مشتری مداری

زمانی که به اداره یا سازمانی مراجعه می‌کنیم انتظارداریم در مدت زمان مطلوب به خواسته ما و حقوق مشتری مداری رسیدگی شود.یعنی از دیدگاه مشتری انتظارمان رضایتمندی است . با گسترش رقابت در عرصه‌های جهانی و درعصر ارتباطات بکارگیری صحیح منابع به عنوان یکی از مهمترین چالش های ارکان مدیریت و روابط بین کارکنان و مشتریان به عنوان یکی از منابع ازمان مطرح است.

تام پیترز یکی از اقتصاددانان معتقد است، کسب وکارهایی که برای سودآوری اهمیت قائل هستند ، هرگز به اندازه آنهایی که کیفیت وخدمات به مشتریان را دراولویت قرار می‌دهند، سودآور نیستند.با توجه به این موضوع سازمان ها باید سعی کنند بر اساس مفاهیم جدید بازاریابی نوین که به معنی دانش و هنر یافتن، نگهداری و رشد دادن مشتریان است، نیازها وخواسته های جدید را برای مشتریان پدید آوردیم.همچنین ضمن پرهیز از اعمال قدرت با بکارگیری مشارکت و تفاهم به مدیریت روابط با مشتریان پرداخته و آنها را برای تضمین سودآوری دراختیار بگیریم.

سازمان ها نبایستی با انحصار، تنها سودآوری خود را تامین نمایند، بلکه بایستی به منـافع و انتظارهای مشتریان توجهی خاص داشته باشند.چراکه با تامین منافع و خواسته‌های مشتریان، منافع سازمان نیز تامین می‌شود.در این روش زمینه پیدایش علوم جدیدی در عرصه مدیریت تحت عنوان مدیریت ارتباط با مشتریان (CRM) فراهم می‌گردد.

مدیریت ارتباط با مشتری در رابطه مشتری مداری

در عصر حاضر و مشتری مداری ، با افزایش دانش و فن آوری اطلاعات، مشتریان دقیق تر و انتظاراتشان بیشتر شده است. لذا لازم است کارکنان، مهارتها و توانایی های خود را برای پاسخگویی و مدیریت نیازها وخواسته های آنان افزایش دهند.

بطور کلی مدیریت ارتباط با مشتری و پاسخگویی مناسب بـه خواسته های آنان جایگاه ویژه ای دارد و برقراری ارتباط درست با مشتریان ضمن کسب رضایتمندی آنان موجب پویایی و توفیق بیشتر شرکت می‌گردد. فرض کنید در امور مشترکین میتوان با بکارگیری راهکارهای صحیح و قانونی در جهت پاسخگویی مناسب، باعث رضایتمندی مشترک شد و اعتماد بین مشتری و سازمان را افزایش داد.

در زمینه کاهش لاوصولی نیز مدیریت ارتباط با مشتری معنای واقعی خود را پیدا می‌کند و سازمان با بکارگیری شیوه های ابتکاری و نوین می‌تواند منافع خود را تامین نماید.بنابراین دانش مشتری مداری ، هنری است که کارکنان با بکارگیری فنون ضمن تامین رضایتمندی آنان، نیازها و خواسته هایشان را در راستای توانمندی ها و اهداف سازمانی هدایت می‌کنند.

البته باید در نظر داشت که این یک فرایند دوسویه است یعنی با برآورده سازی نیازها و خواسته های مشتریان بحث سودآوری شرکت نیز مطرح است.بنابراین بایستی به مشتری از دید یکی از مهمترین سرمایه‌ها نگریست که ضمانت سودآوری سازمان را فراهم نموده است.

مشتری مداری

استولئونادر مدیر یکی از مراکز بزرگ اقتصادی دوقانون را در رابطه با مشتری مداری به کارکنان خود توصیه می‌کند:

۱ – همواره حق با مشتری است.

۲- اگر حق با مشتری نبود به قانون نخست برگردید.

اینجاست که منشور اخلاقی سازمان در فرایند مشتری مداری اهمیت فوق العاده ای پیدا می‌کند.بنابراین پیاده سازی نظام مشتری محوری درسازمان یکی از عوامل توفیق بیشتر محسوب می‌گردد.

اجازه بدهید مثالی از یکی از بانکهای جهانی که به مشتریان برگزیده خود  خدمات ویژه ارائه می دهد بیان کنیم.

مشتریان برای کارهای بانکی درصف نمی‌ایستند و به محلهای ویژه بانک با مبلمان راحت هدایت می‌گردند.آنها حتی می‌توانند برای پرداخت و دریافت وجه به بانک مراجعه نکرده و در منزل و محل کار خدمات را بصورت پرشتاب دریافت کنند.

فرهنگ مشتری محوری و خدمت رسانی به مشتریان فقط به واحدهایی که ارتباط مستقیم با مشتری دارند معطوف نمی‌شود، بلکه به صورت جریانی فراگیر و زنجیره‌ایی همه عوامل محیطی، تکنولوژیکی، هدف گذاری و برنامه‌ریزی در فرایند ارتباط با مشتری باید برمبنای پاسخگویی صحیح و منطقی به خواسته های مشتریان بنا نهاده شده و کارکنان دراین خصوص ترغیب شوند.

مشتری مداری

مشتری مداری

جذب مشتری و مشارکت مشتریان در مشتری مداری

قطعا برای تحقق چنین هدفی  باید مهارت و کارایی و نوآوری و ابتکار را درهرتماس کارکنان با مشتریان تقویت کرده وآنها از حمایت مدیران که رهبری ارائه خدمات به مشتریان را به عهده دارند برخوردار باشند.

بنابراین شایسته است همواره منشور اخلاقی سازمان را سرلوحه اهداف و برنامه های خود قرار داده و با بهره گیری ازآن بتوانیم گامهای موثری در این زمینه برداریم. مسائل مهمی همچون جلب مشارکت مشتریان در مشتری مداری ، ازجمله اصول کلی و اساسی در جهت جلب اعــتماد و وفاداری بین مشتریان و سازمان می‌باشد.

لزوم طراحی و برنامه ریزی ارائه خدمات متناسب با نیازها و خواسته های مشتریان از جمله مسائلی است که بایستی توجه بیشتری به آن نماییم. چراکه بازبینی ارائه خدمات با رشد تکنولوژی و فن آوری جزء نیازهای اساسی است.

بنابراین نحوه ارائه خدمات بایستی همیشه UPDATE باشد و این جزء وظایف شرکت است تا با آموزش مناسب و فراگیر پایه گذار پل مستحکمی بین مشتری و سازمان باشد.

به نظر می‌رسد با توجه به اهمیت موضوع خدمت رسانی عملکرد شرکت بایستی فراتر از تعهد باشد.ارائه خدمات با کیفیت زمانی معنا و مفهوم اصلی خود را پیدا می‌کند که مشتریان خدمات مورد نیاز و متناسب با خواسته های خود دریافت نمایند و اگر زمانی این خدمات فراتر از انتظار و تصورشان باشد رضایت آنها دوچندان شده و حس وفاداری را در آنها شکوفا می‌کند.

مشتری مداری

ایجاد روحیه اعتماد و تضمین در مشتری مداری

با مشخص شدن انتظارها و خواسته های مشتریان در اصول مشتری مداری و اطمینان از توانایی های سازمان در پاسخگویی و ارائه خدمات مناسب و مورد انتظار، می‌توانیم به مشتریان خود تعهد و تضمین خدمات مورد نظر را بدهیم و چنین رویه ای قطعا موجب علاقه مندی و جذب مشتریان خواهد شد.

تامین رضایتمندی مشتریان پس از جلب نظر و اعتماد آنها بسیار مهم است چراکه علاوه بر نقش تبلیغاتی آنان، تحقیقات نشان داده است هزینه بدست آوردن مشتری جدید نیز پنج برابر بیشتر از نگهداری و حفظ مشتریان فعلی است.

فضا و جو خدمت رسانی در اصول مشتری مداری نیز از مواردی است که بر ذهنیت مشتریان تاثیر قابل توجهی دارد، در صورت عدم توجه و تامین نیازهای مشتریان آنها را از دست خواهیم داد اما در صورت بی توجهی و بی اعتنایی به انتظارها و خواسته های آنان عدم رضایتمندی و ناخرسندی مشتریان را موجب خواهیم شد.

  ”مشاهده مقالات بیشتر….. ”  

معرفی مشاور مدیریت حرفه ای و بررسی وظایف آن

معرفی و اهمیت دوره مدیریت (MBA) در مشهد

 

مدیریت بازاریابی و مشتری

راهکار مدیریت بازاریابی و مشتری واقعاً ساده است، کافی است بفهمید که درخواست و انتظار مشتری از کسب و کارتان چیست.درست است! به همین راحتی می‌توانید نرخ تبدیل کاربران به مشتری را افزایش داده و فروش را بیشتر کنید. اما یک مشکل کوچک بر سر راهتان وجود دارد، کسب و کار شما مشتریان بسیار زیادی دارد، یا حداقل آنقدری مشتری دارد که نتوانید آنها را تک تک بررسی کنید. با این حساب باید چه کار کنید؟ آیا باید قید فروش بیشتر را بزنید و صبر کنید تا مشتریان شما به تدریج بیشتر شوند؟

جواب این سوال هم ساده است، برای شناخت مشتریان خود در مدیریت بازاریابی و مشتری ، کافی است به تحقیقات علمی در مورد رفتار مصرف کننده رجوع کنید و به کمک این تحقیقات، راهکارها و تکنیک‌های اثبات شده برای جذب مشتری را بشناسید.درست است که هر یک از ما با دیگران فرق دارد، اما در بسیاری از موقعیت‌ها، ذهن همه‌مان به شکل یکسانی کار می‌کند. این یعنی شما می‌توانید با شناخت ظرافت‌های ذهن انسان و استفاده از روش‌های خلاقانه، به تعداد کسانی بیفزایید که به محصولات و خدمات شما پاسخ مثبت می‌دهند و بدین‌ترتیب فروش خود را افزایش دهید.

البته لازم نیست برای پیدا کردن مطالب معتبر و علمی تمام اینترنت را زیر و رو کنید. همین الان جای درستی هستید. ما در این مقاله می‌خواهیم به ۱۰ تحقیق علمی مختلف نگاه کنیم که می‌توانند درک بهتری از ذهن مشتری به شما بدهند و کمک کنند تا استراتژی های خود را برای فروش بیشتر بهینه کنید. خب، دیگر بگذارید بدون هیچ حرف دیگری به سراغ این مقاله و تحقیق‌ها برویم.فصل اول به مشتری کمک کنید “ترس تصمیم‌گیری” را پشت سر بگذارد!

همۀ ما به خوبی می‌دانیم که کلمات می‌توانند تاثیر بسیار زیادی روی انسان داشته باشند.

اما این تاثیر، تا چه حد است؟ یک تحقیق علمی، به این سوال ما پاسخ شوکه‌کننده‌ای داده است. این تحقیق جالب توسط پروفسور رشتۀ روانشناسی از دانشگاه ایالتی آریزونا، دکتر رابرت چالدینی، انجام شده است. او برای آنکه بفهمد کلمات و بیان در مدیریت بازاریابی و مشتری تا چه حد در جذب مخاطب تاثیر دارد، به بررسی پروسۀ جمع‌آوری کمک‌های مردمیِ یک سازمان خیریه (برای کمک به بیماران سرطانی آمریکا) پرداخت و توانست ثابت کند که تغییری کوچک در کلمات، می‌تواند در نتیجۀ کار، تاثیری بزرگ داشته باشد.

البته این تحقیق یک درس دیگر هم برای ما دارد: بررسی دلایلِ پاسخ منفی مشتری هم مهم است و ما نباید فقط به دنبال فهمیدنِ انگیزه‌های او برای پاسخ مثبت باشیم.

تحقیق

دو گروه داوطلب، خانه به خانه می‌رفتند و از مردم درخواست کمک‌های مالی می‌کردند. تمام رفتارهای این دو گروه مشابه بود، جز یک چیز: آنها درخواست خود را به دو شکل مختلف به پایان می‌رساندند. و به این ترتیب بود که محقق ما توانست تاثیر انتخاب کلمات متفاوت را بسنجد. اما تفاوت حرف پایانی داوطلبان دقیقاً چه بود؟ یک تفاوت واقعاً جزئی:

۱ – “آیا مایل هستید با کمک مالی خود، ما را همراهی کنید؟”

۲ – “آیا مایل هستید با کمک مالی خود، ما را همراهی کنید؟ هر چقدر هم که کم باشد.”

محتوای این دو حرف یکی است و از نظر انتخاب کلمات هم فرق چندانی با هم ندارند. درست است؟اما هر چقدر هم که این تفاوت کم باشد، میزان تاثیر آن در نتیجۀ کار واقعاً قابل توجه است.

مدیریت بازاریابی و مشتری

مدیریت بازاریابی و مشتری

نتیجه  این گونه بود که:

شانس این که مخاطبان گروه دوم به این سازمان کمک کنند، تقریباً دو برابر بیشتر از گروه اول بود. باورتان می‌شود؟وقتی که درخواستی حداقلی داشته باشید، احتمال گرفتن پاسخ مثبت از مخاطب بیشتر است.وقتی که این درخواست کمک مالی با افراد مطرح می‌شود، احتمالاً اولین فکرشان این است که چقدر می‌توانند کمک کنند.و از همینجاست که شک‌هایشان شروع می‌شود: این پول خیلی کم نیست؟

و نتیجۀ این سوال، مطرح شدن سوالی دیگر خواهد بود:اصلاً این پول دردی را دوا خواهد کرد یا نه؟

و در نهایت، با سوالی دیگر، زنجیرۀ جواب‌های منفی خود را کامل می‌کنند: وقتی چنین کمک کوچکی بکنم، این داوطلب چه فکری راجع به من خواهد کرد؟ و به این ترتیب است که شک، جای خود را به ترس می‌دهد.قصد من از این حرف‌ها قضاوت آدم‌ها نیست، بلکه می‌خواهم توجه شما را به نکته‌ای انسانی جلب کنم. ما همه نسبت به قضاوت دیگران حساس هستیم، پس جواب منفی افراد لزوماً به این معنی نیست که نمی‌خواهند کاری را انجام دهند، بلکه ممکن است ذهن آنها جواب منفی را به پاسخی کوچک ترجیح بدهد. حتی هیچ بعید نیست که این پاسخ کوچک در ذهن آنها، از نظر ما آنقدرها هم کوچک نباشد.

پس وقتی برای آنها مشخص شود که حتی یک صد تومانی هم می‌تواند موثر باشد، آنها با خیال راحت می‌توانند به پاسخ ما جواب مثبت بدهند و دیگر نگران این نباشند که کمک ۵ هزار تومانی آنها کوچک و بی‌تاثیر است.درست است که وقتی درخواست به صورت دوم مطرح می‌شد، شانس کمک کردن مخاطب دو برابر بود ولی میزان کمک گروه دوم، با سوژه‌های گروه اول تفاوتی نداشت. جالب است، نه؟

این یعنی ترس آنها در مورد کم بودن کمکشان، کاملاً بی‌پایه و اساس بوده است.وقتی به مشتری اطمینان بدهید که حتی یک قدم کوچک هم می‌تواند تاثیرگذار باشد، انگیزۀ لازم را برای شروع کار به او داده‌اید.پس در مدیریت بازاریابی و مشتری ،اگر از مشتریان خود درخواست کاری را دارید، یک حداقل را برای آنها مشخص کنید، با این کار، آنها می‌توانند ترس خود از تصمیم‌گیری را پشت سر بگذارند و با اعتماد به نفس بیشتری دست به کار شوند.

قدرت برچسب زدن را در آغوش بکشید!

شاید الان پیش خودتان فکر کنید که منظور، چسباندن برچسب‌های مثبت به برند خودتان است، (این برند بی‌نظیر و با شکوه ما!) اما نه! کاملاً برعکس! به شما پیشنهاد می‌دهیم که به مشتریان خود برچسب بزنید!

شاید به نظرتان این پیشنهادِ خیلی خوبی نیست، آخر چطور برچسب زدن به مشتری می‌تواند تاثیر مثبتی داشته باشد؟ خب، اگر اینطور فکر می‌کنید، خبر جالبی برایتان داریم:

برچسب زدن به مشتری می‌تواند باعث فروش بیشتر شما بشود

تحقیقات نشان می‌دهد آدم‌ها برچسب خوردن را دوست دارند و وقتی احساس می‌کنند به یک گروه خاص تعلق دارند، شانس اینکه در فعالیت‌های آن گروه مشارکت داشته باشند بیشتر خواهد شد.

در تحقیقی به بررسی الگوهای رای دادن در بین ۱۳۳ فرد بالغ پردخته شد تا ببینند برچسب زدن تا چه حد می‌تواند بر روی تصمیم آنها تاثیر بگذارد.برای شروع، از سوژه‌های این تحقیق، سوال‌هایی عادی در مورد شرکت کردن آنها در رای‌گیری‌های گذشته شد.  بعد به نیمی از آنها گفتند که احتمال شرکت کردن آنها در رای‌گیری‌های آینده بیشتر است. چرا؟ چون تیم تحقیقاتی تشخیص داده که آنها آدم‌های فعال‌تری در عرصۀ سیاست هستند. بله! درست فهمیدید، محققان به نیمی از آنها، یک برچسب کاملاً بی‌دلیل و غیر واقعی زده بودند.اما به دستۀ دوم چیزی نگفتند و فقط از آنها خواستند که در مورد شرکت کردن خود در رای‌گیری‌های گذشته صحبت کنند.

نتیجه به این صورت بود که،با وجود اینکه تمام این افراد به صورت تصادفی انتخاب شده بودند، آن گروهی که بابرچسب فعال در عرصۀ سیاست شناخته شده بودند، در انتخابات بعدی ۱۵% حضور بیشتری نسبت به گروه اول داشتند!

مدیریت بازاریابی و مشتری

مدیریت بازاریابی و مشتری

ما در ذهنمان، تصویری از خودمان داریم و همواره رفتارمان با این تصویر همخوانی دارد، چرا که دوست نداریم آدم‌های دورویی باشیم و می‌خواهیم حس کنیم که هویتی یکپارچه داریم، حتی اگر این حس مصنوعی باشد و دقیقاً به همین دلیل است که تکنیک فروش “پا لای در” جواب می‌دهد.در این تکنیک شما ابتدا از مشتری یک کار کوچک می‌خواهید و بعد از آنکه پاسخ مثبت دریافت کردید، درخواستی بزرگتر را مطرح می‌کنید.ما انقدر این حس یکپارچگی را دوست داریم که حتی دروغی در مورد اینکه عضو یک گروه هستیم برایمان کافی است تا به پیام این گروه بیشتر توجه کنیم.

البته فقط تا وقتی که با این پیام موافق باشیم، مثلا این پیامِ مثبت که باید یک رای‌دهندۀ مسئولیت‌پذیر باشیم. به همین دلیل است که ارتقای مشتریان خوب به جایگاه مشتری ویژه یا طلایی می‌تواند باعث افزایش میزان وفاداری آنها به برند شود.بگذارید ساده بگوییم: افرادی که بر روی آنها برچسب مشتری “ویژه” می‌خورد بیشتر از آن کسانی که مشتری “معمولی” هستند، برای محصولات و خدمات برند ما پول خرج می‌کنند.

توصیه ما این است که از برچسب زدن به مشتریان خود ترسی نداشته باشید.

مردم دوست دارند عضو گروهی باشند که نشان‌دهنده جایگاه متفاوت آنها باشد. گروهی که ویژگی‌های آن به نظرشان جذاب باشد، حتی اگر برچسبی که به مشتری می‌زنید، هیچ ربطی به واقعیت نداشته باشد، باز هم تمایل آنها به تعامل را افزایش می‌دهد.  چرا؟ چون می‌خواهند احساس تعلق داشتن به این گروه خاص (که شما ایجاد کردید) را تجربه کنند.

سه نوع مختلف از خریداران را درک کنید!

بله، خریداران هم برای خودشان چند نوع دارند.

تحقیقات در مورد رفتار مصرف کنندگان نشان داده که آنها با توجه به “میزان فشاری” که هنگام خرید تجربه می‌کنند، به سه دستۀ مختلف تقسیم می‌شوند. مهم هم نیست که کسب و کار شما در چه زمینه‌ای فعال باشد، در هر صورت باید با این سه نوع خریدار دست و پنجه نرم کنید.اما قبل از بحث در این مورد، بگذارید یک موضوع جالب را به شما بگویم.

عصب ‌شناسان، الگوی خرید انسان‌ را به عنوان یک فرآیند با دستورالعمل “آنقدر خرج کن تا اذیت بشی” می‌شناسند! بنابراین شناخت نقاط اذیت شدنِ مختلفی که در سه دسته مختلف مشتریان وجود دارد، امری حیاتی برای افزایش تعداد مشتریان بالقوه به حساب می‌آید.

می‌پرسید کدام سه دسته مشتری؟

۳ نوع خریدار داریم:

۱ – ولخرج ها

۱۵ درصد خریداران اینگونه هستند، کسانی که دیرتر و پس از خرج بیشتری به بالاترین نطقه درد خرید می‌رسند.

۲ – محافظه کارها

۲۴ درصد خریداران اینگونه هستند، کسانی که با خرج کمتر و سریعتر به بالاترین نطقه درد خرید می‌رسند.

۳ – میانه روها

۶۱درصد خریداران اینگونه هستند، یک فرد معمولی

حتماً می‌توانید حدس بزنید که قانع کردن کدام یک از این سه نوع مشتری سخت‌تر است؟

بله محافظه‌کاران، از آنجایی که این افراد تقریباً یک چهارم مشتریان بالقوۀ شما را تشکیل می‌دهند، بد نیست که با برخی تکنیک‌ های موثر برای به حداقل رساندن درد خرید برای این دسته از مشتریان آشنا شوید:

۱ – ارزش محصول یا سرویس خود را در یک قالب مناسب بیان کنید.

اگر در فکر خرید اشتراکی باشید که هزینۀ سالیانه آن یک میلیون تومان است، بدون شک با کمی احتیاط به سراغ آن می‌روید، اینطور نیست؟دلیل احتیاط شما هم کاملاً مشخص است، یک میلیون در سال پول کمی نیست و این رقم برای کسی که با دقت پول خرج می‌کند، حتی می‌تواند تبدیل به یک کابوس وحشتناک شود.

(و وقتی هم که همینقدر پول بدست آورد، یک رویای شیرین) اما وقتی این اشتراک تنها ۸۴ هزار تومان در ماه هزینه داشت چطور؟ این دیگر خیلی رقم وحشتناکی نیست. نه؟ و اما قسمت جالب: ۸۴ هزار تومان در ماه یعنی یک میلیون تومان در سال! درست است که تکنیک قالب بندی می‌تواند بر روی تمام خریداران تاثیرگذار باشد، اما بیشترین تاثیر را روی کسانی می‌گذارد که با محافظه‌کاری بیشتری پول خرج می‌کنند.

پس اگر شما محصول یا خدمتی را ارائه می‌دهید که به صورت اشتراکی است یا در چند نوبت هزینۀ آن را دریافت می‌کنید، بهتر است هنگام قیمت گذاری به این تکنیک توجه داشته باشید.

۲ – با ارائه یک پکیج، نقاط درد را یکی کنید.

یک متخصص اقتصاد عصبی به نام جرج لونستاین، در زمینۀ تاثیر بسته‌های محصولات و خدمات به تحقیقات گسترده‌ای دست زده و نتایج جالبی هم بدست آورده است. او فهمیده است که تمام مشتریان (و به خصوص مشتریان محافظه‌کار) ترجیح می‌دهند فرآیند خرید خود را در یک قدم بزرگ، اما ساده تکمیل کنند و این خریدها را به صورت جداگانه انجام ندهند.به عنوان مثال، ترجیح یک مصرف‌کننده این است که تمام قابلیت‌های خودروی خود را به صورت همزمان ارتقا دهد تا در چند مرحله.

یعنی یک پکیج کامل از قابلیت‌های مختلف را خریداری کند. اما چرا؟ برای پیدا کردن جواب، کافی است به این فکر کنید که چقدر برای ذهن سخت است که هر ارتقای خودرو را به صورت جداگانه توجیه کند. (“باشه… سیستم مسیریابی حتماً به کارم میاد… حاضرم بالاش پول بدم… اما صندلی‌ها چطور؟… خب شاید این هم فکر بدی نباشه… اما واقعاً لازمه که… “)

خریدهای جداگانه باعث ایجاد نقاط درد جداگانه برای مشتری می‌شود، اما خرید یک پکیج تنها یک نقطۀ درد را ایجاد می‌کند و در این حالت، حتی اگر قیمت آن خیلی بیشتر هم باشد، چندان مهم نیست.پس بالاخره معلوم شد که چرا بسیاری از مشتریان مایلند بابت یک پکیج کامل حتی بیشتر هم پول بدهند، اما تک تک به سراغ محصولات و خدمات نروند. آنها با اینکار نه تنها دردسر کمتری را متحمل می‌شوند، که فقط یک نقطۀ درد از بابت خرید خود تجربه می‌کنند.

۳ – در مدیریت بازاریابی و مشتری به جزئیات بها بدهید.

معمولاً به ما پیشنهاد می‌دهند که خیلی درگیر جزئیات نشویم و از خیر کمال‌گرایی خود بگذریم. اما این موضوع هنگام نوشتن پیام‌های تبلیغاتی کار چندان خوبی نیست و نباید اهمیّت جزئیات را دست کم گرفت، اما واقعاً جزئیات یک متن تبلیغاتی تا چه حد اهمیت دارد؟خب، یکی از احمقانه‌ترین واقعیت‌ها درباره مدیریت بازاریابی و مشتری و فروش، توسط محققان دانشگاه کارنجی ملون آشکار شد. در طی تحقیقات آنها مشخص شد که حتی یک کلمه هم می‌تواند در افزایش نرخ تبدیل کاربران به مشتری تاثیر واقعاً وحشتناکی داشته باشد.

در این آزمایش، آنها توضیح قیمت یک دی‌وی‌دی را از “۵ دلار” به “یک هزینۀ کوچک ۵ دلاری” تغییر دادند تا ببیند فروش تا چه حد تحت تاثیر قرار می‌گیرد. نتیجه چه بود؟ با اینکار آنها توانستند تعداد مشتریان را ۲۰ درصد افزایش دهند! باور می‌کنید؟بگذارید این دو توضیح مختلف را در کنار هم ببینیم تا دقیقاً بفهمید که مساله چقدر مسخره است:

آیا فکر می‌کردید که کلمۀ کوچک بتواند تاثیر چنین بزرگی در جذب مشتری داشته باشد؟ با این حساب، دیگر هیچ شکی وجود ندارد که وقتی هدف ما متقاعد کردن یک مشتری باشد که در خریدهای خود محافظه‌کار است، همه‌چیز به جزئیات برمی‌گردد.مهم نیست که شما در چه تجارتی فعال هستید، در هر صورت لازم است برای فروش بیشتر، درک درستی از سه نوعِ مختلف خریدار و به خصوص خریداران محافظه‌کار خود داشته باشید.

این خریداران درصد زیادی از مشتریان شما را تشکیل می‌دهند و بنابراین باید سعی کنید با روش‌ها و تکنیک‌های درست آنها را مجاب به خرید کنید.

اقرار به کمبودها باعث پر رنگ شدن نقاط قوت شما می‌شود!به نظرتان روزی می‌رسد که اقرار به اشتباهات به نفع شما باشد؟ آخر مردم که واقعاً به دنبال واقعیّت نیستند… یا شاید… هستند؟

مدیریت بازاریابی و مشتری

مدیریت بازاریابی و مشتری

تحقیقات روانشناس اجتماعی به نام فیونا لی نشان می‌دهد که:

اقرار به کمبودها یک روش فوق‌العاده برای تاکید بر روی نقاط قوت است. هدف تحقیقات او سنجش تاثیر اعتراف به اشتباه در مخاطب بود اینکه بررسی کند، چگونه اینکار می‌تواند در قیمت‌های بورس تاثیر داشته باشد. افراد مورد آزمایش این تحقیق، دو گزارش مختلف از یک شرکت را می‌خواندند که هر دو به دلایل عملکرد ضعیف شرکت در سال گذشته می‌پرداختند.در گزارش اول، تاکید بر روی تصمیم‌های استراتژیک بود، در حالی که گزارش دوم تاکید را بر روی عوامل خارجی گذاشته بود. (برای مثال اقتصاد، رقابت و …) و نتایج در نهایت نشان داد شرکت اول در نزد خوانندگان بسیار ارزشمندتر از شرکت دوم شناخته شد.

دلیل این موضوع چه بود؟

اعتراف به کمبودهای شرکت از منظرهای مختلف همچون تفکر استراتژیک نشان می‌داد که شرکت هنوز کنترل امور را در دست دارد، هر چند در سال گذشته تصمیم‌های غلطی گرفته است.البته محقق به همین قانع نشد و صدها گزارش دیگر را نیز برای اطمینان مطالعه کرد. نتیجه همیشه ثابت بود: ارزش سهام شرکت‌هایی که اشتباهات استراتژیک خود را قبول کرده‌اند، در سال بعد بیشتر بوده است.این یعنی وقتی عوامل و نیروهای خارجی را سرزنش می‌کنید (حتی اگر واقعاً حق با شما باشد)، مخاطبان شکّاک شما دلیلی دارند مبنی بر اینکه شما توانایی حل مشکل را ندارید. به علاوه این فرض هم برایشان وجود دارد که شما فقط بهانه‌تراشی می‌کنید.

نتیجه‌گیری:اعتراف به اشتباهات می‌تواند در قضاوت مشتریان تاثیر داشته باشد و کاری کند که آنها بفهمند شما هنوز کنترل امور را در دست دارید و قرار نیست بابت مشکلات خود بهانه بیاورید.

۵ – از حس فوریّت به درستی استفاده کنید!

ایجاد یک حس فوریت در متن، از روش های قدیمی مدیریت بازاریابی و مشتری ، برای جذب مشتری است و با این حال هنوز که هنوزه، به عنوان یکی از هوشمندانه‌ترین استراتژی های فروش شناخته می‌شود.

دکتر رابرت چالدینی در تحقیقات خود به ما نشان داده “کمیاب بودن”، یکی از ۷ ستون اصلی تاثیرگذاری و متقاعدسازی است. دلیل تاثیر بالای کمیابی، واقعاً ساده است: عرضه کم، باعث تقاضای زیاد می‌شود و تقاضای زیاد، یعنی فروش بیشتر.و یکی از راهکارهای خوب استفاده از تکنیک کمیابی، استفاده از حس فوریت است. البته، توجه داشته باشید که ایجاد حس فوریت باید درست انجام شود و در صورت بکارگیری اشتباه، ممکن است نتیجۀ رضایت‌بخشی نداشته باشد.

تحقیق زیر به خوبی به ما نشان می‌دهد که چطور می‌توان از حس فوریت، به بهترین نحو استفاده کرد.

تحقیقات هاوارد لونتال به تحلیلِ میزان تاثیر متون مختلف، بر روی انسان‌ها پرداخت.لونتال این تحقیق را با ارائه دو بروشور مختلف انجام داد که در هر دوی آنها، تمام جزئیات ممکن در مورد تاثیرات وحشتناک یک بیماری تتانوس بر روی بدن انسان آورده شده بود.

البته، با یک فرق کوچک! اولین بروشور، فقط عواقب تتانوس را بررسی می‌کرد. اما دومین بروشور، اطلاعاتی در مورد چگونگی واکسینه‌شدن نیز ارائه می‌داد.نتایح نشان داد، شانس اینکه خوانندگانِ دومین بروشور (که حاوی اطلاعات مربوط به واکسن بود) برای پیشگیری از این بیماری کاری کنند، بسیار بیشتر از خوانندگان بروشور اول بود. اگر بخواهیم دقیق‌تر بگوییم، ۲۵% افراد بیشتری از این گروه، برای واکسینه‌شدن اقدام کردند.مساله وقتی جالب می‌شود که بدانید لونتل، علاوه بر این دو، یک گروه دیگر از خوانندگان هم داشت که یک بروشور با “ترس کمتر” را دریافت کرده بودند.

در این بروشور، بیماری مذکور با لحن بسیار ملایمتری توصیف شده بود و خبری هم از عکس نبود؛ تاثیر آن چقدر بود؟ خوانندگان این نسخه تقریباً همانقدری واکنش نشان دادند، که افراد بروشور اول با “ترس زیاد” (و بدون اطلاعات تکمیلی).ایجاد حس فوریت فقط وقتی تاثیرگذار بوده که توضیحات تکمیلی برای واکسینه شدن به مشتریان ارائه شده است.البته، یک نکته جالب دیگر نیز وجود دارد: خوانندگان آن بروشوری که اطلاعات تکمیلی داشته، در کل بیشتر با بروشور درگیر شده‌اند و بعد از مطالعه می‌توانستند اطلاعات بسیار دقیق‌تری از آن را، نسبت به سایرین به خاطر آورند.به این ترتیب لونتال توانست نشان دهد که ذهن‌های ما تمایل دارند که حتی اطلاعات فوریّتی را هم بلوکه کنند، مگر آنکه راهنمایی دقیقی در مورد قدم بعدی به ما ارائه شود.

اما چرا مشخص کردن مسیر برای آدم‌ها لازم است؟

تحقیقات لونتال نشان می‌دهد که وقتی اطلاعات واکسینه شدن به مخاطبان ارائه نشده بود، معمولاً آدم‌ها خود را اینگونه متقاعد می‌کردند که “نیازی نیست نگران باشم، چون من هیچوقت دچار این بیماری نمیشم.” اما گروه دوم نمی‌توانستند چنین فکری کنند، چون راهکاری برای حل مساله به آنها داده شده بود.فقط ایجاد حس فوریت کافی نیست؛ چرا که این حس فوریّت می‌تواند توسط ذهن مشتری بلوکه شود. شما باید در مدیریت بازاریابی و مشتری راه‌حلی مشخص در اختیار مشتری بگذارید، پس به جای آنکه فقط راهنمایی مختصری به مخاطبان خود ارائه دهید، دقیقاً به آنها بگویید که باید چه کنند و از این نترسید که به سمت فعالیت‌های مشخصی هدایتشان نمایید.

۶ – کاری کنید که ذهن مشتری بلافاصله چراغانی شود!

چیزهای بسیار کمی هستند که ذهن ما بیشتر از رضایت آنی (Instant Gratification) دوست داشته باشد.

(رضایت آنی بهترین معادلی بود که برای این عبارت پیدا کردم.) منظور از رضایت آنی این است که ما همه تمایل داریم لذت را همین حالا و بدون کوچکترین مکثی تجربه کنیم.تمام تحقیقات علمی مرتبط بیانگر قدرت بالای این میل در ما هستند و این یعنی اگر کسب و کاری به درستی از آن استفاده کند، شانس بیشتری برای موفقیت خواهد داشت.اما چگونه می‌توان با استفاده از این نکته روانشناسی، میزان فروش را افزایش داد؟ ساده است: زمانی مشتریان ما حس رضایت آنی را تجربه خواهند کرد، که بعد از خرید خود پاداش اینکار را دریافت کنند.

وقتی که یک مشتری بالقوه روی مرز تکمیل خرید ایستاده، اینکه چقدر سریع بابت خرج کردنِ پولی که سخت بدست آورده احساس رضایت کند، تاثیر بسیاری در تصمیم او خواهد داشت.بنابراین، متن فروش شما باید مزایای هر قدم مشتری را به طور کامل توضیح دهد.تحقیقات انجام شده در این زمینه (که یکی از آنها در مورد اعتیاد به نیکوتین بوده) به ما نشان می‌دهند که وقتی ذهن، درگیر صبر کردن برای چیزی باشد، کرتِکس جلویی مغز فعال است. (این موضوع با تصویربرداری تشدید مغناطیسی یا همان MRI بررسی شده است.)اما وقتی که ما به کسب چیزی در لحظه فکر می‌کنیم، قسمت میانی مغز فعال است و این موضوع احتمال پاسخ مثبت را افزایش می‌دهد.

پس این همان بخش از مغز است که ما باید روشن کنیم. اما چگونه؟

ساده است: کلماتی همچون “بلافاصله”، “درجا”، یا حتی “سریع”  می‌توانند سوئیچ بخش میانی ذهن را بچرخانند و به این ترتیب، میلِ خرید را در مشتری افزایش دهند.پس در مدیریت بازاریابی و مشتری ، فقط کلماتی همچون رایگان و جدید نیستند که می‌توانند در فروش بیشتر به شما کمک کنند، در کنار آنها، “بلافاصله” هم از قانع‌کننده‌‌ترین کلماتی است که می‌توانید در متن خود بگنجانید.اگر کار شما فروش خدمات – و نه محصولات – است، به جای این کلمه، می‌توانید از واژۀ “به سرعت” استفاده کنید.

محققان متوجه شده‌اند که دلیل تاثیر این کلمات آن است که به ما اجازه می‌دهند وضعیتی را تصور کنیم که در آن مشکل ما بلافاصله حل می‌شود. این یعنی وقتی بدانیم زود به نتیجه مطلوب خود می‌رسیم، میل بیشتری به انجام آن داریم.ذهن ما عاشق بدست آوردن لذت در لحظه است، بنابراین وقتی که به ما یادآوری می‌شود که می‌توانیم مشکلات خود را سریعاً حل کنیم، میل ما به خرید بیشتر خواهد شد.

بله، وقتی مصرف‌کننده بداند که بلافاصله پاداش کار خود را دریافت می‌کند، دیگر صبر کردن برای انجام یک خرید، کار دشواری خواهد بود.

۷ – یک رقیب (یا دشمن) برای خود بتراشید!

در جهان تجارت و مدیریت بازاریابی و مشتری ، ایجاد کردن روابط معنادار، امری حیاتی برای کسب موفقیت است. در واقع، اینکه شما چه کسانی را می‌شناسید، به اندازه دانشی که در اختیار دارید مهم است.

روابط شما مسلماً اهمیّت بسیاری دارد و باعث ایجاد حس امنیّت بیشتر نزد مشتری خواهد شد، اما هنگام ایجاد روابط، نیاز شما فقط به دوست نیست، بلکه به یک دشمن هم نیاز دارید.چرا؟ آخر مگر داشتن دشمن هم می‌تواند سودی برایتان داشته باشد؟

تحقیقات مربوطه نشان داده که اگر به دنبال مشتریان واقعاً وفادار هستید، داشتن یک دشمنِ مشخص امری ضروری است.در یک تحقیق بسیار پر سر و صدا با عنوان “دسته‌بندی اجتماعی و رفتار درون گروهی”، یک روانشناس اجتماعی به نام هنری تاجیفل، سعی داشت مشخص کند که انسان‌ها به چه دلیل رفتارهایی حاکی از تنفر یا تعصب گروهی از خود نشان می‌دهند.

در این تحقیق، ابتدا از شرکت‌کنندگان خواسته شد که از بین دو انسان یا دو شیء، که نسبت به آنها هیچ‌گونه دانش قبلی نداشتند، انتخاب کنند. برای مثال در یک مورد از آنها خواسته شد بین دو نقّاش انتخاب کنند که تفاوت بین آنها واقعاً بی‌معنی بود.سپس این افراد بر اساس انتخاب‌های خود به دو گروه مختلف تقسیم شدند.در کمال ناباوری، تاجیفل متوجه شد که می‌تواند گروه‌هایی از آدم‌ها بسازد که به گروه فرضی خود وفاداری نشان دهند و با صراحت نسبت به افراد خارجی تعصب داشته باشند.جالب اینجاست که مشاهدۀ چنین رفتاری با بی‌اهمیّت‌ترین تفاوت‌های ممکن در بین انتخاب‌ها میسر شده بود.

مدیریت بازاریابی و مشتری

مدیریت بازاریابی و مشتری

هر چند واقعا فرقی بین این دو گروه نبود، اما وقتی بحث بر سر ارائه پاداش‌های واقعی بود، سوژه‌های تحقیق به افراد گروه خود بیشتر میل داشتند و در زمینۀ ارائه پاداش‌ به افراد گروه دیگر از خود تعصب نشان می‌دادند.البته شما لزوماً به یک دشمن در جهان واقعی نیازی ندارید، بلکه کافی است علیه یک عقیده یا ایده باشید.البته، به نحوی که مشتریان بتوانند با شما هم‌ذات‌پنداری کنند.

هدف شما نباید این باشد که رقبای خود را بکوبید، بلکه باید بتوانید خودتان را با ایده‌آل‌های مشخصی تعریف کنید و بدین ترتیب از سایرین متمایز شوید.شما هیچوقت نمی‌توانید لحن منحصربفرد برند خود را، بدون شناسایی درست معیارهای دیگران و تمرکز بر تفاوت‌های خود پیدا کنید.برای آنکه بتوانید مشتریان ایده‌آل خود را به دست آورید، لازم است خود را در نقش دشمنی برای یک ایده، باور یا نوع نگاه تعریف کنید. درست همانطور که اپل علیه کاربران “حوصله سربر” کامپیوتر و کامپیوترهای غیر جذاب آنها موضع می‌گیرد.

۸ – پای یک عقیده ارزشمند بایستید!

ما در مورد اهمیتِ ایجاد حس انحصار و دفع یک گروه خاص با مشخص کردن دشمنی برای خودتان صحبت کردیم، اما در عین حال لازم است مشتریان ایده‌آل خود را هم وارد گروه مشخصی بکنید.

مردم دوست دارند در پیام یک برند، همراهش باشند. اما به شرط آن که ارزش‌های آنها با این برند یکسان باشد.در حقیقت، از بین کسانی که گفته‌اند یک رابطه قوی با برندی مشخص دارند، بیش از ۶۴درصد آنها اظهار داشته‌اند که دلیل این موضوع، داشتن “ارزش‌های مشترک” با این برند بوده است.

بر اساس یافته‌های شرکت تحقیقاتی CEB، مردم به هیچ شرکتی وفادار نیستند. بلکه به ارزش‌هایی وفادارند که یک شرکت برای خودش دارد.یک مثال عالی از این موضوع، کفش‌های TOMS است؛ این برند، به عقیدۀ بسیاری از مشتریان، واقعاً پای ارزش‌های خود ایستاده است و حتی خارج از فضای تجاری نیز به باورهای خود متعهد بوده است.

مشتریان این شرکت را تحسین می‌کنند، چون بابت هر جفت کفش که می‌فروشد، یک جفت کفش به نیازمندان اهدا می‌کند.در همین زمینه، بد نیست اگر نگاهی به برند زاپوز هم بیندازیم: مدیر این برند، تونی هسیه، شرکت خود را به عنوان یک فروشگاه آنلاین نمی‌شناسد، بلکه از آن به عنوان “یک شرکت فعال در زمینۀ خدمات مشتری که از قضا، کفش هم می‌فروشد” تعریف می‌کند.

بد نیست بدانید که این حرف او فقط یک شعار قشنگ نیست: همه مشتریان زاپوز به خوبی می‌دانند که این شرکت برای ارائه یک تجربه فوق‌العاده به مشتری، از هیچ تلاشی فروگذار نیست.ارزش‌های خود را به طور مرتب و واضح برای مشتریان خود مشخص کنید. کیفیت محصولات و خدمات شما برای آنها اهمیّت دارد، اما در نهایت وفادارترین مشتریان شما به چیزی علاقه دارند که برند شما پایش ایستاده است و بابت آن تلاش می‌کند. پس باید کاری کنید که آنها به راحتی ارزش‌های شرکت شما و تلاش‌هایتان در این زمینه را متوجه شوند.

۹ – نقش وکیل مدافعه شیطان را بازی کنید!

آیا با طریقه به وجود آمدن عبارت “وکیل مدافعه شیطان” آشنا هستید؟این عبارت مربوط به زمانی بود که کلیسای کاتولیک قصد داشت فردی را به مقام قدیس منصوب کند. برای اینکار، مسئولان کلیسا از یک وکیل می‌خواستند تا در نقش وکیل مدافعه شیطان حاضر شود و در طی مراسم، دلایلی را که فرد مذکور نباید به درجه قداست برسد را مطرح کند.به این ترتیب بود که آنها مطمئن می‌شدند این مراسم تا حد ممکن بی‌طرفانه برگزار می‌شود.در فضای تجارت می‌توان یک درس مهم از این حرکت گرفت.

طبق تحقیقی که توسط یک روانشناس اجتماعی به نام شارلان نمث (و همکارانش) انجام شده، نقش وکیل مدافعه شیطان، بدون شک در متقاعد کردن مخاطبان تاثیر دارد.البته خیالتان راحت، برای استفاده از این تکنیک، لازم نیست شما مخالفت واقعی با محصولات خود داشته باشید.هر چند که این کار هم تاثیر خود را بر روی مخاطب خواهد گذاشت.وقتی که افراد با کسی روبرو می‌شوند که واقعاً با نقطه نظر آنها مخالف است، تلاش می‌کنند تا نقطه نظرش را درک کنند.

تحقیق در این زمینه همچنین نشان داده که مخالفت، به ایجاد خلاقیت بیشتر و حل مشکل در یک گروه کمک می‌کند.تاثیر آنهایی که نقش وکیل مدافع شیطان را بازی می‌کنند، دقیقاً چیست؟

مخالفان یک موضوع، باعث می‌شوند که اکثریت در تصمیم خود بیشتر مصمم شوند.محققان متوجه شده‌اند که  وقتی مخاطبان در مورد انتقادهای وکیل مدافعه شیطان بحث می‌کنند، در حقیقت مشغول مطرح کردن و رفع اشکالات تصمیم خود هستند و جایگزین‌های بهتری برای استدلال‌های خود پیدا می‌کنند و در نهایت در تصمیم خود راسخ‌تر خواهند بود و این یعنی بازاریابان یک فرصت خوب دارند، آنها می‌توانند برای مشکلات احتمالی محصولات خود، در نقش وکیل مدافع شیطان ظاهر شوند (“برخی گفته‌اند که محصول ما بیش از حد پیچیدگی دارد، اما این موضوع صحت ندارد. دلیل آن هم این است که…”).

مدیریت بازاریابی و مشتری

مدیریت بازاریابی و مشتری

با چنین کاری می‌توانید در متقاعدسازی مشتریان و مدیریت بازاریابی و مشتری بسیار بهتر عمل کنید، چرا که تمام نگرانی‌های آنها، قبل از خرید مطرح و رفع می‌شوند.ظاهراً بازی کردنِ نقش وکیل مدافع شیطان، به هیچ‌وجه جلوی مخاطبان را نمی‌گیرد و فقط عزم آنها را برای عملی کردن تصمیم‌شان بیشتر می‌کند. پس بد نیست که برای محصولات و خدمات خودتان در مدیریت بازاریابی و مشتری ، تبدیل به وکیل مدافع شیطان بشوید و ضعف‌های احتمالی را، با ارائه توضیح و راه‌حل، رد کنید. به این ترتیب، ترس‌های مشتریان شما از بین می‌رود و با اعتماد بیشتری، فرآیند خرید خود را کامل می‌کنند.

۱۰ – مشتریان خود را همیشه مشتاق نگاه دارید!

اولین چیزی که باعث ایجاد وفاداری در مدیریت بازاریابی و مشتری  می‌شود چیست؟

جواب این سوال، اصل اجتماعیِ عمل متقابل است، یعنی اینکه هر کس در مقابل چیزی که دریافت می‌کند، می‌خواهد چیزی هم ارائه بدهد.خبر خوب این است که یک راه فوق‌العاده برای استفاده از این اصل وجود دارد که تجارت‌ها می‌توانند از آن بهره ببرند: ایجاد حس نیاز به عمل متقابل با غافلگیر کردن مشتریان.در جریان یک تحقیق، روانشناسی به نام نوربرت شوارز متوجه شد که حتی پیدا کردن یک سکه ۱۰ سنتی کافی است تا نگاه فرد تحت تاثیر قرار بگیرد و دیدی مثبت نسبت به روز خود پیدا کند.

هر چند که این تحقیق در سال ۱۹۸۷ انجام شده، اما نتیجۀ آن هنوز هم درست است: لازم نیست برای فعال‌کردن فرآیندِ عمل متقابل، کار زیادی انجام دهید. حتی کوچکترین لطف شما کافی است تا نیّت خوبتان را به مشتری نشان دهید و مطمئن شوید که او به شما وفادار خواهد ماند.شوارز پدیدۀ مذکور را اینگونه توضیح داده است: “مساله، ارزش چیزی نیست که بدست می‌آورید، بلکه اتفاق مثبتی است که برای شما روی داده است.”

در یک تحقیق معروف دیگر در این مورد، دکتر رابرت چالدینی متوجه شد که یک کار ساده، مثل خرید یک قوطی نوشابه برای مخاطب، کافی است تا او با علاقۀ بسیار بیشتری نسبت به شما رفتار کند.یکی از بهترین راهکارها برای استفاده از این تکنیک، آن است که بعد از انجام خرید توسط مشتری، همچنان ارتباط خود را حفظ کنید و چیزی به عنوان هدیه به او بدهید.مشتریان را با یک چیز کوچک غافلگیر کنید، حتی کوچکترین چیز هم تاثیرگذار خواهد بود.

مدیریت بازاریابی و مشتری

مدیریت بازاریابی و مشتری

و نکات آخر این است که:

در مدیریت بازاریابی و مشتری ، اگر که محصول شما یک نرم‌افزار است، یک راهنمای رایگان برای آن می‌تواند واقعاً تاثیرگذار باشد. اگر یک آرایشگاه را هم اداره می‌کنید، دادن یک شانۀ پلاستیکی به مشتری می‌تواند تاثیر فوق‌العاده‌ای داشته باشد.

زاپوز (فعال در زمینۀ خدمات مشتری، که از قضا کفش هم می‌فروشد.) اقرار کرده که هر از چند گاهی، حساب کاربریِ مشتریان خود را، بدون آنکه به اطلاعشان برساند، ارتقا می‌دهد تا کفش‌ها یک روزه به دستشان برسد. به این ترتیب می‌تواند حس غافلگیری و خوشحالی برای مشتری ایجاد کند که هیچوقت با اطلاع‌رسانی در مورد ارتقای حساب در سایت میسّر نمی‌شد.

فراموش نکنید که ارزش مادی هدیه شما اصلاً مهم نیست. اگر نمی‌توانید از پس حرکت پر هزینه مانند کار زاپوز بر بیایید، یادتان نرود که هر حرکت دیگری، هر چقدر هم کوچک، موثر خواهد بود. چرا که فقط این مساله مهم است که به یاد مشتریان خود بوده‌اید.

عمل متقابل قدرتی بزرگ در اختیارتان می‌گذارد، با این حال، بعید نیست که بسیاری از رقبای شما هم از آن استفاده کنند. اگر این موضوع درست است، شما می‌توانید با غافلگیر کردن مشتریان خود، در بین رقبا بدرخشید. این کار می‌تواند یک راه عالی باشد تا به مشتری نشان دهید که قدر تجارت با او را می‌دانید.

  ”مشاهده مقالات بیشتر….. ”  

معرفی و اهمیت دوره مدیریت (MBA) در مشهد

ثبت نام در دوره مدیریت DBA و MBA

ثبت نام و شروع دوره مدیریت عالی کسب و کارDBA

 

 

مشاور حقوقی حرفه ای با تسلط کاملی که به قوانین و اصول حقوقی دارد، کلیه امور حقوقی سازمان یا شرکت از جمله تهیه و تنظیم آیین نامه ها و دستورالعمل ها، انعقاد قراردادهای داخلی و خارجی، رسیدگی و پیگیری پرونده های حقوقی و دعاوی اداری و استخدامی، شرکت در جلسات دادرسی و دفاع از حق سازمان، انجام امور حقوقی مربوط به مناقصه، مزایده و … را برعهده دارد.

مشاور حقوقی حرفه ای کیست؟

کارشناس یا مشاور حقوقی حرفه ای فردی است که دارای اطلاعات کامل نسبت به امور حقوقی و کیفری هستند،که افراد می توانند در حوزه مشکلات و مسائل حقوقی خود که شامل کلیه معاملات و قرارداد ها  ، مسائل خانوادگی و کیفری و…با مشاور خود مشورت لازمه را انجام داده و از هر قانون و مقرراتی، اطلاع لازم را بگیرند.

آینده شغلی و بازارکار مشاور حقوقی

امروزه با گسترده شدن روابط فردی و سازمانی افزایش مسائل و مشکلات مختلف در سازمان های دولتی و یا شرکت های خصوصی، نیازبه وجود یک یا تعدادی کارشناس و یا مشاور حقوقی در کنار مدیران بیش از هر زمان دیگری احساس می شود.
مشاور حقوقی حرفه ای با توجه به دانشی که به قوانین و مقررات دارد، به مدیران شرکتها ، سازمان ها و ادارات کمک می کند تا با توجه به مسئولیت ها و قانون های کیفری، حقوقی، جزایی و انتظامی تصمیم های صحیح تر و قانونمند تری اخذ نمایند و همچنین در مواجه به مسائل حقوقی سازمانی به آنها در حل و فصل مسایل و مشکلات یاری می رساند.

مشاور حقوقی حرفه ای

مشاور حقوقی حرفه ای

مشاور حقوقی با دانش و تسلط کاملی که به قوانین و قواعد حقوقی دارد

کلیه امور حقوقی سازمان یا شرکت از جمله تهیه و تنظیم آیین نامه ها و دستورالعمل ها، انعقاد قراردادهای داخلی و خارجی، رسیدگی و پیگیری پرونده های حقوقی، اداری و استخدامی، شرکت در جلسات دادرسی و دفاع از حق سازمان، انجام امور حقوقی مربوط به مناقصه، مزایده و … را برعهده دارد.

در اداره ها و سازمان های دولتی، معمولا یک بخش حقوقی تشکیل شده از چندین کارشناس حقوقی مربوط به انعقاد قرارداد های خرید و فروش؛ انعقاد قراردادها و تفاهم نامه های بین سازمانی و سایر امور حقوقی دستگاه را زیر نظر دارند. در شرکت های خصوصی بزرگ نیز، مدیران شرکت از یک تیم مشاور حقوقی حرفه ای و پر قدرت و یک واحد حقوقی جداگانه  نیز بهره می برند.

ویژگی های یک مشاور حقوقی موفق چیست؟

تسلط و آشنایی با قوانین و مقررات حقوقی

مهارت گوش دادن به افراد

توانایی تحلیل وبررسی درست مسائل 

امانت داری و صداقت در رفتار و متعهد بودن

 رعایت عدالت و انصاف

توانایی ارتباط مناسب و توجه به مطالب جزئی

قدرت و تبحر در سخنرانی و نوشتن و توانایی مجاب کردن افراد

مشاور حقوقی حرفه ای

وظایف کارشناس یا مشاور حقوقی حرفه ای :

کارشناس یا مشاور حقوقی شرکت، باید نسبت به مسئولیت ها و تعهد های بیمه ای و تامین اجتماعی شرکت،تسلط و آگاهی داشته باشد و اقدام های لازم را به موقع، انجام دهد.

مشاور حقوقی حرفه ای شرکت، باید نسبت به مسئولیت ها و تعهدات شرکت، ناشی از قوانین صنفی، تعزیرات و حقوق مصرف کننده، آگاهی و توجه داشته باشد.

مشاور حقوقی شرکت، باید نسبت به مسئولیت ها و تعهدات شرکت، ناشی از مقررات کار و روابط کار، آگاه و تسلط کافی داشته باشد .

توصیه می کنم از مشاور حقوقی شرکت خود بخواهید، فهرستی از نقاط ضعف و قوت شرکت از دیدگاه خودش را تهیه و ارائه نماید.

حتما از مشاور حقوقی شرکت خود بخواهید تا زمانی که با شما همکاری دارد، هر گونه تغییر در مقررات قانونی مهمی که، ناظر بر فعالیت های شرکت شماست یا حتی پیشنهادات و طرح های مربوط به تغییر مقررات حیاتی مربوط به کسب و کار شما را رصد و به شما گزارش نماید.

دانش و مهارت مورد نیاز شغل مشاور حقوقی حرفه ای

آشنایی و تسلط کامل در قوانین و امور حقوقی

توانایی و قدرت تصمیم گیری سریع و درست

توان تجزیه و تحلیل مناسب

داشتن صداقت و امانت داری

رعایت انصاف (به خصوص دربین مدیران و کارکنان)

قدرت برقراری ارتباط مناسب و توجه به جزئیات

مهارت خوب در سخنوری و نوشتن و توانایی متقاعد کردن دیگران

آشنایی نسبی با سایر مسائل سازمانی از جمله امور استخدامی، مالی و..

مشاور حقوقی حرفه ای

نکته قابل ذکر دیگر این است که مشاور شما

در زمان مشاوره حقوقی عموماً نیاز دارد که تمام اسناد و مدارک و شواهد شما را از پرونده در اختیار داشته باشد . تنها کاری لازم و ضروری است که مشاور انجام دهد این است که اسناد را به خوبی آنالیز و تحلیل کند و درک درستی از پرونده داشته باشد ، پس از آن باید اطلاعات و دریافت های خود از پرونده را با شما به اشتراک بگذارد و به گونه ای شما راهنمایی کند که چگونه در دادگاه حاضر شوید ، چگونه از حقوق خود دفاع کنید.

مشاور به شما آموزش می دهد که چگونه نظر قاضی را به خود جلب کنید و چگونه در برابر حملات وکیل طرف مقابل خود دوام بیاورید و در آخر  چگونه از خود دفاع کنید تا موفقیت حاصل شود.

  ”مشاهده مقالات بیشتر….. ”  

کسب و کار اصولی را در دوره مشاور حقوقی املاک بیاموزید

برگزاری دوره مشاوره حقوقی در مشهد

دوره های کاربردی و مفید مشاور حقوقی

 

مشاوره مدیریت حرفه ای

در تصوربیشتر مردم، نیاز به مشاور مدیریت حرفه ای ، هنگامی بیان می شود که  فرد یا سازمان دچار مسئله یا بحرانی شود، در حالیکه متدلوژی بهره گیری از مشاور، فرآیندی دائمی است که در شرایط مطلوب نیز, نیاز به آن احساس می شود . مشاوره رابطه ای است بین دو فرد که در آن، یک نفرمی کوشد تا دیگری را درک و در حل مسائل سازگاری و انطباقی کمک کند.

مشاور مدیریت حرفه ای چیست؟

مشاور مدیریت حرفه ای یک نوع خدمت است. خدمتی از جنس کمک و راهنمایی که به مشتریان کمک می کند تا مسائل مدیریتی و فرصت های خود را شناسایی و تحلیل کنند.مشاور مدیریت حرفه ای با توجه به شرایط مشتریان، راه حل هایی را توصیه و یا فعالیت هایی را پیشنهاد می کند و پس از تایید کارفرما، در پیاده سازی و اجرایی کردن آن ها نیز همراهی دارد.

مشاور مدیریت حرفه ای موفق، فردی است که منابع و تجربه هایی را برای شرکت به همراه می آورد که تیم مدیریت آن شرکت، آن ها را در اختیار خود ندارد.

مشاور مدیریت حرفه ای ، قدرت تشخیص مشکلات و به کارگیری ابزار مناسب برای حل

آن ها را دارد وازطیف گسترده ای از رویکردها، ابزارها و فنون،

برای اثرگذاری بر سیستم و فرآیند های آن استفاده می کند.

میتوان اینگونه گفت که مشاور مدیریت:

– ارائه  راه و روش های کاربردی در کسب و کار به شرکت ها توسط فردی متخصص است.

– خدمتی است که به ارائه توصیه هایی به کارآفرینان و مدیران کسب و کار می پردازد.

– کمک به شرکت ها برای تحلیل و توسعه سودمندی استراتژی های کسب و کار است.

– شغلی است که به رهبران شرکت ها، دولت ها، سازمان ها و مراکزغیرانتفاعی، خدمات مشاور ای و سرمایه گذاری در حوزه کسب و کار ارائه می دهد.

مشاوره مدیریت حرفه ای

نقش مشاور مدیریت حرفه ای در کسب و کار شما:

همچنین مشاور مدیریت موظف است تا با انجام بررسی دقیق توانایی ها و بودجه های در اختیار سازمان، مناسب ترین بازار و موقعیت مناسب را به شما معرفی نماید.

اگر ارزش کسب و کار خود را در حد جان خویشتن می دانستیم، پی می بردیم که این هزینه ها معمول و منطقی است. مشاور اطلاعاتی را در اختیار شما قرار می دهد که کسب آنها برای خودش بعضاً میلیون ها تومان هزینه داشته است. مشاوران تنها اطلاعاتی از موفقیت های خود را در اختیار مشتریان خود قرار نمی دهند، بلکه با ارزش ترین اطلاعاتی که از ایشان به شما خواهد رسید، اطلاعاتی درباره چگونگی سود و زیان های کسب و کارهای شخصی و یا اطلاعاتی درباره شکست هایی که قبلاً در سایر همکاری ها تجربه کرده اند می باشد.


خدمات اصلی که بایستی توسط مشاور مدیریت حرفه ای ارائه شود، شامل موارد زیر است:

طراحی و انجام مطالعات ویژه، ارائه رهنمود، طراحی و برنامه ریزی و همکاری حرفه ای برای پیاده سازی تصمیم های تایید شده؛

بازنگری و پیشنهاد بهبود، مراحل، سیستم ها، روش ها و ارتباطات سازمانی؛

معرفی ایده ها، مفاهیم و روش های جدید مدیریتی.

مشاوره مدیریت حرفه ای

از جمع بندی موارد گفته شده نتیجه می گیریم که

مشاور مدیریت حرفه ای ، راهنمایی و کمک به شرکت ها برای ارتقای عملکرد، از راه تجزیه و تحلیل وضعیت و مشکلات موجود و طراحی برنامه ها و استراتژی های سودآوراست. مشاوره ها در قالب بهبود یا انتقال از یک وضعیت به وضعیت دیگر از راه شناسایی و تشریح تجربه های موفق شرکت ها، تکنیک های تحلیلی، مدیریت تغییر، بهبود مهارت ها، پیاده سازی تکنولوژی،انجام می شود.

مشاور مدیریت حرفه ای معمولاً از روش ها و چارچوب های خاصی برای شناسایی مشکلات یا ارائه راه حل های اثربخش برای انجام فعالیت های کسب و کار استفاده می کند.

 ودر پایان به عنوان پزشک یک شرکت، شغل راحتی را انتخاب نکرده اید. شغل مشاوره یعنی سال ها تلاش برای دستیابی به مهارت و دانش، سال هایی که ممکن است همراه با درآمد حداکثری نباشند و حتی زمانتان نیز در اختیار خودتان نباشد. پس اگر در شغل مشاور مدیریت قدم گذاشته‌ اید، به شما تبریک می گویم، خودتان را برای چالش هایی جذاب و مداوم این شغل آماده کنید و منتظر باشید که در پس هر چالش یادگیری تازه‌ ای را تجربه کنید.

  ”مشاهده مقالات بیشتر….. ”  

بهترین دوره مشاور حرفه ای مدیریت

اهمیت برخورداری از یک مشاور حرفه ای مدیریت

دوره مشاوره حرفه ای مدیریت در مشهد

 

مشاور مالی و سرمایه گذاری

در هنگام نوسانات بازار، یک مشاور مالی و سرمایه گذاری می‌تواند مسیر راه را برای شما مشخص کرده و استراتژی سرمایه گذاری را در شرایط های مختلف به شما بازگو کند.به عنوان مثال شما قصد دارید در بازار سکه و طلا سرمایه‌ گذاری کنید. کدام سکه را می‌خرید؟ سکه‌ی بهار آزادی، نیم سکه یا سکه‌ی گرمی؟ دلیلتان برای این انتخاب چه بوده است؟برای مثال اگر قیمت سکه 20 درصد افت کرد،چه اقدامی باید انجام دهید؟ در این گونه مواقع، مشاوران مالی و اقتصادی می‌توانند به کمک شما بیایند.

مشاور مالی و سرمایه گذاری کیست؟

مشاور مالی و سرمایه گذاری می توان به شخصی گفت که به افراد (و شرکت‌های) جامعه کمک می‌کند تا بتوانند مدیریت مالی‌شان را مناسب تر و حرفه‌ای‌ تر انجام دهند. یک مشاورِ مالی و سرمایه گذاری حرفه ای باید بتواند در بحث ها‌ی سرمایه گذاری،تامین مالی جهیزیه،بیمه، مسکن،و دانشگاه،بازنشستگی و غیره..،با توجه به نیازهای مالی افراد و اهداف آن ها، پیشنهاد تاثیر گذار بدهد. در کشورهایی همچون آمریکا، مراکزی ساخته شده اند که مشاور مالی حرفه ای را با توجه به توان مالی و نیاز شما،به شما معرفی خواهند کرد، اما در کشور ما تاکنون چنین شرکت‌های خدماتی ایجاد نشده است.

 یک مشاوره مالی و سرمایه گذاری چه سودی برای شما خواهد داشت؟

-معرفی،کمک و راهنمایی در بحث گزینه‌های سرمایه گذاری

-برنامه‌ریزی مالی و اقتصای

-بهینه سازی سبد سرمایه گذاری صرفه جویی

-کمک به افراد، جهت پیشگیری از اشتباهات مالی

-انجام خدمات مربوطه به امور مالیاتی

در دنیای مالی و سرمایه گذاری

پیدا کردن و آشنا شدن با یک مشاوره مالی و سرمایه گذاری مطمئن،

مفیدتر و ضروری تر از پیدا کردن یک گزینه برای سرمایه گذاری است.

و همچنین برخی از افراد در جست و جوی گزینه‌های سرمایه گذاری سودآور هستند،

اما به گونه ای است که شناخت نیازهای مالی یک قدم ضروری پیش از انتخاب بازار های مالی است.

مشاوره مالی و سرمایه گذاری که برای تمامی افراد،تنها یک راه مالی را پیشنهاد می‌کند،مانند پزشکی است که برای همه بیماران خود یک نسخه را تجویز می‌کند! پس اگر یک مشاور، بدون اطلاع از وضعیت مالی شما،میزان درآمد،وغیره.. اقدام به انجام مشاوره کرد، در انتخاب خود تجدید نظر کنید.

مشاور مالی و سرمایه گذاری

 نیاز به مشاور مالی و سرمایه گذاری دارید؟

چگونه بدانیم که نیاز به مشاوره مالی و سرمایه گذاری ،خواهیم داشت یا نه؟ برای پاسخ به این سوال، بهتر است چند سوال اساسی از خودتان بپرسید که آیا:

اطلاعات و دانش کافی در مورد علم و مفاهیم سرمایه گذاری را دارید؟

زمینه وتخصص کافی در زمینه‌ ی ابزارهای مدیریت مالی دارید؟

زمان کافی برای تجزیه و تحلیل بازارهای مالی و مدیریت ریسکِ سبد سرمایه گذاری دارید؟

اخبار و گزارشات پیرامون یک دارایی خاص را دنبال می‌کنید؟ مثلا سهام بورسی، اونس طلا، بیت کوین …

اگر پاسخ شما به این سوالات مثبت می باشد، شما از مشاوره مالی و سرمایه گذاری بی‌نیاز هستید، اما اگر پاسخ شما منفی است،توصیه می کنیم از مهارت و تجربه‌ی مشاور مالی و سرمایه گذاری استفاده کنید.

کدام مشاورمالی و سرمایه گذاری خوب نیست؟

اگر مشاور مالی و سرمایه گذاری فقط از شما پول بگیرد و هیچ وقت در مورد اهداف مالی با شما صحبتی نکند،باید بدانید که به فکر مشاور مالی جدید باشید. همچنین اگر مشاور مالی و سرمایه گذاری، استراتژی مالی به شما ندهد، برنامه‌ریزی برای سرمایه گذاری نکند و توجهی به نیازهای مالی شما نداشته باشد، مشاور مناسبی برای شما نیست.

یک مشاور مالی باید برای هر فرد، یک برنامه‌ی شخصی‌ سازی شده داشته باشد و متناسب با شرایط مالی هر فرد به آن برنامه بدهد. در صورتی که مشاوره‌ی شما خیلی با وضعیت‌تان تطابق ندارد،پیشنهاد می‌کنیم همکاری با آن مشاور را قطع کنید.

مشاور مالی و سرمایه گذاری

شناخت و ویژگی های مشاور مالی و سرمایه گذاری

در دنیای امروزه کسب تجربیات این افراد بیش از پیش احساس می شود و چون راه ها و ترفند های فراوانی برای کلاهبرداری  و فریب  دادن وجود دارد و ممکن است شما بدون آگاهی و تجربه نه چندان کافی اقدام به نوشتن قراردادی کنیدکه بعدا”متوجه شویدکلاه بزگی سرتان گذاشته اند”و بعدا مجبور هستید چند برابر هزینه کنید تا از آن مخمصه و مشکلات خلاص شوید.

برای پیدا کردن مشاوران مالی خوب رزومه آنها را به خوبی بررسی کنید و با تحقیق از اعتبار و شهرت آن ها اطمینان حاصل کنید تا بتوانید مشاورانی را انتخاب کنید که با آن ها تعامل خوبی داشته و آن ها نیز متقابلا به صحبت های شما گوش دهند.

مشاور مالی و سرمایه گذاری

مشاور مالی و سرمایه گذاری باید از اهداف بلند وکوتاه مدت شما، موجودی ها و بدهی های شما آگاه باشد و باید به طور صحیح و منظم در جریان روندکارهای شما قرار بگیرد تا اگر وقفه ای افتاد،در راه موفقیت مالی شما خدشه ای وارد نشود و این کار را باید از طریق برگذاری جلسات متعدد انجام دهند.

در کسب و کارهایی در ابعاد وسیع تر، مشاوران مالی خوب هر سال دو بار جلساتی را با مشتری های خود برگزار می کنند و در این جلسات درباره برنامه ها،هدف ها و روش های سرمایه گذاری گفت وگو می کنند.

  ”مشاهده مقالات بیشتر….. ”  

برگزاری دوره مشاوره مالی و اقتصادی در مشهد

دوره مشاور حرفه ای مالی و اقتصادی

دوره های مالی مدیریت راهی برای افزایش سرمایه

 

Business Management in Mashhad

رشته مدیریت بازرگانی در مشهد از گرایش های جذاب رشته مدیریت می باشد که تعداد بسیاری علاقه مند دارد و با توجه به آینده شغلی خوب توانسته پاسخگوی امیدها و آرزوهای بسیاری از جوانان علاقمند باشد و همچنین کمک به بهبود شرکت ها و موسسات مالی و بازرگانی نماید.

مقدمه ای بر رشته مدیریت بازرگانی در مشهد:

مدیریت بازرگانی در مشهد از مهم ترین بخش های مدیریت شرکت های تجاری است. زمانی یک شرکت خواهند توانست بین مشتریان و خریدارانش ارتباط تجاری خوبی برقرار کند که یک مدیر بازرگانی موفق را به همراه داشته باشد . فردی که مدیریت بازرگانی یک بنگاه اقتصادی را به عهده می گیرد، در جذب مشتریان و عرضه و معرفی صحیح و اصول محصول یا خدمات یک شرکت نقشی مهم را دارد.

و به طور کلی میتوان گفت که:

مدیر بازرگانی فردی است که نقش مهمی در سود و ضرر شرکت ها دارد.هدف از تشکیل این دوره، آموزش نیروی انسانی متخصص مورد نیاز سازمانها،

اداره ها، موسسه ها و شرکت های دولتی و خصوصی در زمینه بازرگانی با وظایف و اهداف گوناگون در سطوح کارشناسی می باشد.

مدیریت بازرگانی در مشهد

هدف رشته مدیریت بازرگانی در مشهد:

هدف از این رشته :آشنایی دقیق با وظایف اساسی سازمان های بازرگانی، افزایش مهارت و توانایی دانشپذیران در شناخت مسائل مبتنی به مدیریت، تجزیه و تحلیل وجمع آوری اطلاعات مربوط به هر یک از این مسائل، ارزیابی راه حل های مختلف در مورد هر مسأله ،تصمیم گیری و اجرای تصمیمات گرفته شده است. دانشپذیران با فراگیری نظریه های نوین مدیریت بازرگانی در این دوره،قادر خواهند شد تا به عنوان محقق به پژوهش پرداخته و با تجزیه و تحلیل تخصصی مسائل مدیریتی به امور اداره موفقیت آمیز سازمان ها کمک نمایند.

صنعت و بازار کار مدیریت بازرگانی در مشهد:

فارغ التحصیلان این رشته با آگاهی و شناختی که از ساخت سازمان، تئوری های مدیریت و سازماندهی و تکنیک های مختلف تصمیم گیری را دارند ،قدرت حل مشکلات را پیدا می کنند و همچنین علاوه بر دانش نظری، با کاربردهای این رشته نیز آشنا خواهند شد. فارغ التحصیلان مدیریت بازرگانی خواهند توانست در موسسات بازرگانی و امور دفتری مانند: تدارکات، اداره امور کارگزینی، امور مالی، بازاریابی مشغول به کار شوند.

گرایش های رشته مدیریت بازرگانی در مشهد:

این رشته گرایش‌های مختلفی را داردکه تعدادی از آن هارا با هم بررسی می کنیم: بازاریابی ، بازاریابی بین الملل ،مالی ،بیمه، بازرگانی بین الملل و..

مدیریت بازرگانی در مشهد

مدیریت بازرگانی در مشهد و بررسی آینده شغلی آن:

فارغ التحصیلان این رشته به خوبی می توانند در سطح مدیران اجرایی در سازمان های بازرگانی، صنعتی و دولتی مشغول به کار شوند و یا در سمت مشاور مدیریت مشغول به کار شوند.می توان اینگونه گفت که دانشپذیران پس از کسب تجربیات کافی بتوانند مسئولیت های بیشتری را در سطح های بالای سازمانی ،برعهده بگیرند. علاوه بر این، فارغ التحصیلان این دوره می توانند در کارهای پژوهشی و تحقیقاتی که امروزه در موسسات بزرگ دارای اهمیت زیادی است، مشغول به کار شوند.

همچنین دانشپذیران مدیریت بازرگانی در مشهد با توجه به شناخت کافی از کسب و کار و نحوه ایجاد تجارت موفق، شانس بیشتری برای موفقیت در حیطه کار آفرینی و تشکیل کسب و کارجدید را دارند.

برخی از شغل های مربوطه به این رشته عبارتند از:

مشاغل مرتبط با بازاریابی در سطح مختلف از بازاریاب تا مدیر بازاریابی، فعالیت در بخش برند یا تحقیقات بازار شرکت ها، واحد فروش سازمان ها، فعالیت در حوزه بازرگانی بین الملل (صادرات و واردات کالا)، فعالیت در حوزه بیمه، تجارت الکترونیک ، امور مالی و بانکداری و ….

مدیریت بازرگانی در مشهد

رشته مدیریت بازرگانی در مشهد و بازار کار آن:

دانشپذیران این رشته می توانند در سطح مدیران اجرایی در سازمانهای بازرگانی ، صنعتی و دولتی مشغول به کار شوند و یا در بخش مشاور مدیریت انجام وظیفه نمایند .علاوه بر این ، فارغ التحصیلان مدیریت بازرگانی در مشهد می توانند در کارهای پژوهشی و تحقیقاتی که امروزه در موسسات بزرگ،از اهمیت زیادی برخوردار است ، مشغول به کار شوند.

  ”مشاهده مقالات بیشتر….. ” 

معرفی و اهمیت دوره مدیریت (MBA) در مشهد

آموزش رشته MBA در مشهد