مدیریت DBA

بدیل شدن به مدیری گران، مدیری که توانایی طراحی کردن توانایی اداره کردن و توانایی ایجاد ثبات در بازار خود را داشته باشد.توانایی ساختن برند شخصی و سازمانی قدرتمند با مدیریت DBA امکان پذیر میشود.مدیریت DBA به مدیران کمک میکند تا مهارت های لازم جهت حل مسائل  سازمان خود را به شایستگی فرا گیرند و خود آماده تجزیه وتحلیل های پیچیده نمایند.این دوره به گونه ای طراحی شده که مدیران بافراگیری مهارت های رهبری حرفه ای در جهت رفع چالش های موجود اقدام نمایند.این دوره بیش از مباحث نظری به مباحث کاربردی و تحلیلی می پردازد دوره مدیریت عالی کسب وکار بهخلق تئوری های جدید وشیوه های کاربردی آن در رفع مشکلات وبه هرچه حرفه ای تر شدن فرد در کسب وکار خود توجه دارد. مدیریت DBA ویژه فارغ التحصیلان ارشد مدیریت ، مدیران ارشد و مدیرعاملان وپژوهشگران ، سهامداران، سرمایه گذاران و صاحبین کسب وکار های بزرگ.

همانطورکه در متون بالا به آن اشاره شد، مدیریت DBA  مدت هاست که برگزار می شود. لذا در برگزاری این دوره بسیاری از استادان سطح بالا رشته مدیریت DBA مشغول به آموزش این رشته به فراگیران می باشند. در زمان تدریس و برگزاری این دوره تمام موضوعات مربوط به کسب و کار مورد بررسی قرار گرفته می شود و به بهترین حالت به فراگیران القاء می شوند. در این دوره های جامع تمام فنون فعالیت های تولید، بازاریابی و فروش محصول به افراد گفته می شود در کل می توان گفت سطح کیفی این دوره ها با توجه به آزمون های گرفته شده از فرا گیران بسیار بالا می باشد. توصیه ما به افراد این است که اگر به این رشته از مدیریت کسب و کار علاقه مند می باشند، حتما در این دوره ها شرکت نمایید.

افزایش فروش

قیمت گذاری می‌تواند کاری سخت و چالش‌ برانگیز باشد، هیچ راه فراری هم از آن نیست. در انتها همه ما مجبوریم برای محصولات و خدمات خود قیمت بگذاریم.حال سوال این است که چگونه می‌توانیم اینکار را به بهترین نحو انجام دهیم؟

جواب احتمالاً برای شما هم مشخص است: ما باید وضعیت بازار، مشتریان و رقبا را به درستی ارزیابی کنیم، هزینه های خود را بشناسیم و بر اساس این اطلاعات تصمیم خود را بگیریم.

هیچ فرمول خاصی هم وجود ندارد که بخواهیم بر اساس آن بر روی افزایش فروش عمل کنیم. پس تنها راه برای رسیدن به قیمت های ایده آل این است که کمی زمان بگذارید و با قیمت گذاری خود بازی کنید. ما هم برای کمک به شما قصد داریم در این مقاله، ۱۰ استراتژی افزایش فروش ، قیمت گذاری کالا و خدمات، بر طبق تحقیقات علمی را با شما به اشتراک بگذاریم. توجه داشته باشید که این راهکارها بارها و بارها تاثیر خود را اثبات کرده‌اند و بدون شک می‌توانند در فروش شما تاثیر بگذارند.

➖قیمت‌های یکسان در افزایش فروش تاثیر منفی دارند!

گزینه‌های زیاد می‌تواند برای مشتری گیج کننده باشد و برای افزایش فروش با محدود کردن انتخاب‌ ها می‌توان از فشار تصمیم ‌گیری برای آنها کاست.اما باید به یک مساله دیگر نیز توجه کنیم که تفاوت میان انتخاب‌ها هم باید تقریبا محسوس باشد. طبق تحقیقی از دانشگاه Yale، اگر دو محصول شبیه به هم قیمت گذاری یکسانی داشته باشند، نسبت به زمانی که قیمت گذاری آنها حداقل کمی فرق داشته باشد، شانس خرید آنها کمترخواهد بود.در راستای این تحقیق، دو بسته آدامس از یک برند به فروش گذاشته شد.

جالب اینجا بود که وقتی این آدامس‌ ها هر دو به قیمت ۶۲ سنت قیمت گذاری شدند، تنها ۴۶% از افراد خرید کردند.اما وقتی که قیمت آنها تغییر کرد، یکی ۶۲ سنت و دیگری ۶۴ سنت، ۷۷% از مشتریان تصمیم به خرید یک آدامس گرفتند. آن هم وقتی که این دو بسته آدامس تنها ۲ سنت اختلاف داشتند، اختلافی که هر چند جزئی بود اما باعث افزایش قابل توجهی در فروش شد.البته قرار هم نیست که مثلاً تی‌شرت‌های یکسان خود را به قیمت‌های مختلفی بفروشید.

پس سعی کنید دلیل این شک مشتریان را بفهمید، وقتی که چیزهای مشابه به قیمت‌های یکسان فروخته می‌شوند، عموم مشتریان به جای آنکه تصمیم‌گیری کنند، وارد عمل شدن را به تعویق می‌اندازند. پس بهتر است تفاوت محصولات و خدمات در قیمت گذاری شما کاملاٌ مشخص باشد.

افزایش فروش

➖لنگرهای قیمت خود را بیندازید!

می‌گویند بهترین راه برای فروش یک ساعت ۲ میلیون تومانی این است که این ساعت را کنار یک ساعت ۱۰ میلیون تومانی بگذارید. اما چرا؟ دلیل این موضوع یک تعصب ذهنی خیلی عادی است که نام آن را لنگراندازی گذاشته‌اند (که البته اسم کاملاً با مسمایی هم هست).

لنگراندازی یعنی ما معمولاً در زمان تصمیم ‌گیری بیش از حد به اطلاعات اولیه ‌ای که دریافت کرده‌ ایم، اتکا می‌کنیم.در تحقیقی برای ارزیابی میزان تاثیر لنگرهای قیمت، محققان از سوژه‌های مورد نظر خود خواستند که قیمت یک ماشین را تخمین بزنند. آنها بروشورهایی در اختیار مخاطبان گذاشتند که در آنها اطلاعات دیگر ماشین ها نوشته شده بود.

در برخی از این بروشورها، قیمت‌ها قابل قبول و در برخی دیگر به صورت فضایی افزایش یافته بود. قسمت جالب اینجاست که نه تنها دانشجویان، بلکه متخصصان ملک خرید و فروش خودرو هم توسط بروشورهای دروغی گمراه شدند. یعنی لنگراندازی حتی بروی متخصصان یک زمینۀ کاری نیز تاثیر می ‌گذارد.

پس در مسئله افزایش فروش ، قرار دادن محصولات و خدمات ویژه در کنار گزینۀ استاندارد می‌تواند باعث ارزشمندتر شدن آنها در نزد مشتریان بالقوه شود و کاری کند که گزینۀ ارزان همچون یک فرصت استثنایی به نظر برسد.

➖قیمت‌ها را با توجه به قبل افزایش دهید!

طبق یک قانون که به نام قانون وبر شناخته می‌شود، تقاوت محسوس میان دو محرک، در نسبت مستقیم با شدت این محرک‌هاست. به بیان دیگر، تغییری که ما در یک چیز حس می‌کنیم، بسته به اندازۀ قبلی آن خواهد بود.

قانون وبر در بازاریابی و افزایش فروش کاربرد بسیاری دارد، به خصوص وقتی که یک فروشنده قصد افزایش قیمت برای محصولات و خدمات خود را داشته باشد. البته مشخصاً وقتی که بحث افزایش قیمت در کار است، خبری از یک درصد جادویی نیست، اما بر طبق قانون وبر، به طور متوسط یک افزایش قیمت ۱۰درصدی، آن مقداری است که مشتریان نسبت به آن حالت تدافعی نخواهند گرفت.

البته همانطور که می‌دانید و ما هم قبل از این گفتیم، متغیرهای بسیاری هستند که بر روی قیمت گذاری تاثیر می‌گذارند.پس قانون وبر بیشتر به عنوان چارچوبی برای مشخص کردن محدودۀ افزایش قیمت کاربرد دارد تا یک قانون مشکل و سخت.

➖فشار روانی کمتری را به مشتری وارد کنید!

ذهن انسان طوری طراحی شده که تا وقتی تحت فشار قرار بگیرد به خرج کردن ادامه بدهد. بر طبق مباحث اقتصاد عصبی، سر حد پیشروی انسان آن جایی است که درد قابل درک بیشتر از گنج قابل درک باشد.

در همین راستا، محققان دانشگاه کارنجی ملون اقدام به بررسی راه‌های مختلف برای کاهش نقاط درد مشتریان و افزایش رضایت آنها پس از خرید و شانس وفادار ماندن آنها کردند.در ادامه برخی از این تکنیک ها را عنوان می‌کنیم.

افزایش فروش

ارزش محصول را در یک قالب مناسب بیان کنید.

برای مشتری شما، حساب کردن سودمندی یک اشتراک ماهیانه به قیمت ۵۰ هزار تومان، راحت ‌تر از حساب کردن سودمندی یک اشتراک سالیانه به قیمت ۶۰۰ هزار تومان است. پس لازم است که شما در قالب درستی بر روی ارزش محصول یا خدمات خود تاکید کنید.

(برای مطالعه مقالات دیگر در مورد افزایش فروش و مشتری ایــــنـــــجـــا کلیک کنید)

محصولات را در یک بستۀ کامل ارائه دهید.

بسته‌های تجهیزات سفر برای خودرو یک نمونۀ عالی از این تکنیک است.

این بسته‌ها فروش بالایی دارند. دلیلش این است که توجیه خرید یک بسته کامل راحت ‌تر است تا خرید جداگانۀ سیستم گرمایش صندلی، سیستم مسیریابی و خدمات امداد در جاده.

برای افزایش فروش یا کارایی را مورد هدف قرار دهید یا جذابیت را.

برای کسانی که با حسابگری پول خرج می‌کنند، تاکید بروی کاربرد یک محصول تاثیر بیشتری دارد.

مثلاً پیامی که می‌گوید: “این دستگاه ماساژ کمر می‌تواند درد شما را تسکین دهد.” این در حالی است که افراد ولخرج‌ بیشتر با تاکید بروی لذت عایده قانع می‌شوند: “این دستگاه ماساژ کمر می‌تواند شما را آرام کند.”

➖یک محصول یا مجانی است یا مجانی نیست، تمام!

دان آریِلی در کتاب خود به نام “بی‌منطقیِ قابل پیش‌بینی” به ما نشان می‌دهد که “ارزان”در مسئله افزایش فروش چقدر کلمۀ قدرتمندی است.

مثالی که او در کتاب می‌آورد مربوط به فروشگاه آمازون است. زمانی فروش سایت آمازون در فرانسه به شدت پایین ‌تر از سایر کشورهای اروپایی بود. وقتی این شرکت به دنبال دلیل این موضوع گشت، متوجه چیز جالبی شد.

مشکل اینجا بود که سفارش‌ های فرانسه شامل ۲۰ سنت هزینۀ ارسال می‌شدند (در حالی که ارسال به تمامی کشورهای دیگر رایگان بود). پس شاید بد نباشد گاهی از خیر چند سکه گذشت و در عوض مشتریان بیشتری داشت.

 

 در انتخاب کلمه های پیام تبلیغاتی خود دقت کنید.

این نکته نیز توسط محققان دانشگاه کارنجی ملون به اثبات رسیده است. در طی یک آزمایش، مخاطبان شانس این را داشتند که با قیمتی پایین به اشتراک یک کلوپ فیلم در آیند. قسمت جالب اینجا بود که با تغییر دادن پیام فروش از “یک هزینه ۵ دلاری” به “یک هزینۀ کوچک ۵ دلاری” تعداد مشترکان این کلوب ۲۰درصد افزایش یافت.

این به خوبی نشان می‌دهد که جزئیات متن پیام شما تا چه حد بر روی فروش تاثیر می‌گذارند.بیایید یک سنّت دیرینه را به چالش بکشیم:استفاده از عدد جادویی ۹!گذاشتن عدد ۹ در آخر قیمت‌ها به عنوان یکی از روش‌های دیرینه برای فروش شناخته می‌شود. اما آیا این تکنیک واقعاً موثر است؟ بر طبق تحقیقات یک مجلۀ بازاریابی، جواب این سوال، بلۀ است.

محصولاتی که قیمت‌ آن ها  با عدد ۹ تمام میشوند ، حتی از قیمت‌های ارزان ‌تر نیز بیشتر فروش را افزایش می‌دهند.طی این تحقیق، لباس‌های زنانه با دو قیمت‌‌ ۳۶ دلار و ۳۹ دلار به فروش رسیدند. آمار نهایی این آزمایش حاکی از آن بود که میانگین فروش قیمتی که به عدد ۹ ختم می ‌شد، ۲۴% از قیمت ارزان ‌تر بیشتر بوده است.البته باید بدانید که قیمت‌های حراجی با شعار قبلاً ۶۰$، اکنون فقط ۴۵$” توانستند فروش بیشتری از این قیمت ۹ نشان داشته باشند.

اما وقتی که عدد ۹ جادویی همراه با یک تخفیف ارائه شد، باز هم توانست از قیمت‌های ارزان‌تر هم تاثیر بیشتری باشد.در واقع به مصرف ‌کنندگان این دو گزینه ارائه شد:قبلاً ۶۰$، اکنون فقط ۴۵$!.قبلا ۶۰$، اکنون فقط ۴۹$!

نتیجه،این بود که: آن قیمتی که به عدد ۹ ختم می‌شد، با وجود آنکه گران‌تر از قیمت رقیب خود بود، بیشتر فروخت. پس ظاهراً استفاده از عدد ۹ در قیمت گذاری، هر چند تکنیکی قدیمی است، اما هنوز هم تاثیر خود را دارد.

افزایش فروش

افزایش فروش

۷ – برای افزایش فروش کدام یک برای ما اهمیت بیشتری دارد: پول یا زمان؟

میلر لایت یکی از شرکت های عرضه کننده نوشیدنی است که نسبت به رقبای خود قیمت‌های پایین‌تری دارد. اما با وجود داشتن یک قیمت ارزان، شعار آنها این است: “وقت میلر رسیده”. این شعار باعث ایجاد سوالی برای ما می‌شود: آیا بهتر نیست که این شرکت به جای زمان، بروی قیمت های پایین‌تر خود تاکید کند؟

جنیفر آکر، یکی از محققان دانشگاه استنفرد، توضیح جالبی در این مورد ارائه داده است. طبق صبحت‌های به چاپ رسیدۀ وی، وقتی که از یک مشتری بخواهید نظر خود را دربارۀ محصولی بدهد، او بیشتر تجربۀ خود با آن محصول را به خاطر خواهد آورد و اینکه با خرید آن محصول چقدر در پول خود صرفه‌جویی کرده برایش آنقدری اهمیّت ندارد.

آکر اینطور توضیح داده است: “از آنجایی که تجربۀ فرد از یک محصول اغلب باعث به وجود آمدن احساسات شخصی نسبت به آن محصول می‌شود، اشاره به زمان معمولاً یک رویکرد بهتر را نسبت به محصول ایجاد می‌کند و نتیجۀ این رویکرد بهتر هم فروش بیشتر خواهد بود.”

او همچنین به این نکته اشاره کرد که خریدهای ما شامل دو دستۀ “تجربی” و “مادی” می‌شوند. پس هنگام فروش بلیط یک کنسرت (از آنجایی که کنسرت یک تجربه را ارائه می‌دهد) بهتر است روی “زمان گذرانده” تاکید شود، در حالی که برای فروش شلوار جین باید بر روی با کلاس بودن آن و قیمتش تاکید کرد.

۸ – آیا مقایسه کردن قیمت‌های خود با دیگران موثر است؟

وقتی که برای افزایش فروش بدون یک استراتژی درست بر روی قیمت گذاری ارزان خود نسبت به رقبا تاکید کنید، نتیجه بی‌شک فروش کمتر خواهد بود. بر اساس یک تحقیق در دانشگاه استنفرد، در صورتی که دلیل قانع ‌کننده‌ای برای مقایسه کردن قیمت گذاری‌ها به مشتری ارائه نشود، اینکار می‌تواند تاثیر بسیار بدی بروی فروش داشته باشد. به زبان ساده، اگر مستقیماً از مشتری بخواهید که قیمت‌های شما را با یک رقیب مقایسه کند، او اعتماد خود را نسبت به شما از دست می‌دهد. سرپرست تحقیق مذکور در صحبت‌های خود به این نکته اشاره کرده است که “وقتی از مشتریان می‌خواستیم که قیمت‌های ما را با دیگران مقایسه کنند، این ترس در آنها ایجاد می‌ شد که ما داریم به نحوی آنها را گول می‌زنیم.”

حالا شاید پیش خود بپرسید که پس چه وقت مقایسه قیمت موثر است؟ شاید بد نباشد به یک نمونۀ خوب از مقایسۀ قیمت رجوع کنیم. اشورانس یک شرکت بیمه است که یک نمونه عالی از بکارگیری درست مقایسۀ قیمت‌ها را در ابتدای کار خود به نمایش گذاشت. این شرکت در تبلیغات خود ابتدا توضیح می‌داد که چرا بیمه‌های ارزان همیشه انتخاب‌های خوبی نیستند.

سپس مشخص می‌کرد که خودش چطور هزینه‌ها را به روش درست کاهش می‌دهد.روش او از بین بردن مخارج اضافه توسط فناوری آنلاین بود، شعار این شرکت هم جالب است: “آنلاین به دنیا آمدیم تا در پول صرفه‌جویی کنیم”). این یعنی تمرکز شما باید بر روی این باشد که چرا قیمت‌هایتان ارزان‌تر است و فقط یک مقایسۀ سادۀ قیمت را انجام ندهید.

داستان پیرامون یک محصول برای افزایش فروش بسیار تاثیرگذار است!

آیا زمانی می‌رسد که یک بطری آب معدنی را گران‌تر از قیمت واقعی خریداری کنیم؟منطق به ما می‌گوید که این اتفاق هیچوقت نباید بیافتد. اما ما می‌دانیم که بسته به مکانی که خرید انجام می‌شود، قیمت می‌تواند تفاوت کند و ما هم با این مساله مشکلی نداریم.

یک اقتصاددان به نام ریچارد تالر، سال‌ها پیش این موضوع را مورد بررسی قرار داد و متوجه شد که مشتری یک هتل لوکس حاضر است برای بطری آب معدنی پول بیشتری بدهد تا آن مشتری که از یک فروشگاه معمولی خرید می‌کند. نتیجه‌گیری او این بود (و غیر این هم نمی‌توانست باشد) که محیط و داستان پیرامون یک محصول می‌تواند تاثیر بسیار زیادی بروی ما داشته باشد.

یعنی تشکیلات و  کلاس یک هتل مجلل به تنهایی کافی است تا قیمت های بالاتربرای آن توجیه شود.این آزمایش به ما توضیح می‌دهد که چرا آدم‌ها حاضرند بابت یک “کورس درسی چند رسانه‌ ای” بیشتر از یک کتاب الکترونیک پول بدهند. حتی وقتی که اطلاعات ارائه شده در هر دو یکسان باشد و دلیل آن ساده است: درک ما از مسائل در توجیه قیمت گذاری یک محصول تاثیر بسیار زیادی دارد. با وجود این، به نفع شماست که یک داستان قانع‌کننده را برای محصول خود خلق کنید و این داستان را به درستی منتقل کنید.

 

ادامه دارد…

  ”مشاهده مقالات بیشتر….. ”  

۱۰ تکنیک روانشناسی برای مدیریت بازاریابی،افزایش فروش و مشتری

کتاب”قانون طلایی فروش”

چند نکته طلایی و مهم در مشتری مداری

قانون طلایی فروش

امروزه در دنیا شغل هایی است که به مشتریانشان نگاه می کنند و اعتقاد دارند همه مشتری ها مثل هم آفریده نشده اند و بعضی ها از بقیه بهترند و بعضی دیگر بدتر. مشتری هایی هستند که به خاطرشان پولمان از دست می رود و برای رضایتش بیش از حد تلاش می کنیم. همان هایی که همیشه ناراضی هستند و کارمندانمان را اذیت می کنند. تا به حال شده مشتری ای داشته باشید که کارمندانتان را اذیت کند؟

حالا آن شرکت ها چه کرده اند؟ آنها تصمیم گرفتند این ۲۰ درصد مشتری ناراضی را از شرکتشان بیرون کنند. شاید تا به حال درباره طبقه بندی های مشتریها چیزهایی شنیده باشید: ۲۰ درصد بالا، ۶۰ درصد وسط و ۲۰ درصد هم ته جدول. آنها سراغ آن ۲۰ درصدی که ناراضی بودند رفتند.

یکی از نکات قانون طلایی فروش برای این که بیشتر فروش کنید و سود بیشتری هم داشته باشید و بهتر به مشتری هایتان برسید، باید مشتری های بهتری پیدا کنید. این تازه اول کار است.

حالا وقتی مشتری را پیدا کردیم و با او رو در رو شدیم سراغ مرحله ی بعد می رویم. مرحله بعدی فروش رو در روست.من از سال ۱۹۷۰ به عنوان مدیر فروش، پروفسور دانشگاه و سخنگوی حرفه ای مربی فروشنده ها بودم، فروشنده ها را تربیت می کردم. به شما می گویم که وقتی صحبت از فروش رو در رو می شود فقط و فقط سه مرحله وجود دارد.

می توانم بگویم هفت و یا حتی دوازده مرحله است، اما واقعا فقط ۳ مرحله در فروش رو در رو داریم

گام اول برای قانون طلایی فروش:

تحلیل نیازها، درک مشکلات و فرصت های مشتری

گام دوم: راه حل، ارائه کالا و یا ارائه کالا و خدماتی که با مشکل آنها را حل کند و با یک فرصت مناسب در اختیار آنها بگذارد. پس بخش بزرگی از نیاز مشتری ها در این دسته قرار می گیرد

وقتی اطلاعات را دریافت می کنید یادتان باشد نگاهتان به تحلیل نیازها باشد مرحله ی اول مشکلاتی که می توانید به حل آنها کمک کنید و دوم فرصت هایی که می توانید کمک کنید مشتری بیند. به همین سادگی

همه اطلاعاتی که در قانون طلایی فروش جمع می کنید، مشکلات با فرصت ها.

گام سوم: کاملا واضح است که ما نیازها را داریم، راه حل ها را هم داریم، اتمام فروش. اتمام فروش یا متعهد شدن و اجرا کردن.

قانون طلایی فروش

قانون طلایی فروش

اتمام فروش در حقیقت دو مرحله دارد

تعهد و اجرا و بدانید که یکی بدون دیگری معنا ندارد. شما نمی توانید بگوئید اگر اجرا باشد اما تعهد نداشته باشد مشکلی پیش نمی آید! اجرا بدون تعهد در نهایت به پشیمانی منجر می شود. چیزی که دوست نداریم

تعهد بدون اجرا چه نتیجه ای دارد؟ دیتا، من محصولات را دوست دارم، خودت و شرکت را هم دوست دارم و از تو خرید می کنم اما یک روز دیگر.

تا به حال چنین چیزی شنیده اید؟ ما به هر دو احتیاج داریم. پس اساسا سه مرحله است؛ تحلیل نیازها … راه حل و اتمام خرید

من معتقدم که قانون طلایی فروش خیلی آسان است. فروختن یکی از آسان ترین کارهایی است که می توانید انجام دهید. می دانم ممکن است با این حرفم موافق نباشید. امابه شما می گویم چرا فروختن اینقدر آسان است. تنها کار این است که زیاد حرف بزنید و کالایتان هم بی کیفیت باشد. چقدر می توانید فروش کنید؟ خیلی زیاد.

برای بار دوم چقدر می توانید فروش کنید؟ شاید هیچی. حالا رسیدیم به مرحله ی سوم از چهار مرحله. این مرحله همان مشتری های تکراری است.برای اینکه به یک مشتری دو بار بفروشید، باید به جای زیاد حرف زدن و کالای بی کیفیت تحویل دادن، کم حرف بزنید و کالای خوب تحویل دهید.

حالا برایتان چند نکته از قانون طلایی فروش می گویم که با استفاده از آنها می توانید مشتری دائم پیدا کنید. من یک روش آسان به شما می آموزم.

قانون طلایی فروش

اگر مشتری دائم می خواهید باید کالایتان بیشتر از سطح انتظار آنها باشد

چند نفر از شما تا به حال این نکته را شنیده بودید؟ اینکه کالایتان باید بیشتر از سطح انتظار مشتری باشد را شنیده بودید؟ اما یک مشکلی هست. برای اینکه این کار را مداوم و مؤثر انجام دهید، باید ابتدا به کار انجام دهید.

یک: انتظارات تک به تک مشتری هایتان در قانون طلایی فروش را بدانید. هر کدام از مشتری ها انتظارات مختلفی دارند. موافقید؟

دو: آنها را مدیریت کنید. گاهی وقت ها انتظار مشتری ها در حد غیر معقولی بالا یا پایین می رود. ممکن است فکر کنید آن دسته از مشتری هایی که انتظاراتشان کم است خوبند و مشکلی هم نیست. اما اینگونه نیست

چرا وقتی سطح انتظار مشتری پایین است خوب نیست؟ چون هر رقیبی می تواند آنها را برآورده کند. رقبای شما با هزینه ی کمتر و کیفیت پایین تر از عهده ی آن بر می آیند.

پس ما هیچ کدام مشتری ای با سطح انتظار پایین نمی خواهیم. می خواهیم آنقدر سطح توقع مشتری بالا باشد که رقبایمان نتوانند از عهده اش بر بیایند و در حدی باشد که ما بتوانیم انجامش دهیم.

برای مطالعه و دانلود کتاب قانون طلایی فروش بر روی لینک زیر کلیک کنید.

  ”مشاهده مقالات بیشتر….. ”  

چند نکته طلایی و مهم در مشتری مداری

۸ ایده وارن بافت برای سرمایه گذاران مبتدی

۱۰ تکنیک روانشناسی برای مدیریت بازاریابی،افزایش فروش و مشتری

 

بازاریابی اینترنتی

برای برنامه ریزی درست درباره‌ی بازاریابی اینترنتی ، باید بودجه ‌ی موردنظر برای کار بازاریابی و تبلیغات را به ‌دقت تخمین بزنید و در تشخیص بازار هدف و شناخت نوع محصول خوب عمل کنید. مثلا باید بدانید که بیمه‌ی عمر را به مشتری ارائه می‌کنید یا بیمه سلامت، خودرو و… . شناخت مخاطب هدف، از لحاظ جمعیت‌ شناختی نیز در این راه مفید خواهد بود.

تبلیغات آنلاین یکی از ابزارهای بازاریابی اینترنتی است که هزینه ‌کردن برایش به‌ صرفه خواهد بود و نتایج مثبتی را در پی خواهد داشت. مثلا داشتن وبسایت به شما کمک می ‌کند تا در فضای مجازی نیز حضور داشته باشید و امکان شناخته‌ شدن و برقراری ارتباط با شما دوچندان شود.

برای موفقیت در بازاریابی اینترنتی، باید شناخت درستی از وضعیت خود و مشتری داشته باشید. این‌ روزها بیشتر افراد به اینترنت و رایانه دسترسی دارند، پس برای موفقیت در هر کسب‌ وکاری حضور در این فضا ضروری است. پس برای ورود به فضای مجازی برنامه ‌ریزی کنید.

از تبلیغات آگاهی‌دهنده در نشریات تخصصی نیز غافل نشوید. حرفه‌ای‌های این صنعت و هر صنعت دیگری، معمولا نشریات تخصصی در حیطه‌ی کاری‌شان را دنبال می‌کنند تا در جریان اخبار و تغییرات قرار بگیرند. با حضور در این نشریات، فرصت معرفی بیشتر خود و کسب شهرت را به‌دست بیاورید.

یکی دیگر از روش‌ ها و ابزارهای مناسب بازاریابی استفاده از تبلیغات تلویزیونی و چاپی است. هدف از بهره‌ مندی از روش‌های مختلف بازاریابی و تبلیغات، افزایش مشتریان و افزایش فروش است؛ پس نباید بی‌گدار به آب بزنید. ضمن اینکه تبلیغات چاپی و تلویزیونی هزینه‌ی بالایی دارند.

پس در صورت داشتن بودجه برای چنین تبلیغاتی باید با مشاوران تبلیغات و آژانس‌ ها مشورت کنید و به فکر راه‌اندازی کمپین‌های تبلیغاتی باشید؛ کمپینی هدفمند که شما را در مسیر موفقیت قرار می‌دهد. در هر حال تمایز و تأثیرگذاری تبلیغات و بازاریابی را فراموش نکنید.

سعی کنید با بودجه‌ای که در اختیار دارید، تبلیغات چشم ‌گیری تدارک ببینید. مثلا اگر از تبلیغات چاپی استفاده می ‌کنید، بهتر است رنگ‌ها و طرح‌هایی جذاب انتخاب کنید؛ کلماتی سفید در بستری مشکی یا انواع رنگ‌های زیبا و… .

درادامه، ۷ ایده‌ی بازاریابی اینترنتی پیشنهاد شده است:

۱. مدیریت پایگاه داده‌ای مرتب و مفید

داده‌های ناصحیح و اشتباه می‌توانند کمپین تبلیغاتی ‌تان را دچار شکست کنند. داده‌های بد، زمان و انرژی و پول را تلف می‌کند و فقط باعث می‌شود روزبه‌روز به شمار مشتریانی که از شما دور می ‌شوند، اضافه شود.

مثلا افزایش نرخ مخاطبانی که تصمیم می‌گیرند ایمیل‌های دریافتی از شما را دیگر دنبال نکنند، باعث می‌شود تا ارائه ‌دهنده ‌ی خدمات پست‌ الکترونیکی به شما کارت قرمز بدهد و پس از مدتی حساب کاربری‌ تان را به حالت تعلیق دربیاورد.

تأثیرات داده‌های نامطلوب فقط به این قضیه ختم نمی‌شود، بلکه نقش بسیار مهمی در سایر اقدامات بازاریابی شما نیز خواهد داشت. مثلا داده‌های اشتباه می‌توانند اقدامات لازم برای اجرا درباره‌ی مخاطبان هدف در شبکه‌های اجتماعی و… را نیز تحت تأثیر قرار بدهند. پس سعی کنید همواره حواس ‌تان به داده‌های مشتریان باشد و چند وقت یک ‌بار آنها را به ‌روزرسانی کنید.

بازاریابی اینترنتی

۲. استفاده از شبکه‌های اجتماعی برای ارتباط با مشتری

بازاریابی در شبکه های اجتماعی یکی از بهترین راههای جذب مشتریان است. با وجود شبکه‌های اجتماعی به‌راحتی می‌توانید مشتریان بالقوه را جذب و آنها را وارد فرایند ارتباط و خرید کنید.

این کار مستلزم استفاده‌ی درست از فضای مجازی و البته تولید محتوایی است که مخاطب را جلب و درگیر کند. این ابزار مفید تنها برای بازاریابی کاربرد ندارد، تمام کسب‌وکارها می‌توانند از ظرفیت بی‌نظیر آن برای ارتباط با مشتریان و مخاطبان بهره ببرند.

برای استفاده درست از شبکه های اجتماعی و فضای مجازی باید گوشی شنوا برای شنیدن حرف‌های مخاطبان ‌تان داشته باشید. باید ببینید که نیازها و خواسته ‌های آنها چیست و به ‌شیوه‌ی خودشان با آنها ارتباط برقرار کنید. با تولید محتوای مناسب و مفید نیز تلاش کنید تا مخاطب را جذب کنید.

۳. توجه به نظرات آنلاین کاربران

یکی از مهم ترین روش های تبلیغات و بازاریابی، از جانب مشتریان و در قالب تبلیغات دهان ‌به‌ دهان صورت می‌گیرد. بیشتر افراد قبل از خرید، از آشنایان و اقوام خود در این‌باره سؤال می‌کنند و مایل هستند تا از تجربیات آنها استفاده کنند.این روزها پرسش و تحقیق برای خرید فقط به آشنایان محدود نمی‌شود، بلکه هر کس قبل از اقدام به خرید ، سری به اینترنت می ‌زند و سعی می ‌کند از نظرات سایر کاربران نیزآگاه بشود. پس حواس ‌تان باشد تا با رصد این فضاها در مورد نظرات کاربران درباره‌ی خودتان دقیقا آگاه باشید.

۴. استفاده از محتوای تصویری/ویدئویی برای ارتباط بیشتر

برای بازاریابی اینترنتی می‌توانید با تولید محتوای ویدئویی مناسب و قرار دادن آن در وبسایت و شبکه‌های اجتماعی ‌تان بازاریابی را تأثیرگذار تر پیش ببرید.

بازاریابی اینترنتی

(برای مطالعه بیشتر در مورد موفقیت در مورد بازاریابی اینترنتی ایـــــنـــــــــجـــــا کلیک کنید.)

برای استفاده از این شیوه‌ی بازاریابی و تبلیغات می‌توانید:

  • شرکت خود را در ویدئو معرفی کنید.
  • درباره‌ی محصولات و خدمات ‌تان صحبت کنید.
  • از رسالت و مأموریت سازمانی ‌تان بگویید.
  • به سؤالات متداول مشتریان پاسخ بدهید.
  • با مخاطبان و مشتریان خارجی حرف بزنید.
  • پیشنهادهای تبلیغاتی برای ارتقای فروش ارائه کنید.
  • با مخاطبان ارتباطات نزدیک‌تری مانند تبریک تولد، فارغ ‌التحصیلی و… داشته باشید.

 

تبلیغات ویدئویی شما می ‌تواند در قالب‌ها و بسترهای مختلف ارتباطی مانند شبکه ‌های اجتماعی و یا ایمیل، وبسایت و… منتشر بشود.

۵. انتخاب جملات و عناوین جذاب برای موضوع ایمیل‌ها

این ٰروزها همه از پست الکترونیک برای تبلیغات و آگاهی به مخاطب بهره می‌برند. برای بازاریابی نیز باید از ایمیل استفاده کنید. فقط حواس‌تان باشد که عنوان‌‌های جذابی که برای ایمیل‌های خود به مخاطب استفاده می‌کنید، کلید بازگشایی آن ایمیل خواهند بود.

بازاریابی اینترنتی

بیش از ۵۰ درصد مخاطبان پیام‌های تبلیغاتی، در صورتی ایمیل را باز می‌کنند که عنوان و موضوع آن برای‌شان جذاب باشد. این نخستین گام برای جلب توجه مخاطب است و پس از آن باید برای حفظ مشتری اقدامات دیگری انجام شود.

۶. مشتری مداری و حفظ ارتباط با مشتری

برای اینکه همیشه در صحنه‌ی رقابت باقی بمانید، باید پیوسته ارتباط خود با مخاطبان و مشتریان را حفظ کنید. ابزارهای ارتباطی امروزی بسیار پرشمار هستند و رسیدگی به همه‌ی آنها و البته تولید محتوای مناسب برای‌شان کاری دشوار و زمان ‌بر است.

برای حفظ ارتباط با مشتری می‌توانید مدیریت این ارتباط را برون‌ سپاری کنید. به این معنی که از نیروهایی خارج از سازمان بخواهید مدیریت اوضاع را به دست بگیرند و از طریق ابزارهای مختلف ارتباطی مدیریت شبکه‌های اجتماعی، ایمیل‌ها و …. را سر و سامان بدهند.

 

(برای مطالعه بیشتر در مورد موفقیت در مورد بازاریابی اینترنتی ایـــــنـــــــــجـــــا کلیک کنید.)

۷. توجه به گسترش تلفن‌های هوشمند

تلفن‌های هوشمند همه‌جا حضور دارند و بیشتر ارتباطات افراد از طریق آنها پیگیری می‌شود. در چنین فضایی باید دقت کنید که محتوایی تولیدی برای چنین بستری مناسب و جذاب باشد. پس رمز موفقیت در بازاریابی اینترنتی  دقت به تمام ابزارهای جدید و قدیم بازاریابی است.

آمارها نشان می‌دهد که بیشتر کاربران از طریق تلفن‌های همراه هوشمند خود اخبار، سایت‌ها، اپلیکیشن‌های مختلف و… را پیگیری می‌کنند؛ پس از اهمیت تلفن‌های هوشمند و حفظ ارتباط از طریق آن با مخاطب غافل نشوید. مثلا وجود کانالی در تلگرام برای بازاریابی ، یکی از متداول‌ترین اقداماتی است که می‌توانید انجام دهید.

  ”مشاهده مقالات بیشتر….. ”  

۱۰ تکنیک روانشناسی برای مدیریت بازاریابی،افزایش فروش و مشتری

چند نکته طلایی و مهم در مشتری مداری

آشنایی و آموزش اصول و فنون مذاکره در بازاریابی (فصل اول)

تقویت کسب ‌و کار

هر چه کسب‌ و کار شما محکم تر باشد، احتمال اینکه تحت تاثیر ریسک‌ ها یا وقایع پیش‌ بینی‌ نشده قرار بگیرد کمتر است . تقویت کسب ‌و کار صرفا به معنای مدیریت مالی نیست، بلکه استراتژی‌ های گوناگون برای حفظ و توسعه پایگاه مشتریان، بازاریابی برای کسب ‌و کار به شیوه ‌ای مقرون‌ به‌ صرفه، حفظ روحیه کارکنان و بهبود فعالیت‌های کسب‌ و کار را هم شامل می‌شود. همچنین باید به دنبال فرصت‌ هایی برای شبکه ‌سازی و ایجاد ائتلاف باشید. بدین ترتیب میزان آسیب ‌پذیری شما در برابر ریسک‌ها کاهش می‌ یابد.

توجه کردن به نکات زیر به شما کمک خواد کرد که تقویت کسب ‌و کار تان را در شرایط رکود اقتصادی ببهبود ببخشید:

اولویت قراردادن مشتریان

مدیریت کارکنان

بررسی استراتژی‌های بازاریابی

شبکه ‌سازی

مشورت گرفتن از مشاوران مالی

توسعه فعالیت‌های نوآور

۱ – مشتریان خود را در اولویت قرار دهید!

خدمات به مشتری یعنی ارائه تمام آن چیزی که مشتریان می‌خواهند درهمان زمانی که مطابق میل آن ‌هاست.اگر کسب‌ و کار شما خدمات با کیفیتی را به مشتریان خود ارائه می‌کند، احتمالا خواهید توانست مشتریان قبلی خود را همچنان حفظ کنید. علاوه بر این شانس بیشتری برای گسترش حوزه مشتریان خواهید داشت.

تقویت کسب ‌و کار

تقویت کسب ‌و کار

اولویت قرار دادن مشتریان برای تقویت کسب ‌و کار در شرایط رکود اقتصادی ، شامل این موارد نیز می شود:

اجرا و برگزاری برنامه‌های تشویقی ، برای مشتریان و جلب رضایت و وفاداری آن‌ها

تطبیق دادن محصولات و خدمات به ‌تناسب نیازهای فعلی مشتری ها

تنوع دادن محصولات، تا ریسک از دست دادن مشتریان خاص و ویژه به حداقل برسد.

بسیار مهم است که در شرایط رکود اقتصادی، از طریق ارائه خدمات پس از فروش با کیفیت، راه‌ هایی برای حفظ  و نگه داری مشتریان قبلی خود پیدا کنید.

۲ – مدیریت کارکنان

هرگز فراموش نکنید که باید طرحی به روز شده برای منابع انسانی یا (HR) داشته باشید. از این طرح برای ثبت کردن جزئیات هزینه‌های پرسنلی استفاده کنید، زیرا این کار به شما امکان می ‌دهد تا هزینه محصولات و خدمات خود را هم به ‌طور دقیق برآورد کنید.به ‌طور واضح به کارکنان خود بیان کنید که چه اتفاقاتی در شرکت در حال وقوع است تا از این طریق روحیه و انگیزه آن ها بهبود پیدا کند.

سعی کنید کارکنان را در تصمیم‌ گیری و یافتن راه ‌حل ها، مشارکت دهید.

برای  تقویت کسب ‌و کار در شرایط رکود اقتصادی شاید لازم باشد تغییراتی در کارکنان شرکت ایجاد کنید. اگر که لازم است ساعات کار کارکنان کاهش پیدا کند، سعی کنید راه‌ حل ‌های منطقی پیدا کنید (برای مثال از بعضی از کارکنان تمام‌ وقت خود بخواهید چهار روز در هفته کار کنند یا از اشتراک کار (job-sharing) (یعنی کار یک کارمند تمام‌ وقت را دو کارمند نیمه‌ وقت انجام دهند) استفاده کنید.

اگر ضروری است بعضی از کارکنان خود را تعدیل کنید تا در هزینه‌ها صرفه‌جویی شود،اما ابتدا مطمئن شوید که با قوانین و مقررات قطع همکاری با کارکنان و افراد آشنایی دارید.همچنین میتوانید وظایف بیشتری را برای کارکنان خود ایجاد کنید ، مهارت‌ های آن‌ها را ارزیابی کنید تا مشخص کنید که هرکدام به چه مقدار آموزش نیاز دارند.

۳ – استراتژی‌ های بازاریابی

مرور استراتژی‌های بازاریابی‌ تان می‌تواند به شما کمک کند تا ایده‌های به روزی برای افزایش فروش و روش‌ های بهتری برای استفاده از بودجه بازاریابی خود پیدا کنید.

باید بر بیان مزیت رقابتی خود برای مشتریان ، تمرکز کنید.

پیشنهاد فروش منحصربه ‌فرد USP یا (unique selling proposition) هم به شما کمک خواهد کرد تا از سایرین متمایز شوید.

همچنین ضروری است استراتژی ‌هایی برای ارزیابی میزان اثر بخشی بازاریابی خود تدوین کنید.

بازاریابی برای کسب‌ و کار می‌تواند بسیار پرهزینه باشد و زمانی که اقتصاد در حالت رکود قرار دارد، ضروری است ابزارهای بازاریابی رایگانی را که در اختیار شما قرار دارند، ازجمله رسانه‌های اجتماعی و تبلیغات دهان‌ به‌ دهان را مد نظر قرار دهید.

تقویت کسب ‌و کار

تقویت کسب ‌و کار

۴ – شبکه‌ سازی

شبکه ‌سازی برای تقویت کسب ‌و کار در شرایط رکود اقتصادی ، می‌تواند به شما کمک کند تا متوجه شوید که کسب‌ و کار های دیگر چگونه و با چه روشی با این شرایط کنار می‌ آیند. همچنین می‌توانید فرصت ‌های جدید، مشتریان جدید،کارکنان، تامین کنندگان و شرکای جدیدی پیدا کنید که هزینه کمتری برای کسب ‌و کار شما دارند. برای مثال می توانید با ارائه خدمات تخفیفی و مکمل، با کسب ‌و کارهای دیگر ائتلاف تشکیل دهید.

 ۵- مشورت کنید!

با مشاوران مالی و انواع دیگر مشاورین کسب ‌و کار از جمله حسابدارها مشورت کنید تا به شما کمک کنند ، برای تقویت کسب ‌و کار در شرایط رکود اقتصادی به فعالیت ادامه دهید. مشاوران مالی با شما صحبت خواهند کرد تا درمورد دارایی‌ ها، بدهی‌ ها، درآمد و هزینه‌ هایتان به نتایج مشخصی برسند. توصیه‌ های مالی شرکت‌ ها و مشاور های مختلف با توجه به ریسک‌ پذیری و شرایط هر فرد ارائه می‌شود.

تقویت کسب ‌و کار

۶- توسعه فعالیت‌های نوآورانه

توسعه فعالیت‌های نوآورانه می‌تواند به شما کمک کند تا با شرایط نوسانی و متغییر بازار سازگاری پیدا کنید و از رقبای خود سبقت بگیرید.

برای این کار لازم است که مشخص و بررسی کنید که آیا استفاده از فناوری باعث افزایش کارآیی، کاهش هزینه‌ ها، و افزایش رقابت شما، می‌شود یا نه. برای توسعه فعالیت ‌های نوآورانه، به عنوان مثال می توانید یک سیستم مدیریت مشتری نصب کنید یا کسب ‌و کارتان را به ‌صورت آنلاین انجام دهید.

  ”مشاهده مقالات بیشتر….. ”  

ویژگی های مشاور مالی و سرمایه گذاری و بررسی وظایف آنان

اهمیت دوره مدیریت عالی کسب و کار (DBA) و گرایش های آن

معرفی و اهمیت دوره مدیریت (MBA) در مشهد

سرمایه گذاران مبتدی

وارن بافت در جشن تولد ۸۷ سالگی خود، برای پاسخ به بهترین ایده سرمایه گذاران مبتدی این‌گونه گفت که: “وقتی‌ که فرد سرمایه ‌داری با فرد با تجربه‌ ای ملاقات می ‌کند، فرد سرمایه ‌دار تجربه کسب می ‌کند و فرد با تجربه پولدار می ‌شود.”

او نیز بیان کرده است که : تجربه، کلید نهایی برای سرمایه‌ گذاری موفق است، اما سرنوشت سرمایه ‌گذاران مبتدی چه می‌شود؟ خوشبختانه این افراد می‌توانند از ایده‌های افراد با تجربه همچون وارن بافت استفاده کنند. ۸ نکته کلیدی اثبات ‌شده ایده های وارن بافت برای سرمایه گذاران را با هم بررسی می کنیم:

۱ -تنوع بخشی برای همیشه ایده‌ی خوبی نخواهد بود.

برخی از سرمایه‌ گذاران مبتدی به طور معمول به اهمیت تنوع بخشی در سرمایه‌گذاری اشاره می‌کنند، درحالی ‌که وارن بافت با این گونه عقیده مخالف است. تنوع بخشی و ایجاد تنوع گوناگونی در سرمایه ‌گذاری ازنظر وارن بافت،مخصوص افرادی است که تجربه کافی در سرمایه ‌گذاری ندارند. سرمایه ‌گذاران با تجربه، معمولاً بر مبنای افق زمانی دراز مدت  سرمایه ‌گذاری می‌کنند. برخی از سرمایه‌گذاران مبتدی، برای ضرر نکردن، درشرکت های مختلفی سرمایه‌ گذاری می ‌کنند.اما این امر موجب خواهد شد که نتوانند ناظر عملکرد تمامی شرکت ها باشند و عدم توجه کافی بر روی آن ها را داشته باشند.

۲-ابتدا در تواناهایی خود سرمایه‌گذاری کنید.

بهترین سرمایه‌گذاری، سرمایه‌گذاری بر روی توانایی‌های خودتان است.به سرمایه گذاران مبتدی توصیه میشود که هر کاری می‌ توانید انجام دهید تا توانایی خود و یا شغل خود را گسترش دهید. از آنجایی ‌که بیشتر مردم تمایل دارند که درآمد اصلی آن‌ ها از شغلی به جز سرمایه ‌گذاری در بورس تأمین شود ، توصیه وارن بافت به گسترش توانایی‌ های افراد است.

سرمایه گذاران مبتدی

سرمایه گذاران مبتدی

۳ -در سرمایه ‌گذاری،خودتان را به عنوان یک سرمایه گذار موفق ببینید و اعتماد داشته باشید.

ازنظر وارن بافت، دشوار ترین کار این است که به تصمیمات سرمایه‌ گذاری خود اعتماد کنید. برای موفقیت ، شما نیاز دارید بر ترس‌ هایتان غلبه کنید و به حرف‌های دیگران توجهی نداشته باشید.

۴ –در جایی سرمایه‌ گذاری کنید که از حوزه‌ی کاری آن‌ها و وضعیت شرکت اطلاعات کافی دارید.

وارن بافت می‌گوید: مردم معمولا یا بیش ‌از حد ، قبل از سرمایه‌ گذاری فکر می ‌کنند و یا آن‌ طوری ‌که باید فکر نمی‌ کنند. او می‌گوید به هیچ وجه، در حوزه ای که متوجه نمی شوید سرمایه‌گذاری نکنید. او همچنین می‌گوید : در صورتی که توانستید حوزه‌ ی کاری یک کمپانی را در ۱۰ دقیقه متوجه شوید، می ‌توانید آن شرکت را، برای سرمایه ‌گذاری انتخاب کنید. در غیر این صورت توصیه می کنم که شرکت دیگری را برای سرمایه گذاری انتخاب کنید.

۵ –اطمینان حاصل پیدا کنید که اخبار موثق را دنبال می‌ کنید.

یکی از راه های موفق شدن سرمایه گذاران مبتدی ، اهمیت ندادن به‌ کلیه تیترهای خبری است.بافت به قانون ۱-۹۹ معتقد است. او می‌گوید: اگر سهام شرکتی با سابقه ‌ی ۱۰۰ ساله دچار کاهش ارزش ۱۰ درصد شود، نباید فورا به این خبر واکنش نشان داد،چون این شرکت قدرت جبران ضرر وارده را خواهد داشت.

۶ -خرید سهام یک شرکت به معنی خرید قسمتی از یک کسب‌ وکار است.سرمایه گذاران مبتدی

فرض کنید که صاحب یک سوپر مارکت هستید و برای رونق بخشیدن به کسب ‌و کار خود باید به تمام نرخ ‌ها، محصولات و همسایگان خود توجه کنید. خریدن سهام یک شرکت نیز به ‌منظورخرید بخشی از کسب ‌وکار است، پس باید به تمام جوانب این کسب ‌و کار توجه کنید.

۷ -از اشتباهاتتان درس بگیرید و به جلو حرکت کنید.

شاید تعجب کنید وقتی بدانید که حتی وارن بافت هم اشتباهات بزرگی را مرتکب شده است، اما او معتقد است که از تمام اشتباهات می‌توان درس و تجربه گرفت.وارن بافت می‌گوید:لیستی از اشتباهات خود تهیه کنید تا مطمئن شوید که دوباره آن‌ ها را تکرار نمی ‌کنید.

سرمایه گذاران مبتدی

۸ –سرمایه گذاران مبتدی باید سرمایه‌گذار همیشگی و روزانه نباشند.

اعقاد وارن بافت به خرید سهام و نگه داری آن برای چند دهه است.دو تفکر اصلی در اینجا مطرح می شود که:

۱) اگر شما سهمی را با نرخی کمتر از ارزش واقعی آن خریداری کرده باشید ، سرانجام به سود دهی می‌ رسد.

۲) اگر در یک کسب‌ وکار عالی سرمایه ‌گذاری کرده باشید ، بعد از مدتی به سود دهی می ‌رسد.

بنابراین یک سرمایه گذاران مبتدی صبور، نهایتاً با نگه ‌داشتن سهام در طولانی مدت به سود بالایی می‌ رسد . او معتقد است خرید و فروش سهام به ‌صورت کوتاه ‌مدت موجب می‌شود که بخش عظیمی از سود به ‌عنوان کمیسیون و مالیات از حساب شما کسر شود، پس بهترین گزینه ، نگه ‌داری سهام برای مدت طولانی است.

  ”مشاهده مقالات بیشتر….. ”  

دوره مشاوره حرفه ای مدیریت در مشهد

معرفی و اهمیت دوره مدیریت (MBA) در مشهد

معرفی بهترین دوره DBA یا مدیریت کسب و کار

مشتری مداری

زمانی که به اداره یا سازمانی مراجعه می‌کنیم انتظارداریم در مدت زمان مطلوب به خواسته ما و حقوق مشتری مداری رسیدگی شود.یعنی از دیدگاه مشتری انتظارمان رضایتمندی است . با گسترش رقابت در عرصه‌های جهانی و درعصر ارتباطات بکارگیری صحیح منابع به عنوان یکی از مهمترین چالش های ارکان مدیریت و روابط بین کارکنان و مشتریان به عنوان یکی از منابع ازمان مطرح است.

تام پیترز یکی از اقتصاددانان معتقد است، کسب وکارهایی که برای سودآوری اهمیت قائل هستند ، هرگز به اندازه آنهایی که کیفیت وخدمات به مشتریان را دراولویت قرار می‌دهند، سودآور نیستند.با توجه به این موضوع سازمان ها باید سعی کنند بر اساس مفاهیم جدید بازاریابی نوین که به معنی دانش و هنر یافتن، نگهداری و رشد دادن مشتریان است، نیازها وخواسته های جدید را برای مشتریان پدید آوردیم.همچنین ضمن پرهیز از اعمال قدرت با بکارگیری مشارکت و تفاهم به مدیریت روابط با مشتریان پرداخته و آنها را برای تضمین سودآوری دراختیار بگیریم.

سازمان ها نبایستی با انحصار، تنها سودآوری خود را تامین نمایند، بلکه بایستی به منـافع و انتظارهای مشتریان توجهی خاص داشته باشند.چراکه با تامین منافع و خواسته‌های مشتریان، منافع سازمان نیز تامین می‌شود.در این روش زمینه پیدایش علوم جدیدی در عرصه مدیریت تحت عنوان مدیریت ارتباط با مشتریان (CRM) فراهم می‌گردد.

مدیریت ارتباط با مشتری در رابطه مشتری مداری

در عصر حاضر و مشتری مداری ، با افزایش دانش و فن آوری اطلاعات، مشتریان دقیق تر و انتظاراتشان بیشتر شده است. لذا لازم است کارکنان، مهارتها و توانایی های خود را برای پاسخگویی و مدیریت نیازها وخواسته های آنان افزایش دهند.

بطور کلی مدیریت ارتباط با مشتری و پاسخگویی مناسب بـه خواسته های آنان جایگاه ویژه ای دارد و برقراری ارتباط درست با مشتریان ضمن کسب رضایتمندی آنان موجب پویایی و توفیق بیشتر شرکت می‌گردد. فرض کنید در امور مشترکین میتوان با بکارگیری راهکارهای صحیح و قانونی در جهت پاسخگویی مناسب، باعث رضایتمندی مشترک شد و اعتماد بین مشتری و سازمان را افزایش داد.

در زمینه کاهش لاوصولی نیز مدیریت ارتباط با مشتری معنای واقعی خود را پیدا می‌کند و سازمان با بکارگیری شیوه های ابتکاری و نوین می‌تواند منافع خود را تامین نماید.بنابراین دانش مشتری مداری ، هنری است که کارکنان با بکارگیری فنون ضمن تامین رضایتمندی آنان، نیازها و خواسته هایشان را در راستای توانمندی ها و اهداف سازمانی هدایت می‌کنند.

البته باید در نظر داشت که این یک فرایند دوسویه است یعنی با برآورده سازی نیازها و خواسته های مشتریان بحث سودآوری شرکت نیز مطرح است.بنابراین بایستی به مشتری از دید یکی از مهمترین سرمایه‌ها نگریست که ضمانت سودآوری سازمان را فراهم نموده است.

مشتری مداری

استولئونادر مدیر یکی از مراکز بزرگ اقتصادی دوقانون را در رابطه با مشتری مداری به کارکنان خود توصیه می‌کند:

۱ – همواره حق با مشتری است.

۲- اگر حق با مشتری نبود به قانون نخست برگردید.

اینجاست که منشور اخلاقی سازمان در فرایند مشتری مداری اهمیت فوق العاده ای پیدا می‌کند.بنابراین پیاده سازی نظام مشتری محوری درسازمان یکی از عوامل توفیق بیشتر محسوب می‌گردد.

اجازه بدهید مثالی از یکی از بانکهای جهانی که به مشتریان برگزیده خود  خدمات ویژه ارائه می دهد بیان کنیم.

مشتریان برای کارهای بانکی درصف نمی‌ایستند و به محلهای ویژه بانک با مبلمان راحت هدایت می‌گردند.آنها حتی می‌توانند برای پرداخت و دریافت وجه به بانک مراجعه نکرده و در منزل و محل کار خدمات را بصورت پرشتاب دریافت کنند.

فرهنگ مشتری محوری و خدمت رسانی به مشتریان فقط به واحدهایی که ارتباط مستقیم با مشتری دارند معطوف نمی‌شود، بلکه به صورت جریانی فراگیر و زنجیره‌ایی همه عوامل محیطی، تکنولوژیکی، هدف گذاری و برنامه‌ریزی در فرایند ارتباط با مشتری باید برمبنای پاسخگویی صحیح و منطقی به خواسته های مشتریان بنا نهاده شده و کارکنان دراین خصوص ترغیب شوند.

مشتری مداری

مشتری مداری

جذب مشتری و مشارکت مشتریان در مشتری مداری

قطعا برای تحقق چنین هدفی  باید مهارت و کارایی و نوآوری و ابتکار را درهرتماس کارکنان با مشتریان تقویت کرده وآنها از حمایت مدیران که رهبری ارائه خدمات به مشتریان را به عهده دارند برخوردار باشند.

بنابراین شایسته است همواره منشور اخلاقی سازمان را سرلوحه اهداف و برنامه های خود قرار داده و با بهره گیری ازآن بتوانیم گامهای موثری در این زمینه برداریم. مسائل مهمی همچون جلب مشارکت مشتریان در مشتری مداری ، ازجمله اصول کلی و اساسی در جهت جلب اعــتماد و وفاداری بین مشتریان و سازمان می‌باشد.

لزوم طراحی و برنامه ریزی ارائه خدمات متناسب با نیازها و خواسته های مشتریان از جمله مسائلی است که بایستی توجه بیشتری به آن نماییم. چراکه بازبینی ارائه خدمات با رشد تکنولوژی و فن آوری جزء نیازهای اساسی است.

بنابراین نحوه ارائه خدمات بایستی همیشه UPDATE باشد و این جزء وظایف شرکت است تا با آموزش مناسب و فراگیر پایه گذار پل مستحکمی بین مشتری و سازمان باشد.

به نظر می‌رسد با توجه به اهمیت موضوع خدمت رسانی عملکرد شرکت بایستی فراتر از تعهد باشد.ارائه خدمات با کیفیت زمانی معنا و مفهوم اصلی خود را پیدا می‌کند که مشتریان خدمات مورد نیاز و متناسب با خواسته های خود دریافت نمایند و اگر زمانی این خدمات فراتر از انتظار و تصورشان باشد رضایت آنها دوچندان شده و حس وفاداری را در آنها شکوفا می‌کند.

مشتری مداری

ایجاد روحیه اعتماد و تضمین در مشتری مداری

با مشخص شدن انتظارها و خواسته های مشتریان در اصول مشتری مداری و اطمینان از توانایی های سازمان در پاسخگویی و ارائه خدمات مناسب و مورد انتظار، می‌توانیم به مشتریان خود تعهد و تضمین خدمات مورد نظر را بدهیم و چنین رویه ای قطعا موجب علاقه مندی و جذب مشتریان خواهد شد.

تامین رضایتمندی مشتریان پس از جلب نظر و اعتماد آنها بسیار مهم است چراکه علاوه بر نقش تبلیغاتی آنان، تحقیقات نشان داده است هزینه بدست آوردن مشتری جدید نیز پنج برابر بیشتر از نگهداری و حفظ مشتریان فعلی است.

فضا و جو خدمت رسانی در اصول مشتری مداری نیز از مواردی است که بر ذهنیت مشتریان تاثیر قابل توجهی دارد، در صورت عدم توجه و تامین نیازهای مشتریان آنها را از دست خواهیم داد اما در صورت بی توجهی و بی اعتنایی به انتظارها و خواسته های آنان عدم رضایتمندی و ناخرسندی مشتریان را موجب خواهیم شد.

  ”مشاهده مقالات بیشتر….. ”  

معرفی مشاور مدیریت حرفه ای و بررسی وظایف آن

معرفی و اهمیت دوره مدیریت (MBA) در مشهد

 

مدیریت بازاریابی و مشتری

راهکار مدیریت بازاریابی و مشتری واقعاً ساده است، کافی است بفهمید که درخواست و انتظار مشتری از کسب و کارتان چیست.درست است! به همین راحتی می‌توانید نرخ تبدیل کاربران به مشتری را افزایش داده و فروش را بیشتر کنید. اما یک مشکل کوچک بر سر راهتان وجود دارد، کسب و کار شما مشتریان بسیار زیادی دارد، یا حداقل آنقدری مشتری دارد که نتوانید آنها را تک تک بررسی کنید. با این حساب باید چه کار کنید؟ آیا باید قید فروش بیشتر را بزنید و صبر کنید تا مشتریان شما به تدریج بیشتر شوند؟

جواب این سوال هم ساده است، برای شناخت مشتریان خود در مدیریت بازاریابی و مشتری ، کافی است به تحقیقات علمی در مورد رفتار مصرف کننده رجوع کنید و به کمک این تحقیقات، راهکارها و تکنیک‌های اثبات شده برای جذب مشتری را بشناسید.درست است که هر یک از ما با دیگران فرق دارد، اما در بسیاری از موقعیت‌ها، ذهن همه‌مان به شکل یکسانی کار می‌کند. این یعنی شما می‌توانید با شناخت ظرافت‌های ذهن انسان و استفاده از روش‌های خلاقانه، به تعداد کسانی بیفزایید که به محصولات و خدمات شما پاسخ مثبت می‌دهند و بدین‌ترتیب فروش خود را افزایش دهید.

البته لازم نیست برای پیدا کردن مطالب معتبر و علمی تمام اینترنت را زیر و رو کنید. همین الان جای درستی هستید. ما در این مقاله می‌خواهیم به ۱۰ تحقیق علمی مختلف نگاه کنیم که می‌توانند درک بهتری از ذهن مشتری به شما بدهند و کمک کنند تا استراتژی های خود را برای فروش بیشتر بهینه کنید. خب، دیگر بگذارید بدون هیچ حرف دیگری به سراغ این مقاله و تحقیق‌ها برویم.فصل اول به مشتری کمک کنید “ترس تصمیم‌گیری” را پشت سر بگذارد!

همۀ ما به خوبی می‌دانیم که کلمات می‌توانند تاثیر بسیار زیادی روی انسان داشته باشند.

اما این تاثیر، تا چه حد است؟ یک تحقیق علمی، به این سوال ما پاسخ شوکه‌کننده‌ای داده است. این تحقیق جالب توسط پروفسور رشتۀ روانشناسی از دانشگاه ایالتی آریزونا، دکتر رابرت چالدینی، انجام شده است. او برای آنکه بفهمد کلمات و بیان در مدیریت بازاریابی و مشتری تا چه حد در جذب مخاطب تاثیر دارد، به بررسی پروسۀ جمع‌آوری کمک‌های مردمیِ یک سازمان خیریه (برای کمک به بیماران سرطانی آمریکا) پرداخت و توانست ثابت کند که تغییری کوچک در کلمات، می‌تواند در نتیجۀ کار، تاثیری بزرگ داشته باشد.

البته این تحقیق یک درس دیگر هم برای ما دارد: بررسی دلایلِ پاسخ منفی مشتری هم مهم است و ما نباید فقط به دنبال فهمیدنِ انگیزه‌های او برای پاسخ مثبت باشیم.

تحقیق

دو گروه داوطلب، خانه به خانه می‌رفتند و از مردم درخواست کمک‌های مالی می‌کردند. تمام رفتارهای این دو گروه مشابه بود، جز یک چیز: آنها درخواست خود را به دو شکل مختلف به پایان می‌رساندند. و به این ترتیب بود که محقق ما توانست تاثیر انتخاب کلمات متفاوت را بسنجد. اما تفاوت حرف پایانی داوطلبان دقیقاً چه بود؟ یک تفاوت واقعاً جزئی:

۱ – “آیا مایل هستید با کمک مالی خود، ما را همراهی کنید؟”

۲ – “آیا مایل هستید با کمک مالی خود، ما را همراهی کنید؟ هر چقدر هم که کم باشد.”

محتوای این دو حرف یکی است و از نظر انتخاب کلمات هم فرق چندانی با هم ندارند. درست است؟اما هر چقدر هم که این تفاوت کم باشد، میزان تاثیر آن در نتیجۀ کار واقعاً قابل توجه است.

مدیریت بازاریابی و مشتری

مدیریت بازاریابی و مشتری

نتیجه  این گونه بود که:

شانس این که مخاطبان گروه دوم به این سازمان کمک کنند، تقریباً دو برابر بیشتر از گروه اول بود. باورتان می‌شود؟وقتی که درخواستی حداقلی داشته باشید، احتمال گرفتن پاسخ مثبت از مخاطب بیشتر است.وقتی که این درخواست کمک مالی با افراد مطرح می‌شود، احتمالاً اولین فکرشان این است که چقدر می‌توانند کمک کنند.و از همینجاست که شک‌هایشان شروع می‌شود: این پول خیلی کم نیست؟

و نتیجۀ این سوال، مطرح شدن سوالی دیگر خواهد بود:اصلاً این پول دردی را دوا خواهد کرد یا نه؟

و در نهایت، با سوالی دیگر، زنجیرۀ جواب‌های منفی خود را کامل می‌کنند: وقتی چنین کمک کوچکی بکنم، این داوطلب چه فکری راجع به من خواهد کرد؟ و به این ترتیب است که شک، جای خود را به ترس می‌دهد.قصد من از این حرف‌ها قضاوت آدم‌ها نیست، بلکه می‌خواهم توجه شما را به نکته‌ای انسانی جلب کنم. ما همه نسبت به قضاوت دیگران حساس هستیم، پس جواب منفی افراد لزوماً به این معنی نیست که نمی‌خواهند کاری را انجام دهند، بلکه ممکن است ذهن آنها جواب منفی را به پاسخی کوچک ترجیح بدهد. حتی هیچ بعید نیست که این پاسخ کوچک در ذهن آنها، از نظر ما آنقدرها هم کوچک نباشد.

پس وقتی برای آنها مشخص شود که حتی یک صد تومانی هم می‌تواند موثر باشد، آنها با خیال راحت می‌توانند به پاسخ ما جواب مثبت بدهند و دیگر نگران این نباشند که کمک ۵ هزار تومانی آنها کوچک و بی‌تاثیر است.درست است که وقتی درخواست به صورت دوم مطرح می‌شد، شانس کمک کردن مخاطب دو برابر بود ولی میزان کمک گروه دوم، با سوژه‌های گروه اول تفاوتی نداشت. جالب است، نه؟

این یعنی ترس آنها در مورد کم بودن کمکشان، کاملاً بی‌پایه و اساس بوده است

وقتی به مشتری اطمینان بدهید که حتی یک قدم کوچک هم می‌تواند تاثیرگذار باشد، انگیزۀ لازم را برای شروع کار به او داده‌اید.پس در مدیریت بازاریابی و مشتری ،اگر از مشتریان خود درخواست کاری را دارید، یک حداقل را برای آنها مشخص کنید، با این کار، آنها می‌توانند ترس خود از تصمیم‌گیری را پشت سر بگذارند و با اعتماد به نفس بیشتری دست به کار شوند.

قدرت برچسب زدن را در آغوش بکشید!

شاید الان پیش خودتان فکر کنید که منظور، چسباندن برچسب‌های مثبت به برند خودتان است، (این برند بی‌نظیر و با شکوه ما!) اما نه! کاملاً برعکس! به شما پیشنهاد می‌دهیم که به مشتریان خود برچسب بزنید!

شاید به نظرتان این پیشنهادِ خیلی خوبی نیست، آخر چطور برچسب زدن به مشتری می‌تواند تاثیر مثبتی داشته باشد؟ خب، اگر اینطور فکر می‌کنید، خبر جالبی برایتان داریم:

برچسب زدن به مشتری می‌تواند باعث فروش بیشتر شما بشود

تحقیقات نشان می‌دهد آدم‌ها برچسب خوردن را دوست دارند و وقتی احساس می‌کنند به یک گروه خاص تعلق دارند، شانس اینکه در فعالیت‌های آن گروه مشارکت داشته باشند بیشتر خواهد شد.

در تحقیقی به بررسی الگوهای رای دادن در بین ۱۳۳ فرد بالغ پردخته شد تا ببینند برچسب زدن تا چه حد می‌تواند بر روی تصمیم آنها تاثیر بگذارد.برای شروع، از سوژه‌های این تحقیق، سوال‌هایی عادی در مورد شرکت کردن آنها در رای‌گیری‌های گذشته شد.  بعد به نیمی از آنها گفتند که احتمال شرکت کردن آنها در رای‌گیری‌های آینده بیشتر است. چرا؟ چون تیم تحقیقاتی تشخیص داده که آنها آدم‌های فعال‌تری در عرصۀ سیاست هستند.

بله! درست فهمیدید

محققان به نیمی از آنها، یک برچسب کاملاً بی‌دلیل و غیر واقعی زده بودند.اما به دستۀ دوم چیزی نگفتند و فقط از آنها خواستند که در مورد شرکت کردن خود در رای‌گیری‌های گذشته صحبت کنند.

نتیجه به این صورت بود که،با وجود اینکه تمام این افراد به صورت تصادفی انتخاب شده بودند، آن گروهی که بابرچسب فعال در عرصۀ سیاست شناخته شده بودند، در انتخابات بعدی ۱۵% حضور بیشتری نسبت به گروه اول داشتند!

مدیریت بازاریابی و مشتری

مدیریت بازاریابی و مشتری

ما در ذهنمان، تصویری از خودمان داریم و همواره رفتارمان با این تصویر همخوانی دارد

چرا که دوست نداریم آدم‌های دورویی باشیم و می‌خواهیم حس کنیم که هویتی یکپارچه داریم، حتی اگر این حس مصنوعی باشد و دقیقاً به همین دلیل است که تکنیک فروش “پا لای در” جواب می‌دهد.در این تکنیک شما ابتدا از مشتری یک کار کوچک می‌خواهید و بعد از آنکه پاسخ مثبت دریافت کردید، درخواستی بزرگتر را مطرح می‌کنید.ما انقدر این حس یکپارچگی را دوست داریم که حتی دروغی در مورد اینکه عضو یک گروه هستیم برایمان کافی است تا به پیام این گروه بیشتر توجه کنیم.

البته فقط تا وقتی که با این پیام موافق باشیم، مثلا این پیامِ مثبت که باید یک رای‌دهندۀ مسئولیت‌پذیر باشیم. به همین دلیل است که ارتقای مشتریان خوب به جایگاه مشتری ویژه یا طلایی می‌تواند باعث افزایش میزان وفاداری آنها به برند شود.بگذارید ساده بگوییم: افرادی که بر روی آنها برچسب مشتری “ویژه” می‌خورد بیشتر از آن کسانی که مشتری “معمولی” هستند، برای محصولات و خدمات برند ما پول خرج می‌کنند.

توصیه ما این است که از برچسب زدن به مشتریان خود ترسی نداشته باشید.

مردم دوست دارند عضو گروهی باشند که نشان‌دهنده جایگاه متفاوت آنها باشد. گروهی که ویژگی‌های آن به نظرشان جذاب باشد، حتی اگر برچسبی که به مشتری می‌زنید، هیچ ربطی به واقعیت نداشته باشد، باز هم تمایل آنها به تعامل را افزایش می‌دهد.  چرا؟ چون می‌خواهند احساس تعلق داشتن به این گروه خاص (که شما ایجاد کردید) را تجربه کنند.

سه نوع مختلف از خریداران را درک کنید!

بله، خریداران هم برای خودشان چند نوع دارند.

تحقیقات در مورد رفتار مصرف کنندگان نشان داده که آنها با توجه به “میزان فشاری” که هنگام خرید تجربه می‌کنند، به سه دستۀ مختلف تقسیم می‌شوند. مهم هم نیست که کسب و کار شما در چه زمینه‌ای فعال باشد، در هر صورت باید با این سه نوع خریدار دست و پنجه نرم کنید.اما قبل از بحث در این مورد، بگذارید یک موضوع جالب را به شما بگویم.

عصب ‌شناسان، الگوی خرید انسان‌ را به عنوان یک فرآیند با دستورالعمل “آنقدر خرج کن تا اذیت بشی” می‌شناسند! بنابراین شناخت نقاط اذیت شدنِ مختلفی که در سه دسته مختلف مشتریان وجود دارد، امری حیاتی برای افزایش تعداد مشتریان بالقوه به حساب می‌آید.

می‌پرسید کدام سه دسته مشتری؟

۳ نوع خریدار داریم:

۱ – ولخرج ها

۱۵ درصد خریداران اینگونه هستند، کسانی که دیرتر و پس از خرج بیشتری به بالاترین نطقه درد خرید می‌رسند.

۲ – محافظه کارها

۲۴ درصد خریداران اینگونه هستند، کسانی که با خرج کمتر و سریعتر به بالاترین نطقه درد خرید می‌رسند.

۳ – میانه روها

۶۱درصد خریداران اینگونه هستند، یک فرد معمولی

حتماً می‌توانید حدس بزنید که قانع کردن کدام یک از این سه نوع مشتری سخت‌تر است؟

بله محافظه‌کاران، از آنجایی که این افراد تقریباً یک چهارم مشتریان بالقوۀ شما را تشکیل می‌دهند، بد نیست که با برخی تکنیک‌ های موثر برای به حداقل رساندن درد خرید برای این دسته از مشتریان آشنا شوید:

۱ – ارزش محصول یا سرویس خود را در یک قالب مناسب بیان کنید.

اگر در فکر خرید اشتراکی باشید که هزینۀ سالیانه آن یک میلیون تومان است، بدون شک با کمی احتیاط به سراغ آن می‌روید، اینطور نیست؟دلیل احتیاط شما هم کاملاً مشخص است، یک میلیون در سال پول کمی نیست و این رقم برای کسی که با دقت پول خرج می‌کند، حتی می‌تواند تبدیل به یک کابوس وحشتناک شود.

(و وقتی هم که همینقدر پول بدست آورد، یک رویای شیرین) اما وقتی این اشتراک تنها ۸۴ هزار تومان در ماه هزینه داشت چطور؟ این دیگر خیلی رقم وحشتناکی نیست. نه؟ و اما قسمت جالب: ۸۴ هزار تومان در ماه یعنی یک میلیون تومان در سال! درست است که تکنیک قالب بندی می‌تواند بر روی تمام خریداران تاثیرگذار باشد، اما بیشترین تاثیر را روی کسانی می‌گذارد که با محافظه‌کاری بیشتری پول خرج می‌کنند.

پس اگر شما محصول یا خدمتی را ارائه می‌دهید که به صورت اشتراکی است یا در چند نوبت هزینۀ آن را دریافت می‌کنید، بهتر است هنگام قیمت گذاری به این تکنیک توجه داشته باشید.

۲ – با ارائه یک پکیج، نقاط درد را یکی کنید.

یک متخصص اقتصاد عصبی به نام جرج لونستاین، در زمینۀ تاثیر بسته‌های محصولات و خدمات به تحقیقات گسترده‌ای دست زده و نتایج جالبی هم بدست آورده است. او فهمیده است که تمام مشتریان (و به خصوص مشتریان محافظه‌کار) ترجیح می‌دهند فرآیند خرید خود را در یک قدم بزرگ، اما ساده تکمیل کنند و این خریدها را به صورت جداگانه انجام ندهند.به عنوان مثال، ترجیح یک مصرف‌کننده این است که تمام قابلیت‌های خودروی خود را به صورت همزمان ارتقا دهد تا در چند مرحله.

یعنی یک پکیج کامل از قابلیت‌های مختلف را خریداری کند. اما چرا؟ برای پیدا کردن جواب، کافی است به این فکر کنید که چقدر برای ذهن سخت است که هر ارتقای خودرو را به صورت جداگانه توجیه کند. (“باشه… سیستم مسیریابی حتماً به کارم میاد… حاضرم بالاش پول بدم… اما صندلی‌ها چطور؟… خب شاید این هم فکر بدی نباشه… اما واقعاً لازمه که… “)

خریدهای جداگانه باعث ایجاد نقاط درد جداگانه برای مشتری می‌شود، اما خرید یک پکیج تنها یک نقطۀ درد را ایجاد می‌کند و در این حالت، حتی اگر قیمت آن خیلی بیشتر هم باشد، چندان مهم نیست.

پس بالاخره معلوم شد که چرا بسیاری از مشتریان مایلند بابت یک پکیج کامل حتی بیشتر هم پول بدهند، اما تک تک به سراغ محصولات و خدمات نروند. آنها با اینکار نه تنها دردسر کمتری را متحمل می‌شوند، که فقط یک نقطۀ درد از بابت خرید خود تجربه می‌کنند.

۳ – در مدیریت بازاریابی و مشتری به جزئیات بها بدهید.

معمولاً به ما پیشنهاد می‌دهند که خیلی درگیر جزئیات نشویم و از خیر کمال‌گرایی خود بگذریم. اما این موضوع هنگام نوشتن پیام‌های تبلیغاتی کار چندان خوبی نیست و نباید اهمیّت جزئیات را دست کم گرفت، اما واقعاً جزئیات یک متن تبلیغاتی تا چه حد اهمیت دارد؟

خب، یکی از احمقانه‌ترین واقعیت‌ها درباره مدیریت بازاریابی و مشتری و فروش، توسط محققان دانشگاه کارنجی ملون آشکار شد. در طی تحقیقات آنها مشخص شد که حتی یک کلمه هم می‌تواند در افزایش نرخ تبدیل کاربران به مشتری تاثیر واقعاً وحشتناکی داشته باشد.

در این آزمایش، آنها توضیح قیمت یک دی‌وی‌دی را از “۵ دلار” به “یک هزینۀ کوچک ۵ دلاری” تغییر دادند تا ببیند فروش تا چه حد تحت تاثیر قرار می‌گیرد. نتیجه چه بود؟ با اینکار آنها توانستند تعداد مشتریان را ۲۰ درصد افزایش دهند! باور می‌کنید؟بگذارید این دو توضیح مختلف را در کنار هم ببینیم تا دقیقاً بفهمید که مساله چقدر مسخره است:

آیا فکر می‌کردید که کلمۀ کوچک بتواند تاثیر چنین بزرگی در جذب مشتری داشته باشد؟ با این حساب، دیگر هیچ شکی وجود ندارد که وقتی هدف ما متقاعد کردن یک مشتری باشد که در خریدهای خود محافظه‌کار است، همه‌چیز به جزئیات برمی‌گردد.مهم نیست که شما در چه تجارتی فعال هستید، در هر صورت لازم است برای فروش بیشتر، درک درستی از سه نوعِ مختلف خریدار و به خصوص خریداران محافظه‌کار خود داشته باشید.

این خریداران درصد زیادی از مشتریان شما را تشکیل می‌دهند و بنابراین باید سعی کنید با روش‌ها و تکنیک‌های درست آنها را مجاب به خرید کنید.

اقرار به کمبودها باعث پر رنگ شدن نقاط قوت شما می‌شود!به نظرتان روزی می‌رسد که اقرار به اشتباهات به نفع شما باشد؟ آخر مردم که واقعاً به دنبال واقعیّت نیستند… یا شاید… هستند؟

مدیریت بازاریابی و مشتری

مدیریت بازاریابی و مشتری

تحقیقات روانشناس اجتماعی به نام فیونا لی نشان می‌دهد که:

اقرار به کمبودها یک روش فوق‌العاده برای تاکید بر روی نقاط قوت است. هدف تحقیقات او سنجش تاثیر اعتراف به اشتباه در مخاطب بود اینکه بررسی کند، چگونه اینکار می‌تواند در قیمت‌های بورس تاثیر داشته باشد. افراد مورد آزمایش این تحقیق، دو گزارش مختلف از یک شرکت را می‌خواندند که هر دو به دلایل عملکرد ضعیف شرکت در سال گذشته می‌پرداختند.

در گزارش اول، تاکید بر روی تصمیم‌های استراتژیک بود، در حالی که گزارش دوم تاکید را بر روی عوامل خارجی گذاشته بود. (برای مثال اقتصاد، رقابت و …) و نتایج در نهایت نشان داد شرکت اول در نزد خوانندگان بسیار ارزشمندتر از شرکت دوم شناخته شد.

دلیل این موضوع چه بود؟

اعتراف به کمبودهای شرکت از منظرهای مختلف همچون تفکر استراتژیک نشان می‌داد که شرکت هنوز کنترل امور را در دست دارد، هر چند در سال گذشته تصمیم‌های غلطی گرفته است.البته محقق به همین قانع نشد و صدها گزارش دیگر را نیز برای اطمینان مطالعه کرد.

نتیجه همیشه ثابت بود: ارزش سهام شرکت‌هایی که اشتباهات استراتژیک خود را قبول کرده‌اند، در سال بعد بیشتر بوده است.این یعنی وقتی عوامل و نیروهای خارجی را سرزنش می‌کنید (حتی اگر واقعاً حق با شما باشد)، مخاطبان شکّاک شما دلیلی دارند مبنی بر اینکه شما توانایی حل مشکل را ندارید. به علاوه این فرض هم برایشان وجود دارد که شما فقط بهانه‌تراشی می‌کنید.

نتیجه‌گیری:اعتراف به اشتباهات می‌تواند در قضاوت مشتریان تاثیر داشته باشد و کاری کند که آنها بفهمند شما هنوز کنترل امور را در دست دارید و قرار نیست بابت مشکلات خود بهانه بیاورید.

۵ – از حس فوریّت به درستی استفاده کنید!

ایجاد یک حس فوریت در متن، از روش های قدیمی مدیریت بازاریابی و مشتری ، برای جذب مشتری است و با این حال هنوز که هنوزه، به عنوان یکی از هوشمندانه‌ترین استراتژی های فروش شناخته می‌شود.

دکتر رابرت چالدینی در تحقیقات خود به ما نشان داده “کمیاب بودن”، یکی از ۷ ستون اصلی تاثیرگذاری و متقاعدسازی است. دلیل تاثیر بالای کمیابی، واقعاً ساده است: عرضه کم، باعث تقاضای زیاد می‌شود و تقاضای زیاد، یعنی فروش بیشتر.و یکی از راهکارهای خوب استفاده از تکنیک کمیابی، استفاده از حس فوریت است. البته، توجه داشته باشید که ایجاد حس فوریت باید درست انجام شود و در صورت بکارگیری اشتباه، ممکن است نتیجۀ رضایت‌بخشی نداشته باشد.

تحقیق زیر به خوبی به ما نشان می‌دهد که چطور می‌توان از حس فوریت، به بهترین نحو استفاده کرد.

تحقیقات هاوارد لونتال به تحلیلِ میزان تاثیر متون مختلف، بر روی انسان‌ها پرداخت.لونتال این تحقیق را با ارائه دو بروشور مختلف انجام داد که در هر دوی آنها، تمام جزئیات ممکن در مورد تاثیرات وحشتناک یک بیماری تتانوس بر روی بدن انسان آورده شده بود.

البته، با یک فرق کوچک! اولین بروشور، فقط عواقب تتانوس را بررسی می‌کرد.

اما دومین بروشور، اطلاعاتی در مورد چگونگی واکسینه‌شدن نیز ارائه می‌داد.نتایح نشان داد، شانس اینکه خوانندگانِ دومین بروشور (که حاوی اطلاعات مربوط به واکسن بود) برای پیشگیری از این بیماری کاری کنند، بسیار بیشتر از خوانندگان بروشور اول بود.

اگر بخواهیم دقیق‌تر بگوییم، ۲۵% افراد بیشتری از این گروه، برای واکسینه‌شدن اقدام کردند.مساله وقتی جالب می‌شود که بدانید لونتل، علاوه بر این دو، یک گروه دیگر از خوانندگان هم داشت که یک بروشور با “ترس کمتر” را دریافت کرده بودند.

در این بروشور، بیماری مذکور با لحن بسیار ملایمتری توصیف شده بود و خبری هم از عکس نبود؛ تاثیر آن چقدر بود؟ خوانندگان این نسخه تقریباً همانقدری واکنش نشان دادند، که افراد بروشور اول با “ترس زیاد” (و بدون اطلاعات تکمیلی).ایجاد حس فوریت فقط وقتی تاثیرگذار بوده که توضیحات تکمیلی برای واکسینه شدن به مشتریان ارائه شده است.

البته، یک نکته جالب دیگر نیز وجود دارد: خوانندگان آن بروشوری که اطلاعات تکمیلی داشته، در کل بیشتر با بروشور درگیر شده‌اند و بعد از مطالعه می‌توانستند اطلاعات بسیار دقیق‌تری از آن را، نسبت به سایرین به خاطر آورند.به این ترتیب لونتال توانست نشان دهد که ذهن‌های ما تمایل دارند که حتی اطلاعات فوریّتی را هم بلوکه کنند، مگر آنکه راهنمایی دقیقی در مورد قدم بعدی به ما ارائه شود.

اما چرا مشخص کردن مسیر برای آدم‌ها لازم است؟

تحقیقات لونتال نشان می‌دهد که وقتی اطلاعات واکسینه شدن به مخاطبان ارائه نشده بود، معمولاً آدم‌ها خود را اینگونه متقاعد می‌کردند که “نیازی نیست نگران باشم، چون من هیچوقت دچار این بیماری نمیشم.” اما گروه دوم نمی‌توانستند چنین فکری کنند، چون راهکاری برای حل مساله به آنها داده شده بود.

فقط ایجاد حس فوریت کافی نیست؛ چرا که این حس فوریّت می‌تواند توسط ذهن مشتری بلوکه شود. شما باید در مدیریت بازاریابی و مشتری راه‌حلی مشخص در اختیار مشتری بگذارید، پس به جای آنکه فقط راهنمایی مختصری به مخاطبان خود ارائه دهید، دقیقاً به آنها بگویید که باید چه کنند و از این نترسید که به سمت فعالیت‌های مشخصی هدایتشان نمایید.

۶ – کاری کنید که ذهن مشتری بلافاصله چراغانی شود!

چیزهای بسیار کمی هستند که ذهن ما بیشتر از رضایت آنی (Instant Gratification) دوست داشته باشد.

(رضایت آنی بهترین معادلی بود که برای این عبارت پیدا کردم.) منظور از رضایت آنی این است که ما همه تمایل داریم لذت را همین حالا و بدون کوچکترین مکثی تجربه کنیم.تمام تحقیقات علمی مرتبط بیانگر قدرت بالای این میل در ما هستند و این یعنی اگر کسب و کاری به درستی از آن استفاده کند، شانس بیشتری برای موفقیت خواهد داشت.

اما چگونه می‌توان با استفاده از این نکته روانشناسی، میزان فروش را افزایش داد؟ ساده است: زمانی مشتریان ما حس رضایت آنی را تجربه خواهند کرد، که بعد از خرید خود پاداش اینکار را دریافت کنند.

وقتی که یک مشتری بالقوه روی مرز تکمیل خرید ایستاده، اینکه چقدر سریع بابت خرج کردنِ پولی که سخت بدست آورده احساس رضایت کند، تاثیر بسیاری در تصمیم او خواهد داشت.

بنابراین، متن فروش شما باید مزایای هر قدم مشتری را به طور کامل توضیح دهد.

تحقیقات انجام شده در این زمینه (که یکی از آنها در مورد اعتیاد به نیکوتین بوده) به ما نشان می‌دهند که وقتی ذهن، درگیر صبر کردن برای چیزی باشد، کرتِکس جلویی مغز فعال است. (این موضوع با تصویربرداری تشدید مغناطیسی یا همان MRI بررسی شده است.)اما وقتی که ما به کسب چیزی در لحظه فکر می‌کنیم، قسمت میانی مغز فعال است و این موضوع احتمال پاسخ مثبت را افزایش می‌دهد.

پس این همان بخش از مغز است که ما باید روشن کنیم. اما چگونه؟

ساده است: کلماتی همچون “بلافاصله”، “درجا”، یا حتی “سریع”  می‌توانند سوئیچ بخش میانی ذهن را بچرخانند و به این ترتیب، میلِ خرید را در مشتری افزایش دهند.

پس در مدیریت بازاریابی و مشتری ، فقط کلماتی همچون رایگان و جدید نیستند که می‌توانند در فروش بیشتر به شما کمک کنند، در کنار آنها، “بلافاصله” هم از قانع‌کننده‌‌ترین کلماتی است که می‌توانید در متن خود بگنجانید.اگر کار شما فروش خدمات – و نه محصولات – است، به جای این کلمه، می‌توانید از واژۀ “به سرعت” استفاده کنید.

محققان متوجه شده‌اند که دلیل تاثیر این کلمات آن است که به ما اجازه می‌دهند وضعیتی را تصور کنیم که در آن مشکل ما بلافاصله حل می‌شود. این یعنی وقتی بدانیم زود به نتیجه مطلوب خود می‌رسیم، میل بیشتری به انجام آن داریم.ذهن ما عاشق بدست آوردن لذت در لحظه است، بنابراین وقتی که به ما یادآوری می‌شود که می‌توانیم مشکلات خود را سریعاً حل کنیم، میل ما به خرید بیشتر خواهد شد.

بله، وقتی مصرف‌کننده بداند که بلافاصله پاداش کار خود را دریافت می‌کند، دیگر صبر کردن برای انجام یک خرید، کار دشواری خواهد بود.

۷ – یک رقیب (یا دشمن) برای خود بتراشید!

در جهان تجارت و مدیریت بازاریابی و مشتری ، ایجاد کردن روابط معنادار، امری حیاتی برای کسب موفقیت است. در واقع، اینکه شما چه کسانی را می‌شناسید، به اندازه دانشی که در اختیار دارید مهم است.

روابط شما مسلماً اهمیّت بسیاری دارد و باعث ایجاد حس امنیّت بیشتر نزد مشتری خواهد شد، اما هنگام ایجاد روابط، نیاز شما فقط به دوست نیست، بلکه به یک دشمن هم نیاز دارید.چرا؟ آخر مگر داشتن دشمن هم می‌تواند سودی برایتان داشته باشد؟

تحقیقات مربوطه نشان داده که اگر به دنبال مشتریان واقعاً وفادار هستید، داشتن یک دشمنِ مشخص امری ضروری است.

در یک تحقیق بسیار پر سر و صدا با عنوان “دسته‌بندی اجتماعی و رفتار درون گروهی”، یک روانشناس اجتماعی به نام هنری تاجیفل، سعی داشت مشخص کند که انسان‌ها به چه دلیل رفتارهایی حاکی از تنفر یا تعصب گروهی از خود نشان می‌دهند.

در این تحقیق، ابتدا از شرکت‌کنندگان خواسته شد که از بین دو انسان یا دو شیء، که نسبت به آنها هیچ‌گونه دانش قبلی نداشتند، انتخاب کنند. برای مثال در یک مورد از آنها خواسته شد بین دو نقّاش انتخاب کنند که تفاوت بین آنها واقعاً بی‌معنی بود.سپس این افراد بر اساس انتخاب‌های خود به دو گروه مختلف تقسیم شدند.

در کمال ناباوری، تاجیفل متوجه شد که می‌تواند گروه‌هایی از آدم‌ها بسازد که به گروه فرضی خود وفاداری نشان دهند و با صراحت نسبت به افراد خارجی تعصب داشته باشند.جالب اینجاست که مشاهدۀ چنین رفتاری با بی‌اهمیّت‌ترین تفاوت‌های ممکن در بین انتخاب‌ها میسر شده بود.

مدیریت بازاریابی و مشتری

مدیریت بازاریابی و مشتری

هر چند واقعا فرقی بین این دو گروه نبود، اما وقتی بحث بر سر ارائه پاداش‌های واقعی بود، سوژه‌های تحقیق به افراد گروه خود بیشتر میل داشتند و در زمینۀ ارائه پاداش‌ به افراد گروه دیگر از خود تعصب نشان می‌دادند.البته شما لزوماً به یک دشمن در جهان واقعی نیازی ندارید، بلکه کافی است علیه یک عقیده یا ایده باشید.البته، به نحوی که مشتریان بتوانند با شما هم‌ذات‌پنداری کنند.

هدف شما نباید این باشد که رقبای خود را بکوبید،

بلکه باید بتوانید خودتان را با ایده‌آل‌های مشخصی تعریف کنید و بدین ترتیب از سایرین متمایز شوید.شما هیچوقت نمی‌توانید لحن منحصربفرد برند خود را، بدون شناسایی درست معیارهای دیگران و تمرکز بر تفاوت‌های خود پیدا کنید.

برای آنکه بتوانید مشتریان ایده‌آل خود را به دست آورید، لازم است خود را در نقش دشمنی برای یک ایده، باور یا نوع نگاه تعریف کنید. درست همانطور که اپل علیه کاربران “حوصله سربر” کامپیوتر و کامپیوترهای غیر جذاب آنها موضع می‌گیرد.

۸ – پای یک عقیده ارزشمند بایستید!

ما در مورد اهمیتِ ایجاد حس انحصار و دفع یک گروه خاص با مشخص کردن دشمنی برای خودتان صحبت کردیم، اما در عین حال لازم است مشتریان ایده‌آل خود را هم وارد گروه مشخصی بکنید.

مردم دوست دارند در پیام یک برند، همراهش باشند.

اما به شرط آن که ارزش‌های آنها با این برند یکسان باشد.در حقیقت، از بین کسانی که گفته‌اند یک رابطه قوی با برندی مشخص دارند، بیش از ۶۴درصد آنها اظهار داشته‌اند که دلیل این موضوع، داشتن “ارزش‌های مشترک” با این برند بوده است.

بر اساس یافته‌های شرکت تحقیقاتی CEB، مردم به هیچ شرکتی وفادار نیستند. بلکه به ارزش‌هایی وفادارند که یک شرکت برای خودش دارد.یک مثال عالی از این موضوع، کفش‌های TOMS است؛ این برند، به عقیدۀ بسیاری از مشتریان، واقعاً پای ارزش‌های خود ایستاده است و حتی خارج از فضای تجاری نیز به باورهای خود متعهد بوده است.

مشتریان این شرکت را تحسین می‌کنند

چون بابت هر جفت کفش که می‌فروشد، یک جفت کفش به نیازمندان اهدا می‌کند.در همین زمینه، بد نیست اگر نگاهی به برند زاپوز هم بیندازیم: مدیر این برند، تونی هسیه، شرکت خود را به عنوان یک فروشگاه آنلاین نمی‌شناسد، بلکه از آن به عنوان “یک شرکت فعال در زمینۀ خدمات مشتری که از قضا، کفش هم می‌فروشد” تعریف می‌کند.

بد نیست بدانید که این حرف او فقط یک شعار قشنگ نیست:

همه مشتریان زاپوز به خوبی می‌دانند که این شرکت برای ارائه یک تجربه فوق‌العاده به مشتری، از هیچ تلاشی فروگذار نیست.ارزش‌های خود را به طور مرتب و واضح برای مشتریان خود مشخص کنید.

کیفیت محصولات و خدمات شما برای آنها اهمیّت دارد، اما در نهایت وفادارترین مشتریان شما به چیزی علاقه دارند که برند شما پایش ایستاده است و بابت آن تلاش می‌کند. پس در مدیریت بازاریابی و مشتری ، باید کاری کنید که آنها به راحتی ارزش‌های شرکت شما و تلاش‌هایتان در این زمینه را متوجه شوند.

۹ – نقش وکیل مدافعه شیطان را بازی کنید!

آیا با طریقه به وجود آمدن عبارت “وکیل مدافعه شیطان” آشنا هستید؟این عبارت مربوط به زمانی بود که کلیسای کاتولیک قصد داشت فردی را به مقام قدیس منصوب کند. برای اینکار، مسئولان کلیسا از یک وکیل می‌خواستند تا در نقش وکیل مدافعه شیطان حاضر شود و در طی مراسم، دلایلی را که فرد مذکور نباید به درجه قداست برسد را مطرح کند.

به این ترتیب بود که آنها مطمئن می‌شدند این مراسم تا حد ممکن بی‌طرفانه برگزار می‌شود.در فضای تجارت می‌توان یک درس مهم از این حرکت گرفت.

طبق تحقیقی که توسط یک روانشناس اجتماعی به نام شارلان نمث (و همکارانش) انجام شده، نقش وکیل مدافعه شیطان، بدون شک در متقاعد کردن مخاطبان تاثیر دارد.

البته خیالتان راحت، برای استفاده از این تکنیک، لازم نیست شما مخالفت واقعی با محصولات خود داشته باشید.

هر چند که این کار هم تاثیر خود را بر روی مخاطب خواهد گذاشت.

وقتی که افراد با کسی روبرو می‌شوند که واقعاً با نقطه نظر آنها مخالف است، تلاش می‌کنند تا نقطه نظرش را درک کنند.

تحقیق در این زمینه همچنین نشان داده که مخالفت، به ایجاد خلاقیت بیشتر و حل مشکل در یک گروه کمک می‌کند.تاثیر آنهایی که نقش وکیل مدافع شیطان را بازی می‌کنند، دقیقاً چیست؟

مخالفان یک موضوع، باعث می‌شوند که اکثریت در تصمیم خود بیشتر مصمم شوند.

محققان متوجه شده‌اند که  وقتی مخاطبان در مورد انتقادهای وکیل مدافعه شیطان بحث می‌کنند، در حقیقت مشغول مطرح کردن و رفع اشکالات تصمیم خود هستند و جایگزین‌های بهتری برای استدلال‌های خود پیدا می‌کنند و در نهایت در تصمیم خود راسخ‌تر خواهند بود و این یعنی بازاریابان یک فرصت خوب دارند، آنها می‌توانند برای مشکلات احتمالی محصولات خود، در نقش وکیل مدافع شیطان ظاهر شوند (“برخی گفته‌اند که محصول ما بیش از حد پیچیدگی دارد، اما این موضوع صحت ندارد. دلیل آن هم این است که…”).

مدیریت بازاریابی و مشتری

مدیریت بازاریابی و مشتری

با چنین کاری می‌توانید در متقاعدسازی مشتریان و مدیریت بازاریابی و مشتری بسیار بهتر عمل کنید، چرا که تمام نگرانی‌های آنها، قبل از خرید مطرح و رفع می‌شوند.ظاهراً بازی کردنِ نقش وکیل مدافع شیطان، به هیچ‌وجه جلوی مخاطبان را نمی‌گیرد و فقط عزم آنها را برای عملی کردن تصمیم‌شان بیشتر می‌کند.

پس بد نیست که برای محصولات و خدمات خودتان در مدیریت بازاریابی و مشتری ، تبدیل به وکیل مدافع شیطان بشوید و ضعف‌های احتمالی را، با ارائه توضیح و راه‌حل، رد کنید. به این ترتیب، ترس‌های مشتریان شما از بین می‌رود و با اعتماد بیشتری، فرآیند خرید خود را کامل می‌کنند.

۱۰ – مشتریان خود را همیشه مشتاق نگاه دارید!

اولین چیزی که باعث ایجاد وفاداری در مدیریت بازاریابی و مشتری می‌شود چیست؟

جواب این سوال، اصل اجتماعیِ عمل متقابل است، یعنی اینکه هر کس در مقابل چیزی که دریافت می‌کند، می‌خواهد چیزی هم ارائه بدهد.خبر خوب این است که یک راه فوق‌العاده برای استفاده از این اصل وجود دارد که تجارت‌ها می‌توانند از آن بهره ببرند: ایجاد حس نیاز به عمل متقابل با غافلگیر کردن مشتریان.در جریان تحقیق مدیریت بازاریابی و مشتری ، روانشناسی به نام نوربرت شوارز متوجه شد که حتی پیدا کردن یک سکه ۱۰ سنتی کافی است تا نگاه فرد تحت تاثیر قرار بگیرد و دیدی مثبت نسبت به روز خود پیدا کند.

هر چند که این تحقیق در سال ۱۹۸۷ انجام شده، اما نتیجۀ آن هنوز هم درست است: لازم نیست برای فعال‌کردن فرآیندِ عمل متقابل، کار زیادی انجام دهید. حتی کوچکترین لطف شما کافی است تا نیّت خوبتان را به مشتری نشان دهید و مطمئن شوید که او به شما وفادار خواهد ماند.شوارز پدیدۀ مذکور را اینگونه توضیح داده است: “مساله، ارزش چیزی نیست که بدست می‌آورید، بلکه اتفاق مثبتی است که برای شما روی داده است.”

در یک تحقیق معروف دیگر

در این مورد، دکتر رابرت چالدینی متوجه شد که یک کار ساده، مثل خرید یک قوطی نوشابه برای مخاطب، کافی است تا او با علاقۀ بسیار بیشتری نسبت به شما رفتار کند.یکی از بهترین راهکارها برای استفاده از این تکنیک، آن است که بعد از انجام خرید توسط مشتری، همچنان ارتباط خود را حفظ کنید و چیزی به عنوان هدیه به او بدهید.مشتریان را با یک چیز کوچک غافلگیر کنید، حتی کوچکترین چیز هم تاثیرگذار خواهد بود.

مدیریت بازاریابی و مشتری .مدیریت بازاریابی و مشتری.مدیریت بازاریابی و مشتری . مدیریت بازاریابی و مشتری

مدیریت بازاریابی و مشتری

و نکات آخر این است که:

در مدیریت بازاریابی و مشتری ، اگر که محصول شما یک نرم‌افزار است، یک راهنمای رایگان برای آن می‌تواند واقعاً تاثیرگذار باشد. اگر یک آرایشگاه را هم اداره می‌کنید، دادن یک شانۀ پلاستیکی به مشتری می‌تواند تاثیر فوق‌العاده‌ای داشته باشد.

زاپوز (فعال در زمینۀ خدمات مشتری، که از قضا کفش هم می‌فروشد.) اقرار کرده که هر از چند گاهی، حساب کاربریِ مشتریان خود را، بدون آنکه به اطلاعشان برساند، ارتقا می‌دهد تا کفش‌ها یک روزه به دستشان برسد. به این ترتیب می‌تواند حس غافلگیری و خوشحالی برای مشتری ایجاد کند که هیچوقت با اطلاع‌رسانی در مورد ارتقای حساب در سایت میسّر نمی‌شد.

فراموش نکنید که ارزش مادی هدیه شما اصلاً مهم نیست

اگر نمی‌توانید از پس حرکت پر هزینه مانند کار زاپوز بر بیایید، یادتان نرود که هر حرکت دیگری، هر چقدر هم کوچک، موثر خواهد بود. چرا که فقط این مساله مهم است که به یاد مشتریان خود بوده‌اید.

عمل متقابل قدرتی بزرگ در اختیارتان می‌گذارد، با این حال، بعید نیست که بسیاری از رقبای شما هم از آن استفاده کنند. اگر این موضوع درست است، شما می‌توانید با غافلگیر کردن مشتریان خود، در بین رقبا بدرخشید. این کار می‌تواند یک راه عالی باشد تا به مشتری نشان دهید که قدر تجارت با او را می‌دانید.

  ”مشاهده مقالات بیشتر….. ”  

معرفی و اهمیت دوره مدیریت (MBA) در مشهد

ثبت نام در دوره مدیریت DBA و MBA

ثبت نام و شروع دوره مدیریت عالی کسب و کارDBA

 

 

کسب وکار موفق

این چکیده ای که پیش روی شما قرارگرفته، روایتی از شرکت داری مدرن ، کسب وکار موفق و کارآفرینی در قرن جدید است.

شرکت ها هرروز باهوش تر میشوند و یاد میگیرند با کمک فناوری اطلاعات تعدادِ کارمندانِ تمام وقتِ خود را به حداقل برسانند. این دست آورد مدیریتی بزرگی است که یادآوری میکند، شرکتها به جای اینکه تعداد زیادی کارمند استخدام کنند و به دنبال کار برای آنها باشند، بازارهایی برای خرجِاستعدادِ آنها پیدا میکنند.

کارآنها، این است که مشتریهای خود را ازطریق اپلیکیشن های مختلف پیدا میکنند و سپس برای ارائه خدمات، ازنیروهای انسانی که منتظر کار هستند، میخواهند که پای کار بیایند.شرکت هایی که در بخش خدمات، فعال هستند، بیشترین نیروی کار را به این شکل دارند، یعنی در صورت نیاز، نیروی کار را فرامی خوانند: او به محض نیاز یک راننده تاکسی را به کار فرا می خواند؛شرکت اسپون راکت در سانفرانسیسکو در عرض ده دقیقه غذای موردنظرتان را به دستتان میرساند.

دنیای شرکت داری تغییر کرده، همانطور که دریکی از اصلی ترین نظریه های کتاب پیش روی شما، مشخص میشود شرکت هایی که تقاضاهای لحظه ای را پوشش میدهند در اقتصادِ دانش نیز در حال افزایش هستند.به طور نمونه شرکت اُدِکس به کمک 10 میلیون نیروی مستقل، بیش از3میلیون شرکت را در طول روز پوشش میدهد. شرکت کوئیرکی نیز به کمک نیروهای کاریِ مستقل،محصولات جدید را روانه بازار میکند. شرکت تانگال از آنها برای آژانس های تبلیغاتی استفاده میکند.

این ها همگی مثالهایی از دنیای توسعه یافته در  کسب وکار موفق است.

کسب وکار موفق درعصر کارآفرینی

دولت هایی که در دوره رکود بزرگ 38 دستخوش آشوب شدند، کاپیتالیسم آزاد را جایگزین کاپیتالیسم مدیریتی کردند. روح کاپیتالیسم را سه (غولِ بزرگ ) تشکیل میدادند.غول کسب وکارهای بزرگ از اقتصاد در مقیاس های گسترده نهایت بهره را بردند تا سلطه کافی بر بخش های صنعتی پیداکنند: هفت خواهر صنعت نفت؛ سه سازنده بزرگِ خودرو و تلویزیون؛ دوغولِ کامپیوتری. غولهای دولتی بزر گترین نقششان در کسب وکار موفق این بوده که تا جای ممکن خرج کنند تا رونقی به صنایع بخش خصوصی ببخشند؛درواقع آنها تلاش کرده اند با تحریکِ تقاضا، اقتصاد را به گردش دربیاورند. و توافق هایی میان کار و سرمایه ایجاد کنند.

کسب وکار موفق

کسب وکار موفق و ملت های ورشکسته

خیزش بازارهای نوظهور یک تغییر رادیکالِ دیگر را به نمایش گذاشتهاست. در 40 سال گذشته، اصلی ترین فعالیت های اقتصادی  کسب وکار موفق مربوط به غرب بوده است، از رشدهای ناگهانیِ اقتصاد تا ابتکار و کارآفرینی و مثبت اندیشی همگی متعلق به غرب بوده است. امروز همه چیز وارونه شده است.

بازارهای نوظهور باوجود همه آشوب ها و تنش ها، بازهم در رشد اقتصاد جهان در سال 2013 سهم 68 درصدی داشته اند. موسسه آکسفورد برآوردکرده که رشد تولید ناخالص داخلیِ اقتصادهای نوظهور در چهار سال آینده2.2 درصد بیشتر از اقتصادهای توسعه یافته خواهد بود.

کشورهایی که بازارهای نوظهور در آنها قرار دارد هرروز شرکت هایبلندپروازتری راه اندازی میکنند. در سال 2013 مَقرِ 124 شرکت از میان500 شرکت برتر در بازارهای نوظهور بوده است.

سه اهریمن در کسب وکار موفق

آشوب بزرگ درکسب وکار موفق منجر به رهایی سه دیوِ اهریمنی در دنیا شده است؛ این

شیاطین می توانند آسیبی جدی به موتورِ این آشوب ها یعنی به نظام

سرمایه داری وارد کنند؛ درواقع این ها منجر به آشوب در آشوب گر میشود.

نخستین شیطان، خیزشِ نابرابری است: تمرکز رفاه و آسایش در غرب

به سطحی رسیده که از اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم شاهد آن

نبوده ایم. در حال حاضر 10 درصد از جمعیتِ آمریکا کنترلِ سرمایه و رفاهِ

70 درصد از مردمِ این کشور را در اختیار دارد. این دقیقاً همان رقمی است

که در سال 1870 نیز آمریکایی ها با آن مواجه بودند. در اروپا این رقم به

میزان خیلی جزئی کم شده و به 63 درصد رسیده، اما به هرحال در همان مسیر درحرکت است.

دلایل زیادی برای افزایش این نابرابری وجود دارد، از افزایش بازگشت سرمایه گرفته تا کاهش نرخ مالیات، این وضعیت را پدید آورده است.

اما بخشی ازتوضیح، در دل آشوب بزرگ قرار دارد: پاداشِ ابداعاتِ تکنولوژیکی با شکاف جمعیتی در ارتباط است. ستاره های بزرگ در کسب وکار موفق ، پاداش های بزرگی بابت استعداد خود دریافت می کنند که بخشی از آن نیز به لطف ترکیبی از ابداعاتِ تکنولوژی و جهانی شدن است.

کسب وکار موفق

کسب وکار موفق

دومین شیطان در کسب وکار موفق ، بازگشتِ کارگرانِ یکبارمصرف است.

کاپیتالیسم مدیریتی با خودش نوعی امنیت شغلی به ارمغان آورده بود: یقه سفیدها تمام مدتِ عمر خود را برای جنرال موتور در دیترویت یا فیات در ایتالیا کارمیکردند. اما در دهه 80 ، هر آنچه اتحادیه تجاری برای مراقبت و نگهداریاز مشاغل بود در بخش خصوصی ویران شد. حالا این ناامنی به شغلهای ذهنی نیز سرایت کرده و حتی بخشهای دولتی را نیز با خود به قهقرا برده است.

افزایش کارگرانِ یکبارمصرف، درواقع تغییری است که در ماهیت وطبیعت مشاغل ایجادشده است. شغلها عموماً در تابش افکار مدیریتیِ جدید و تکنولوژی های جدید، نظم دوباره ای میگیرند. تنظیمِ دوباره میتواند به خودی خود نوعی مشکل باشد. دریکی از شرکت های فرانسوی،زمانی که بخش مدیریتی را تغییر دادند و نیروهای کاریِ آن بخش را کاهش دادند، چندین خودکشی پشت سرهم اتفاق افتاد. این فاجعه در فاصله سالهای 2007 تا 2008 رخ داد.

سومین شیطان نیز در کسب وکار موفق، افزایش هویت سیاسی است

عجیب ترین شکلِ هویت سیاسی را میتوان در دنیای بنیادگرایانی مانند داعشی ها مشاهده کرد که به دنبال به کرسی نشاندنِ خلافت خودشان هستند. البته نمونه های کمتر افراطی از هویت سیاسی نیز وجود دارد که در دیگر نقاط دنیا رواج دارد. ناسیونالیسمِ اسکاتلندی یکی از انواع آن است که سعی دارد قدرت را برای خودش توجیه کند. ناسیونالیسم روسی نیز ترکیبی از خصومت با غرب و وابستگی به نیاکان در دنیایی ساده است. هرچه نظام سرمایه داری بیشتر تحت تأثیر منطقِ آشوب قرار میگیرد، مردم بیشتر به عقاید قدیمی مانند ناسیونالیسم یا هویت های دینی و قومی پناه میبرند.

لازم است به خاطر داشته باشیم که آشوب با خیزشِ خود، هزینه های گزافی را به بار می آورد، این هزینه ها فقط بر دوش قربانیان آشوب تحمیل نمیشود بلکه جامعه به صورت کلی قربانی میشود و طاقت خود را از دست میدهد. عادتهای همیشگی از میان میرود وعادتهای عجیب وغریبِ جدیدی روی کار می آید. همه مردم صبر و تحمل خود را از دست میدهند.

وظیفه دولت ها در کسب  کار موفق

کمترین کاری که دولت ها در کسب وکار موفق باید انجام بدهند این است که این آشفتگی ها را برطرف کنند. آنها باید کارهای بزرگتری نیز انجام بدهند:

ایجاد نهادهای بزرگ برای رفاه، به ویژه در بخش مراقبت و سلامت و همچنین در بخش مستمری بگیران، میتواند بسیار مؤثر باشد. بزر گترین مشکل این است که اکثر کشورها به جای تک تکِ افراد، بر شرکت ها و محل کارشان تکیه کرده اند.

کسب وکار موفق

برخی از دولت های آینده نگر، وارد اقدام و عمل شده اند

دولت های بریتانیا و ایالات متحده آمریکا طرح هایی را برای بازنشستگی معرفی کرده اند.آنها همچنین انگیزه ها و محرک هایی را برای افراد ایجاد کرده اند تا در برنامه های مربوط به بازنشستگان همکاری کنند.

 

 چرا در کسب وکار موفق شرکت ها وجود دارند؟

امروز اکثر افراد در اقتصاد بازار زندگی می کنند و برنامه ریزی های مرکزی، بزرگترین فاجعه اقتصادی قرن 21 دانسته میشود. بااین وجود بسیاری از افراد زندگیِ کاری خود را در بوروکراسی های برنامه ریزی شده ای به نام شرکت سپری می کنند. آنها به جای بازار کار، زندگیِ خود را به کارفرماها وابسته می کنند. تمام تلاشِ آنها نیز برای رسیدن به اهدافِ استراتژیک و برنامه ریزی شده شرکتی است.

دیدگاه اصلی در مورد دلیلِ وجودِ شرکت ها درکسب وکار موفق این بود که رفتنِ مدام به بازارها میتواند هزینه های بسیار گزافی را به همراه داشته باشد. شما بایدکارگرانی را استخدام کنید، در مورد قیمت ها و قراردادها مذاکره کنید وفعالیت های بسیاری را انجام بدهید. شرکت ها ابزاری مناسب برای شکل گیریِ قراردادهای درازمدت هستند، درحالی که قراردادهای کوتاه مدت اغلب دردسر و زحمت محسوب می شوند.

شرکتها میتوانند به شکلی منحصربه فرد علم را تولید و خلق کنند. آنها همچنین میتوانند پیش بینی کنند ابتکارات در درازمدت با بازارها چه می کنند؛ درواقع شرکت ها تنها تقاضاها را برآورده نمی کنند.

 

برای کسب وکار موفق متفاوت بیندیشید

کلی کریستنسن قوانینی برای مبتکران مطرح میکند.اما آیا ابتکار، آموختنی است؟

آقای کریستنسن در سال1997 مثل شوالیه ای از مدرسه کسب وکار هاروارد سربر آورد و با مطالعات خود در کتابی با عنوان موقعیتِ حیص وبیصِ مبتکران اصطاح(ابتکار آشوب گر)را عمومی کرد.

آقای کریستنسن به همراه همکاران خود پنج عادت ذهنی را فهرست کرده اند که ویژگیِ مبتکران آشوبگر را تشکیل میدهد: معاشرت کردن، پرسیدن، مشاهده، ایجاد شبکه و تجربه کردن.

به نظر میرسد مبتکران استعداد بالایی در مرتبط کردنِ چیزهای به ظاهر غیر مرتبط دارند. نخستین بار مارک بنیوف تنها با بررسی آمازون و ای بی به ایده Salesforce.com رسید و حالا همین شرکت ساده، 19 میلیارد دلار ارزش دارد.

این خلاقیت ها در کسب وکار موفق زمانی به دست می آید که بتوانید تجربه خودتان راگسترش بدهید. آقای بینوف زمانی که دلفین ها شنا میکرد به یکی از ایده های جذاب خود دست پیدا کرد. جو مورتون زمانی که درمالزی میوه ای شبیه به انبه میخورد، ایده نوشیدنی سالم به ذهنش رسید.

کریستنسن و همکارانش ثابت کرده اند که اگر افراد در کشورهای خارجی زندگی کرده باشند 35 درصد بیشتر احتمال دارد که ایده های جدید به ذهنشان خطور کند. البته این قانون یا وحی منزل نیست.مبتکران به شکل های مختلفی به ایده های خود میرسند.

کسب وکار موفق

مبتکران به طور مدام از خودشان میپرسند

چرا چیزها به شکلی متفاوت انجام نمی شوند. ویلیام هانتر مؤسس یکی از شرکتهای دارویی زمانی که میخواست جراحی قلب انجام بدهد از پزشک خود پرسید چرا در حین جراحی، همراه با باتری از دارویی برای التیامِ زخم استفاده نمیکنند. دیوید نیلمن ازخودش میپرسید چراوقتی مسافران بلیت های خود را گم میکنند و همه به دردسرمی افتند، یک کد الکترونیکی به آنها داده نمی شود تا ازاین مشکلات جلوگیری شود؟

 

با اینکه بسیاری ادعا میکنند مبتکران ارتباطی با دنیای بیروننمیگیرند، باید بگویم که

آنها شبکه های اجتماعیِ بسیار قوی برقرارمی کنند. آنها همه چیز را به شکل شبکه هایی می بینند که میتواننددر آن شبکه به ایده های جدید و کاربردی دست پیدا کنند.

کسب وکار موفق

مبتکران درعین حال بسیار اهل تجربه هستند

آنها حتی به تجربه کردن،اعتیاد دارند. جف بزوس مؤسس آمازون از دل همین تجربه ها اکنون موفق شده چنین شرکت بزرگی را به پا کند که حتی در سیلیکون ولیامروز نیز حرفهایی برای گفتن دارد. کمتر پیش می آید که این تجربه ها ناگهانی و به قول معروف، شانسی اتفاق بیفتند. گاهی شرکتها راه اندازی میشوند و بعد از یک تجربه به این نتیجه میرسند که باید سیستم آن را تغییر بدهند.

  ”مشاهده مقالات بیشتر….. ” 

اهمیت دوره مدیریت عالی کسب و کار (DBA)و گرایش های آن

آموزش رشته MBA در مشهد

موزش اصول فنون در بازاریابی

سلام وقت به خیر خوشحالیم از این که با بخش سوم نقش اهمیت اصول و فنون مذاکره خدمت شما هستیم. ادامه تکنیک ها را با هم بررسی می کنیم. تا اینجا سعی کردیم تکنیک های پرکاربرد را بگوییم، چون تکنیک های مذاکره آنقدر زیاد هستند که شاید مجالی نباشد که همه تکنیک ها را بگوییم ولی سعی می کنیم تکنیک های کاربردی تر که شما قادر باشید استفاده بیشتری را از آن داشته باشید، بازگو کنیم .

تکنیک برش کالباس در نقش اهمیت اصول و فنون مذاکره

تکنیک بعدی برش کالباس است.اول یک مثالی در نقش اهمیت اصول و فنون مذاکره می زنیم و بعد ورود میکنم به بحث علمی این موضوع. فرض کنید شما یک سوپرمارکت دارید.تمام مشتریان شما قطعا اینطور نخواهند بود که وقتی به شما مراجعه می کنند یک رول کامل کالباس را خریداری کنند ، یا توان مالی خریداری ندارند ، یا جایی برای نگه داشتن آن ندارند،یا تاریخ مصرف آن جواب نمی دهد و قبل از اینکه تاریخ مصرف آن تمام شود نمیتوانند آن جنس را تمام کنند. پس کاری که صاحب سوپر مارکت می کند این است که اصرار داشته باشد که تمام رول کالباس را بفروشد.

اولین مشکلی که امکان دارد پیش بیاید این است که

بسیاری از مشتریانی که شاید 100 گرم ، 200 گرم یا 500گرم از کالباس نیاز داشته باشند را نتواند خدمات ارائه دهد و موضوع دقیقا همین جا است که اگر سوپر مارکت بخواهد تمام رول کالباس را به مشتریان خود بفروشد، به چند مشتری در طول روز خواهد فروخت؟ یک نفر، دونفر، شاید هم کمتر. پس اگر این مشتری به رول کالباس احتیاج نداشته باشد هیچوقت به این سوپرمارکت مراجعه نخواهد کرد.

پس به راحتی میتواند صاحب آن سوپر مارکت  فضایی را تولید کند

و امکاناتی را فراهم کند که افرادی که به 100گرم ، 200 گرم کالباس نیاز دارند تهیه کنند. ببینید در انتهای روز برای آن سوپر مارکتی که کالباس را فقط به طور رولی میفروشد چه اتفاقی می افتد و آن سوپر مارکتی که هم رولی میفروشد وهم میتواند برش بزند به آنها بدهد چه اتفاقی می افتد؟

قاعدتا آن سوپر مارکتی که فضایی فراهم کرده که این کالباس را برش بزند، علاوه بر اینکه به آن مشتریانی که کالباس را به صورت رولی میخواستند عرضه کند، به بسیاری افراد دیگر که کالباس را در قطعات کوچکتر میخواستند هم توانسته عرضه کند.

آخر شب ،سوپر مارکت شماره یک که فقط رولی فروخته، دونفر مشتری داشته است و سوپر مارکت شماره دو، که آن دو مشتری رولی را که حتما داشته بخاطر اینکه توانایی رفع نیاز آنها را داشته است. ولی احتمالا سه یا چهار رول دیگر کالباس را هم توانسته قطعه قطعه کند و بفروشد.

پکیج های ایجاد شده در  نقش اهمیت اصول و فنون مذاکره

درمورد بحث نقش اهمیت اصول و فنون مذاکره، بسیاری از شرایط هایی که ما در آن مذاکره می کنیم هم همین ویژگی را دارد. بعضی وقتها ما در شرایطی پکیجی را تهیه کردیم که این پکیج خیلی وقتها بزرگتر و خارج از نیاز مردم است. یادتان می آید زمان پانزده سال پیش، بیست سال پیش،که میخواستید از مغازه ی ساندویچ فروشی نوشابه تنها سفارش بدهید به شما نمی داد و میگفت نوشابه فقط با ساندویچ ، یعنی آن رستوران افرادی که نیاز به نوشابه داشت را از دست می داد و فقط نیاز به افرادی داشت که نیاز به نوشابه و ساندویچ داشتند.

نقش اهمیت اصول و فنون مذاکره

باز بینی به پکیج های ایجاد شده در کسب و کار خود

نتیجه این که در کسب و کار خودتان و درمذاکراتی که  انجام می دهید، ببینید چه پکیج هایی به وجود آوردید که در آن اجزایی وجود دارد که مورد نیاز افراد نیست وچه اجزایی را با آن پکیج فراهم کردید که مورد نیاز افراد است. این پکیج کردن به این شکل باعث می شود که شما بسیاری از مشتریانتان را از دست بدهید.

درنتیجه بسیاری از مذاکراتتان با شکست روبه رو شود ،

چرا که شما مواردی را با هم پکیج کردید که مورد نیاز طرف مقابلتان نیست ، این پکیج ها  را مانند یک رول کالباس برش بزنید و راجع به هر کدامشان جدا مذاکره کنید .بسیاری از وقتها که موقعیت های مذاکراتی ما دچار چالش و بحران می شود با باز کردن پکیج هایی که از قبل آماده کردیم، باعث می شویم که از آن بحران خارج شویم. ببینید رول های کالباس کسب و کارتان کجا شکل گرفته است،اگر این رولها را قطعه قطعه کنید ، مشتریان بیشتری کسب خواهید کرد و در مذاکراتتان موفقیت های بیشتری بدست خواهید آورد و قطعا درانتها ،مجموعه منافع شما ، برآیند منافع شما بیشتر از حالت فعلی  خواهد بود .کالباسهای کسب و کار خودتان را پیدا کنید و برش بزنید .

تکنیک زخمی کردن کار،دوام و جابه جایی در نقش اهمیت اصول و فنون مذاکره

تکنیک بعدی که قرار است به شما آموزش بدهیم، تکنیکی است بنام زخمی کردن کار،دوام و جابه جایی . ما در ابتدا بهترین حالت ، جذابترین امتیاز ممکن را به طرف مقابل ارائه می دهیم.برای انتخاب بهترین حالت و جذاب ترین پیشنهاد ممکن  در این تکنیک، ما از روند شخصیتی و روند ذهنی استفاده می کنیم که به آن،ذوق زدگی فرد نسبت به اتفاقاتی که قرار است بیوفتد،می گوییم. یادتان باشد مبنای اکثر کلاهبرداری هایی که در دنیا اتفاق میوفتد، بر همین اساس است که یک جمله معروف دارد، یک پیشنهاد خوب را هیچکس نمیتواند رد کند.

یادتان باشد پنیر مجانی فقط در تله موش گیر می آید.

پیشنهاد های جذاب باعث ایجاد احساس سرخوشی در طرف مقابل میشود. این سرخوشی که به وجود می آید، در ادامه روند مذاکره کاملا تسهیل گر است و کمک می کند که شما بتوانید سایر امتیازات مورد نیازتان را ازاین مذاکره بدست آورید وراحت تر منافع بدست آورید .

بیان نکردن نکات منفی در بحث تکنیک زخمی کردن کار،دوام و جابه جایی در نقش اهمیت اصول و فنون مذاکره

خوب دقت کنید بعد از آنکه جذاب ترین موضوع را گفتید، بلافاصله بعد آن نباید نکات منفی را ارائه کنید.نباید مشکلات و پیچیدگی ها و چالش هارا را مطرح کنید.زمانی که جذابیت را به وجود آوردید، ذوق زدگی را به وجود آوردید، بخاطر اینکه حس منفی بلافاصله بعد آن ایجاد نشود، بلافاصله بعد آن بروید به سراغ مطالبی که تا حدودی جذاب هستند.اما طرف مقابل باید امتیازاتی را منتقل کند و سپس شروع کنید به جلب امتیازات.

نقش اهمیت اصول و فنون مذاکره

درانتها سعی کنید مسائل ، مشکلات و چالش ها را مطرح کنید.

طرف مقابل نیز در نقش اهمیت اصول و فنون مذاکره ،باید به این دید برسد که مجموعه پیشنهادات شما و امتیازاتی که مطرح کردید، ارزش مواجهه با چالش های مطرح شده در انتهای موضوع را دارد. اگر پیشنهادات شما و روند مذاکراتی شما، چالش های جدی در انتظارش است و مسائل و مشکلاتی دارد که نیاز به تعاملات و امور پیچیده و مهم است، حتما در ابتدای کار انرژی زیادی در مذاکره به وجود بیاورید. مطالب مهمی را مطرح کنید و همچنین جذابیتهای زیادی را ایجاد کنید که طرف مقابل رغبت به برطرف کردن آن چالش ها را داشته باشد.

 

تصور بفرمایید قصد فروش قطعه زمینی را دارید

گاهی اوقات مشکلی برای این قطعه زمین و یا انواع واقسام مشکلاتی که برای یک قطعه زمین ممکن است به وجود بیاید رخ میدهد،و شما بخاطر این مشکلات شما حاضر شدید که 20% ، 30% یا حتی 40% کمتر از نرخ بازار برای این زمین تعیین ارزش کنید. مهمترین موضوعی که در ابتدا باید مشخص شود قیمت این ملک است.

در ادامه باید به سوالات احتمالی که در ذهن طرف مقابل به وجود آمده پاسخ بدهید

قاعدتا در ابتدا پاسخ های شما نباید در غالب چالشهای اساسی باشد.شما 40% تخفیف را میتوانید به دلیل احتیاج خود به نقدینگی مطرح کنید و هنوز دارید امتیاز میدهید، امتیاز میدهید و امتیاز میگیرید و همچنان چالش ها را مطرح نکردید. زمان بدهید تا جذابیتی که شما طراحی کردید در ذهن طرف مقابل ایجاد نیاز و عطش خاص کندو  طرف مقابل تمایل به دریافت داشته باشد. زمان بدهید وبگذارید به جلو بروید تا تاثیر اتفاق مثبت در ذهن طرف مقابل ایجاد شود.

 

اما منتظر رغبت طرف مقابل به معامله بمانید

و زمانیکه رغبت ایجاد شد و به قول معروف اتفاق افتاد،حالا زمان این است که چالش ها و مسائل را مطرح کنید تا طرف مقابل انگیزه ای برای رفع آن چالش ها را داشته باشد . یکی از مهم ترین تکنیکهای مذاکراتی این است که  مراحل را بدرستی بچینید : پیشنهاد جذاب ، ایجاد ادامه روند جذابیت ، انتظار جهت رغبت طرف مقابل به وضعیت ممکن و در انتها ایجاد و طرح چالشها.طرف مقابل برای رفع چالشها نیاز به انگیزه دارد ، انگیزه های لازم را به طرف مقابل منتقل کنید .

 

تکنیک دفاع در عمق در اهمیت اصول و فنون مذاکره

 

یکی از مهمترین تکنیکهای مذاکره تکنیکی است به نام دفاع در عمق که تکنیک بسیار مهمی است.این تکنیک خیلی خوب زمان می دهد و میتوان با آن امتیازات را جا به جا کرد.یکی از مسائلی که در مذاکره وجود دارد این است که در مذاکرات افراد نسبت به جوی که در مذاکره قرار می گیرند ، گاهی اوقات خارج از منطق و با توجه به جو ایجاد شده در فضای مذاکره تقسیم گیری میکنند و در انتها میبینند، آن چیزی را که میخواستند بدست نیاورده اند.

 

تکنیک دفاع در عمق چیست؟

یکی از بهترین راه حل ها دفاع در عمق است. تصور کنید شما به عنوان صاحب یک کسب و کار برای انجام کاری مذاکره کردید و به نتیجه نهایی رسیدید، اما نتیجه نهایی را قطعی نمی کنید ولی به چه بهانه ای ؟استفاده از جملاتی چون، شرکت ما هیئت مدیره دارد من باید مطالب را در هیئت مدیره مطرح کنم، بنظر خیلی خوب می آید، بعید میدانم مشکلی وجود داشته باشد، برای پس فردا با شما قرار میگذارم تا قرار داد را نهایی کنیم. این یعنی 48 ساعت زمان برای جمع آوری اطلاعات بیشتر ، برای دقت در نتایج بدست آمده و بررسی آنها .

شما اگر بعدا بخواهید به مذاکره ورود مجدد کنید، بهانه خوبی دارید :

هئیت مدیره ما به فلان موضوع ازاین قرار داد ایراد گرفته است. آنها با این شکل موافق نیستند، ما درعمق دفاع کردیم، زمان خریدیم، ودوباره به مذاکره برگشتیم با بسته جدیدی از امتیازات.اما چون احتمالا چون طرف مقابل به موافقت و وصول نتیجه رسیده است ،احتمالا با نتایج شما موافقت میکند.

 

این تکنیک، دفاع درعمق نام دارد

چون تکنیک بسیار مهم و تاثیر گذاری است،شما تا سرحد ممکن باید سعی کنید در مقابل او قرار نگیرید. به عنوان مثال جلسه ای میخواهد طراحی شود،و از طرف مقابل می پرسید چه کسی به جلسه مراجعه خواهد کرد؟

اگر مدیرفروش به جلسه مراجعه می کند، شما هم کسی را در این جلسه قرارمی دهید که تصمیم گیرنده نهایی نیست و زمانی که طرف مقابل دفاع درعمق کرد، شما هم بتوانید متقابلا دفاع درعمق کنید. اینکه حتما پشت تلفن بپرسید که آیا تصمیم گیرنده نهایی شما هستید ؟ هئیت مدیره باید تصمیم بگیرد یا خود شما تصمیم میگیرید. روشن کنید شرایط را تا به توانید به درستی در شرایط مذاکره قرار بگیرید.

 

تکنیک رد کردن در بحث اهمیت اصول و فنون مذاکره

دقت کنید دوستان رد کردن به معنی نه گفتن نیست. شما در یک مذاکره راحت نمی توانید پیشنهادات طرف مقابلتان را بدون هیچ دلیلی یا بسته جایگزینی رد کنید. هر فردی که پیشنهادی را در مذاکره ای ارائه میدهد به دنبال منافعی از آن پیشنهاد است .فقط یادتان باشد وزن این منافع برای دوطرف قرارداد کاملا متفاوت است، تصور کنید که شما یک کارخانه ای دارید و در این کارخانه ماشینهایی را خریداری کردید جهت حمل و نقل ،ارائه خدمات و کالاهای کسب و کار خودتان به مشتریان.

اگر هزینه حمل و نقل را بخواهیم برای شما حساب کنیم، با توجه به اینکه ماشین را خودتان تهیه و خریداری کردید شاید قیمت تمام شده برای شما 100 واحد باشد تصور بفرمایید این کار را بخواهد مشتری انجام دهد با توجه به اینکه قطعا این ماشین در اختیارش نیست و مجبور به کرایه ماشین حمل و نقل است، احتمالا 200 واحد کرایه حمل و نقل باید بپردازد. در اینجا شما زمانی که بخواهید این امتیاز را محاسبه کنید، بر مبنای 100 واحدی که برای شما هزینه دارد محاسبه نمی کنید، بلکه بر مبنای 200 واحدی که برای طرف مقابل هزینه دارد محاسبه خواهید کرد

نقش اهمیت اصول و فنون مذاکره

تصور کنید که طرف مقابل از شما تقاضای درصدی تخفیف کرده است

و 100  واحد از شما تخفیف خواسته است و شما میخواهید که این تخفیف را رد کنید اما درعین حال میخواهید مذاکره پیش برود و این فرد که از شما تقاضای 100 واحد تخفیف کرده است، به دنبال امتیازاتی ازاین منافع و به دنبال کسر 100واحد از بهای کالا و خدمات شماست. قاعدتا به راحتی نمی توان گفت بازار ، بازاری رقابت کامل است و این فرد قابلیت جایگزینی شما را دارد و میتواند به عرضه کننده دیگری مراجعه کند،اما ما میتوانیم بدون این که تخفیف بدهیم با تکنیک رد کردن این تخفیف را بدهیم، اما این تخفیف را رد می کنیم و می گوییم تخفیف نمی دهم وبه جای آن کالا را با 100واحد برای شما جابه جا خواهد کرد.

شما هم،100واحد قیمت تمام شده کالاتان را دریافت کردید و هم آن 100 واحد تخفیف را نداده اید

و درعین حال آن طرف مقابل که باید 200 واحد پرداخت می کرد برای حمل و نقل این کالا، حالا با 100 واحد جابه جا میکند ،در این صورت دوطرف امتیازات را بدست آوردند و قاعدتا هزینه های امتیازات برای دوطرف معامله متفاوت است و با توجه به آنها و شناخت آنها می توان با جا به جا کردن این امتیازات،مذاکرات برد برد را به وجود بیاوریم ،ولی کاملا بستگی به شما دارد به شناخت شما ، به دید شما ، و هنر مذاکره شما .

 

پاسخ مثبت ندادن در اهمیت اصول و فنون مذاکره

تکنیک بعدی، هرگز به اولین پیشنهاد پاسخ مثبت ندهید. فراموش نکنید هر چقدر پیشنهاد اول ، پیشنهاد جذابی باشد،شما باید در مورد آن مذاکره کنید.

  • در مذاکره ای که انجام می دهید، زمانی که یک پیشنهاد خیلی جذاب است ، خیلی مهم است که ببینیم در روند مذاکره ای که انجام می دهیم این پیشنهاد اجرایی است یا خیر.دلیل اول برای مذاکره، روی پیشنهاد خوب اطمینان از اجرایی بودن آن پیشنهاد است.
  • اگر مذاکره کنید، احتمال اینکه از یک پیشنهاد خیلی عالی باز هم بتوانید امتیازات بیشتری بدست بیاوردید وجود دارد، پس احتما این امر وجود دارد که حتی به اندازه یک سر ناخن بتوانیم شرایط بهتری بدست بیاوریم.
  • زمانی که که اولین پیشنهاد یک فرد را می پذیرید، این احساس در آن فرد به وجود می آید که شاید من میتوانستم با قیمت بهتر و شرایط بهتری ارائه می دادم. اگراولین پیشنهاد را پاسخ مثبت بدهید، احتمال تکرار آن پیشنهاد را از بین میبرید.
  • تصور بفرمایید که شما به یک جایی مراجعه کردید و میخواهید یک ماشین بخرید و یا بفروشید. زمانی که طرف مقابل به شما بگوید 20میلیون تومان و و شما بدون آنکه کلمه ای چانه بزنید میخواهید برایش چک بکشید. اولین چیزی که به ذهنش میرسد این است : من اگر 21 میلیون هم میگفتم ممکن بود بپذیرد .

ایجاد این حس یعنی احتمال تکرار این پیشنهاد را بصورت جدی از دست خواهیم داد. هرگز به اولین پیشنهاد پاسخ مثبت ندهید و حتما کمی راجع به آن مذاکره کنید و سعی کنید این سه حالت را بدست بیاورید.

اجتناب کردن از مذاکرات تهاجمی نقش اهمیت اصول و فنون مذاکره

در نقش اهمیت اصول و فنون مذاکره ،مهم نیست شما چه ویژگی شخصیتی دارید .اگر با ویژگی شخصیتی خودتان نمی توانید وارد مذاکره شوید، شما ممکن است انسان تند خو و عصبی باشید و اگرنمیتوانید با آن ویژگی شخصیتی به مذاکره ورود کنید ، این یعنی ورود به مذاکره با این ویژگی شخصیتی که برابر با شکست است.

شما ممکن است انسانی باشید که به لحاظ شخصیتی زود تسلیم می شوید وبا این ویژگی شخصیتی هم نمی توانید به مذاکره ورود کنید .تندخویی ، تهاجم ، حمله باعث شخصی شدن مذاکرات میشود و طرف مقابل احساس می کند شخصیت او را نشانه گرفتید .وهر چقدر هم از شرایط رضایت داشته باشد برای دفاع از شخصیتش سعی میکند که نتایج را تغییر دهد .

شناخت شخصیت ها در نقش اهمیت اصول و فنون مذاکره

بعضی وقتها انسانها لج میکنند .لجبازیها ، حرکات دفاعی در برابر حرکات تهاجمی است. اگر شما شخصیت طرف مقابل را در نقش اهمیت اصول و فنون مذاکره نشانه بگیرید ،اگر push کنید، اگر به مذاکره فشار بیاورید، حمله کنید، عصبانی باشید، مطمئن باشید نتایج کمتری بدست می آورید. چون در بسیاری از موارد، از فرآیندهای کاری خارج می شوید و ورود می کنید به فرآیندهای شخصی و با شما لج میکند و به قول معروف دلش میخواهد که پوزه شما را به خاک بمالد.

نقش اهمیت اصول و فنون مذاکره

نقش اهمیت اصول و فنون مذاکره

باید بتوانید حرفه ای مذاکره کنید

خونسردی خودتان را حفظ کنید و بتوانید جایی که عصبانی شدید خودتان را کنترل کنید و عدم تمایلتان را با تکنیک های قهرآمیز مذاکره نشان دهید. سکوت ، خروج از مذاکره ،عصبانی شدن و ارائه ی این عصبانیت هیچ کمکی به روند مذاکره نمیکند فقط باعث به وجود آمدن دفاع از شخصیت در طرف مقابل میشود.

خلاصه کردن و جمع بندی در نقش اهمیت اصول و فنون مذاکره

و در انتها آخرین تکنیک نقش اهمیت اصول و فنون مذاکره ، خلاصه کردن و جمع بندی است.آخرین جایی که شما می توانید در یک مذاکره امتیاز جمع آوری کنید، در خلاصه کردن و جمع بندی مذاکره است. یادتان باشد امتیازاتی که در خلاصه کردن و جمع بندی میشود گرفت امتیازات از درجه متوسط و کم است . در خلاصه کردن و جمع بندی با روشی که خدمتتان میگویم میتوانید یک میزانی از امتیازات را جابه جا کنید ولی با درجه اهمیت کم و متوسط .به این شکل جمع بندی را با نکات به نفع طرف مقابل شروع کنید و جمع بندی کنید و به طرف انرژی و رغبت بدهید از این مذاکره ای که انجام داده است.

به طوری که انگار موفق شده است که اینطوری شده است

اینطوری داریم جمع بندی می کنیم و می خواهیم مکتوب کنیم و قرارداد بنویسیم و با امتیازات به نفع طرف مقابل شروع می کنیم .بعد آن امتیازات کم اهمیت و متوسط را میتوانید عنوان کنید که آقا اشکالی ندارد که در انتهای مذاکره فلان چیز را توافق کردیم ،اگر اشکال ندارد چون می خواهم جمع بندی میکنم به این شکل باشد. مثلا چک را شما قرار بود که شش ماهه به ما بدهید،حالا اگر اشکالی ندارد این چک 5ماهه باشد. من تاریخ چک را بزارم برای 5ماه دیگر یا مثلا آقا ما صحبت کردیم 6ماهه، اگر اشکالی ندارد این را 7ماهه بدهم به این اندازه.

ما میتوانیم امتیازات را در نقش اهمیت اصول و فنون مذاکره هنگام جمع بندی، به شرط اینکه جمع بندی را به نحوی انجام بدهیم که رغبت به وجود بیاوریم ،در این حوزه به آن فرد کمک کنیم و این موضوع به شما کمک می کند بتوانید که یک میزان از امتیازات را در پایان جمع بندی کنید .

نویسنده و مدرس:استاد امیراردلان ابوالفتحی

تمام تلاشمان را کردیم که تکنیک های پر کاربرد را با مثال بگوییم تا متوجه بشوید.امیدوارم بتوانید از آنها استفاده کنید.

قسمت پایانی

”مشاهده مقالات بیشتر….. ”

آشنایی و آموزش اصول و فنون مذاکره در بازاریابی (فصل اول)

آشنایی و آموزش اصول و فنون مذاکره در بازاریابی (فصل دوم)

 

آموزش اصول فنون در بازاریابی

 

خوشحال هستیم که در فصل دوم اصول وفنون مذاکره در بازاریابی با شما همراه هستیم. امیدوارم که از فصل اول اطلاعات خوبی بدست آورده باشید و بتوانید در کسب و کار خود از آن به خوبی استفاده کرده باشید، همانطور که به شما گفته بودیم در ابتدا یک مقدمه ای در مورد قدرت در مذاکره خدمت شما میگوییم وبعد جمع بندی می کنیم.

قدرت در مذاکره شامل چند مورد خاص است .مواردی چون اطلاعات و منحصر به فرد بودن را توضیح دادیم. قدرت در مذاکره شامل داشتن دانش و اطلاعات خاصی است که در دستان شماست ،همچنین وجود داشتن نیازی برای فرد و توانایی منحصر بفردی در شما در جهت رفع آن نیازو توانایی شما برای خروج از مذاکره . تمام این موادر تعیین کننده قدرت شما در یک مذاکره میباشد .

تکنیک های مذاکره در بحث اصول وفنون مذاکره در بازاریابی

ما باید چگونه در شرایط مختلف توانایی بدست آوردن منافع خود را داشته باشیم ؟  تکنیک های متفاوتی در مذاکره وجود دارند که سعی میکنیم به پرکاربرد ترین آنها اشاره کنیم و نحوه استفاده از آنها را برای شما توضیح دهیم.

اولین بحث تکنیک در اصول وفنون مذاکره در بازاریابی، بحث سفارش بزرگ است. یکی ازمسایلی که درمذاکره وجود دارد در بسیاری از موارد ما سفارش های بزرگی را برای کسب و کارمان داریم یا مشتری که قصد گرفتن سفارش های بزرگی را دارد .

در تکنیک سفارش بزرگ به این گونه است که ما باید مقیاس های خرید را از گروههای مختلف تهیه کنیم .یعنی چه ؟

مثال بزنیم راجع به شکلات ،زمانی که ما به یک مغازه مراجعه میکنیم و میخواهیم شکلات تهیه کنیم احتمالا یکی، دوتا ، سه تا یعنی مقیاس در یک مغازه عدد هست. یک عدد ، دوعدد ، سه عدد.حالا زمانی که به یک کلی فروش مراجعه میکنید قاعدتا مقیاس ها متفاوت می شود یک جعبه ، دوجعبه ، یک کارتن.

اصول وفنون مذاکره در بازاریابی

اصول وفنون مذاکره در بازاریابی

مقیاس وسفارش در اصول وفنون مذاکره در بازاریابی

دیگر اینجا سخنی ازعدد نیست. وقتی ما در اصول وفنون مذاکره در بازاریابی صحبتی از سفارش بزرگ می کنیم درمقابل یک کلی فروش یا یک بنکدار، زمانی که میگوییم ده تا ، بیست تا، برای یک بنکدار این یک سفارش بزگ محسوب نمیشود.

اگر بخواهیم 100تا کارتن ، 200تا کارتن بگیریم اینجاست که به آن سفارش بزرگ میگوییم. همینطور بروید عقب ، حالا تصور کنید که همین سفارش را شما میخواهید از یک کارخانه بگیرید دیگر 10 تا کارتن ، 20 تا کارتن درآنجا مقیاس بزرگ نیست ، مقیاس در آنجا یک نیسان ، دو نیسان ، یک خاور … یعنی ماشین ها تعیین میکند.

اطلاعات و سفارش بزرگ در اصول وفنون مذاکره در بازاریابی

پس در بحث اصول وفنون مذاکره در بازاریابی هنگامی که میگوییم سفارش بزرگ از یک کارخانه دیگر معیار یک کارتن دو کارتن نیست بلکه یک نیسان، دو خاور است .پس اینکه میگویم به چه گروهی میخواهید سفارش بدهید آنجاست که مقیاس، تعیین کننده برای آن گروه است. مغازه دار ؟ بنکدار ؟ کارخانه دار یا وارد کننده. حالا شما باتوجه به اینکه گروهی که میخواهید از آن سفارش بگیرید را مشخص کردید، مقیاس های مد نظر آن گروه هم مشخص می شود .

شما تصور بفرمایید که از یکی ازاین گروه ها میخواهید سفارش بزرگی دریافت کنید .

در مذاکره این چنین است که شما قبل ازاینکه بخواهید سفارش بدهید، کل حجم مورد نیازتان را مشخص نمی کنید .

برگردیم به حوزه اطلاعات ، اطلاعات کافی از قیمتهای موجود در بازار را بایستی بدست آورید. تصور بفرمایید که شما میخواهید از یک کارخانه خرید کنید مقیاس آنها یک نیسان یک خاور و چیزهایی ازاین قبیل است.

شما سفارشی دارید بالغ بر 100 خاور یعنی شما 100 خاور شکلات میخواهید تهیه کنید، قیمتهای موجود در بازار اینگونه است که مثلا هر خاور 10 میلیون هزینه دارد. قیمتهای موجود در بازار را بدست آوردید و متوجه شدید قیمت آن در بازار در وضعیت مناسبی قرار دارد .

زمانی که شما 100 خاور میخواهید سفارش بدهید،

اگر شما مراجعه کنید به آن ها و به آنها بگویید من 100 خاور ازاین جنس میخواهم، به احتمال خیلی زیاد شما با مبلغ 100 ضربدر مبلغ یک خاور روبه رو میشوید .

یعنی 100تا 10 میلیون تومان بخاطر اینکه آنها بابت هر خاور 10 میلیون تومان میگیرند و وقتی که شما مراجعه میکنید و میگویید که من صدخاور میخواهم کل نیاز خودتان را به طرف مقابل منتقل کردید و دراین وقت طرف مقابل هم حداکثر قیمت را به شما ارا‌یه خواهد کرد چرا ؟

چون آن فرد اکنون انگیزه ای برای افزایش خرید شما ندارد و شما کل نیاز خودتان را مطرح کردید .ولی تصور بفرمایید شما درشرایط  اصول وفنون مذاکره در بازاریابی  با مقیاس های کوچکتر شروع کنید و آن فرد با شما وارد مذاکره شود تا شما بتوانید خرید خودتان را افزایش دهید، در این حالت، دراین مذاکره چون طرف مقابل دنبال کسب امتیاز از شماست، ناچار به ارایه امتیازی به شما خواهد بود .

اصول وفنون مذاکره در بازاریابی

ایجاد انگیزه وافزایش خرید در اصول وفنون مذاکره در بازاریابی

شما با یک خاور شروع می کنید و میگویید قیمت ما به این گونه است.در ارتباط با آینده به این فرد انگیزه دهید که برای افزایش خرید شما با شما ورود کند .حال اگر قرار باشد که ما ارتباطمان ادامه دار باشد و در آینده هم بخواهیم خرید بیشتری از شما انجام بدهیم، کلا پاسخی که شما دریافت می کنید این هست که اگر شما خرید بیشتری از ما انجام دهید قطعا ما به شما تخفیف میدهیم. با دو روال متفاوت، منافع متفاوتی بدست می آورید ،به همین راحتی .

این همان موضوع در اصول وفنون مذاکره در بازاریابی است که میگوید ذهن انسانها دارای برنامه ریزی است. شما زمانی که به یک فرد کل نیاز خودتان را مطرح می کنید، جایی برای چانه زدن و کاهش مبلغ برای خودتان باقی نمیگذارید، در صورتی که که اگر نیاز خودتان را به شکل کوچکتری مطرح کنید و آن فرد بخواهد که شما را متقاعد کند که میزان بیشتری خرید انجام بدهید،

قاعدتا مجبور است در برابر خدمت و تلاشی که میکند و متقاعد کردن شما امتیازاتی را برایتان بگذارد و اینگونه می توانید میزان امتیازات خود را در یک معامله تجاری افزایش دهید.

برمی گردیم به همان نکته قدرت در مذاکره که یکی از مواردی که گفتم این بود: وجود داشتن نیازی در فردی و توانایی به رفع آن در فرد دیگری .

بیان نیاز و توانایی رفع نیاز در اصول وفنون مذاکره در بازاریابی

شما اینجا نیاز خودتان را فقط یک خاور بیان کردید حالا آن فرد میخواهد به شما بیشتر بفروشد با اینکه نیازی که در شما وجود دارد به علت عدم مطرح کردن آن، شما در قدرت قرار میگیرید و آن فرد نیاز دارد که به شما بیشتر بفروشد .خوب دقت کنید، اگر شما در اصول وفنون مذاکره در بازاریابی  ابتدا کل نیازتان را بیان کنید، شما فردی هستید که نیاز دارد و او فردی است که توانایی رفع نیاز شما را دارد، حالا تصور بفرمایید که این بازی میتواند به راحتی تغییر نماید .

به این طریق که شما نیازتان را کمتر بیان کنید و طرف مقابل را در شرایطی قرار دهید که بخواهد به شما بیشتر بفروشد در این حالت طرف مقابل نیاز به فروش دارد و شما فردی هستید که توانایی رفع آن نیاز را دارید . میبینید چقدر ساده ؟ به راحتی میتوان بازی را تغییر داد .معادلات مذاکرات قابل تغییر هستند. شما از فردی که نیاز داشتید تبدیل شدید به کسی که توانایی رفع نیاز دارد و قطعا امتیازاتی بابت توانایی خود دریافت خواهید کرد .

مقدمه ای بر تکنیک ساز شکسته در اصول وفنون مذاکره در بازاریابی

در بحث اصول وفنون مذاکره در بازاریابی  که به تکنیک سفارش بزرگ  پرداختیم، این بارتاکتیکی که میخواهیم ارایه دهیم تکنیک ساز شکسته است .حتما می دانید ساز شکسته  صدای خوبی ندارد و اگر کسی بخواهد برایتان سازی بزند و آن ساز شکسته باشد، آنقدر صدای آن آزار دهنده و گوش خراش است که قاعدتا شما بعد از مدتی از شنیدن صدای آن ساز خسته خواهید شد. در مذاکره چگونه بتوانیم ساز شکسته باشیم ؟

اصول وفنون مذاکره در بازاریابی

تکنیک ساز شکسته در اصول وفنون مذاکره در بازاریابی

خوب دقت کنید ما در هر مذاکره ای به دنبال کسب امتیازات و منافع میگردیم . به دنبال این هستیم که در این مذاکره امتیازاتی را بدست بیاوریم و این امتیازات باید دسته بندی بشوند . شما باید برای امتیازات خود اولویت بندی کنید .

بسیاری ازاین امتیازات، درجه اهمیت بالا و برخی دارای درجه اهمیت متوسط و بعضی از آنها اهمیت کمی دارند . تاکتیک ساز شکسته در اصول وفنون مذاکره در بازاریابی ،برای امتیازات دارای اولویت متوسط استفاده میشوند اگر امتیاز دارای درجه اهمیت زیادی باشد تاکتیک ساز شکسته به شما پاسخگو نخواهد بود.

تکنیک ساز شکسته به چه معناست ؟

یعنی ما آن امتیاز را ، آن خواسته را در روندهای متناوب مذاکره بصورت تکراری مطرح میکنیم .یعنی چه ؟ ما از ابتدای مذاکره ورود کردیم و یکی از آن امتیازات با درجه اولویت متوسط را اعلام کردیم و به هر دلیلی طرف مقابل از پذیرفتن آن امتیاز امتناع کرده است.همچنین در کلیه مراحل مذاکره در اصول وفنون مذاکره در بازاریابی شما با تکرار متناوب باید طرف مقابل را خسته کنید و آنقدر بگویید که در انتها بگوید باشد قبول است. خوب دقت کنید آنقدر ما تکرار میکنیم که طرف مقابل بپذیرد که باشد فلان چیز از آنه شما.

مثالی بر تکنیک ساز شکسته:

برای شما دارای درجه اهمیت متوسط است که هزینه حمل و نقل به عهده طرف مقابل باشد و اگر به هرعلتی طرف مقابل از آن امتناع کرده است شما در روند مذاکره رو به جلو میروید وامتیازات در حال جابه جایی هستند .هر امتیازی که به طرف مقابل ارایه می دهید، پشت آن این جمله می آید که هزینه حمل و نقل با شما باشد دیگر، ببینید این موضوع را ما قبول کردیم هزینه حمل و نقل با شما باشد. همچنان مقاوت وجود دارد ،تکرار میشود ، تکرار میشود این تکرار باعث شکسته شدن طرف مقابل میشود .

میزان درجه اهمیت در اصول وفنون مذاکره در بازاریابی

حال چرا دراصول وفنون مذاکره در بازاریابی میگوییم  این موضوع با درجه اهمیت متوسط باشد ؟ اگر با درجه اهمیت زیاد باشد اینجا طرف مقابل را خسته نمی کنید ،بلکه کلافه می کنید. چون دارای درجه اهمیت زیادی است و از آن نخواهد گذشت و این کلافه شدن احتمال خروج از مذاکره را به همراه دارد .

یعنی طرف مقابل نمی پذیرد و با تکراری که شما می کنید خسته میشود و از مذاکره خارج میشود.اگر دارای درجه اهمیت کم باشد ما یکی از مهم ترین تکنیکهای مذاکراتی خود را سوزاندیم .پس حتما یکی از موارد وامتیازات با درجه اهمیت متوسط را می شود به کمک تکنیک ساز شکسته بدست آورد .

اصول وفنون مذاکره در بازاریابی

قرار دادن پیش شرط ها در آموزش اصول و فنون مذاکره

موضوع بعدی قرار دادن پیش شرط ها است.  یکی از مهمترین و ظریف ترین تکنیک هادر اصول وفنون مذاکره در بازاریابی پیش شرطها هستند .

پیش شرطها آن مواردی هستند که برای شما  دارای درجه اهمیت بالاییست که این اهمیت آنقدر زیاد شده است که شما در ارتباط با آن موضوع حاضر به مذاکره نیستید . این ها در قالب پیش شرط ها مطرح می شوند قاعدتا چگونگی مطرح کردن این پیش شرطها بسیار مهم است .

پیش شرطها را شما در ظریف ترین و زیرکانه ترین حالت میتوانید در قالب ساختار استخوان بندی معامله تان بیاوردید.

جذب سرمایه در اصول وفنون مذاکره در بازاریابی

مثال میزنم ،شما تصور بفرمایید که مسٔول واحد مالی هستید و میخواهید جذب سرمایه انجام بدهید.یکی از پیش شرط های شما در اصول وفنون مذاکره در بازاریابی این است که شریکتان در سود و زیان طرف مقابل شما باشد و قاعدتا منطقی هم همین گونه هست چون درغیراینصورت تبدیل به ربا میشود.

اگر ما بخواهیم طرف مقابل را در سود و زیان شریک خود کنیم چند انتخاب مختلف داریم . ولی جمله ای که احتمالا خیلی زود پذیرفته میشود و بدون اینکه باعث ایجاد حالت تدفعی در طرف مقابل بشود، مورد پذیرش قرار گیرد این است که ما بندی در قرارداد جذب سرمایه ی خود مطرح کرده باشیم با این عنوان که این قرارداد در احکام مضاربه خواهد بود ،قاعدتا این جمله هم بار معنوی ایجاد میکند و به علاوه به راحتی از سوی افراد مورد پذیرش قرار میگیرد .

از راه دیگری هم میتوان استفاده کرد که طرفین مذاکره در سودها و زیان های معامله شریک خواهند بود قاعدتا یک معنی و مفهوم ازاین جمله بدست می آید ولی میزان پذیرش متفاوت است .

اصول وفنون مذاکره در بازاریابی

پیش شرط ها در اصول وفنون مذاکره در بازاریابی چیست؟

توصیه میکنم حتما برای جلب امتیازات مهم در ساختار قراردادتان از مشاوریین حقوقی کمک بگیرید آنها به شما راهکارهای مناسبی میدهند که در قرار داد خودتان، مطالبی را مطرح کنید که هم قابل وصول و هم تدافع را در طرف مقابل ایجاد نکند و احتمال پذیرش پیش شرط های شما بصورت جدی افزایش یابد.جمع بندی میکنم: پیش شرطها در اصول وفنون مذاکره در بازاریابی ، همانهایی هستند که برای نشستن به شخصی بگوییم بشین ، بفرما و آن چیز دیگر، زیرکانه ترین قالب مذاکره این است که در ساختار قالب پیش نویس های قراردادی ما آن کلمه ای که طرف مقابل را امر به نشستن میکند را با جمله خواهش میکنم بفرمایید، مطرح شده باشد .

تاکتیک سکوت در بحث اصول وفنون مذاکره در بازاریابی

تاکتیک بعدی که در اصول وفنون مذاکره در بازاریابی وجود دارد ،تاکتیکی است بنام سکوت، یکی از پرکاربردترین و مهمترین تاکتیک ها در علم مذاکره، تاکتیک سکوت است .سکوت حتما باید معنی دار باشد .سکوت اعلام نارضایتی در روند پیش آمده در مذاکره است .مذاکره درحال پیش روی است و شما از این روند به هر دلیلی رضایت ندارید .

در این حالت یکی از نشانه های اعلام نارضایتی ایجاد سکوت های معنی دار است .قاعدتا شما در این حالت باید بتوانید همراه با زبان بدن این موضوع را منتقل کنید .

نویسنده و مدرس:استاد امیر اردلان ابوالفتحی

ما در مذاکره بحثی داریم که پشتی صندلی را دقیقا همین قسمت که به آن تکیه میدهیم که به آن خط جلسه می گوییم. کسی که سکوت میکند دست به سینه از خط جلسه خارج میشود.

در فصل سوم با ما همراه باشید .

 ”مشاهده مقالات بیشتر….. ” 

آشنایی و آموزش اصول و فنون مذاکره (فصل اول)

ثبت نام در دوره مدیریت DBA و MBA

کارگاه اصول و فنون مذاکرات