیم گیرنده نهایی نیست و زمانی که طرف مقابل دفاع درعمق کرد، شما هم بتوانید متقابلا دفاع درعمق کنید. اینکه حتما پشت تلفن بپرسید که آیا تصمیم گیرنده نهایی شما هستید ؟ هئیت مدیره باید تصمیم بگیرد یا خود شما تصمیم میگیرید. روشن کنید شرایط را تا به توانید به درستی در شرایط مذاکره قرار بگیرید.

 

تکنیک رد کردن در بحث اهمیت اصول و فنون مذاکره

دقت کنید دوستان رد کردن به معنی نه گفتن نیست. شما در یک مذاکره راحت نمی توانید پیشنهادات طرف مقابلتان را بدون هیچ دلیلی یا بسته جایگزینی رد کنید. هر فردی که پیشنهادی را در مذاکره ای ارائه میدهد به دنبال منافعی از آن پیشنهاد است .فقط یادتان باشد وزن این منافع برای دوطرف قرارداد کاملا متفاوت است، تصور کنید که شما یک کارخانه ای دارید و در این کارخانه ماشینهایی را خریداری کردید جهت حمل و نقل ،ارائه خدمات و کالاهای کسب و کار خودتان به مشتریان.

اگر هزینه حمل و نقل را بخواهیم برای شما حساب کنیم، با توجه به اینکه ماشین را خودتان تهیه و خریداری کردید شاید قیمت تمام شده برای شما 100 واحد باشد تصور بفرمایید این کار را بخواهد مشتری انجام دهد با توجه به اینکه قطعا این ماشین در اختیارش نیست و مجبور به کرایه ماشین حمل و نقل است، احتمالا 200 واحد کرایه حمل و نقل باید بپردازد. در اینجا شما زمانی که بخواهید این امتیاز را محاسبه کنید، بر مبنای 100 واحدی که برای شما هزینه دارد محاسبه نمی کنید، بلکه بر مبنای 200 واحدی که برای طرف مقابل هزینه دارد محاسبه خواهید کرد

نقش اهمیت اصول و فنون مذاکره

تصور کنید که طرف مقابل از شما تقاضای درصدی تخفیف کرده است

و 100  واحد از شما تخفیف خواسته است و شما میخواهید که این تخفیف را رد کنید اما درعین حال میخواهید مذاکره پیش برود و این فرد که از شما تقاضای 100 واحد تخفیف کرده است، به دنبال امتیازاتی ازاین منافع و به دنبال کسر 100واحد از بهای کالا و خدمات شماست. قاعدتا به راحتی نمی توان گفت بازار ، بازاری رقابت کامل است و این فرد قابلیت جایگزینی شما را دارد و میتواند به عرضه کننده دیگری مراجعه کند،اما ما میتوانیم بدون این که تخفیف بدهیم با تکنیک رد کردن این تخفیف را بدهیم، اما این تخفیف را رد می کنیم و می گوییم تخفیف نمی دهم وبه جای آن کالا را با 100واحد برای شما جابه جا خواهد کرد.

شما هم،100واحد قیمت تمام شده کالاتان را دریافت کردید و هم آن 100 واحد تخفیف را نداده اید

و درعین حال آن طرف مقابل که باید 200 واحد پرداخت می کرد برای حمل و نقل این کالا، حالا با 100 واحد جابه جا میکند ،در این صورت دوطرف امتیازات را بدست آوردند و قاعدتا هزینه های امتیازات برای دوطرف معامله متفاوت است و با توجه به آنها و شناخت آنها می توان با جا به جا کردن این امتیازات،مذاکرات برد برد را به وجود بیاوریم ،ولی کاملا بستگی به شما دارد به شناخت شما ، به دید شما ، و هنر مذاکره شما .

 

پاسخ مثبت ندادن در اهمیت اصول و فنون مذاکره

تکنیک بعدی، هرگز به اولین پیشنهاد پاسخ مثبت ندهید. فراموش نکنید هر چقدر پیشنهاد اول ، پیشنهاد جذابی باشد،شما باید در مورد آن مذاکره کنید.

  • در مذاکره ای که انجام می دهید، زمانی که یک پیشنهاد خیلی جذاب است ، خیلی مهم است که ببینیم در روند مذاکره ای که انجام می دهیم این پیشنهاد اجرایی است یا خیر.دلیل اول برای مذاکره، روی پیشنهاد خوب اطمینان از اجرایی بودن آن پیشنهاد است.
  • اگر مذاکره کنید، احتمال اینکه از یک پیشنهاد خیلی عالی باز هم بتوانید امتیازات بیشتری بدست بیاوردید وجود دارد، پس احتما این امر وجود دارد که حتی به اندازه یک سر ناخن بتوانیم شرایط بهتری بدست بیاوریم.
  • زمانی که که اولین پیشنهاد یک فرد را می پذیرید، این احساس در آن فرد به وجود می آید که شاید من میتوانستم با قیمت بهتر و شرایط بهتری ارائه می دادم. اگراولین پیشنهاد را پاسخ مثبت بدهید، احتمال تکرار آن پیشنهاد را از بین میبرید.
  • تصور بفرمایید که شما به یک جایی مراجعه کردید و میخواهید یک ماشین بخرید و یا بفروشید. زمانی که طرف مقابل به شما بگوید 20میلیون تومان و و شما بدون آنکه کلمه ای چانه بزنید میخواهید برایش چک بکشید. اولین چیزی که به ذهنش میرسد این است : من اگر 21 میلیون هم میگفتم ممکن بود بپذیرد .

ایجاد این حس یعنی احتمال تکرار این پیشنهاد را بصورت جدی از دست خواهیم داد. هرگز به اولین پیشنهاد پاسخ مثبت ندهید و حتما کمی راجع به آن مذاکره کنید و سعی کنید این سه حالت را بدست بیاورید.

اجتناب کردن از مذاکرات تهاجمی نقش اهمیت اصول و فنون مذاکره

در نقش اهمیت اصول و فنون مذاکره ،مهم نیست شما چه ویژگی شخصیتی دارید .اگر با ویژگی شخصیتی خودتان نمی توانید وارد مذاکره شوید، شما ممکن است انسان تند خو و عصبی باشید و اگرنمیتوانید با آن ویژگی شخصیتی به مذاکره ورود کنید ، این یعنی ورود به مذاکره با این ویژگی شخصیتی که برابر با شکست است.

شما ممکن است انسانی باشید که به لحاظ شخصیتی زود تسلیم می شوید وبا این ویژگی شخصیتی هم نمی توانید به مذاکره ورود کنید .تندخویی ، تهاجم ، حمله باعث شخصی شدن مذاکرات میشود و طرف مقابل احساس می کند شخصیت او را نشانه گرفتید .وهر چقدر هم از شرایط رضایت داشته باشد برای دفاع از شخصیتش سعی میکند که نتایج را تغییر دهد .

شناخت شخصیت ها در نقش اهمیت اصول و فنون مذاکره

بعضی وقتها انسانها لج میکنند .لجبازیها ، حرکات دفاعی در برابر حرکات تهاجمی است. اگر شما شخصیت طرف مقابل را در نقش اهمیت اصول و فنون مذاکره نشانه بگیرید ،اگر push کنید، اگر به مذاکره فشار بیاورید، حمله کنید، عصبانی باشید، مطمئن باشید نتایج کمتری بدست می آورید. چون در بسیاری از موارد، از فرآیندهای کاری خارج می شوید و ورود می کنید به فرآیندهای شخصی و با شما لج میکند و به قول معروف دلش میخواهد که پوزه شما را به خاک بمالد.

نقش اهمیت اصول و فنون مذاکره

نقش اهمیت اصول و فنون مذاکره

باید بتوانید حرفه ای مذاکره کنید

خونسردی خودتان را حفظ کنید و بتوانید جایی که عصبانی شدید خودتان را کنترل کنید و عدم تمایلتان را با تکنیک های قهرآمیز مذاکره نشان دهید. سکوت ، خروج از مذاکره ،عصبانی شدن و ارائه ی این عصبانیت هیچ کمکی به روند مذاکره نمیکند فقط باعث به وجود آمدن دفاع از شخصیت در طرف مقابل میشود.

خلاصه کردن و جمع بندی در نقش اهمیت اصول و فنون مذاکره

و در انتها آخرین تکنیک نقش اهمیت اصول و فنون مذاکره ، خلاصه کردن و جمع بندی است.آخرین جایی که شما می توانید در یک مذاکره امتیاز جمع آوری کنید، در خلاصه کردن و جمع بندی مذاکره است. یادتان باشد امتیازاتی که در خلاصه کردن و جمع بندی میشود گرفت امتیازات از درجه متوسط و کم است . در خلاصه کردن و جمع بندی با روشی که خدمتتان میگویم میتوانید یک میزانی از امتیازات را جابه جا کنید ولی با درجه اهمیت کم و متوسط .به این شکل جمع بندی را با نکات به نفع طرف مقابل شروع کنید و جمع بندی کنید و به طرف انرژی و رغبت بدهید از این مذاکره ای که انجام داده است.

به طوری که انگار موفق شده است که اینطوری شده است

اینطوری داریم جمع بندی می کنیم و می خواهیم مکتوب کنیم و قرارداد بنویسیم و با امتیازات به نفع طرف مقابل شروع می کنیم .بعد آن امتیازات کم اهمیت و متوسط را میتوانید عنوان کنید که آقا اشکالی ندارد که در انتهای مذاکره فلان چیز را توافق کردیم ،اگر اشکال ندارد چون می خواهم جمع بندی میکنم به این شکل باشد. مثلا چک را شما قرار بود که شش ماهه به ما بدهید،حالا اگر اشکالی ندارد این چک 5ماهه باشد. من تاریخ چک را بزارم برای 5ماه دیگر یا مثلا آقا ما صحبت کردیم 6ماهه، اگر اشکالی ندارد این را 7ماهه بدهم به این اندازه.

ما میتوانیم امتیازات را در نقش اهمیت اصول و فنون مذاکره هنگام جمع بندی، به شرط اینکه جمع بندی را به نحوی انجام بدهیم که رغبت به وجود بیاوریم ،در این حوزه به آن فرد کمک کنیم و این موضوع به شما کمک می کند بتوانید که یک میزان از امتیازات را در پایان جمع بندی کنید .

نویسنده و مدرس:استاد امیراردلان ابوالفتحی

تمام تلاشمان را کردیم که تکنیک های پر کاربرد را با مثال بگوییم تا متوجه بشوید.امیدوارم بتوانید از آنها استفاده کنید.

قسمت پایانی

”مشاهده مقالات بیشتر….. ”

آشنایی و آموزش اصول و فنون مذاکره در بازاریابی (فصل اول)

آشنایی و آموزش اصول و فنون مذاکره در بازاریابی (فصل دوم)