هر مدیری خواهان موفقیت های چشم گیر در حیطه کار خودش است و دوست دارد روز به‌ روز طعم پیشرفت‌های بزرگ‌تری را بچشد. اما واقعیت این است که اولین قدم برای تجربه‌ی بهترین روش مدیریت ، توانایی برقراری ارتباط موثر با اعضای تیم است.

اگر روش مدیریت را ندانیم قادر به مدیریت «تیم» نباشیم، حتی با در دست داشتن بهترین استراتژی‌ها و مرتبط‌ترین تحصیلات هم هیچ موفقیتی در کار نخواهد بود. این مقاله هم به مدیران تازه‌کار کمک می‌کند تا برای تجربه‌ی بهترین روش مدیریت ترفندهایی بیاموزند، هم به مدیران زبده یادآوری می‌کند که چه مواردی را در مدیریت خود از قلم نیندازند.

واقعیت این است که مدیر بودن کار سختی است. خیلی‌ها ممکن است برای قابلیت‌های مورد نیازِ پُست مدیریت که شامل اداره‌ی خصوصیات شخصی، انگیزه‌ها و سبک‌های کاری کارمندان است، آماده نباشند.

اگر وظیفه‌تان این باشد که کار شخصی خود را درست انجام بدهید، کارتان ساده است. اما اگر لازم باشد کار دیگران را مدیریت کنید، آن‌ وقت است که چالش آغاز می‌شود.

جای هیچ شکی نیست که مدیریت، جذابیت‌ های خاص خود را هم دارد. کمک به کارمندان برای رشد کاری، به‌ سرانجام رساندن پروژه به کمک اعضای تیم و ساختن روابط و پل‌های ارتباطی با افراد معروف هر حوزه، از مزایای مدیر بودن است. مدیران فصلی اعتقاد دارند که کارشان سخت‌تر هم هست! چون هرچه بیشتر در یک سِمت بمانید، ریزه کاری های آن کار بیشتر دست‌تان خواهد آمد.

ساده‌ترین و بهترین روش مدیریت، زمانی است که میان‌ برهای مدیر بودن را از مدیران قبلی بیاموزید. اما اگر این امکان را ندارید هم نگران نباشید. در این مقاله میخواهیم بهترین روش های مدیریت را برای شما معرفی کنیم.

۱. به گوش دادن اولویت بالایی بدهید

خیلی از مدیران تازه‌کار، زمان زیادی را صرف این می‌کنند که چطور مکالمات خود را با کارمندان‌شان پیش ببرند. مثلا چطور درباره‌ی فهرست کارها صحبت کنند، چطور بازخورد بدهند و چطور فعالانه با کارمندان سر حرف را باز کنند. مسئله‌ای که مورد غفلت قرار می‌گیرد این است که خیلی از مدیران «گوش دادن» را تمرین نمی‌کنند.

آنها فکر می‌کنند «گوش دادن که کاری ندارد!» و با فرض اینکه این مهارت را به‌خوبی بلدند از کنار آن عبور می‌کنند. گوش دادنِ متمرکز و کنجکاوانه‌ی یک مدیر، احساس همبستگی و سرمایه‌گذاری شخصی در کارمندان ایجاد می‌کند. زمانی که به‌خوبی به کسی گوش می‌دهید، به فرد مقابل احساس ارزشمندی دست خواهد داد که مستقیما سبب ایجاد احساس تعهد می‌شود.

۲. قابلیت‌ها و استعداد های کارمندانتان را کشف کنید

مدیران روی اینکه کارمندان چگونه خود را بشناسند اثر مستقیم دارند. در یک کتاب مدیریتی به این اشاره شده است که تمام مدیران خارق‌العاده‌‌ی دنیا، استعدادهای کشف‌نشده‌ی کارمندان‌شان را نمایان می‌کنند. چنین کارمندانی این قدرت را پیدا می‌کنند که خیلی سریع‌تر و عمیق‌تر به توسعه‌ی شخصی بپردازند و به این ترتیب عملکرد کاریِ بهتری از خود نشان می‌دهند. چگونه چنین کاری عملی است؟ با کارمندان‌تان درباره‌ی استعدادهایشان صحبت کنید.

اکثر مدیران بیان می‌کنند که از نقاط قوت کارمندان‌ اطلاع دارند، اما اصولا درباره‌ی این استعدادها حرفی نمی‌زنند. بهترین روش مدیریت این است که جلسات فردی برای بازخورد دادن درباره‌ی قابلیت‌ها و رشد شخصی کارمندان‌تان ترتیب بدهید. طبق پدیده‌ی «اثر پیگملیون»، کارمندان تا سقف انتظارات مدیران قد می‌کشند!

پس برای مثال اگر به کارمند خود بگویید با توجه به فلان قابلیت بالقوه‌ی او، در او می‌بینید که به اهداف فروش بالاتر، قدرت سخنرانی بهتر یا راهکاری عملی‌تر برسد، در این صورت هم به رشد شخصی او کمک کرده‌اید، هم به سودآوری شرکت.

۳. تیم خود را نادیده نگیرید

برای اینکه بتوانید احساسات مثبت خود را به تیم منتقل کنید، کارمندان‌تان باید بتوانند شما را ببینند. بسیاری از مدیران غرق سندروم «مدیریت توسط ایمیل» می‌شوند. زمانی که حجم کارها زیاد است، ممکن است به‌ نظر برسد که کارآمدترین روش همین است که هم‌کلامی را کنار گذاشته و فقط از طریق ایمیل وظایف را به کارمندان دیکته کنید. اما این کار  اشتباه  است.

افراد تیم احتیاج دارند به چشم ببینند و به‌طور دست‌ِ‌اول بشنوند که چه چیزی برای مدیرشان اهمیت دارد. بهترین روش مدیریت این است که با کارمندان به‌طور مداوم ارتباط رو‌ در رو داشته باشید. ایمیل و پیام‌رسان‌ها قدرت انتقال احساس و حتی کلام را به‌طور صددرصد ندارند.

حتی اگر کارمندان‌تان به‌صورت دور، کاری برای شما کار می‌کنند، حتما به‌طور پیوسته با آنها از طریق ویدئو کنفرانس صحبت کنید. نکته‌ی مهم بعدی این است که از طریق ارتباط رو در رو، امکان ایجاد مکالمه‌ی دو طرفه بیشتر خواهد شد که با توجه به بند اول این مقاله، مزایای زیادی در برخواهد داشت.

۴. مثبت‌ اندیشی را ترویج بدهید

تحقیقی در مجله‌ی «مطالعات علوم اجتماعی» نشان می‌دهد که حال‌و‌هوای ما مسری است و هر قدر اختیارات و مقام ما بالاتر باشد احتمال انتقال حال‌و‌هوای‌مان به دیگران بیشتر خواهد بود. این یعنی: مدیر با هر انرژی‌ای که وارد شرکت شود، کارمندان همان حالت و انرژی  را دریافت می‌کنند.

پس اگر مثبت‌اندیش و با انرژی باشید، احتمال اینکه تیم‌تان هم همین احساسات را در طول روز تجربه کند بالا می‌رود. قاعدتا اگر بداخلاق باشید یا قیافه‌ی شکست‌ خورده‌ ها را به خودتان بگیرید، اطرافیان‌ تان هم با همین حس‌ و حال به‌کار خود ادامه خواهند داد.

بهترین روش مدیریت این است که احساساتی را وارد اخلاق خود کنید که دوست دارید همان احساسات را در کارمندان‌تان ببینید. بنابراین اگر در روز خاصی اعصاب‌ تان خُرد است، بهتر است آن روز را در خانه استراحت کنید یا لااقل ساعتی را به پیاده‌روی اختصاص بدهید تا حال‌تان سر جا بیاید و همچنان بتوانید مثبت اندیشی را به تیم منتقل کنید.

۵. با اهداف شخصی و کاری خود در ارتباط باشید

افراد زمانی بهترین عملکرد را دارند که یک هدف آنها را هدایت کند. این یکی از مهم‌ترین وظایف مدیران است که به افراد تیم الهام ببخشند و برایشان تصویرسازی کنند که تلاش‌ آنها یک قطعه از معما است که در نهایت یک هدفِ بزرگ را تحقق می‌بخشد.

بهترین روش مدیریت این است که قبل از آنکه الهام‌بخش دیگران باشیم، خودمان مطمئن شویم که اهداف و ارزش‌های شخصی‌مان را می‌دانیم.

روش مدیریت

روش مدیریت

زیرا تعهد مدیر به کار، مانند خلق‌وخوی او مسری است. زمانی که کارمندان ببینند که مدیرشان به‌صورت هدفمند توسط ارزش‌های شخصی و کاری هدایت می‌شود، تشویق می‌شوند که اهداف را شناسایی و آنها را دنبال کنند. برای اینکه ارتباط خود را با اهداف کاری حفظ کنید، زمان خاصی را در هر هفته یا هر ماه به این نکته اختصاص بدهید که به اهداف شخصی و کاری‌تان فکر کنید و خود را با افرادی احاطه کنید که الهام‌بخش‌تان باشند.

هرکسی در برهه‌ای از زمان، دوران کاریِ سختی را پشت سر می‌گذارد. مدیران هم از این موضوع مستثنی نیستند. اما اگر این پنج موارد ذکر شده را با خود تمرین کنید، می‌توانید یک قدم به سمت جلو بردارید تا به موفقیت  نزدیک‌تر شوید.

 مشاهده مقالات بیشتر 

میلیونرها با چه روش هایی مدیریت زمان دارند؟

دوره مدیریت در مشهد

۶نکته برای پیشرفت در مدیریت کسب و کار های کوچک

 

جذب مشتری

مشکل ترین مورد در آغاز یک کسب و کار چیست؟ برای عده ی زیادی از صاحبان کسب و کارهای جدید، پاسخ جذب مشتری است. خصوصا اگر بودجه ی بازاریابی محدود باشد. برای فروش، اینکه محصول یا خدمتی ارائه دهید که مردم به آن نیاز دارند به تنهایی کافی نیست. اگر برای جذب مشتری مشکل دارید، این استراتژی ها که درستی آن ها در گذر زمان اثبات شده اند را بکار ببرید.

۱برنامه ریزی داشته باشید

به این موضوع توجه کنید که مشتری ایده آل شما چه ویژگی هایی باید داشته باشد. اگر می خواهید به یک کسب و کار چیزی بفروشید، چه واحدی به احتمال زیاد محصول یا خدمات شما را خواهد خرید، و چه افرادی (در چه سطحی از سازمان) خرید آن واحد را تایید می کنند.

اگر نمی دانید با چند تماس تلفنی بفهمید!

بعد ببینید آن شخص به طور معمول چطور محصولات یا خدماتی مشابه محصولات و خدمات شما پیدا می کند. به چه جاهایی برای خرید مراجعه می کنند؟ احتمالا به حرف چه کسانی گوش می دهند یا در کجا به دنبال تامین محصول یا خدمات مورد نیازشان هستند؟

راهی را پیدا کنید تا اطلاعات، یا خودتان، را در مسیر آنها قرار دهید.

۲برای رسیدن به موفقیت فقط چند راه وجود دارد.

معمولا فروش زمانی اتفاق می افتد که مشتریان آینده از چند منبع مختلف در مورد محصولات شما چیزهایی می شنود. هر چه بیشتر درمورد شما بشنوند، احتمال اینکه از شما خرید کنند بیشتر خواهد شد.

۳با روزنامه های محلی کار کنید.

روزنامه ها یا هفته نامه های محلی منبع بسیار خوبی برای اطلاعات تماس است و منجر به جذب مشتری و پیدایش مشتریان بالقوه می شود. به دنبال اسم افرادی باشید که ارتقا پیدا کرده اند، جایزه ای برده اند، کسب و کار جدیدی شروع کرده اند، یا هر کس که به طریقی می تواند مشتری بالقوه شما باشد.

به آنها تبریک بگویید یا اگر مقاله ای چاپ کرده اند به آنها بگویید که مقاله شان چقدر جذاب بوده است. در متن این تبریک از اسم و شعار شرکت خود استفاده کنید و اگر محصولی مرتبط با آنها دارید به آن اشاره کنید.

جذب مشتری

جذب مشتری

۴به فکر اسپانسر شدن باشید.

به دنبال رویدادهایی باشید که بازار بالقوه برای شما ایجاد کند. با مجری آن رویداد تماس بگیری و بگویید حاضرید محصول یا خدمات خود را به عنوان هدیه به شرکت کنندگان یا مجریان اهدا کنید و در عوض آنها در تبلیغاتشان از شرکت شما نام ببرند.

۵در سمینارهایی که احتمال می دهید مشتریان آینده شما در آنها شرکت کنند، حضور داشته باشید.

اگر این کار را انجام داده اید و جذب مشتری جدیدی برای شما نداشته است و نتیجه ای نگرفتید، گروه های شبکه سازی جدیدی را امتحان کنید. در روزنامه ها و منابع اطلاع رسانی فعالیت داشته باشید تا متوجه شوید کدام سازمان ها رویدادهای مشابهی برگزار می کنند که می تواند بازار شما را تقویت کند.

۶بعد از سمینارها و جلسات، پیگیر ارتباطات خود باشید.

با افرادی که دیدار کرده اید تماس بگیرید، شاید آنها مشتریان آینده شما باشند. اگر گفتند که نیازی به محصولات یا خدمات شما ندارند، از آن ها سوال کنید چه زمانی برای تماس مجدد در آینده مناسب خواهد بود؟ یا از آن ها در مورد کسب و کارهای دیگری که با آنها کار می کنند و ممکن است خریدار محصولات شما باشند بپرسید.

۷کمی از جیب خودتان بگذارید تا در آینده سود بیشتری بدست آورید.

نمونه ای از بعضی محصولات خود را به صورت رایگان خود را در اختیار مشتریان قرار دهید و از دریافت کنندگان بخواهید اگر از آن راضی بودند، آن محصول را به دوستان و آشنایانشان نیز معرفی کنند. یا اگر یک مشاور هستید، چند پیشنهاد رایگان بدهید. می توانید این کار را در قالب یک خبرنامه انجام دهید


۸با شبکه شخصی خود کار کنید.

از دوستان خود بخواهید اگر شخصی را می شناسند که نیاز به خدمات یا محصولات شما دارد، به شما معرفی کنند، یا افرادی که ممکن است برای شما مشتریان بالقوه ای بشناسند را معرفی کنند. اگر ساختار قیمت گذاریتان به شما این امکان را می دهد، به آنها پیشنهاد دستمزد را بدهید.

۹در زمینه ی رقبای خود تحقیق کنید.

بررسی کنید که در چه جاهایی تبلیغ می کنند؟ کجا شبکه سازی می کنند؟ از چه تاکتیک هایی در کارشان استفاده می کنند؟مواردی که برای آنها مفید است می تواند برای شما هم مفید واقع شود.

۱۰بجای یک تبلیغ گسترده و بزرگ ، از چند تبلیغ کوچک تر استفاده کنید.

بودجه تبلیغاتی خود را صرف یک تبلیغ بزرگ نکنید، اگر رقبای شما مثلا در مجله ای خاص پیوسته تبلیغ می کنند، شما نیز در آن مجله تبلیغ کنید.

جذب مشتری

جذب مشتری

۱۱.تبلیغات آنلاین و تبلیغات کلیکی را در کار خود قرار دهید.

برای پایین نگه داشتن هزینه ها، تبلیغات آنلاین خود را به نحوی تنظیم کنید که فقط در مناطق جغرافیایی که شما می توانید خدمات رسانی کنید نشان داده شوند. سهمیه بندی روزانه و ماهانه انجام دهید و حساب کاربری خود را در چند روز اول پیوسته چک کنید.

۱۲اطلاعات و آدرس تماس خود را در گوگل ثبت کنید.

به علت تحریم ایران توسط گوگل، قسمتی از این قابلیت برای ایرانیان در دسترس نیست.

علاوه بر گوگل در سایر مراجعی که کسب و کارها در آن  ثبت می شوند، کسب و کار خود را ثبت کنید.

۱۳هنگامی که  مشتریان خرید نمی کنند ، از آنها بازخورد بخواهید.

آیا محصولی را یافته اند که نیازهای آنها را بهتر برطرف کرده است؟ آیا تصمیم گرفته اند که دیگر اصلا از شما خرید نکنند؟ یا فقط خریدشان را به زمانی دیگر انداخته اند؟ آیا سفارش دادن در سایت شما را کاری سخت دیده اند؟ویا مشکلی در این زمینه وجود دارد؟

از اطلاعاتی که توسط مشتریان بدست می آورید استفاده کنید و در اسرع وقت تغییرات لازم را انجام بدهید. خواهید دید که افزایش فروش و جذب مشتری بیشتری خواهید داشت.

 مشاهده مقالات بیشتر 

۴۰ روش اصول فن بیان درهنگام برخورد با مشتری

۱۰ تکنیک روانشناسی برای مدیریت بازاریابی،افزایش فروش و مشتری

۱۰ استراتژی برای افزایش فروش موفق

مدیریت زمان

چند سال پیش من تحقیقی بین‌المللی درباره‌ی بیش از ۲۰ هزار رهبر و صاحب کسب‌وکار در سراسر جهان انجام دادم. بسیاری از کارآفرینانی که با آنها صحبت و مصاحبه کردم میلیونر بودند؛ بیشتر به‌خاطر ایده‌های هوشمندانه‌شان، سخت‌کوشی و عادت‌های مدیریت زمان.

در این مقاله میخواهیم ۳ عادت مدیریت زمان مشترک ، بین بیشتر میلیونرهای کسب ‌وکارهای کوچک را به شما معرفی کنیم.

عادت ۱: روی درخت ها تمرکز می‌کنند، نه روی جنگل

بیشتر کارآفرینان خیلی موفق که با آنها صحبت کرده‌ام، عادت داشتند که پروژه‌ها و هدف های بزرگ خود را به قسمت های کوچک‌تری تقسیم کنند. این کار به آن‌ها کمک کرده بود تا راحت تر و سریع تر عمل کنند، درحالی‌که ‌زمان باعث می‌شد کمتر حس کنند که کلی کار روی سرشان ریخته است.

از خود بپرسید: در حال انجام چه پروژه‌ی بزرگی هستم یا چه پروژه ای را می‌خواهم انجام دهم؟ چگونه می‌توانم این پروژه را به قطعات کوچک ‌تری تقسیم کنم که مدیریت آن‌ها ساده‌تر باشد؟

عادت ۲: هنگام تکمیل کارها و پروژه هایشان ، حس مثبتی دارند

بیشتر افراد تا آخرین قدمِ مانده به تکمیل یک پروژه یا کار بزرگ اصلا احساس اتمام، رضایت یا انجام کاری مفید ندارند. اما صاحبان کسب‌وکار موفقی که من با آنها مصاحبه کرده‌ام، این‌گونه نبودند.ولی بالعکس، آنها برای هر کاری که به سرانجام می‌رساندند، احساسی مثبت و اشتیاق داشتند؛جدا از اینکه کاری که انجام داده‌اند، چقدر بزرگ به‌نظر می‌رسید.

آنها قبل از رونمایی کارشان، زمانی‌که ۱۰۰ درصد کار به‌پایان رسیده بود، منتظر اتفاق خاصی نبودند و به‌جای آن، در تمام طول مسیر با جشن گرفتن و به رسمیت‌شناختن برای دست‌یافتن به اهداف‌شان، با قدرت به حرکت خود ادامه دادند.

مدیریت زمان

مدیریت زمان

عادت ۳: متعهد به زمان‌ مشخص کارهایشان و مدیریت زمان هستند

بسیاری از میلیونرهایی که با آنها مصاحبه کرده‌ام برای کسب قدرت زمان‌بندی و ساخت یک برنامه‌ی زمانی کاری ،از این سه گزینه ساده استفاده می‌کردند و به شما هم توصیه می‌کنیم طبق آن عمل کنید:

زمان‌های قدرت خود را شناسایی کنید.

هر کسی در مرحله هایی ، افت‌ و خیزهایی در وضعیت انرژی، توجه و تمرکز خود دارد. با دانستن و درک الگوهای انرژی خود می‌توانید یک برنامه‌ی زمانی بسازید که از افت‌ و خیزهای شخصی شما استفاده‌ی مفید کند.

برای انجام کارها بلوک‌های زمانی کنار بگذارید.

زمان‌های قدرت خود را در ذهن داشته باشید. در تقویم روز، مدت‌ زمانی خاص را برای انجام موردی مشخص، تعیین کنید. مقاطع زمانی که بیشتر میلیونرها استفاده می‌کردند، بین ۱۵ تا ۴۵ دقیقه بود و خیلی‌ها هر چند ساعت، ۱۰ دقیقه را برای استراحت استفاده می‌کردند تا به مغزشان فرصت پردازش اطلاعات را بدهند و با ذهنی باز و جسمی تازه به کارهایی بعدی بپردازند.

مدیریت زمان

مدیریت زمان

در آخر

برنامه‌ی زمانی خود را فقط در فکر خود آماده نکنید، آن را بنویسید. چه از یک دستیار دیجیتال شخصی استفاده کنید یا از یک برنامه‌ی تقویم یا از یک دفترچه‌ی سفید کهنه، داشتن یک نمونه نوشته‌شده از برنامه‌ی زمانی،کاری کلیدی است.

چیزی که معمولا وجود ندارد، عادت‌ها یا نظم لازم برای انجام آن کار در بهترین روش ممکن است. به این فکر کنید که شما تا میلیونر شدن فقط به‌ اندازه‌ی چند عادت مدیریت زمانی کوچک فاصله‌ دارید.

 مشاهده مقالات بیشتر 

ده نکته برای مدیریت زمان

روش های افزایش اعتماد به نفس در سخنرانی

۶نکته برای پیشرفت در مدیریت کسب و کار های کوچک

اعتماد به نفس در سخنرانی

اگر اعتماد به نفس در سخنرانی را ندارید و برای سخنرانی درجمع ، عرق سردی بدن‌تان را می پوشاند یا دل‌تان را آشوب می کند ،باید بدانید که تنها نیستید. ترس از سخنرانی درجمع،معمولا در ۷۵ درصد بزرگسالان وجود دارد. بازنگری روش روبه‌روشدن‌مان با استرس به ما کمک می‌کند، عملکرد فیزیکی و ذهنی بهتری داشته باشیم.

گاهی وسوسه شویم که تلاش برای مبارزه با این ترس‌ها را کنار بگذاریم، اما مواجه شدن با آنها باعث می‌شود چیزهای بیشتری در زندگی به‌دست آورید و برای مقابله با ترس‌هایتان احساس غرور و افتخار کنید. این مقاله را بخوانید تا با نکاتی برای داشتن اعتماد به نفس در سخنرانی آشنا شوید.

بعضی‌ها باکمی تلاش می‌توانند براین ترس‌ها غلبه کنند، اما کار برای عده‌ای خیلی سخت‌تر از این است؛ این افراد به روش‌ها و ابزارهایی برای مخفی‌کردن فشارهایی که ذهن‌شان وجود دارد، احتیاج دارند. من این نیاز را به‌خوبی درک می‌کنم، چون خودم جزو دسته‌ی دوم بوده ام و همیشه تمام تلاشم را به‌کار گرفته‌ام تا جزو دسته‌ی اول به‌نظر برسم.

۵ ابزار به شما در داشتن بیشترین میزان اعتمادبه‌نفس درهنگام سخنرانی کمک می‌کند؛ چه درمقابل چند مشتری تجاری باشید و چه درمقابل هزاران شنونده؛ به کاربردن این پنج نکته ، باعث میشود که به سخنرانی‌هایی  که ارائه میدهید،افتخار کنید.

۱. شنونده‌ها را بخندانید

براساس تجربه‌ی من، شوخی ها معمولا راه خوبی برای شروع یک سخنرانی جذاب است. این‌کار وضعیت را به‌ سرعت گرم و صمیمی می کند و باعث آرامش فرد سخنران می‌شود.

وقتی به جمعیت حاظر نگاه می‌کنید و چهره‌های خندان می‌بینید،به نوعی احساس ارتباط بین شما و مخاطبان ایجاد می‌شود، مخصوصا هنگامی‌که می‌توانیم شنونده‌ها را در خندیدن به خودمان شریک کنیم، این ارتباط را به‌خوبی احساس می‌کنیم.

مسخره‌کردن خودتان،جایگاه شما را پایین می‌آورد و اگر بتوانید دیگران را هم در این خنده شریک کنید نوعی حس اعتماد به ‌وجود می‌آورید. این خنده سدی را که باعث می‌شود مخاطب‌، خودش را از شما بسیار دور ببیند را میشکند.

۲. به افرادی که واکنش نشان می‌دهند، توجه کنید

اگر احساس می‌کنید با مخاطب ارتباط مؤثر برقرار نکرده‌اید، ممکن است اعصاب‌تان تحت فشار قرار بگیرد و وقتی افرادی را می‌بینید که کاملا بی‌علاقه به‌نظر می‌رسند، این فشار به‌طرز قابل ملاحظه‌ای زیاد می‌شود.

به‌طور معمول می‌توانید به جمعیت نگاه کنید و افرادی را که به صحبت‌های شما واکنش نشان می‌دهند، مثلا موقعی که نکاتی را بیان می‌کنید سر تکان می‌دهند، پیدا کنید.

اینکه بدانید عده‌ای نظر شما را تأیید می‌کنند، حس اعتماد زیادی به‌وجود می‌آورد. هرچه بیشتر بر این افراد تمرکز کنید، اعتمادبه‌نفس‌تان بیشتر می‌شود و هرچه اعتمادبه‌نفس‌تان بیشتر شود، توجه افراد بیشتری را جذب می‌کنید.

تا جایی ‌که می‌بینید کل جمعیت با صحبت‌های شما به نشانه تایید سر تکان می‌دهند و بر لبه‌ی صندلی نشسته و به هر کلمه‌ی شما واکنش نشان می‌دهند. این صحنه ناگهان فشار را از روی اعصاب شما برمی‌دارد و حس خوبی به شما منتقل می‌کند.

اعتماد به نفس در سخنرانی

اعتماد به نفس در سخنرانی

۳. برای داشتن اعتماد به نفس در سخنرانی ، احساس‌تان را بیان کنید

باید اعتراف ‌کنم وقتی سخنرانی را شروع کردم، نگران بودم.زمان که بعدا ویدئوهای سخنرانی‌ام را نگاه ‌کردم، متوجه شدم که واقعا استرسی و عصبی به‌نظر می‌رسم. گاهی‌وقت‌ها فرقی نمی‌کند با چه حرف‌هایی سعی می‌ کنید خودتان را آرام کنید؛ هرچه تلاش کنید فایده‌ای ندارد.

نگرانی و استرس موقع سخنرانی چیزی نیست که به این راحتی‌ها بتوانید آن را از خودتان دور کنید.

من متوجه شدم که بیشترین میزان تنش را در ابتدای سخنرانی تجربه می‌کنم. متوجه شدم که نمی‌توانم تنش‌ها را متوقف کنم، اما می‌توانم آنها را مخفی کنم.

با افزایش هیجان در مورد موضوع مورد بحث و صادقانه روبه‌روشدن با احساس ناکامی، توانستم عصبی‌بودنم را مخفی کنم. مخفی‌کردن یک احساس با پوشاندن آن با یک حس دیگر، بسیار راحت‌تر از فرونشاندن آن است.

۴.فقط تمرین!

خیلی‌ از افراد معتقد اند که سخنرانان استعداد این کار را دارند وگرنه از پس آن برنمی‌آمدند. تجربه به من ثابت کرده‌است که سخنرانی مهارتی است که می‌ توان آن را پرورش داد، به ‌شرط این که برای آن وقت بگذارید.

وقتی کار سخنرانی را شروع کردم متوجه شدم که احتیاج به تمرین دارم. بنابراین به محل‌های مختلف درسراسر لس‌آنجلس می‌رفتم، به‌شرط اینکه بتوانم یک دوربین درآخر اتاق کار بگذارم و سخنرانی را ضبط کنم.

بعد از هر جلسه، ویدئو‌ها را بررسی می‌کردم تا ببینم چه نکاتی را می‌توانم بهبود بخشم. درست مثل مدرسه، ورزش یا تجارت. هرچه بیشتر تمرین می‌کردم اعتمادبه‌نفسم بیشتر و اجراهای مطلوب تری داشتم.

مثل یک اسکی‌باز پرشی که هر پرش را صدها بار قبل از اجرای آن در مسابقه تمرین می‌کند، یادگرفتم که سخنرانی هم همین‌طور است. هرچه بیشتر تمرین می‌کردم می‌توانستم پیشرفتم را ببینم. هرچه تجربه‌ی بیشتری داشته باشید،اعتماد به نفس در سخنرانی تان بیشتر می‌شود.

۵. اگر اشتباهی کردید، برای جبران آن آماده باشید

من یکی از مهم‌ترین نکات سخنرانی را از یک برنامه‌ی تلوزیونی یاد گرفتم. در این برنامه، در مصاحبه با «جانی کارسون»، او اعتراف کرد که همیشه یک جوک آماده می‌کند و در ذهنش نگه می‌دارد تا اگر جایی خطا شد از آن استفاده کند.

فرقی ندارد چقدر ماهر باشید و چند سخنرانی حرفه‌ای انجام داده باشید، همیشه امکان اشتباه وجود دارد و این اشتباهات درواقع باعث می‌شوند انسانی‌تر به‌نظر برسید و مخاطبان بیشتر با شما ارتباط برقرار کنند، اما وقتی بعد از این اشتباهات احساس ناراحتی و بی‌قراری می‌کنید، مخاطبان هم به‌دنبال آن بی‌قرار می‌شوند.

اعتماد به نفس در سخنرانی

اعتماد به نفس در سخنرانی

همان‌طور که در نکته‌ی اول اشاره کردم،

مسخره‌کردن خودتان در این موقعیت باعث می‌شود این جو سنگین شکسته شود و همه احساس راحتی بیشتری کنند.

پس همیشه یک جواب طنزآمیز برای این موقعیت‌ها در آستین داشته باشید. وقتی یکی دو راه گریز از موقعیت‌هایی که ممکن است پیش بیاید داشته باشید، بخشی از ترس شما از سخنرانی درجمع هم فرومی‌نشیند.

‌اگر سخنرانی درجمع بزرگترین ترس زندگی‌تان باشد و یا می ‌خواهید اعتماد به نفس در سخنرانی هایتان را بیشتر کنید، با این چند نکته عرق سرد و دل‌آشوب‌های موقع سخنرانی، خیلی زود تبدیل به خاطراتی از گذشته می‌شوند.

نکات و ابزارهای مفید:

مردم همیشه از من به‌عنوان یک مدال‌آور المپیک، نویسنده‌ی کتاب‌های پرفروش و سخنران موفق می‌خواهند که نکات و روش‌هایی در اختیارشان بگذارم که برای رسیدن به هدف به آنها کمک کند. بنابراین من دوست دارم همه‌ی مقالاتم را با نکاتی کوتاه برگرفته از همان مقاله به پایان برسانم:

داشتن اعتماد به نفس در سخنرانی از درون انسان منشأ می‌گیرد و هیچ‌کس نخواهد توانست آن را به شما بدهد. اگر عمل نکنید، اعتمادبه‌نفس‌تان تقویت نمی‌شود.ناتوان‌ترین افراد، کسانی هستند که از تلاش‌کردن می‌ترسند.

 مشاهده مقالات بیشتر 

اهمیت سخنوری در نیاز های روزمره

فن بیان و سخنوری برای مدیران

کتاب”قانون طلایی فروش”

هدایای تبلیغاتی

هدایای تبلیغاتی چیست و چه تأثیری بر جذب مشتری دارد؟ قبول کنید که همه‌ ی ما عاشق دریافت هدیه هستیم. تخفیف و هدیه هایی که دریافت می‌کنیم، حال‌مان را عوض می‌کند.

همین حال است که بازاریابان را به سمت تهیه و تدارک هدایای تبلیغاتی می‌برد. آنها از احساس ما نسبت به هدایای تبلیغاتی بهره می‌برند و کاری می‌کنند که بیشتر درباره‌ی محصول و برندشان صحبت کنیم.

هدایای تبلیغاتی قبل از فروش

وقتی شرکت‌های گوناگون برای اولین بار محصولی تازه را راهی بازار می‌کنند، معمولا نمونه‌هایی از محصول را به طور رایگان در اختیار مشتریان قرار می‌دهند. فرقی ندارد که این محصول جدید کیک باشد یا عطر، این ایده برای تمام محصولات مصرفی اجرایی است.
واقعیت این است که همه‌ی ما ،از محصولات رایگان خوشمان می آید و وقتی شرکت‌ها در قالب هدایای تبلیغاتی، محصولی را رایگان در اختیارمان می‌گذارند، برای یک‌ بار هم که شده آن را امتحان می‌کنیم.

اگر خوش‌مان آمد مصرف می کنیم و خرید را تکرار می‌کنیم و اگر نه، دور آن محصول را خط می‌کشیم.
پس این فکر بازاریابان در اهدای تبلیغات قبل از فروش بسیار هوشمندانه می باشد.

شرکت‌ها معمولا هدیه های تبلیغاتی‌شان را در اختیار مشتریانی که هدف‌گذاری کرده‌اند، قرار می‌دهند. این مشتریان در فروشگاه‌های مقصد و مورد نظر بازاریابان مشغول به‌خرید هستند و با اهدای یک نمونه ‌ی رایگان و سایر انواع هدایای تبلیغاتی با محصولات آشنا می‌شوند.

نمونه و بسته‌های کاملا رایگان از محصول

گاهی اوقات، برخی فروشگاه‌ها مانند آمازون، بسته ‌ای رایگان از محصولات مانند کتاب به مشتریان پیشنهاد می‌کنند.

شاید این گونه به ‌نظر برسد که این پیشنهاد قبل از آنکه تبلیغی برای فروش بیشتر باشد، باعث ضرر ناشر، نویسنده و سایت می‌شود، ولی باید این گونه بگوییم که اصلا این‌ طور نیست.

هدایای تبلیغاتی

هدایای تبلیغاتی

تجربه ثابت کرده است که چنین ترفند تبلیغاتی ‌ای ، موجب می‌شود تا مخاطبان با مطالعه ‌ی بسته‌ ی رایگان درباره‌ی سایر آثار نویسنده کنجکاو شود و به‌دنبال تهیه محصولات بیشتری باشند.

این علاقه‌ی شکل‌گرفته در مخاطب، باعث می‌شود تا مشتریان به سمت خریدهای بعدی و بعدی پیش بروند.
برای مثال در آمازون این شیوه از هدایای تبلیغاتی معمولا برای کتاب‌های پرفروش انجام می‌شود و مخاطبان به دلیل جاذبه‌ی این آثار حتی پس از خروج‌شان از حالت هدیه و رایگان، آن را می‌خرند.

فروش کالاهای جانبی

گاهی‌ اوقات نیز شرکت‌ها با اهدای بُن تخفیف و یا محصول و کالاهایی به شکل نمونه و رایگان، باعث جذب مشتری به سمت فروشگاه‌ها می‌شوند.

وقتی مخاطب با پای خودش و تصمیم خودش به فروشگاه بیاید، کارکنان بخش فروش به آنها محصولات دیگری را نیز پیشنهاد می‌کنند و مشتریان را با اقلام مرتبط دیگر آشنا می‌کنند.
به عنوان مثال : فروشگاهی که به مشتریان بُن تخفیف خرید عطر خاصی را پیشنهاد می‌دهد با حضور مشتری برای دریافت این هدیه تبلغاتی در فروشگاه، پیشنهادهای متنوع دیگری نیز در اختیارش می‌گذارد.

یعنی به کمک هدایای تبلیغاتی، بازاریابان اقدامی مهم را به ‌ثمر می‌رسانند: باز کردن پای مشتری تا آخرین مقصد فروش.

افزایش اعتبار و شهرت

با استفاده از برگزاری و ایجاد کمپین‌های تبلیغاتی و اهدای جوایز و هدایا در شکلی عام و گسترده، شرکت‌ها حسن شهرت پیدا می‌کنند.

همه درباره‌ی آن ها بحث و گفتگو خواهند کرد و بر سر زبان‌ها خواهند افتاد.

همچنین باید بدانید که هدایای تبلیغاتی چیست و چگونه باید فرآیندهای آن را مدیریت کنید.
اهدای جوایز، تخفیف‌ها و… در قالب حمایت‌گری برنامه‌های تلویزیونی و رادیویی و… باعث افزایش روزافزون شهرت برند می‌شود.

هدایای تبلیغاتی

هدایای تبلیغاتی

نکاتی در مورد تاثیر هدایای تبلیغاتی

• اگر بدانید هدایای تبلیغاتی چیست و چه کمکی به شما می‌کند، به واسطه آن شبکه‌های ارتباطی خود را با مخاطب گسترده خواهید کرد و می‌توانید از طریق شبکه‌های اجتماعی این تداوم رابطه را تضمین کنید.
• به کمک هدایای تبلیغاتی می‌توانید با مخاطبان و مشتریان بالقوه ارتباط برقرار کنید و برای ادامه‌ی ارتباط و تعامل روی آنها حساب کنید.
هدایای تبلیغاتی درعین حال که روشی بسیار تاثیر گذار در جذب مخاطب هستند، هزینه‌ی کمی دارند و مدیریت فرآیند اقدامات بازاریابی لازم برای آنها بسیار راحت و قابل‌پیش‌ بینی است.• هدایای تبلیغاتی باعث می‌شوند تا محصولتان با هیجان و انگیزه برای مشتری معرفی شود. مخاطبان از آن حس هیجان و انگیزه حال خوبی میگیرند و بر سر زبان‌ها می‌افتید.
• هدایای تبلیغاتی می‌توانند روش خوبی برای قدردانی از مشتریانتان باشد.
• همه از دریافت جایزه وبرنده شدن در قرعه‌کشی و… لذت می‌برند. پس با اهدای جوایز و برگزاری قرعه‌کشی‌ها می‌توانید نقش خوبی در ایجاد جاذبه و هیجان میان مخاطبان‌تان داشته باشید.

 مشاهده مقالات بیشتر 

۴۰ روش اصول فن بیان درهنگام برخورد با مشتری

۱۰ تکنیک روانشناسی برای مدیریت بازاریابی،افزایش فروش و مشتری

تقویت کسب ‌و کار در شرایط رکود اقتصادی

 

خرید خانه

می توان گفت امروزه یکی از دغدغه های هر زوجی، خرید خانه می باشد چرا که هم هزینه‌ی زیادی برای آن باید پرداخت کنند و هم به احتمال زیاد به این زودی‌ها اقدام به تعویض خانه‌شان نخواهند کرد. به همین دلیل لازم است هنگام خرید منزل، به چند نکته حقوقی توجه کنید تا در آینده مشکلی پیش نیاید. در این مقاله، به بخشی از این نکات حقوقی برای خرید خانه اشاره می‌کنیم:

۱. اعتماد  داشتن از مالکیت فروشنده

اولین نکته‌ای که در خرید هر ملک یا خانه‌ای وجود دارد، حصول اطمینان از مالکیت فروشنده است. البته این نکته تنها مختص به خرید خانه نبوده و در تمامی خرید و فروش‌ها برقرار است. ولی ممکن است در خصوص خرید خانه، به‌دلیل هزینه‌ی زیادی که صرف می‌شود، اهمیت بیشتری داشته باشد.

برای اطمینان حاصل کردن از مالکیت فروشنده باید به اسناد مالکیت او توجه کرد. اگر ملک مورد معامله دارای سند رسمی است، سند مربوطه باید به‌دقت بررسی شده و از درج نام صحیح و کامل فروشنده به عنوان مالک، اطمینان حاصل شود.زمانی که هنوز سند رسمی به نام فروشنده صادر نشده است و او می‌خواهد ملک را به استناد مبایعه‌نامه (قولنامه) به فروش برساند، لازم است درج نام او به عنوان خریدار در مبایعه‌نامه بررسی شود.

۲. دارا بودن شرایط اختیار فروش ملک

گاه ممکن است شخصی به وکالت از دیگری قصد فروش ملکی را داشته باشد. در این فرض علاوه بر حصول اطمینان از مالکیت موکل (شخصی که برای فروش وکالت داده است) به صورتی که در بند پیشین گفته شد، صحت وکالت اعطا شده نیز باید بررسی شود.

به عبارت دیگر باید بررسی شود که آیا وکیل، اختیار فروش ملک از طرف مالک را دارد یا وکالتنامه‌ی موصوف، اختیاری به‌غیر از فروش خانه را به وکیل اعطا کرده است. در صورتی که صراحتا در وکالتنامه اختیار فروش ملک مورد معامله به وکیل داده نشده باشد، وکیل حق انجام چنین معامله‌ای را ندارد و خریدار باید از معامله کردن با وی اجتناب کند و به سراغ مالک اصلی برود.

هم‌چنین از معتبر بودن وکالتنامه باید اطمینان حاصل کرد.

چراکه ممکن است تاریخ وکالتنامه منقضی شده یا موکل، وکیل را پیش‌تر عزل کرده باشد. بنابراین با انجام یک استعلام، می‌توان از به‌روز بودن و معتبر بودن وکالتنامه مطمئن شد.

علاوه بر این، در معاملاتی که به استناد مبایعه‌نامه صورت می‌پذیرند، خریدار باید اطمینان حاصل کند که فروشنده (که در این فرض شخصی است که نام او به عنوان خریدار در مبایعه‌نامه ذکر شده) از حق فروش خانه منع نشده باشد. توضیح آن‌که گاهی اوقات شخص ملکی را به این شرط خریداری می‌کند که تنها خود از آن استفاده کرده و از انتقال آن به دیگری خودداری کند.

خرید خانه

خرید خانه

در این صورت، معامله‌ای که شخص اخیر در مورد ملک مذکور انجام می‌دهد صحیح نیست. برای نمونه، محمدرضا به موجب یک مبایعه‌نامه، خانه‌ای را از حسن می‌خرد. هرگاه در مبایعه‌نامه ذکر شده باشد که محمدرضا برای مدتی معین حق فروش خانه را به دیگری ندارد، معامله‌ای که محمدرضا در مدت مزبور در مورد خانه انجام دهد صحیح نیست.

بنابراین لازم است که خریدار، علاوه بر بررسی صفحه‌ی اول مبایعه‌نامه که معمولا به درج نام طرفین مبایعه‌نامه اختصاص دارد و حصول اطمینان از مالکیت فروشنده، سایر مواد مبایعه‌نامه را نیز بررسی کند تا مطمئن شود فروشنده علاوه بر مالکیت، حق انتقال ملک را نیز دارد.

۳. مطابقت دادن مشخصات مندرج در سند با ملک

لازم است نشانی ملک، پلاک ثبتی، حدود اربعه و کد پستی آن تا حد امکان با اطلاعات مندرج در مبایعه‌نامه یا سند تطبیق داده شود و در صورت وجود مغایرت، از انجام معامله پیش از اصلاح سند خودداری شود.

۴. در رهن یا بازداشت نبودن ملک

نکته‌ی حقوقی دیگر که در خرید خانه باید مورد توجه قرار گیرد، آزاد بودن ملک یا به‌اصطلاح حقوقی طِلق بودن آن است. گاه ممکن است فروشنده‌، خانه‌ی خود را برای گرفتن وام در رهن بانک گذاشته یا اینکه ملک در اجرای حکم صادر شده از مراجع قضایی بازداشت شده باشد.

در این فرض هرچند اصولا تنظیم مبایعه‌نامه امکان‌پذیر است ولی تنظیم سند رسمی به نام خریدار، منوط به فک رهن یا رفع بازداشت از ملک است. بنابراین در این موارد توصیه می‌شود که مراحل لازم جهت انجام امور فوق توسط فروشنده به عمل آید تا تنظیم سند رسمی با مشکل مواجه نشود.

یکی از بهترین راهکارهای موجود در این خصوص این است که فروشنده به خریدار وکالت فک رهن یا رفع بازداشت اعطا کند و خریدار نیز بخشی از پول خرید خانه (ثمن معامله) را به این کار اختصاص بدهد.

خرید خانه

خرید خانه

یعنی به‌جای آن‌که تمامی ثمن معامله را به فروشنده پرداخت کند، مقداری از آن را صرف پرداخت دین یا تعهد مالی‌ای نماید که ملک فروشنده به دلیل آن در رهن یا بازداشت قرار دارد. سپس با وکالتنامه‌ای که از فروشنده دراختیار دارد، مبادرت به انجام امور فک رهن یا رهن بازداشت کند.

۵. گرفتن مفاصاحساب‌ های لازم

پیش از فروش ملک، فروشنده باید تعهدات مالی مربوط به خانه را پرداخت کند و مفاصاحساب‌های مربوطه را به خریدار تحویل دهد. ازجمله‌ی این موارد، مفاصاحساب شهرداری در خصوص پرداخت عوارض نوسازی است. دریافت مفاصاحساب دارایی هم ضروری است. هم‌چنین در خصوص آپارتمان‌ها، فروشنده باید گواهی عدم وجود شارژ معوقه را تحویل خریدار دهد.

۶. تعیین تکلیف قرارداد اجاره‌ی ملک

گاه ممکن است ملک مورد معامله در اجاره‌ی دیگری باشد. هرچند از نظر قانونی و در صورت عدم وجود شرط خلاف، انتقال مالکیت عین مستأجره (ملک اجاره شده) با مانعی روبه‌رو نیست ولی بهتر است قبل از خرید خانه و تنظیم سند، تکلیف قرارداد اجاره با حضور مستأجر روشن شود. هرگاه توافق بر این است که قرارداد اجاره نیز به مالک جدید منتقل شود، اقدامات لازم در این خصوص به عمل آید.

۷حصول اطمینان از درج انشعابات آب، برق و گاز در سند

اصولا انشعابات آب، برق و گاز هر ملک به همراه آن به فروش می‌رسد. با این حال لازم است که از درج آنها در مبایعه‌نامه یا سند اطمینان حاصل شود. در خصوص تلفن این اصل وجود ندارد و خط تلفن تنها در صورتی همراه ملک به خریدار منتقل می‌شود که در اسناد انتقال ذکر شده باشد. به همین دلیل در خصوص خط تلفن باید دقت بیشتری به‌خرج داد.

خرید خانه

خرید خانه

۸. تصریح به انتقال پارکینگ و انباری

هرگاه توافق طرفین بر این است که ملک همراه با پارکینگ و انباری به فروش برسد، لازم است این موضوع به همراه مشخصات دقیق آنها در مبایعه‌نامه یا سند ذکر شود.

هم‌چنین هرگاه ملکی بیش از یک پارکینگ داشته و تمامی آنها قرار است منتقل شود، این موضوع باید به طور واضح در اسناد قید شود. در غیر این صورت فروشنده الزامی به این انتقال ندارد.

هرچند کنترل موارد فوق برعهده‌ی سردفتر یا صاحب بنگاهی است که مبادرت به تنظیم سند یا مبایعه‌نامه می‌کند، با جود این، به‌دلیل پاره‌ای ملاحظات لازم است که خودِ خریدار نیز این موارد را بررسی و کنترل کند.

 

 مشاهده مقالات بیشتر 

اهمیت مشاوره حقوقی ویژه صنف املاک

دوره های کاربردی و مفید مشاور حقوقی

ویژگی های یک کارشناس یا مشاور حقوقی و وظایف آن

 

اهمیت سخنوری

چرا سخنوری اهمیت دارد؟سخنوری یکی از نیازهای اساسی در زندگی ما در حال حاضر است.

شاید در گذشته نیاز به خوب صحبت کردن و برقراری ارتباط موثر، مثل الان نبود. اما با گذشت زمان، پیشرفت علم و نیاز به برقراری ارتباط موثر با دیگران، سخنوری پیش از پیش یکی از مهارت های ضروری ما شده است.

برای اینکه اهمیت سخنوری را بیشتر درک کنیم چند مثال را از حرفه های مختلف ذکر می کنم.

به روز رسانی:۱۳۹۷/۱۱/۲۹

 اهمیت سخنوری برای مدیران

بدون شک اگر قرار باشد از بین چندین نفر که تخصص یکسانی در رشته خودشان دارند برای مدیریت انتخاب شوند،

شخصی است که سخنور خوبی است و می تواند به خوبی در جمع صحبت کند.

یکی از تخصص های مشترک مدیران همین سخنوری و داشتن فن بیان قوی است.

اگر دقت کرده باشید بیشتر افرادی که سِمَت مدیریتی دارند، اشخاصی هستند که سخنور خوبی هستند.

معمولا مدیران عامل هر سازمان با افراد خارج از سازمان بیشتر در تعامل اند و همین موضوع باعث میشود که نیاز به سخنوری پیش از پیش پُررنگ تر بشود.

سخنوری برای کارمندان

شاید تا چند سال پیش داشتن تخصص در زمینه کاری هر شخص حرف اول را برای پیشرفت میزد و همه تصور می کردند

که اگه سرشان رو بندازند پایین و در کار خودشان استاد بشوند، می توانند خیلی سریع رشد کنند و به موفقیت های شغلی و مالی خوبی برسند.

اما فارغ از اینکه خیلی از افراد نمی دانند که موفقیت فقط یک بُعد ندارد.ما اگر قصد پیشرفت در شغل و رشته خود را داریم،

فقط صرف داشتن مهارت و تخصص در اون رشته باعث نمیشود که پیشرفت کنیم.

برای مثال، اگر کارمند IT یک شرکت باشیم و اگر بخواهیم فقط روی تخصص خودمان تمرکز کنیم

و هر روز مهارت بیشتری کسب کنیم شاید در طی ۱۰ سال یک یا نهایتا دو پله پیشرفت کنیم،

اما اگه علاوه بر مهارتی که در تخصص خودمان کسب می کنیم بتوانیم یک سخنور خوب هم باشیم، پیشرفت ما در طی ۲ سال معادل اون ۱۰ سال خواهد بود.

اهمیت سخنوری

اهمیت سخنوری

سخنوری برای مشاوران

قطعا یک مشاور در زمینه های مختلف باید بتواند سخنور خوبی باشد

و فن بیان قوی داشته باشد، در غیراینصورت نمی تواند حل مسائل شخصی که برای مشاوره پیشش آمده است را به خوبی بیان کند.

یک مشاور قبل از هر چیز باید یک شنونده خوبی باشد تا اطلاعات را از مخاطب دریافت کند،

پردازش کند و بعد پاسخ درستی به شخص مقابل بدهد.

 اهمیت سخنوری برای مدرسین

به احتمال زیاد در دوران مدرسه، معلم هایی داشتید که انقدر کلاس هایشان کسل کننده بود که خوابتان می برد سر کلاس.

این معلم ها دقیقا معلم هایی هستند که فن بیان خوبی ندارند.

کاری به دانش این معلم و یا استاد ندارم، اما اگه یک مدرس هر چقدر هم که دانشش بالا باشد،

و نتواند یک مطلب رو به خوبی ارائه بدهد، مدرس موفقی نخواهد بود.

اهمیت سخنوری

اهمیت سخنوری

سخنوری برای مهندس ها

مهندس ها معمولا با ابزارهای تخصصی شغل خودشان سرو کار دارند، مثل ماشین حساب، نرم افزارهای نقشه کشی و محاسباتی و …

اگر یک مهندس بتواند سخنور خوبی باشد،

فن بیان قوی داشته باشد و بتونه ارتباط موثری با اطرافیانش برقرار کند، علاوه بر اینکه می تواند در محیط کارش محبوب باشد،

میتواند هر روز و هر روز در کارش پیشرفت داشته باشد و بعد از مدتی سرپرست و یا مدیر اون مجموعه بشود.

یعنی اگه قرار باشد شخصی از بین چند نفر که یک تخصص را به خوبی یاد دارد و برای سِمَت مدیریتی انتخاب بشود،

شخصی رو انتخاب می کنند که سخنور خوبی باشد و بتواند در جمع به خوبی و بدون استرس صحبت کند.

سخنوری برای وکیل ها

سخنوری برای وکیل ها مخصوصا برای مواقعی که در حال دفاع از موکلشان در پیش بازپرس و قاضی هستند بسیار مهم است.

اگه یک وکیل نتواند خوب صحبت کند و در صحبت کردنش اعتماد به نفس نداشته باشد ، به احتمال خیلی زیاد در خیلی از پرونده هایی که حق با موکلش بوده، نمیتواند موفق باشد.

قسمتی از کاروکالت هم مثل مشاوران هست، و این نیاز است که یک وکیل بتواند خوب صحبت کند و فن بیان قوی داشته باشد.

سخنوری برای حسابدار ها

حسابدارها هم معمولا سرشان در کامپیوتر و ماشین حساب هست.

سخنوری و داشتن فن بیان قوی زمانی می تواند موثر باشد که برای مثال، به اداره مالیات یا بیمه مراجعه کردیم و یا یک اختلاف حساب بین دو طرف پیش اومده است و می بایست اون رو به خوبی درک کرده و موارد مورد اختلاف رو توضیح بدهیم.

یک کارمند حسابداری اگه بتواند خوب صحبت کند و از طرفی هم بتواند ارتباط خوبی با همکارانش برقرار کند، به سرعت می تواند در کار خود  پیشرفت کند.

ـ ادامه دارد….

 مشاهده مقالات بیشتر 

فن بیان و سخنوری برای مدیران

آشنایی و آموزش اصول و فنون مذاکره در بازاریابی (فصل اول)

۴۰ روش اصول فن بیان درهنگام برخورد با مشتری

مدیریت زمان

وقتی در جایی منتظر هستید، انگار زمان از حرکت می‌ایستد. هرچه این انتظار طولانی ‌تر شود، شما هم بی‌حوصله ‌تر و کلافه ‌تر می شوید و مدیریت زمان خود را از دست میدهید.حتی ممکن است به‌خاطر روحیه ‌ی بدی که پیدا کرده‌اید، بقیه‌ی روزتان را نیز از دست بدهید. چنین شرایطی برای همه پیش می‌آید؛ گاهی اوقات می‌توانید از قبل پیش‌بینی کنید که قرار است منتظر بمانید و گاهی اوقات هم نه.

پس به‌ نفع خوتان است که دیدتان به زمان انتظار را تغییر بدهید،مدیریت زمان داشته باشید و به کارهای جالبی فکر کنید که می‌توانید در این اوقات انجام دهید.در این مقاله، چند ایده‌ی کاربردی برای مدیریت زمان در اختیار شما قرار می‌دهیم که امتحان ‌کردن‌ آن ها خالی از لطف نیست و دفعه‌ی بعد که مجبور شدید منتظر بمانید، آنها را به‌کار ببرید تا این زمان سریع‌تر سپری شود و شما نیز بتوانید مدیریت زمان های مرده خود را بدست بگیرید.

همه‌ی شما در چنین موقعیت‌هایی بوده‌اید: به‌موقع به مطب پزشک مراجعه می‌کنید، اما متوجه شدید آنها از برنامه ‌ی زمانی ‌شان عقب ‌اند و ۴ نفر دیگر که قبل از شما نوبت داشته‌ اند، هنوزمنتظر‌ند؛ ساعت‌ها در فرودگاه منتظر می‌مانید، اما درنهایت اعلام می‌کنند پرواز شما تأخیر دارد یا ساعت آن عوض شده است؛ مراجعه‌ی کوتاه ‌تان به اداره‌ی پست، یک ساعت طول می‌کشد.

همچنین اگر پدر یا مادر هستید، به‌خاطر فعالیت‌های مربوط به فرزندان‌تان (مانند تمرین فوتبال، درس‌های شنا، کلاس‌های زبان و…) احتمالا زمان‌های انتظارِ ازپیش برنامه‌ریزی‌شده خواهید داشت. هنگامی که سرتان شلوغ است و تحت فشار هستید، حتی انتظاری کوتاه نیز، تمام‌ نشدنی به‌نظر می‌رسد. هر لحظه‌ای که منتظر می‌مانید، دقیقه‌ای است که هدر می‌رود و دیگر برنمی‌گردد.

اگر برنامه‌ی مفیدی برای استفاده از «زمان انتظار» نداشته باشید، ممکن است خسته‌کننده ‌ترین زمان را پیش روی خود داشته باشید.پس فقط با کمی برنامه ‌ریزی، نه ‌تنها می‌توانید این زمان را به زمانی مفید و کابردی تبدیل کنید، بلکه ممکن است با کمال تعجب متوجه شوید که مشتاق آن نیز هستید.

۱۰ نکته‌ های زیر به شما کمک می‌کنند که مدیریت زمان داشته باشید و از زمان‌های انتظارتان حداکثر استفاده را ببرید:

۱. گوشی هوشمندتان ، راهی برای مدیریت زمان، استرس‌ زدایی و تمدد اعصاب

با گوشی هوشمندتان بازی کنید، چرخی در اینترنت بزنید و به ایمیل‌ها و شبکه های اجتماعی مورد علاقه تان سری بزنید. مجله بخوانید. همیشه کتابی به‌همراه داشته باشید.موسیقی مورد علاقه تان را گوش کنید. مسئله‌ی مهم این است که در زمان های انتظار به ‌طورعمدی و آگاهانه استراحت و تفریح کنید، نه اینکه تمام این کارها را فقط به‌خاطر بی‌حوصله‌ بودن‌ تان انجام دهید.

۲.برای بقیه‌ ی روزتان، برنامه ‌ریزی، مدیریت زمان و سازمان ‌دهی داشته باشید

اکثر ما آن ‌قدر سرمان شلوغ است که مانند موش‌هایی که در مسیری هزارتو می‌دوند، اغلب بر اثر سرگردانی به بن‌بست می‌رسیم. از زمان انتظار برای ایجاد فهرستی از کارهای لازم استفاده کنید و سپس روزتان را به‌نحوی اولویت‌بندی یا سازمان‌دهی کنید که پس از پایان زمان انتظارتان، به بهترین نحو ممکن به بقیه‌ی کارهای‌تان برسید.

۳. به تماس‌های تلفنی‌تان برسید

در طول هفته آن‌قدر سرتان شلوغ است که نمی‌توانید به دوستان و عزیزان‌تان تلفن بزنید؟ آخر هفته‌ها آن‌قدر احساس سستی و تنبلی می‌کنید که حوصله ندارید تلفن را بردارید و حال کسی را بپرسید؟ زمان انتظار شاید وقت مناسبی برای برقراری چنین تماس‌هایی باشد.

۴. طرف دیگر مغزتان را ورزش دهید

اگر شغل شما عمدتا به مدیریت زمان و تفکر منطقی نیاز دارد، از این زمان برای تمرین ‌دادن بخش خلاق مغزتان استفاده کنید. به روش دودِل (Doodle) نقاشی بکشید، شعر بنویسید، داستان خوبی برای زمان خواب بچه‌ها بسازید، با گوشی هوشمندتان سرگرم شوید یا به عکس‌های موجود در اینترنت نگاهی بیندازید. برعکس، اگر در حرفه‌ی خلاقی مشغول فعالیت هستید، از این زمان برای به‌کارگرفتن سمت منطقی مغزتان استفاده کنید. جدول کلمات متقاطع یا سودوکو حل کنید، حساب ‌و کتاب‌های دسته‌چک ‌تان را انجام دهید یا برای کنسرت آینده بلیت رزرو کنید.

مدیریت زمان

مدیریت زمان

۵. با امکانات گوشی‌تان بیشتر آشنا شوید

حتی ساده ‌ترین تلفن‌ها نیز این روزها، یادآور، زنگ هشدار، ماشین‌حساب و… دارند. تلفن‌های هوشمند دارای امکانات و برنامه‌های کاربردی فراوانی هستند که برای سردرآوردن از همه‌ی آنها به زمان زیادی نیاز دارید.برای مدیریت زمان و حتی جلوگیری از کلافه شدنتان درایستگاه اتوبوس یا مطب پزشک،موقعیت خوبی برای آشنایی با تمام امکانات تلفن همراه‌تان است.

(برای مطالعه مقالات بیشتر در این مورد ایــــــنــــــــجـــــــا  کلیک کنید)

۶. با کسی مشغول صحبت شوید

هرگز چیزهایی را که می‌توانید از افراد غریبه بیاموزید، دست‌کم نگیرید. ممکن است رستوران جدیدی کشف کنید یا بتوانید مشکلی آزاردهنده را حل کنید یا اسرار بزرگی از زندگی بیاموزید که فقط افراد عارف یا مرموز می‌توانند به شما یاد دهند. لذت کمک‌کردن به افراد غریبه را ناچیز ندانید. ظاهرشدن در نقش فردی آگاهی‌دهنده یا حل‌کننده‌ی مشکل یا معلمی معنوی ممکن است تأثیر مثبتی بر بقیه‌ی روزتان بگذارد.

مدیریت زمان

مدیریت زمان

۷. اجازه دهید حواس‌تان پرت شود

به ذهن‌ خود اجازه دهید خیال‌بافی کند، البته نه از آن نوعی که شامل زندگی روزمره‌تان می‌شود و جزئیات خسته‌کننده‌ای دارد، چون فقط باعث می شود بیشتر دچار استرس شوید. درعوض به کار افسانه‌ایِ دلخواه‌تان یا تعطیلات فوق‌العاده‌ی آینده‌تان فکر کنید. این نوع خیال‌بافی ممکن است باعث آرامش شما شود و از کجا معلوم؟ شاید جرقه‌ای برای ماجراجویی جدیدی باشد.

۸.امکانات و  نعمت‌های‌تان را بشمارید

ما آن‌ قدر درگیر مشغله‌های روزمره‌ خود هستیم که به ‌سختی وقت پیدا می‌کنیم نعمت‌های ‌مان را بشماریم. می‌توانید برای مدیریت زمان تان در زمان های انتظار، درمورد تمام چیزهای خوبی فکر کنید که در زندگی‌تان دارید و همچنین برای همه‌ی کسانی که به فراهم‌شدن آنها کمک کرده‌اند، دعای خیر کنید. نقش خودتان را در امور موفق زندگی‌تان دست‌کم نگیرید؛ قدردان تمام چیزهای خوبی باشید که در شما وجود دارد، و از این طریق روحیه‌تان را تقویت کنید.

۹. مراقبه کنید

تقریبا در هر جایی می‌توان مراقبه کرد، بدون آنکه به هیچ‌گونه وسایل، موسیقی خاص، نشستن در وضعیتی بخصوص یا تکرار ذکری ویژه نیاز باشد. مراقبه فقط وسیله‌ای برای آرام‌کردن ذهن و رهایی از استرس است. آن را امتحان کنید.

مدیریت زمان

مدیریت زمان

۱۰. حرکات کششی انجام دهید یا ورزش کنید

یک بار در فرودگاه گیر افتاده بودم؛ توقف بین‌راهی طولانی و پروازِ به‌تأخیرافتاده، مرا به‌شدت کلافه کرده بود. درحالی‌که بدون هدف قدم می‌زدم، ناگهان در گوشه‌‌ای خلوت از فرودگاه، خانمی را دیدم که در حال انجام حرکات کششی بود. او آرام، متین و کاملا الهام‌بخش به‌نظر می‌رسید. بنابراین باتوجه‌به جایی که در آن هستید، مدیریت زمان داشته باشید و این مورد قطعا یکی از کارهایی است که می‌توانید مدنظر خود قرار دهید.

زمان انتظار به هر شکلی که باشد، اعم از برنامه‌ریزی‌شده یا به صورت اتفاقی، چیزی است که هیچ ‌کس آن را دوست ندارد. اما اگرمدیریت زمان داشته باشید و از آن به طرز صحیحی استفاده کنید، ممکن است بتوانید لذت ببرید و شاید حتی از آن استقبال کنید.

 مشاهده مقالات بیشتر 

۴۰ روش اصول فن بیان درهنگام برخورد با مشتری

۶نکته برای پیشرفت در مدیریت کسب و کار های کوچک

۷ ایده برای بازاریابی اینترنتی موفق

 

ده نکته برای تقویت مهارت گفتگو

ارتباط کلامی شما با دیگران نقش مهمی در تشکیل برند شخصی ‌تان دارد. این ارتباط بر زندگی شخصی و حرفه‌ای شما تأثیر بسزایی دارد. در این مقاله با ۱۰ نکته برای تقویت مهارت گفتگو که یاد گیری آن برای همه‌ی ما ضروری است آشنا می‌شوید. هرکدام از این مهارت‌ها هم در زندگی شخصی و هم در زندگی حرفه‌ای ما اهمیت دارند. با بهبود بخشیدن مهارت‌های گفتگو می‌توانید به‌سرعت با دیگران ارتباط مؤثر برقرار کنید، روی آنها تأثیر بگذارید و نزد دیگران قابل احترام و دوست داشتنی تر باشید.

هفته‌ی پیش مطلبی از «دن شوبل» (Dan Schawbel)، متخصص برندینگ شخصی، در مورد پیش‌بینی برندینگ شخصی برای سال ۲۰۱۱ خواندم. یکی از پیش‌بینی‌های او برای سال ۲۰۱۱ این بود که مهارت‌های نرم مهم‌تر از مهارت‌های سخت‌ هستند.

دن می‌گوید: «وقتی افراد مهارت‌های مشابه دارند و برای به‌دست آوردن موقعیت‌های مشابه رقابت می‌کنند، آنچه آنها را از یکدیگر متمایز می‌کند تقویت مهارت‌های گفتگو است. طوری‌ که خود را نشان می‌دهید، ارتباط‌تان با دیگران هنگام مصاحبه یا حین کار، می‌تواند برند شخصی شما را بسازد یا تخریب کند. امروزه بیشتر افراد به این نتیجه رسیده‌اند که نکات کوچک، مخصوصا در محیط رقابتی امروز اهمیت بیشتری دارند».

شوبل سپس به تحقیقات جدیدی اشاره می‌کند که «کلی سرویس» (Kelly Services) روی ۱۳۴۰۰۰ نفر انجام داده است. طبق این تحقیق، ویژگی‌‌ای که اکثر افراد برای به‌وجود آوردن برند شخصی خود از همه مهم‌تر می‌دانند مهارت‌های گفتگوست.

این باعث شد از خودم بپرسم «بهترین مهارت‌های گفتگو که می‌توانند به افراد کمک کنند بر رقبای خود پیروز شوند کدام‌ها هستند»؟در ادامه با ۱۰ مورد بسیار مهم برای تقویت مهارت‌های گفتگو آشنا می‌شوید. با ما همراه باشید.

۱.برای تقویت مهارت گفتگو ، رفتار دوستانه‌ داشته باشید

افرادی که با لحن دوستانه ارتباط برقرار می‌کنند و صمیمانه لبخند می‌زنند تقریبا همیشه برنده‌اند. این موفقیت دلیل ساده‌ای دارد: ما ناخودآگاه جذب افرادی می‌شویم که رفتار دوستانه‌تری دارند چون این افراد احساس بهتری در ما ایجاد می‌کنند و خوشحالی بیشتری به زندگی ما می‌آورند.

۲. قبل از صحبت کردن فکر کنید

یکی از ضرب‌المثل‌های مورد علاقه‌ی من این است: «اگر حرف نقره باشد سکوت طلاست». بارها دیده‌ام افراد بدون اینکه ‌ذره‌ای فکر کنند هرچه را به ذهن‌شان می‌رسد، می‌گویند و با حرف‌های نسنجیده‌شان احترام دیگران را از دست می‌دهند.

۳.واضح و مفهومی حرف بزنید

بیشتر ما وقت یا حوصله نداریم به این فکر کنیم که منظور طرف مقابل‌مان چیست. افرادی برای تقویت مهارت گفتگو ، در ارتباطات کلامی خود روشن نیستند و فقط به مسائل اشاره می‌کنند و منظورشان را به طور واضح بیان  بیان نمی‌کنند کمتر مورد احترام سایرین قرار می‌گیرند. وقتی می‌خواهید چیزی بگویید از خودتان بپرسید روشن‌ترین روشی که می‌توانم منظورم را بیان کنم کدام است؟

۴. پرحرفی را کنار بگذارید

اغلب افراد دوست ندارند با کسی همراه باشند که تمام مدت حرف می‌زند و به دیگران اجازه ی صحبت کردن نمی‌دهد.

۵. خود واقعی تان باشید

امروزه بیشتر از هر زمان دیگری مردم از کسانی که نقش بازی می‌کنند تا حرف‌شان را به کرسی بنشانند بیزارند. ما جذب کسانی می‌شویم که روشن و شفاف و از صمیم قلب‌ حرف می‌زنند.

(برای مطالعه مقالات بیشتر ، ایـــــــنـــــــجـــــــــا کلیک کنید)

ده نکته برای تقویت مهارت گفتگو

ده نکته برای تقویت مهارت گفتگو

۶. فروتن باشید

فروتنی یعنی در مورد اهمیت خود متواضع باشید. فروتنی یکی از جذاب ‌ترین ویژگی ‌های فردی است و باعث جلب احترام دیگران می‌شود. افرادی که با فروتنی و احترام صحبت می‌کنند همیشه جایگاه والاتری نسبت به دیگران دارند.

۷. برای تقویت مهارت گفتگو ، اعتماد به نفس داشته باشید و بااعتماد به نفس حرف بزنید

برای فروتن بودن لازم نیست اعتماد به نفس خود را از دست بدهید. اعتماد به نفس یعنی اطمینانی که در نتیجه‌ی درک توانایی‌هایتان به‌دست می‌آورید. در عین حال فروتنی یعنی عقیده‌ی متواضعانه‌ای در مورد اهمیت خودتان داشته باشید. با اعتماد به نفس صحبت کردن در صورت انتخاب کلمات مناسب، تُن صدا، ارتباط چشمی و زبان بدن حاصل می‌شود.

۸. روی زبان بدن خود تمرکز کنید

وقتی رود ررو گفتگو می‌کنید، زبان بدن‌ شما نقش مهمی در القای پیام موردنظرتان ایفا می‌کند. زبان بدن ابزار قدرتمندی است که استفاده‌ی درست از آن باعث ایجاد احترام و علاقه می‌شود و منظور واقعی‌تان را به فرد مقابل می‌رساند.

۹. خلاصه حرف بزنید

از قبل برنامه‌ ریزی کنید و مستقیم بروید سر اصل مطلب! مخاطب شما وقتی برای تلف کردن ندارد. مدام از خودتان بپرسید «چطور می‌توانم مختصر و مفید و با کمترین کلمات ممکن حرفم را بزنم و در عین حال احترام شنونده را رعایت کنم».

۱۰. هنر گوش‌ دادن را یاد بگیرید.

در تقویت مهارت گفتگو ، به‌دقت گوش دادن مهم‌ تر از حرف زدن است. باید واقعا به موضوع گفتگو علاقمند باشید، سؤالات مناسب بپرسید،‌ به معنای واقعی پیغام توجه و تمرکز کنید و حرف گوینده را قطع نکنید.

ده نکته برای تقویت مهارت گفتگو

ده نکته برای تقویت مهارت گفتگو

نکات آخر:

افراد به‌ طور طبیعی جذب کسانی می‌شوند که شبیه خودشان هستند؛ برای همین است که معمولا دوستان سلایق مشابهی دارند. می‌توانید از این قانون به نفع خود استفاده و رفتار و صدای افراد را تقلید کنید. مثلا اگر آنها آرام صحبت می‌کنند شما هم آرام صحبت کنید یا اگر با هیجان صحبت می‌کنند، شما هم پرانرژی باشید. هرچه بیشتر مانند آنها صحبت کنید، بیشتر شما را دوست خواهند‌ داشت.

حتما تلاش کنید تا خود را در این زمینه تقویت کنید. تلاش شما باعث می‌شود روابط بهتری داشته باشید، ارزش خود را بالا ببرید و اعتماد به نفس ‌تان را بهبود ببخشید. برای تقویت مهارت گفتگو و بهبود بخشیدن ارتباطات گفتاری باید همیشه آگاه باشید، آگاهانه تلاش کنید و به پیشرفت علاقه داشته باشید.

 مشاهده مقالات بیشتر 

کتاب”قانون طلایی فروش”

۲۱نکته برای تبدیل شدن به فروشنده حرفه ای

آشنایی و آموزش اصول و فنون مذاکره در بازاریابی (فصل اول)

 

مدیریت کسب و کار

حتما لازم نیست یکی از ۵۰۰ یا حتی ۵۰۰هزار شرکت برتراز ‌لحاظ میزان فروش باشید تا بتوانید از نکات گفته ‌شده در این مقاله برای دستیابی به عملکرد تجاری مدیریت کسب و کار خوب بهره ببرید. درواقع بعضی از کسب و‌ کارهای کوچکِ بسیار خوب هم، با اجرای برخی از این اصول، پیشرفت کرده و به موفقیت رسیده‌اند. اگر شما نیز صاحب کسب و‌ کاری هستید و برای موفقیت در آن تلاش می‌کنید، می‌توانید در ادامه با ما همراه باشید تا با استفاده از اصول و نکات مدیریت کسب و کار های کوچک که در این مقاله مطرح شده است، در مسیر رشد و پیشرفت تجارت خود گام بردارید.

در بخش‌هایی ازاین مقاله به مثال‌هایی فرضی از صنعت رستوران اشاره می‌کنیم. البته باید توجه داشته باشید که اصول بیان ‌شده در اینجا درمورد تمام صنعت‌ها کاربرد دارد و مختص صنعت رستوران نیست. شاید در حوالی خود رستوران‌هایی سراغ داشته باشید که از این اصول پیروی نمی‌کنند و به همین دلیل برای حفظ کسب و کار خود به‌سختی تلاش می‌کنند. البته درنهایت نیز به‌علت رعایت‌نکردن این نکات بسته می‌شوند.

۱. برای پیشرفت در مدیریت کسب و کار ، دانش به ‌تنهایی کافی نیست

اگر در رشته و زمینه ‌ی کاری خود متخصص هستید، نباید چنین تصوری داشته باشید که همین برای شما کافی است و از ویژگی‌های ضروری صاحبان کسب و کار برخوردارید. وقتی در روز اول، کار خود را شروع می‌کنید، نباید انتظار داشته باشید مشتریان فورا به‌ سمت شرکت شما هجوم بیاورند، آن‌هم فقط به این دلیل که از دانش کافی برای کارتان برخوردارید. در گام نخست، به بازاریابی و مدیریت نیاز دارید تا چرخ‌های کسب و کار خود را روغن ‌کاری و آماده کنید.

چند سرآشپزعاشق آشپزی می‌شناسید یا دیده‌اید که به‌دلیل عشقی که به آشپزی و غذا داشته‌اند، رستورانی باز کرده و چند ماه یا چند سال بعد به‌دلیل استقبالِ کمی از مشتریان، مجبور شده‌اند آن را ببندند؟ تهیه‌ی غذای خوب به‌تنهایی کافی نیست؛ مردم باید درمورد غذاهای شما اطلاعاتی داشته باشند تا سراغش بیایند. به‌علاوه باید کسب و کارتان را به ‌شیوه‌ای منظم و مؤثر اداره کنید. برای این کار به توصیه‌های کارشناسان مالیاتی و مالی نیاز دارید و درنهایت نیز باید مدیرکلی باتجربه، سکان امور را در دست بگیرد.

۲. افراد مناسب را استخدام کنید

اگر از نظر فنی در رشته‌ی خود متخصص هستید ولی مثلا از دانش و تجربه‌ی کافی در بازاریابی برخوردار نیستید، باید افراد مناسبی را برای انجام امور مربوط به مدیریت کسب و کار و بازاریابی استخدام کنید. بازاریابی موجب می‌شود مردم برای مراجعه به شما تمایل پیدا کنند. ترفند بعدی این است که کاری کنید مردم دوباره به شرکت شما برگردند و شرکت‌تان را به دوستان خود نیز معرفی و توصیه کنند.

مدیریت کسب و کار

مدیریت کسب و کار

۳. دوستان ‌تان را استخدام نکنید

شاید این مسئله بدیهی به‌نظر برسد، ولی بارهاوبارها شاهد آن بوده‌ایم که افراد برای استخدام به‌سراغ دوستان و آشنایان خود رفته‌اند. این کار علاوه‌بر اینکه می‌تواند به دوستی شما آسیب برساند و حتی گاهی دوستی‌ها را از بین ببرد،همچنین به مدیریت کسب و کار شما نیز آسیب می ‌زند. البته گاهی ممکن است این کار سودمند باشد، ولی باید با احتیاطِ بسیاری دوست خود را استخدام کنید و حتما حیطه‌ی دوستی و حیطه ‌ی کاری خود را به‌طور شفاف برای او مشخص کنید تا بداند در محیط کار، شخص دیگری خواهید بود.

این کار ممکن است نیازمند گفت‌وگوی بسیاری بین شما و دوست‌ تان باشد. به‌ طورکلی در صورت استخدام دوستان خود، باید در زمان کار و پس از آن رفتارها و برخوردهای متفاوتی داشته باشید و مسائل کاری را با روابط دوستانه خود قاتی نکنید.

(برای مطالعه مقالات بیشتر در این مورد، ایــــــنـــــــــجـــا  کلیک کنید)

۴. تصمیم‌های ناگهانی نگیرید؛ استراتژیِ برنامه‌ریزی اهمیت زیادی دارد

فردی را در نظر بگیرید که اخیرا به‌عنوان صاحب بخشی از یک رستوران شروع به فعالیت کرده است. این رستوران در مکان خوبی قرار گرفته و درنهایت رستوران موفقی خواهد بود، ولی با توجه‌ به کاهش رونق کسب‌ و‌ کار ها در آن منطقه، صاحبان رستوران باید بیشتر تلاش کنند که مشتریان به رستوران آنها جذب شوند و همچنین با رضایت آنجا را ترک کنند.

در شبی بسیار آزاردهنده، بسیاری از مردم شهر برای صرف غذا به این رستوران محلی مراجعه کرده بودند. در رستوران خدمتکار کافی وجود نداشت و از طرفی دیگر، در پاسیوِ رستوران نیز باران شدیدی می‌بارید.

دراین‌میان، یکی از سرآشپزها نیز رستوران را ترک کرد. پس‌ از آن، صاحبان رستوران تصمیم‌هایی نسنجیده و ناگهانی گرفتند: یکی از تصمیم‌های آنها دو برابرکردن تعداد خدمه‌ی رستوران در تمام شیفت‌های کاری بود. به‌نظر می‌رسید آنها پیش از اجرای این ایده از عواقب آن آگاه نبودند. با این کار تعداد خدمه‌ی آنها بسیار بیش از حد لازم افزایش یافت.

درنتیجه دستمزدهای ساعتی‌ای که باید پرداخت می‌کردند، به‌طور تصاعدی و غیرضروری افزایش یافت و سهم هر پیشخدمت از انعام‌ها نیز به‌میزان قابل‌توجهی کاهش پیدا کرد. اغلب، تعدادی از خدمه پیش از آنکه شب به پایان برسد، رستوران را ترک می‌کردند و به همین دلیل رستوران بهترین کارکنان خود را از دست می‌داد.

شاید با خود بگویید: «خُب، اینکه مشکلی نیست؛ خدمه‌ی بیشتری استخدام کنند»، ولی خدمه‌ی رستوران به‌منزله‌ی خط مقدم‌اند و استفاده از خدمه‌ای که به‌خوبی آموزش ندیده‌اند و تجربه‌ی کافی ندارند، به‌معنی پایان کار است. بنابراین حفظ خدمه‌ی خوب اهمیت زیادی دارد. درواقع این تصمیم ناگهانیِ صاحبان رستوران، تصمیمی بسیار زیان‌آور بود.

۵. ارتقا و جذب نیرو از درون سازمان همیشه خوب نیست

ارتقای کارکنان مشغول‌به‌کار در سازمان موجب می‌شود بیشتر تلاش کنند و این روش به بعضی کارکنان انگیزه‌ بیشتری برای کارکردن می‌دهد. در این شکی نیست. ولی هرگز نباید نیروی موردنیاز خود را صرفا از درون سازمان جذب کنید، زیرا گاهی مجموعه‌مهارت‌های لازم در پایگاه کارکنان موجود، وجود ندارد.

برای مثال رستورانی را در نظر بگیرید که متصدیانِ قسمت نوشیدنی‌ها را صرفا از میان کارکنان رستوران استخدام می‌کند. اگر پیشخدمتی با تلاش و پشتکار، توانایی‌های خود را ثابت کند، می‌تواند به متصدی قسمت نوشیدنی‌ها ارتقا‌ پیدا کند.

البته پیشخدمت‌ها و متصدیان قسمت نوشیدنی‌ها یکسان نیستند و مهارت‌های آنها قابل‌انتقال نیست. همچنین همه‌ی پیشخدمت‌ها توانایی درک نکات ظریفِ کارکردن در قسمت نوشیدنی‌ها را ندارند، آن‌هم در رستورانی شلوغ. بنابراین طبیعی است که متصدیان قسمت نوشیدنی‌ها در این رستواران معمولا مهارت کافی نداشته باشند و برای کارکردن در این موقعیت به اندازه‌ی کافی آماده نباشند.

آنها از دانش کافی درمورد ترکیب‌کردن نوشیدنی‌ها برخوردار نیستند، نمی‌توانند نوشیدنی‌ها را به‌سرعت آماده کنند و از ریتم و سرعت مناسب برای مدیریت قسمت نوشیدنی‌ها در زمان‌های شلوغ نیز برخوردار نیستند.

میتوان این گونه گفت که با واگذار کردن مسئولیت‌های سنگین‌تر، که از عهده‌ی این افراد خارج است، آنها را به درون آتش پرتاب کرده‌اید و آنها مجبورند با خطا برای بقای خود تلاش کنند: یا در میان شعله‌های آتش پایین بروند و درنهایت کار خود را رها کنند، یا اینکه اخراج شوند.

صاحبان این رستوران درنهایت کسب و کار خود را از دست خواهند داد، زیرا اصرار دارند به‌جای استخدام متصدیانی حرفه‌ای از خارج از رستوران، پیشخدمت‌های رستوران را ارتقا دهند و آنها را به متصدیانی بی‌کفایت و ناشایسته تبدیل کنند. وقتی رستوران شلوغی را اداره می‌کنید، به‌کارگیری نیروی کارِ خوب، عنصری ضروری برای درست پیش‌رفتن کارهاست.

مدیریت کسب و کار

مدیریت کسب و کار

۶. مدیریت کسب و کار خوب یعنی هماهنگی و ثبات داشته باشید

هماهنگی کلید اصلی داشتن کسب و کاری خوب است. حتی اگر هیچ‌ یک از موارد دیگر را رعایت نمی‌کنید، حتما باید هماهنگی و ثبات داشته باشید. هماهنگی همان نکته‌ای است که فرنچایزها براساس آن کار می‌کنند. برای نمونه، مک‌دونالد پیشگام و تجسم عینی هماهنگی و ثبات است. وقتی به یکی از شعبه‌های مک ‌دونالد در هرجای دنیا وارد شوید، دقیقا می‌دانید اگر همبرگر کوارتر پاوندر (quarter pounder) سفارش دهید، چه چیزی دریافت می‌کنید؛ همه‌ی ویژگی‌ها را می‌دانید: از مواد تشکیل ‌دهنده گرفته تا حجم غذا و همچنین چاشنی‌ها و مخلفات آن.

در مقابل، رستوران تازه‌ کاری را در نظر بگیرید که صاحبان آن تصور می‌کنند رستوران‌شان بسیار رؤیایی و فانتزی است.

سرآشپزِ رستوران نیز همیشه در نحوه‌ی ارائه و مواد تشکیل ‌دهنده‌ی غذاهای اصلی رستوران تغییراتی می‌دهد و فکر می‌کند با این کار می‌تواند غذاهای متنوعی عرضه کند که کیفیت آنها هر روز بهتر می‌شود. ولی به عنوان مثال وقتی در این رستوران ماهی قزل‌آلا سفارش می‌دهید، نمی‌دانید که غذای شما چقدر ادویه دارد، چه چیزهایی همراه آن سِرو می‌شود و غذا چگونه تهیه شده است. با ناهماهنگی و بی‌ثباتی نمی‌توانید مشتریان وفاداری داشته باشید که دوباره به شما مراجعه کنند؛ برای رسیدن به این هدف باید مطمئن و باثبات باشید.

باثبات ‌بودن، مدیریت کسب و کار ، برنامه ‌ریزی مناسب برای استراتژی‌ها و همکاری با کارشناسان و استفاده از نظرات آنها رمزِ داشتن کسب و کاری درجه‌یک و موفق است. نباید چرخ را ازنو اختراع کنید و باخود بگویید کسب و کار من با دیگران متفاوت است و مجبور نیستم از این قوانین پیروی کنم. کارایی چرخ پیش‌ازاین ثابت شده و متأسفانه باید بگویم کسب و کار شما تفاوت چندانی با کسب و کارهای دیگر ندارد. اگر به‌خوبی از پس مدیریت کسب و کارتان بربیایید، کارتان رونق خواهد گرفت.

 

 مشاهده مقالات بیشتر 

۷ ایده برای بازاریابی اینترنتی موفق

ویژگی های مشاور مالی و سرمایه گذاری و بررسی وظایف آنان

۱۰ تکنیک روانشناسی برای مدیریت بازاریابی،افزایش فروش و مشتری